شناسنامه کتابشناختی اثر
میزان الصواب
mīzān-uṣṣawāb
2
نسخه ثبتشده
قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/66332
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #66332
پدیدآور / مؤلف:
دوانی، عبدالصاحب بن محمد جعفر
تاریخ و سده تألیف:
1255 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 32، ص 686
تا 689
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
اصول فقه
محل تألیف:
شیراز
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
در اصول فقه و مبانی اجتهاد به روش اخباریان معتدل در چهل «فائده»: 1. پاسخ به متأخران درباره سد باب علم؛ 2. ادله دینی [دوانی در این فائده سخن بسیار میگوید و در سه مطلب کتاب و سنت و اجماع را میشناساند]؛ 3. اصول فقه در یک مقدمه و سه مطلب و یک خاتمه؛ 4. چند اصل که در اخبار شیعی آمده است؛ 5. فریبکاری و فریبخواری نفس؛ 6. سه گونه بودن مردم: مؤمن و کافر و ضال؛ 7. کمال موحد و اینکه راه راست همان روش دوازده امامیان لابدی است؛ 8. از چه کسی میتوان پیروی و تقلید نمود؛ 9. پارهای از نشانههای رستگاران و تباهکاران؛ 10. پاسخ به پارهای از خردهگیریها که درباره معرفت شده است؛ 11. اینکه در برابر پیروان روایت و رأی و تصوف راه درست همان روش «طائفه لابدیه» است و چرا چنین نامیده شدند و سخنانی بسیار در نکوهش از صوفیان و نشانههای آنها. در اینجا میگوید که من به پیروی از گفتار علی (ع)«اللهم لابد لارضک من حجة لک علی خلقک تهدیهم الی دینک و تعلمهم علمک ...» این روش را «لابدیه» نامیدم که پیروان آن بود یک «معلم ربانی عارف معصوم ولی کامل منصوص منصوب» را ناگزیر میبینند، صوفیان نزد او به ترسایان و مجوس مانند میباشند؛ 12. هفت راه دانش (ضروت دینی و مذهبی و اجماع دانشمندان دین و مذهب و کتاب محکم و سنت محکم متواتر یا محفوف به قراین علمی و عقل قاطع) و هفت گونه دانایی؛ 13. راه رسیدن به هر امر دینی باید بساز باشد و اینکه باب علم باز است و چگونگی آن و پاسخ به سخنان اصولیان؛ 14. هیجده مسئله که دوازده امامیان در آنها اختلاف کردند (اصولی و اخباری) و میزان دانایی و نادانی؛ 15. بررسی درباره گفتار برخی که اخبار را قطعی الصدور پنداشتند؛ 16. باید از همان معصوم پیروی نمود؛ 17. از پیشوای نهانی چگونه میتوان بهره برد؛ 18. پیشوا چگونه باید باشد و جز در خاندان محمد (ص) ولایتی نیست و امر به معروف و نهی از منکر؛ 19. تقلید از مرده؛ 20. برادری و تقیه؛ 21. دوازده مسئله اصولی و اخباری؛ 22. درباره کشیدن دود (مص الدخان) که دانشمندان آنرا حرام یا حلال یا مکروه یا مستحب یا جائز یا امری که احتیاط در ترک آن است پنداشتند و هر دستهای برای رأی خود دلیل آوردهاند - دوانی پس از آوردن گفتههای دیگران بر رأی خود استدلال میکند و آنرا حرام میشمارد و خبر قائم «التتن هذه الشجرة الخبیثة قد عمت العباد و البلاد» و نبوی «اجتنبوا من اهل البدعة و الضلالة فانهم ليسوا من امتی - قیل یا رسول الله ما اهل البدعة و الضلالة ؟ - فقال ع: هم اثنا عشر قوما اولهم شارب الدخان» و «یأتی اقوام فی آخر الزمان یتوددون بالدخان و هم من اهل الشمال و یقولون انهم من امتی و هو لشراب الاشقیاء يشربه الصغير و الكبير و الحر و العبد و الذكر و الانثى» در اینجا دیده میشود و دارد که دود نخست از کفار سپس از مخالفان آنگاه از مستضعفان به دیگران رسیده است.