شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:
یوسف و زلیخا
پیوند کوتاه:
/m/333774
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- حبیب الله
- تاریخ کتابت:
- 1324ق (1324 هـ.ق)
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 18 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 24 برگ • 19 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 13×20سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • مقوا
آغاز نسخه
« سخن معجون جان و راح روح است ×× سخن سرخوش صهبای صبوح است / سخن بال و پر طاوس عشق است ×× سخن چو بک زن ناقوس عشق است / شود چون جنس صحبت را خریدار ×× کند بیدار خفته خفته بیدار / سراسر داستانها سیر کردم ×× بدستان سنج دگر خیر کردم / نظامی را چو دیدم پایه بالا ×× بدکان ریخته از زبده کالا / ز کبک خود ندیدم آن پرو بال ×× که آن شهباز را افتد بدنبال / به جام عشقم آخر همزبان کرد ×× بهم ما را بجایی مهربان کرد / شدم چون شد دلم با عشق دمساز ×× ز یوسف و ز زلیخا قصه پرداز / زبان زان قصه ام وا شد چو سوسن ×× که بود این قصه از هر قصه احسن / بپای یوسف اول بوسه دادم ×× زبان در وصف حسنش بر گشادم / دگر گشتم زلیخا را هم آواز ×× شدم از شرح عشق او سخن ساز / که در عشقش دل از کف رفت و جان رفت ×× بران زاد و بران ماند و بران رفت »
انجام نسخه
« زلیخا کو صداقت داشت ز آغاز ×× بدل تخم محبت کاشت ز آغاز / سرایت کرد عشقش رفته رفته ×× بجان یوسف آن ماه دو هفته / چنان شد یوسف آخر مایل او ×× که مایل تر شدش دل از دل او / محبت کرد رسم تازه بنیاد ×× که شد صیاد صید و صید صیاد
از تألیفات مؤلف (13 بیت است و نباید جزو این مثنوی باشد و گویا نویسنده آنها را افزوده است): «نه مایلم بسر زلف مشکسای ایاز ×× نه آرزو بدل از تخت و شاهی محمود / ... زبر دستی مکن با زیردستان ×× چو هشیاری قلم در کش بمستان»
سراینده این مثنوی دانسته نشده و از گفتار آقای خیام پور در مجله دانشکده ادبیات تبریز چیزی هم به دست نیامده است، اینک نمونهای از شعرهای این مثنوی: «باغ بردن زلیخا یوسف را و عشرت طلبیدن: خوش الحان بلبلی باغ حکایت ×× چنین کرد از <!-- page: 957 --> کهن مرغان روایت / که چون یوسف نشد رام زلیخا ×× نداد از سرکشی کام زلیخا / بپاسخ دایه گفتش صبر کن صبر ×× بصبر آید برون مهر و مه از ابر / درون یوسف از غیرت فگار است ×× هنوز این مه غریب این دیار است / دل یوسف همان مسکین حمام است ×× که بروی شهر بند مصر دام است / ز هجران پدر در هجر خویشان ×× دلی چون موی خود دارد پریشان / باین شهر از وطن تا پا نهاد است ×× ز اول روز پا اینجا نهاد است / ز رنج راه آسایش ندید است ×× ترا چون گل در آرایش ندید است / چو زیبا گلشنی بیند خجسته ×× در آنجا گلرخان با هم نشسته / ز حسنت دیگران را پست بیند ×× ترا از جمله بالا دست بیند»، عنوانهای این مثنوی: 1. در نسب زلیخا، 2. نجیر پرستاران از حال زلیخا، 3. بجنون گرفتار شدن زلیخا از فراق یوسف، 4. آگاهی زلیخا از مقدم عزیز مصر، 5. حیله انگیختن اخوان درباب جدا ساختن یوسف را از پدر، 6. بردن برادران یوسف را به صحرا، 7. به چاه افکندن برادران یوسف را، 8. برآوردن کاروانیان یوسف را از چاه، 9. بشارت بشیران مصر از مقدم یوسف، 10. سراپاشستن حضرت یوسف در رود نیل، 11. بدار البیع آوردن یوسف در هجوم خریداران، 12. تمنا کردن یوسف از زلیخا شبانی را، 13. استفسار دایه احوال زلیخا را، 14. نصیحت کردن دایه زلیخا را، 15. فرستادن زلیخا دایه را بخدمت یوسف، 16. بباغ بردن زلیخا یوسف را و عشرت طلبیدن، 17. رفتن زلیخا در باغ و مشاهده جمال یوسف را نمودن