شناسنامه کتابشناختی اثر
مهر و مشتری
mehr va moštarī
1
نسخه ثبتشده
قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/66207
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #66207
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 32، ص 640
تا 641
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
داستان
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
داستان عشق و وصال مهر و مشتری. از جمله داستانهای عامیانه است آمیخته با اشعاری در وسط روایت. نویسنده کتاب مشخص نشد و از داستان و شخصیتهایش هم اطلاع و نسخه دیگری به دست نیامد. نسخه از آغاز افتادگی دارد و این عناوین در آن آمده است: غضب کردن مشتری در خانه و نامه آوردن سیاره از نزد مهر و جواب نامه بردن؛ رفتن مشتری با پدر در عراق و رسیدن در قلعه رهزنان؛ حرکت کردن مشتری از اصفهان به خاک ری و رفتن به زنگبار؛ رفتن مهر و بر جانب هندوستان و زیر باد آمدن بهرام و سپاه کشیدن و فتح کردن مهر؛ فتنه کردن کی نوش و روانه کردن سرخاب؛ رفتن سیاره با ماه و ستاره در پیش جمشید شاه دکنی؛ رسیدن سرخاب شاه از عقب با روندگان در دکن دور تا دور شهر را گردیدن و طرح عروسی سیاره از برای سرخاب و عیاری نمودن ایشان و ... کردن سیاره سرخاب را؛ آمدن دیو در کاخ حضرت سلیمان به جنگ انجم شاه به ری و آمدن بوزینه زنش با پنجاه هزار جادو؛ آمدن خسروشاه خاوری و آمدن افراسیاب خان خطائی به مدد فرخشاه هندوستانی؛ آمدن شاهزاده مهر از قله قاف در دکن و عروسیها کردن در راه؛ طبل جنگ زدن فرخشاه و پسرش به قلعه انداختن و رسیدن مهر صاحبقران؛ رفتن دیو با بابا سیاره در قاف و تدارک عروسی را و دختران را بیاورد؛ نصیحت کردن فرخشاه به بهرام و او را حربی کردن در جنگ شهزاده؛ آمدن فرخشاه به جنگ شهزاده مهر؛ گریختن فرخشاه به جانب فرنگ و پناه به جبروت شاه فرنگ بردن والسلام؛ آمدن قاصد کاووس از لاهور؛ گریختن سرخاب به جانب ترکستان و ... [گیر] آمدن به دست مشتری و او را ... کردن و خلاص کردن کینوش علیه اللعنه؛ تسخیر کردن مهر سپر شجاعت ملک فرنگ راه و داد بردن پادشاهان فرنگ در پیش شداد شاه؛ روانه کردن شداد مشوش اژدها خوار با دویست هزار اژدها خواران بر سر مهر و اجازت گرفتن هژیر از مهر به جنگ مشوش؛ پیدا شدن جمشید الماس پوش پسر صاحبقران از دختر سهیل شاه مصری و او را مهرآرا نام بود؛ کشتی گرفتن شهزاده خسرو لعل خفتان با مشتری و آخر الامر مشتری را به کشتی گرفتن؛ رفتن فرعون و نمرود برادران شداد از حد الماس گریختن همه جا و بر قبه آهن ربا که او را گنبد گویا گویند و از صاحبقران یاقی [کذا] شدن؛ نامه از خسرو فرنگ آوردن در پیش صاحبقران و یاقی شدن صلصال دیو از پادشاه و فرستادن خسرو لعل خفتان را در قاف و خودش با سپاه گران رفتن به قبه آهن ربا در جنگ نمرود و فرعون؛ سپاه سگ پرستان دور قلعه را گرفتن و صاحبقران شبها از قلعه بیرون آمدن با ایشان جنگ کردن درین وقت شهزاده فیروز با سپاه گران از آن راه رسیدن؛ رفتن شهزاده خسرو لعل خفتان در قاف و از آن جا در جزیره اخضر از پی مرکب او را گرفتن با صلصال دیو جنگ کردن