دوانی در اینجا سخنان دیگران را به خوبی رد میکند و خود کشیدن دود را بدعت میداند و میگوید که «الملک الاعظم اشرف ملوک العالم ایده الله» از علت این رأیم پرسید که چرا قهوه نمیخوری و دود نمیکشی گفتم با مزاجم سازگار نیست و نخواستم با او بحث کنم. گفتگوی کوتاهی که میان آندو شده در اینجا دیده میشود. دوانی اصل را به روش اخباری خود حذر و منع میداند و هر امر تازه و بدعتی را که هیچ رخصتی نه خصوصی و نه عمومی در آن نیامده باشد حرام میپندارد؛ 23. اجازههای دوانی، او در اینجا چند اجازه که دانشمندان به او دادهاند میآورد: 1) اجازه شیخ محمد حسن بحرانی آل عصفور در روز 19 جمادی الاول سال 1245 با روایتهایی که دارد از پدر خود شیخ حسین از نیای او شیخ محمد و او از استاد خود شیخ محمد بن یوسف بلادی بحرانی از استاد فیلسوف خود شیخ سلیمان بن عبدالله ماحوزی و نیز از پدر خود از عم او شیخ عبد علی بن شیخ احمد از همان بلادی از همان ماحوزی و نیز از پدر خود از شیخ یوسف بن احمد عم او از حسین بن جعفر ماحوزی بحرانی از شیخ عبدالله بن علی بلادی از همان سلیمان ماحوزی از سلیمان بن علی بن ابی ظبیة شاحوزی بحرانی از علی بن سلیمن قدمی بحرانی از شیخ بهائی (دیده شود لؤلؤتی البحرین)، 2) اجازه شیخ خلف بن عبد علی بن حسین بحرانی آل عصفور در بوشهر شام 19جمادی الاول سال 1245 با روایتهای خود از مولانا شیخ حسن عم او، 3) اجازه شیخ ابو ابراهیم محمد بن احمد بن حسین آل عصفور در 19 جمادی الاولسال 1245 به پیروی از اجازهای که عمش شیخ محمد حسن به او داده است (اجازه شماره 1)، 4) اجازه حاج ملا محمد خراسانی و حاج محمد حسن نیشابوری و میرزا علی نیشابوری جزائری که متن اجازه آنها را از دوانی بربودند، 5) اجازه سید محمد تقی حسینی قزوینی که دوانی را دیده و با او گفتگوهای علمی نمود و یکبار در روز شنبه 7 شوال 1263 به او اجازه داد و در آن از بحر المغفره نیای خود نام برد و باره دیگر در کربلا یکم رمضان 1252 بود که دوانی از او اجازه خواست و گرفت، 6) اجازه ملا عبدالخالق یزدی طوسی با روایتی که از استاد خود شیخ احمد بن زین الدین احسائی داشته بود در جمادی الاول 1259 پس از آنکه از عراق به شیراز آمده و به طوس برمیگشت؛ 24. خدای مردم را به یکتاپرستی خوانده است؛ 25. بدعت؛ 26. جنگ و ستیزی که برخی از فرقههای امامیان با هم میکنند و یکدیگر را کافر یا صوفی یا اخباری یا اجتهادی میخوانند و بر یکدیگر لعنت و نفرین میفرستند؛ 27. شهر دانش و در آن؛ 28. دلیل منحصر بودن راه علم در اخبار امامی؛ 29. ترجیح میان خبرهای ناسازگار؛ 30. چهار تسبیح را در نماز چگونه باید خواند؛ 31. نکوهشها که دو دسته مجتهد و اخباری از هم کردهاند و اینکه ریاست عمومی چیست؛ 32. باید در هر زمان رهبری باشد؛ 33. جنگ و ستیز دانشمندان شیعی درباره روش مهدوی؛ 34. هر چیزی را نزد عقل و شرع چه حکمی است؛ 35. اندازه تقیه و مداهنه و مداوله؛ 36. نیت قربت و استطاعت و اختیار چیست؛ 37. بدعتها؛ 38. فرقهها و مرتبههای آنها (محدث و فقیه و عارف در برابر اخباری و اجتهادی و صوفی)؛ 39. احکام لغت؛ 40. احتیاط و ایمان و کفر.دوانی در آغاز میگوید که من نخست پیرو مجتهدان بودهام و از اخباریان خرده میگرفتم ولی چون اختلاف آنان را بدیدم به ایران رفتم و بسیاری از دانشمندان و ناموران را دیدار کردم و سرانجام به روش اخباری رهبری گشتم مگر اینکه تا اندازهای لرزش و اضطراب در من بود و به مکه و مدینه رفتم و از شام به عراق برگشتم و در همانسال بود که به روش «اهل علم» پی بردم و این دفتر را بپرداختم، او میگوید که دانشمندان سه گروهند: 1- محدث که حدیثهای خاندان پیامبر را نقل میکند و مانند برده نادان که از پرستارش فرمان میبرد در برابر آنها ناآگاهانه و بی درایت سر فرود میآورد؛ 2- فقیه که روایت و درایت هر دو دارد؛ 3- عارف که به روایت و درایت و اسرار آشنا است.