و بخیال فریفتن یوسف را خوبان مصری، 18. آوردن زلیخا یوسف را در خانه و گزارش احوال را بدایه نمودن، 19. ساختن زلیخا هفت قصر را و نقش کشیدن خود را و یوسف را، 20. در آوردن زلیخا یوسف را بقصر هفتم و کام طلبیدن، 21. آگاهی زنان مصر و نکوهش کردن زلیخا را و زلیخا نعمت دیدار یوسف را نمودن، 22. معذور داشتن زنان مصر زلیخا را از سرزنش و یاری او نمودن، 23. در تمثیل، 24. فرستادن زلیخا کنیزی را بزندان خدمت یوسف، 25. شرح حال زلیخا بعد از وفات عزیز، 26. آمدن زلیخا بر سر راه یوسف، 27. سر راه گرفتن زلیخا بحضرت یوسف، 28. التفات نمودن یوسف زلیخا را از مشیت الهی، 29. بردن یوسف زلیخا را بخانه و مهربانی نمودن، 30. بنکاح آوردن یوسف زلیخا را »
مهرها، یادداشتهای تملک و وقفیات نسخه
مهر و مه از ابر / درون یوسف از غیرت فگار است ×× هنوز این مه غریب این دیار است / دل یوسف همان مسکین حمام است ×× که بروی شهر بند مصر دام است / ز هجران پدر در هجر خویشان ×× دلی چون موی خود دارد پریشان / باین شهر از وطن تا پا نهاد است ×× ز اول روز پا اینجا نهاد است / ز رنج راه آسایش ندید است ×× ترا چون گل در آرایش ندید است / چو زیبا گلشنی بیند خجسته ×× در آنجا گلرخان با هم نشسته / ز حسنت دیگران را پست بیند ×× ترا از جمله بالا دست بیند»، عنوانهای این مثنوی: 1. در نسب زلیخا، 2. نجیر پرستاران از حال زلیخا، 3. بجنون گرفتار شدن زلیخا از فراق یوسف، 4. آگاهی زلیخا از مقدم عزیز مصر، 5. حیله انگیختن اخوان درباب جدا ساختن یوسف را از پدر، 6. بردن برادران یوسف را به صحرا، 7. به چاه افکندن برادران یوسف را، 8. برآوردن کاروانیان یوسف را از چاه، 9. بشارت بشیران مصر از مقدم یوسف، 10. سراپاشستن حضرت یوسف در رود نیل، 11. بدار البیع آوردن یوسف در هجوم خریداران، 12. تمنا کردن یوسف از زلیخا شبانی را، 13. استفسار دایه احوال زلیخا را، 14. نصیحت کردن دایه زلیخا را، 15. فرستادن زلیخا دایه را بخدمت یوسف، 16. بباغ بردن زلیخا یوسف را و عشرت طلبیدن، 17. رفتن زلیخا در باغ و مشاهده جمال یوسف را نمودن و بخیال فریفتن یوسف را خوبان مصری، 18. آوردن زلیخا یوسف را در خانه و گزارش احوال را بدایه نمودن، 19. ساختن زلیخا هفت قصر را و نقش کشیدن خود را و یوسف را، 20. در آوردن زلیخا یوسف را بقصر هفتم و کام طلبیدن، 21. آگاهی زنان مصر و نکوهش کردن زلیخا را و زلیخا نعمت دیدار یوسف را نمودن، 22. معذور داشتن زنان مصر زلیخا را از سرزنش و یاری او نمودن، 23. در تمثیل، 24. فرستادن زلیخا کنیزی را بزندان خدمت یوسف، 25. شرح حال زلیخا بعد از وفات عزیز، 26. آمدن زلیخا بر سر راه یوسف، 27. سر راه گرفتن زلیخا بحضرت یوسف، 28. التفات نمودن یوسف زلیخا را از مشیت الهی، 29. بردن یوسف زلیخا را بخانه و مهربانی نمودن، 30. بنکاح آوردن یوسف زلیخا را
یادداشتهای انتقادی و تصحیحی فهرستنگار:
•
از تألیفات مؤلف (13 بیت است و نباید جزو این مثنوی باشد و گویا نویسنده آنها را افزوده است): «نه مایلم بسر زلف مشکسای ایاز ×× نه آرزو بدل از تخت و شاهی محمود / ... زبر دستی مکن با زیردستان ×× چو هشیاری قلم در کش بمستان»
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 34 • صفحه 956 • ردیف 18
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
18. تهران؛ دانشگاه؛ شماره نسخه: 3922