و فخر کردن با ایشان؛ آمدن خسرو لعل خفتان از قاف در اردوی اسلام و چابک عیار آمدن و گردان اسلام را دزدیدن؛ قهر کردن شهزاده جمشید زبرجد خفتان از اردوی پدرش روانه شدن از پی او سیاه به صورت دیوانهها شدن و با جمشید جنگ کردن و در آخر آشنایی دادنبا اژدها جنگ کردن و برگشتن یاقی شدن از صاحبقران؛ رفتن فرعون به عالم آباد که نزدیک شیر دره [باشد] و کی نوش در پیش سلطان عالم شاه و از او مدد خواستن و بهشت ساختن البرز علیه اللعنه و العذاب؛ بیرون آمدن خسرو از شهر الماسیه و ازو از رعنا فرزندی به عمل آوردن که نام او لعل الماس پوش است و با مادر خود جنگ کردن و از پی پدر خود رفتن؛ بردن شاهزادهها خسرو فیروز در بر محیط در پیش انجم شاه که او را اخضر شاه نام برد؛ بردن شهزاده فیروز را در صحرای هیهات و خسرو را در مملکت ظلمات و ستم کشیدن ایشان تا به جای خود رسانیدن؛ رفتن الوند با ملک خورشید و بابازاده با گردان اسلام در عالم آباد [و] رفتن و دعوا کردن ایشان تا میرسیم [؟]؛ رفتن رعنا با لعل الماس پوشان به پیش الماسیه و ازو دختری به وجود آوردن؛ گرفتن قلعه الماسیه را بابا سیاره و گرفتن بابا ... (یک کلمه سیاه شده) فرنگی و کریاس ارسی و قلعه را به تصرف در آوردن؛ رفتن صاحبقران در ولایت جابلقا و آوردن میرزاده صاحبقران را از الماسیه که از دختر نهنگ شیر به عمل آورده بود [و] شماسه شاهزاده لعل زبرجد خفتان سر راه بر صاحبقران گرفتن؛ پسری از هیکلان به عمل آوردن از خورشید و آمدن در خدمت مهر؛ منظومهای به همین نام از محمد بن احمد عصار تبریزی میشناسیم که در 5121 بیت در 778ق سروده شده است و ظاهراً ارتباطی با این کتاب ندارد.
متن فنخا
● مهر و مشتری / داستان / فارسی
mehr va moštarī
داستان عشق و وصال مهر و مشتری. از جمله داستانهای عامیانه است آمیخته با اشعاری در وسط روایت. نویسنده کتاب مشخص نشد و از داستان و شخصیتهایش هم اطلاع و نسخه دیگری به دست نیامد. نسخه از آغاز افتادگی دارد و این عناوین در آن آمده است: غضب کردن مشتری در خانه و نامه آوردن سیاره از نزد مهر و جواب نامه بردن؛ رفتن مشتری با پدر در عراق و رسیدن در قلعه رهزنان؛ حرکت کردن مشتری از اصفهان به خاک ری و رفتن به زنگبار؛ رفتن مهر و بر جانب هندوستان و زیر باد آمدن بهرام و سپاه کشیدن و فتح کردن مهر؛ فتنه کردن کی نوش و روانه کردن سرخاب؛ رفتن سیاره با ماه و ستاره در پیش جمشید شاه دکنی؛ رسیدن سرخاب شاه از عقب با روندگان در دکن دور تا دور شهر را گردیدن و طرح عروسی سیاره از برای سرخاب و عیاری نمودن ایشان و ... کردن سیاره سرخاب را؛ آمدن دیو در کاخ حضرت سلیمان به جنگ انجم شاه به ری و آمدن بوزینه زنش با پنجاه هزار جادو؛ آمدن خسروشاه خاوری و آمدن افراسیاب خان خطائی به مدد فرخشاه هندوستانی؛ آمدن شاهزاده مهر از قله قاف در دکن و عروسیها کردن در راه؛ طبل جنگ زدن فرخشاه و پسرش به قلعه انداختن و رسیدن مهر صاحبقران؛ رفتن دیو با بابا سیاره در قاف و تدارک عروسی را و دختران را بیاورد؛ نصیحت کردن فرخشاه به بهرام و او را حربی کردن در جنگ شهزاده؛ آمدن فرخشاه به جنگ شهزاده مهر؛ گریختن