در برابر نخستین، اخباری که خبرهای واحد را میپذیرد و در برابر دومی، مجتهدی که راه دانش و آگاهی را به روی خود بسته میداند و به گمان و پندار میگراید و در برابر سومی، صوفی عامی هستند. همه اینها دشمن یکدیگرند و دفترها در خردهگیری از دیگران بپرداختند و مانند سنی و شیعه با هم میستیزند و اندکی از آنانند که شایستهاند که از آنها پیروی نمود (او در بسیاری از جاها درباره این شش گروه سخن گفته). من میخواهم در این دفتر درستگویان و پیروان راستی را بشناسانم و در ماه بازپسین سال 1255 در شیراز است که این را مینگارم - دوانی چنانکه میبینیم در ذیحجه 1255 به نگارش این دفتر به پرداخت و در روز سوم دهه سوم ماه ششم سال 1261 فائده 36 آنرا به پایان رساند و در ری در روز 19 ماه هشتم 1263 از نوشتن فائده چهلم آن بیاسود.(دانش پژوه)
آغاز اثر
« بسمله. الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی اما بعد فانه قد طال التشاجر و کثر النزاع بین علمائنا الامامية فی الاخباریة و الاصولية و انعرفانية حتی آل الامر الی ان سمی بعضهم بعضا كذا بین و لعن بعضهم بعضا فی کل حین و رمی بعضهم بعضا الی القشرية و نسب بعضهم الى الحشوية ... فاشتغلت بتألیف هذا الکتاب و انا ... ابوالحسن عبدالصاحب الدوانى ... في الشهر الآخر من السنة الخامسة من العشر السادس من المائة الثالثة من الالف الثانی ... فی البلدة الطيبة المسرة بشيراز ... و سميته بميزان الصواب ليتميز ما يوجب الثواب عما يوجب العقاب و رتبته على فوائد. »
شروح، حواشی و منظومهها (در فنخا)
فهرست میزان الصواب؛ قلاتى، محمد علی بن عبد علی (-13)
متن فنخا
● میزان الصواب / اصول فقه / عربی
mīzān-uṣṣawāb
دوانی، عبدالصاحب بن محمد جعفر، ق13 قمری
davvānī, ‘abd-os-sāheb ebn-e mohammad ja‘far(- 19c)
تاریخ تألیف: 1255- 1263ق؛ محل تألیف: شیراز
در اصول فقه و مبانی اجتهاد به روش اخباریان معتدل در چهل «فائده»: 1. پاسخ به متأخران درباره سد باب علم؛ 2. ادله دینی [دوانی در این فائده سخن بسیار میگوید و در سه مطلب کتاب و سنت و اجماع را میشناساند]؛ 3. اصول فقه در یک مقدمه و سه مطلب و یک خاتمه؛ 4. چند اصل که در اخبار شیعی آمده است؛ 5. فریبکاری و فریبخواری نفس؛ 6. سه گونه بودن مردم: مؤمن و کافر و ضال؛ 7. کمال موحد و اینکه راه راست همان روش دوازده امامیان لابدی است؛ 8. از چه کسی میتوان پیروی و تقلید نمود؛ 9. پارهای از نشانههای رستگاران و تباهکاران؛ 10. پاسخ به پارهای از خردهگیریها که درباره معرفت شده است؛ 11. اینکه در برابر پیروان روایت و رأی و تصوف راه درست همان روش «طائفه لابدیه» است و چرا چنین نامیده شدند و سخنانی بسیار در نکوهش از صوفیان و نشانههای آنها. در اینجا میگوید که من به پیروی از گفتار علی (ع)«اللهم لابد لارضک من حجة لک علی خلقک تهدیهم الی دینک و تعلمهم علمک ...» این روش را «لابدیه» نامیدم که پیروان آن بود یک «معلم ربانی عارف معصوم ولی کامل منصوص منصوب» را ناگزیر میبینند، صوفیان نزد او به ترسایان و مجوس مانند میباشند؛ 12. هفت راه دانش (ضروت دینی و مذهبی و اجماع دانشمندان دین و مذهب و کتاب محکم و سنت محکم متواتر یا محفوف به قراین علمی و عقل قاطع) و هفت گونه دانایی؛ 13. راه رسیدن به هر امر دینی باید بساز باشد و اینکه باب علم باز است و چگونگی آن و پاسخ به سخنان اصولیان؛ 14. هیجده مسئله که دوازده امامیان