شناسنامه کتابشناختی اثر
طرح غزل در انجمن ادبی اصفهان
tarh-e qazal dar anjoman-e adabī-ye esfahān
1
نسخه ثبتشده
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/44548
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #44548
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 22، ص 203
تا 204
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
ادبیات
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
به تقلید از حافظ: 1. به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست ×× که مونس دم صبحم دعای دولت توست؛ 2. یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش ×× میسپارم به تو از چشم حسود چمنش؛ 3. گر دست دهد درخم زلفین تو بازم ×× چون گوی که سرها که به چوگان تو بازم. از سعدی: 1. شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد ×× تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد؛ 2. چشمت چون تیغ غمزه خونخوار برگرفت ×× خود هوش و عقل خلق به یک بار برگرفت؛ 3. چشم اگر با دوست داری گوش بر دشمن مکن ×× تیر باران قضا را جز رضا روشن مکن. و مطلع غزلی با ردیف «عشق» نام شاعر ندارد. شرکتکنندگان: آشفته، بیضا، فرخ، خرم، شعله، طوبی، طغرل برای نمونه غزل (آشفته) را اینجا میآوریم: تار گیسو را حجاب چهر روشن مکن×× روز مشتاقان سیه چون روزگار من مکن / ای پری بر خرمن سودائیان آتش مزن ×× زلف مشکین را حجاب چهره روشن مکن / دفع تیر چشم حاسد را سپند خال بس ×× حلقههای زلف را دیگر به تن جوش مکن / ماه من امش ترحم کن به ماه آسمان ×× مهر تابان را عیان از چاک پیراهن مکن / گلعذار هر کجا باشی تو آنجا گلشن است ×× دیگر از بهر تماشا روی در گلشن مکن / چشم مستت در فن مردم فریبی کافی است ×× خود دگر ای ذوفنون آغاز مکر و فن مکن / از گل رویت اگر سر زد بنفشه غم مخور ×× هم چون من از اشک گلگون لاله در دامن مکن /گل شکفت آشفته برکش چون هزار آوا نوا ×× خویش را با ده زبان خاموش چون سوسن مکن. در میان شاعران یاد شده، آشفته، بیضا، شعله در تمام (یا قریب تمام) غزلهای طرح شده شرکت نموده و طوبی - طغرل فقط یک بار شرکت داشتهاند.
متن فنخا
● طرح غزل در انجمن ادبی اصفهان / ادبیات / فارسی
tarh-e qazal dar anjoman-e adabī-ye esfahān
به تقلید از حافظ: 1. به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست ×× که مونس دم صبحم دعای دولت توست؛ 2. یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش ×× میسپارم به تو از چشم حسود چمنش؛ 3. گر دست دهد درخم زلفین تو بازم ×× چون گوی که سرها که به چوگان تو بازم. از سعدی: 1. شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد ×× تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد؛ 2. چشمت چون تیغ غمزه خونخوار برگرفت ×× خود هوش و عقل خلق به یک بار برگرفت؛ 3. چشم اگر با دوست داری گوش بر دشمن مکن ×× تیر باران قضا را جز رضا روشن مکن. و مطلع غزلی با ردیف «عشق» نام شاعر ندارد. شرکتکنندگان: آشفته، بیضا، فرخ، خرم، شعله، طوبی، طغرل برای نمونه غزل (آشفته) را اینجا میآوریم: تار گیسو را حجاب چهر روشن مکن×× روز مشتاقان سیه چون روزگار من مکن / ای پری بر خرمن سودائیان آتش مزن ×× زلف مشکین را حجاب چهره روشن مکن / دفع تیر چشم حاسد را سپند خال بس ×× حلقههای زلف را دیگر به تن جوش مکن / ماه من امش ترحم کن به ماه آسمان ×× مهر تابان را عیان از چاک پیراهن مکن / گلعذار هر کجا باشی تو آنجا گلشن است ×× دیگر از بهر تماشا روی در گلشن مکن / چشم مستت در فن مردم فریبی کافی است ×× خود دگر ای ذوفنون آغاز مکر و فن مکن / از گل رویت اگر سر زد بنفشه غم مخور ×× هم چون من از اشک گلگون لاله در دامن مکن /گل شکفت آشفته برکش چون هزار آوا نوا ×× خویش را با ده زبان خاموش چون سوسن مکن. در میان شاعران یاد شده، آشفته، بیضا، شعله در تمام (یا قریب تمام) غزلهای طرح شده شرکت نموده و طوبی - طغرل فقط یک بار شرکت داشتهاند.
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
رجائی زفرهای، محمد حسن
تهران
|
بدون شماره | بیکاتب | بیتاریخ | - | - | شناسنامه ← |