آغاز: سخن معجون جان و راح روح است ×× سخن سرخوش صهبای صبوح است / سخن بال و پر طاوس عشق است ×× سخن چو بک زن ناقوس عشق است / شود چون جنس صحبت را خریدار ×× کند بیدار خفته خفته بیدار / سراسر داستانها سیر کردم ×× بدستان سنج دگر خیر کردم / نظامی را چو دیدم پایه بالا ×× بدکان ریخته از زبده کالا / ز کبک خود ندیدم آن پرو بال ×× که آن شهباز را افتد بدنبال / به جام عشقم آخر همزبان کرد ×× بهم ما را بجایی مهربان کرد / شدم چون شد دلم با عشق دمساز ×× ز یوسف و ز زلیخا قصه پرداز / زبان زان قصه ام وا شد چو سوسن ×× که بود این قصه از هر قصه احسن / بپای یوسف اول بوسه دادم ×× زبان در وصف حسنش بر گشادم / دگر گشتم زلیخا را هم آواز ×× شدم از شرح عشق او سخن ساز / که در عشقش دل از کف رفت و جان رفت ×× بران زاد و بران ماند و بران رفت؛ انجام: زلیخا کو صداقت داشت ز آغاز ×× بدل تخم محبت کاشت ز آغاز / سرایت کرد عشقش رفته رفته ×× بجان یوسف آن ماه دو هفته / چنان شد یوسف آخر مایل او ×× که مایل تر شدش دل از دل او / محبت کرد رسم تازه بنیاد ×× که شد صیاد صید و صید صیاد
از تألیفات مؤلف (13 بیت است و نباید جزو این مثنوی باشد و گویا نویسنده آنها را افزوده است): «نه مایلم بسر زلف مشکسای ایاز ×× نه آرزو بدل از تخت و شاهی محمود / ... زبر دستی مکن با زیردستان ×× چو هشیاری قلم در کش بمستان»
سراینده این مثنوی دانسته نشده و از گفتار آقای خیام پور در مجله دانشکده ادبیات تبریز چیزی هم به دست نیامده است، اینک نمونهای از شعرهای این مثنوی: «باغ بردن زلیخا یوسف را و عشرت طلبیدن: خوش الحان بلبلی باغ حکایت ×× چنین کرد از کهن مرغان روایت / که چون یوسف نشد رام زلیخا ×× نداد از سرکشی کام زلیخا / بپاسخ دایه گفتش صبر کن صبر ×× بصبر آید برون مهر و مه از ابر / درون یوسف از غیرت فگار است ×× هنوز این مه غریب این دیار است / دل یوسف همان مسکین حمام است ×× که بروی شهر بند مصر دام است / ز هجران پدر در هجر خویشان ×× دلی چون موی خود دارد پریشان / باین شهر از وطن تا پا نهاد است ×× ز اول روز پا اینجا نهاد است / ز رنج راه آسایش ندید است ×× ترا چون گل در آرایش ندید است / چو زیبا گلشنی بیند خجسته ×× در آنجا گلرخان با هم نشسته / ز حسنت دیگران را پست بیند ×× ترا از جمله بالا دست بیند»، عنوانهای این مثنوی: 1. در نسب زلیخا، 2. نجیر پرستاران از حال زلیخا، 3. بجنون گرفتار شدن زلیخا از فراق یوسف، 4. آگاهی زلیخا از مقدم عزیز مصر، 5. حیله انگیختن اخوان درباب جدا ساختن یوسف را از پدر، 6. بردن برادران یوسف را به صحرا، 7. به چاه افکندن برادران یوسف را، 8. برآوردن کاروانیان یوسف را از چاه، 9. بشارت بشیران مصر از مقدم یوسف، 10. سراپاشستن حضرت یوسف در رود نیل، 11. بدار البیع آوردن یوسف در هجوم خریداران، 12. تمنا کردن یوسف از زلیخا شبانی را، 13. استفسار دایه احوال زلیخا را، 14. نصیحت کردن دایه زلیخا را، 15. فرستادن زلیخا دایه را بخدمت یوسف، 16. بباغ بردن زلیخا یوسف را و عشرت طلبیدن، 17. رفتن زلیخا در باغ و مشاهده جمال یوسف را نمودن و بخیال فریفتن یوسف را خوبان مصری، 18. آوردن زلیخا یوسف را در خانه و گزارش احوال را بدایه نمودن، 19. ساختن زلیخا هفت قصر را و نقش کشیدن خود را و یوسف را، 20. در آوردن زلیخا یوسف را بقصر هفتم و کام طلبیدن، 21. آگاهی زنان مصر و نکوهش کردن زلیخا را و زلیخا نعمت دیدار یوسف را نمودن، 22. معذور داشتن زنان مصر زلیخا را از سرزنش و یاری او نمودن، 23. در تمثیل، 24. فرستادن زلیخا کنیزی را بزندان خدمت یوسف، 25. شرح حال زلیخا بعد از وفات عزیز، 26. آمدن زلیخا بر سر راه یوسف، 27. سر راه گرفتن زلیخا بحضرت یوسف، 28. التفات نمودن یوسف زلیخا را از مشیت الهی، 29. بردن یوسف زلیخا را بخانه و مهربانی نمودن، 30. بنکاح آوردن یوسف زلیخا را؛ خط: نستعلیق، کا: حبیب الله، تا: 1324ق؛ جلد: مقوا، 24گ، 19سطر (8×18)، اندازه: 13×20سم [ف: 12-2910]