در آنها اختلاف کردند (اصولی و اخباری) و میزان دانایی و نادانی؛ 15. بررسی درباره گفتار برخی که اخبار را قطعی الصدور پنداشتند؛ 16. باید از همان معصوم پیروی نمود؛ 17. از پیشوای نهانی چگونه میتوان بهره برد؛ 18. پیشوا چگونه باید باشد و جز در خاندان محمد (ص) ولایتی نیست و امر به معروف و نهی از منکر؛ 19. تقلید از مرده؛ 20. برادری و تقیه؛ 21. دوازده مسئله اصولی و اخباری؛ 22. درباره کشیدن دود (مص الدخان) که دانشمندان آنرا حرام یا حلال یا مکروه یا مستحب یا جائز یا امری که احتیاط در ترک آن است پنداشتند و هر دستهای برای رأی خود دلیل آوردهاند - دوانی پس از آوردن گفتههای دیگران بر رأی خود استدلال میکند و آنرا حرام میشمارد و خبر قائم «التتن هذه الشجرة الخبیثة قد عمت العباد و البلاد» و نبوی «اجتنبوا من اهل البدعة و الضلالة فانهم ليسوا من امتی - قیل یا رسول الله ما اهل البدعة و الضلالة ؟ - فقال ع: هم اثنا عشر قوما اولهم شارب الدخان» و «یأتی اقوام فی آخر الزمان یتوددون بالدخان و هم من اهل الشمال و یقولون انهم من امتی و هو لشراب الاشقیاء يشربه الصغير و الكبير و الحر و العبد و الذكر و الانثى» در اینجا دیده میشود و دارد که دود نخست از کفار سپس از مخالفان آنگاه از مستضعفان به دیگران رسیده است.دوانی در اینجا سخنان دیگران را به خوبی رد میکند و خود کشیدن دود را بدعت میداند و میگوید که «الملک الاعظم اشرف ملوک العالم ایده الله» از علت این رأیم پرسید که چرا قهوه نمیخوری و دود نمیکشی گفتم با مزاجم سازگار نیست و نخواستم با او بحث کنم. گفتگوی کوتاهی که میان آندو شده در اینجا دیده میشود. دوانی اصل را به روش اخباری خود حذر و منع میداند و هر امر تازه و بدعتی را که هیچ رخصتی نه خصوصی و نه عمومی در آن نیامده باشد حرام میپندارد؛ 23. اجازههای دوانی، او در اینجا چند اجازه که دانشمندان به او دادهاند میآورد: 1) اجازه شیخ محمد حسن بحرانی آل عصفور در روز 19 جمادی الاول سال 1245 با روایتهایی که دارد از پدر خود شیخ حسین از نیای او شیخ محمد و او از استاد خود شیخ محمد بن یوسف بلادی بحرانی از استاد فیلسوف خود شیخ سلیمان بن عبدالله ماحوزی و نیز از پدر خود از عم او شیخ عبد علی بن شیخ احمد از همان بلادی از همان ماحوزی و نیز از پدر خود از شیخ یوسف بن احمد عم او از حسین بن جعفر ماحوزی بحرانی از شیخ عبدالله بن علی بلادی از همان سلیمان ماحوزی از سلیمان بن علی بن ابی ظبیة شاحوزی بحرانی از علی بن سلیمن قدمی بحرانی از شیخ بهائی (دیده شود لؤلؤتی البحرین)، 2) اجازه شیخ خلف بن عبد علی بن حسین بحرانی آل عصفور در بوشهر شام 19جمادی الاول سال 1245 با روایتهای خود از مولانا شیخ حسن عم او، 3) اجازه شیخ ابو ابراهیم محمد بن احمد بن حسین آل عصفور در 19 جمادی الاولسال 1245 به پیروی از اجازهای که عمش شیخ محمد حسن به او داده است (اجازه شماره 1)، 4) اجازه حاج ملا محمد خراسانی و حاج محمد حسن نیشابوری و میرزا علی نیشابوری جزائری که متن اجازه آنها را از دوانی بربودند، 5) اجازه سید محمد تقی حسینی قزوینی که دوانی را دیده و با او گفتگوهای علمی نمود و یکبار در روز شنبه 7 شوال 1263 به او اجازه داد و در آن از بحر المغفره نیای خود نام برد و باره دیگر در کربلا یکم رمضان 1252 بود که دوانی از او اجازه خواست و گرفت، 6) اجازه ملا عبدالخالق یزدی طوسی با روایتی که از استاد خود شیخ احمد بن زین الدین احسائی داشته بود در جمادی الاول 1259 پس از آنکه از عراق به شیراز آمده و به طوس برمیگشت؛ 24. خدای مردم را