فرخشاه به جانب فرنگ و پناه به جبروت شاه فرنگ بردن والسلام؛ آمدن قاصد کاووس از لاهور؛ گریختن سرخاب به جانب ترکستان و ... [گیر] آمدن به دست مشتری و او را ... کردن و خلاص کردن کینوش علیه اللعنه؛ تسخیر کردن مهر سپر شجاعت ملک فرنگ راه و داد بردن پادشاهان فرنگ در پیش شداد شاه؛ روانه کردن شداد مشوش اژدها خوار با دویست هزار اژدها خواران بر سر مهر و اجازت گرفتن هژیر از مهر به جنگ مشوش؛ پیدا شدن جمشید الماس پوش پسر صاحبقران از دختر سهیل شاه مصری و او را مهرآرا نام بود؛ کشتی گرفتن شهزاده خسرو لعل خفتان با مشتری و آخر الامر مشتری را به کشتی گرفتن؛ رفتن فرعون و نمرود برادران شداد از حد الماس گریختن همه جا و بر قبه آهن ربا که او را گنبد گویا گویند و از صاحبقران یاقی [کذا] شدن؛ نامه از خسرو فرنگ آوردن در پیش صاحبقران و یاقی شدن صلصال دیو از پادشاه و فرستادن خسرو لعل خفتان را در قاف و خودش با سپاه گران رفتن به قبه آهن ربا در جنگ نمرود و فرعون؛ سپاه سگ پرستان دور قلعه را گرفتن و صاحبقران شبها از قلعه بیرون آمدن با ایشان جنگ کردن درین وقت شهزاده فیروز با سپاه گران از آن راه رسیدن؛ رفتن شهزاده خسرو لعل خفتان در قاف و از آن جا در جزیره اخضر از پی مرکب او را گرفتن با صلصال دیو جنگ کردن و فخر کردن با ایشان؛ آمدن خسرو لعل خفتان از قاف در اردوی اسلام و چابک عیار آمدن و گردان اسلام را دزدیدن؛ قهر کردن شهزاده جمشید زبرجد خفتان از اردوی پدرش روانه شدن از پی او سیاه به صورت دیوانهها شدن و با جمشید جنگ کردن و در آخر آشنایی دادنبا اژدها جنگ کردن و برگشتن یاقی شدن از صاحبقران؛ رفتن فرعون به عالم آباد که نزدیک شیر دره [باشد] و کی نوش در پیش سلطان عالم شاه و از او مدد خواستن و بهشت ساختن البرز علیه اللعنه و العذاب؛ بیرون آمدن خسرو از شهر الماسیه و ازو از رعنا فرزندی به عمل آوردن که نام او لعل الماس پوش است و با مادر خود جنگ کردن و از پی پدر خود رفتن؛ بردن شاهزادهها خسرو فیروز در بر محیط در پیش انجم شاه که او را اخضر شاه نام برد؛ بردن شهزاده فیروز را در صحرای هیهات و خسرو را در مملکت ظلمات و ستم کشیدن ایشان تا به جای خود رسانیدن؛ رفتن الوند با ملک خورشید و بابازاده با گردان اسلام در عالم آباد [و] رفتن و دعوا کردن ایشان تا میرسیم [؟]؛ رفتن رعنا با لعل الماس پوشان به پیش الماسیه و ازو دختری به وجود آوردن؛ گرفتن قلعه الماسیه را بابا سیاره و گرفتن بابا ... (یک کلمه سیاه شده) فرنگی و کریاس ارسی و قلعه را به تصرف در آوردن؛ رفتن صاحبقران در ولایت جابلقا و آوردن میرزاده صاحبقران را از الماسیه که از دختر نهنگ شیر به عمل آورده بود [و] شماسه شاهزاده لعل زبرجد خفتان سر راه بر صاحبقران گرفتن؛ پسری از هیکلان به عمل آوردن از خورشید و آمدن در خدمت مهر؛ منظومهای به همین نام از محمد بن احمد عصار تبریزی میشناسیم که در 5121 بیت در 778ق سروده شده است و ظاهراً ارتباطی با این کتاب ندارد.
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
10712 | عبدالعظیم بن ابراهیم سبزعلی | 20 شعبان 1246ق | نستعلیق | 12 | شناسنامه ← |