شناسنامه کتابشناختی اثر
ناموس الطب (ترجمه)
عنوان پیراسته: ناموس الطب
nāmūs-ot tebb (t.)
3
نسخه ثبتشده
قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/66484
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #66484
پدیدآور / مؤلف:
بقراط
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 32، ص 774
زبان و قالب:
فارسی
(translation)
ردههای موضوعی:
طب
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
ترجمه فارسی ناموس الطب یا آئین پزشکی است. ابن ندیم (ص 400) میگوید که ابقراطس نخستین کسی استکه بیگانگانرا به مانند فرزند خویش گرفت و بدانها پزشکی آموخت چون میترسید که این هنر از میان برود. او در سوگندنامهای که نوشت و دستوریکه به پزشکان داد «عهد» آشکار داشت که چرا چنین کرد. خزرجی (ج 1ص25و 32) مینویسد که او پزشکی را در دفترها نوشت و به شاگردان بیاموخت و چون دید که این هنر از خاندان اسکولاپپوس بیرون رفته و هر جایی شد سوگند و پیمانی «عهد» گذارده که دانشجو باید آنرا فرا گیرد و به کار بندد و هماره پاکیزه خوی و نکوکار باشد. آنگاه ناموس و آئینی نهاده و در آن کسی را که شایسته آموختن پزشکی است شناساند. سپس پند و سفارشنامهای از خود به یادگار گذارد و در آن هر چه را که پزشک در اندیشه وخوی رفتار خویش بدان نیازمند است آشکار بداشت. نیز میگوید ابقراطس «کتاب الوصایا» دارد و «کتاب العهد» که «کتاب الایمان» میخوانند و آنرا برای شاگردان و آموزندگان نگاشته تا آنچه را که از آنها خواسته تن نزنند و در برابر نکوهشی که مردم از او کرده و گفتهاند چرا این هنر را از خاندان پزشکان بیرون بردی و دسترس همگان گذاردهای بهانهای باشد که هر ناشایستهای پزشک نخواهد بود. ابقراطس «کتاب ناموس الطب» دارد و«الوصية المعروفة بترتيب الطب» و در آن آشکار بداشت که پزشک بایستی در ریخت و ساخت و رفتار و خوی و جز آن چگونه باشد. باری ترجمه این ناموس و آئین در خزرجی (ج 1ص26) و محبوب القلوب (ص 48) هم آمده و در آن از هنر پزشکی و آموختن و سود آن یاد گردیده است. (محمد تقی دانش پژوه)
آغاز اثر
« بدرستی که اشرف (علمها) طب است این قدر هست که نقص فهم کسانی که آن صفت بر خود داشته اند سبب عیب آن در نظر مردم شده است. »
انجام اثر
« و تهور دلیل بر بی خبر بودن از صناعت است. »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
فهرستواره منزوی 3262/5
متن فنخا
● ناموس الطب (ترجمه) / طب / فارسی
nāmūs-ot tebb (t.)
بقراط، 460؟ - 377؟ قبل میلاد
boqrāt (-460 - -377)
ترجمه فارسی ناموس الطب یا آئین پزشکی است. ابن ندیم (ص 400) میگوید که ابقراطس نخستین کسی استکه بیگانگانرا به مانند فرزند خویش گرفت و بدانها پزشکی آموخت چون میترسید که این هنر از میان برود. او در سوگندنامهای که نوشت و دستوریکه به پزشکان داد «عهد» آشکار داشت که چرا چنین کرد. خزرجی (ج 1ص25و 32) مینویسد که او پزشکی را در دفترها نوشت و به شاگردان بیاموخت و چون دید که این هنر از خاندان اسکولاپپوس بیرون رفته و هر جایی شد سوگند و پیمانی «عهد» گذارده که دانشجو باید آنرا فرا گیرد و به کار بندد و هماره پاکیزه خوی و نکوکار باشد. آنگاه ناموس و آئینی نهاده و در آن کسی را که شایسته آموختن پزشکی است شناساند. سپس پند و سفارشنامهای از خود به یادگار گذارد و در آن هر چه را که پزشک در اندیشه وخوی رفتار خویش بدان نیازمند است آشکار بداشت. نیز میگوید ابقراطس «کتاب الوصایا» دارد و «کتاب العهد» که «کتاب الایمان» میخوانند و آنرا برای شاگردان و آموزندگان نگاشته تا آنچه را که از آنها خواسته تن نزنند و در برابر نکوهشی که مردم از او کرده و گفتهاند چرا این هنر را از خاندان پزشکان بیرون بردی و دسترس همگان گذاردهای بهانهای باشد که هر ناشایستهای پزشک نخواهد بود. ابقراطس «کتاب ناموس الطب» دارد و«الوصية المعروفة بترتيب الطب» و در آن آشکار بداشت که پزشک بایستی در ریخت و ساخت و رفتار و خوی و جز آن چگونه باشد. باری ترجمه این ناموس و آئین در خزرجی (ج 1ص26) و محبوب القلوب (ص 48) هم آمده و در آن از هنر پزشکی و آموختن و سود آن یاد گردیده است. (محمد تقی دانش پژوه)
آغاز: بدرستی که اشرف (علمها) طب است این قدر هست که نقص فهم کسانی که آن صفت بر خود داشته اند سبب عیب آن در نظر مردم شده است.
انجام: و تهور دلیل بر بی خبر بودن از صناعت است.
[فهرستواره منزوی 3262/5]
نسخههای خطی این اثر
3 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مجلس
تهران
|
242/6-طباطبائی | بیکاتب | 1262ق | نستعلیق | 2 | شناسنامه ← |
| 2 |
مجلس
تهران
|
10035/6 | جلال الدین | 1276ق | نستعلیق، شکسته | 2 | شناسنامه ← |
| 3 |
دانشگاه
تهران
|
283/6 | بیکاتب | 1288ق | نسخ | 1 | شناسنامه ← |