به یکتاپرستی خوانده است؛ 25. بدعت؛ 26. جنگ و ستیزی که برخی از فرقههای امامیان با هم میکنند و یکدیگر را کافر یا صوفی یا اخباری یا اجتهادی میخوانند و بر یکدیگر لعنت و نفرین میفرستند؛ 27. شهر دانش و در آن؛ 28. دلیل منحصر بودن راه علم در اخبار امامی؛ 29. ترجیح میان خبرهای ناسازگار؛ 30. چهار تسبیح را در نماز چگونه باید خواند؛ 31. نکوهشها که دو دسته مجتهد و اخباری از هم کردهاند و اینکه ریاست عمومی چیست؛ 32. باید در هر زمان رهبری باشد؛ 33. جنگ و ستیز دانشمندان شیعی درباره روش مهدوی؛ 34. هر چیزی را نزد عقل و شرع چه حکمی است؛ 35. اندازه تقیه و مداهنه و مداوله؛ 36. نیت قربت و استطاعت و اختیار چیست؛ 37. بدعتها؛ 38. فرقهها و مرتبههای آنها (محدث و فقیه و عارف در برابر اخباری و اجتهادی و صوفی)؛ 39. احکام لغت؛ 40. احتیاط و ایمان و کفر.دوانی در آغاز میگوید که من نخست پیرو مجتهدان بودهام و از اخباریان خرده میگرفتم ولی چون اختلاف آنان را بدیدم به ایران رفتم و بسیاری از دانشمندان و ناموران را دیدار کردم و سرانجام به روش اخباری رهبری گشتم مگر اینکه تا اندازهای لرزش و اضطراب در من بود و به مکه و مدینه رفتم و از شام به عراق برگشتم و در همانسال بود که به روش «اهل علم» پی بردم و این دفتر را بپرداختم، او میگوید که دانشمندان سه گروهند: 1- محدث که حدیثهای خاندان پیامبر را نقل میکند و مانند برده نادان که از پرستارش فرمان میبرد در برابر آنها ناآگاهانه و بی درایت سر فرود میآورد؛ 2- فقیه که روایت و درایت هر دو دارد؛ 3- عارف که به روایت و درایت و اسرار آشنا است.در برابر نخستین، اخباری که خبرهای واحد را میپذیرد و در برابر دومی، مجتهدی که راه دانش و آگاهی را به روی خود بسته میداند و به گمان و پندار میگراید و در برابر سومی، صوفی عامی هستند. همه اینها دشمن یکدیگرند و دفترها در خردهگیری از دیگران بپرداختند و مانند سنی و شیعه با هم میستیزند و اندکی از آنانند که شایستهاند که از آنها پیروی نمود (او در بسیاری از جاها درباره این شش گروه سخن گفته). من میخواهم در این دفتر درستگویان و پیروان راستی را بشناسانم و در ماه بازپسین سال 1255 در شیراز است که این را مینگارم - دوانی چنانکه میبینیم در ذیحجه 1255 به نگارش این دفتر به پرداخت و در روز سوم دهه سوم ماه ششم سال 1261 فائده 36 آنرا به پایان رساند و در ری در روز 19 ماه هشتم 1263 از نوشتن فائده چهلم آن بیاسود.(دانش پژوه)
آغاز: بسمله. الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی اما بعد فانه قد طال التشاجر و کثر النزاع بین علمائنا الامامية فی الاخباریة و الاصولية و انعرفانية حتی آل الامر الی ان سمی بعضهم بعضا كذا بین و لعن بعضهم بعضا فی کل حین و رمی بعضهم بعضا الی القشرية و نسب بعضهم الى الحشوية ... فاشتغلت بتألیف هذا الکتاب و انا ... ابوالحسن عبدالصاحب الدوانى ... في الشهر الآخر من السنة الخامسة من العشر السادس من المائة الثالثة من الالف الثانی ... فی البلدة الطيبة المسرة بشيراز ... و سميته بميزان الصواب ليتميز ما يوجب الثواب عما يوجب العقاب و رتبته على فوائد.
شروح و حواشی:
1- فهرست میزان الصواب؛ قلاتى، محمد علی بن عبد علی (-13)
نسخههای خطی این اثر
2 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
774 | قلاتی، محمد علی بن عبد علی | فائده 1262-1263ق | نستعلیق، نسخ | 199 | شناسنامه ← |
| 2 |
علامه طباطبائی
شیراز
|
272/2 | فسائی شیرازی، ابراهیم بن صفر | جمادی الثانی 1268ق | نسخ | - | شناسنامه ← |