شناسنامه کتابشناختی اثر
قلب المنقلب (ترجمه)
عنوان پیراسته: قلب المنقلب
qalb-ol monqalab (t.)
3
نسخه ثبتشده
قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/51816
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #51816
پدیدآور / مؤلف:
حموی، محمد بن مؤید
تاریخ و سده تألیف:
672 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 25، ص 399
تا 400
زبان و قالب:
فارسی
(translation)
ردههای موضوعی:
عرفان و تصوف
محل تألیف:
کرمان
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
رساله «قلب منقلب» از شیخ سعدالدین حموی جوینی کبروی، ابوالسعادات محمد بن مؤید بن حسن بن محمد میباشد. از آثار اوست: لطایف التوحید فی غرایب التفرید، کلمات عرفانی، المصباح فی التصوف، نامههای عرفانی. تا آنجا که تفحص گردید ارباب تراجم و رجال در میان آثار حموی از رساله قلب منقلب او یادی نکردهاند. این رساله به عربی میباشد و در آن از کیفیت عرفانی دل و سیر و سلوک باطنی بحث شده و گویا به جهت حاکمی به نام مجدالحق تألیف گردیده است. مترجم در مقدمه خود درباره آن چنین گفته است: «رساله در کیفیت دل از نفایس انفاس ... شیخ سعدالملة و الدین الحموی ... که نوشته و آن را قلب منقلب نام کرده و در آنجا ذکر کرده که هر که این رساله را حل کند او خاتم اولیاست. و در زمان خاتون سعیده مغفوره قتلغ ترکان این رساله را به کرمان آوردند و بر محک ضمیر مولانا و شیخنا ... شیخ حسن بلغاری مشتهراً و النخجوانی مولداً و البخاری مظهراً گذرانیدند. شیخ فرمود که من مریدی را بگویم تا این رساله را حل کند. اشارت به عم بنده اخی منصور که مریدی بود از مریدان قدیم و از مهاجران بخارا [کرد] ... چون رساله را حل کرده بنوشت و بر مشایخ ... [که] در دارالملک کرمان جمع بودند عرض کرد. مجموع پسندیده داشتند و تحسین فرمود. شیخ در کتمان این رساله وصیت فرمود. متن ترجمه محکم و زیبا نیست و لیکن مطالب آن از شیرینی عرفان بهره نیکو دارد. و این نمونه ایست از آن: ... و بهر اسمی از اسماء الله تعالی بر این بنده متجلی می گردد و خاصیتی در این پدید میآید ... این دل را هزار و یک دریچه است و حق تعالی را هزار و یک نام است و به حسب هر اسمی از این دریچه ها که بر این بنده متجلی گردد خاصیتی پیدا آید و اثر ظاهر کند. مشایخ اینها را نامها گفتهاند به زبان طریقت: وقت و حال و سکر و صحو و غلبات و فنا و بقا و محق. و پیغمبر - صلی الله علیه و سلم - میفرماید: «اذا نظروا الى الجمال طابوا و اذ نظرو الى الجلال ذابوا»؛ اگر تجلی جلال بود «رب زدنی تحیرا» گوید. چو دلیل تو باشی تحیر زیادت کن. ترجمه رساله قلب منقلب دایرههایی درباره تجلی، صدر، قلب، شقاف، فؤاد، حبة القلب، سویدا، مهجه دارد»؛ و درباره هر یک از این مراحل گفتگو شده است.
حموی در این رساله در کار توضیح و وصف اطوار قلب و دوایر آن است و آنها را این گونه تشریح میکند: «پس از سر دید دوایر برکشیدند و هر دایره را نامی کردند و بر هر دایره اسمی از اسماء الله به حسب معنی نهادند و از قرآن دستور ساختند و به قرآن تمسک کردند و به حدیث مسجل کردند. اول دایره را صدر گفتند و صمد بر وی کشیدند و دوم را قلب نام نهادند و قادر بر وی نوشتند و سیم را شغاف نام نهادند و رحیم بر وی نوشتند و چهارم را نام فؤاد نهادند و فتاح بر وی نوشتند و پنجم را حبة القلب نام نهادند و خالق و حی بر وی نوشتند و ششم را سویدا نام نهادند و فتاح بر وی نوشتند و هفتم مهجه نام نهادند و جلال و جمال و مهیمن و الله و نود و نه اسم بر وی کشیدند و در این همه دایره ها قرآن حروف نوشتند و نام این دایره ها از قرآن پدید آوردند و از جهت آن به حروف کردند تا هر کسی که لایق این علم مکنون نبود خوض نتواند کردن و آن رساله را قلب منقلب نام کرد و دیگری هست که آن را قلب لوحی گویند. هر یکی به جای خود به قدر امکان گفته آید». حمویه قلب المنقلب را به عربی تألیف کرد اما تاکنون نسخهای از متن عربی دیده نشده است. نسخه موجود ترجمه فارسی کتاب است که با ارشاد و راهنمایی شیخ ابوالحسن بلغاری نخجوانی (698ق) در سال 672ق در کرمان گزارش شده است.
آغاز اثر
« آغاز مقدمه: حمد و ثنا خدای را که عالم اعیان را مظهر انوار قدرت و صورت اسرار حکمت خویش گردانید و جهان اذهان و عالم بیان را از مخزن خلف انسان خلعت هستی پوشید ...؛ آغاز رساله: الحمدلله رب العالمین و العاقبة للمتقین و الصلوة ... الطاهرین. اما بعد بدان که هر کاری که کنی باید که در اول آن نام حق بر زبان رانی آن گاه آن کار کار است و بناء آن کار استوار است ... »
انجام اثر
« و ترقی یافتند و روی به او دادند و اگر اجسام است روی این دل دارند و به صلاح او در صلاح و به فساد او در فساد است توفنی مسلماً و الحقنی بالصالحین »
سوابق و چاپهای اثر
به کوشش نجیب مایل هروی، معارف، 5 (1367): 256-288.
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
فهرستواره منزوی 735/7
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● قلب المنقلب (ترجمه) / عرفان و تصوف / فارسی
qalb-ol monqalab (t.)
؟ حموی، محمد بن مؤید، 586 - 649 ؟ قمری
hamavī, mohammad ebn-e mo'ayyed (1191 - 1252)
مترجم: بخارائی، اخی منصور
تاریخ تألیف: 672ق؛ محل تألیف: کرمان
رساله «قلب منقلب» از شیخ سعدالدین حموی جوینی کبروی، ابوالسعادات محمد بن مؤید بن حسن بن محمد میباشد. از آثار اوست: لطایف التوحید فی غرایب التفرید، کلمات عرفانی، المصباح فی التصوف، نامههای عرفانی. تا آنجا که تفحص گردید ارباب تراجم و رجال در میان آثار حموی از رساله قلب منقلب او یادی نکردهاند. این رساله به عربی میباشد و در آن از کیفیت عرفانی دل و سیر و سلوک باطنی بحث شده و گویا به جهت حاکمی به نام مجدالحق تألیف گردیده است. مترجم در مقدمه خود درباره آن چنین گفته است: «رساله در کیفیت دل از نفایس انفاس ... شیخ سعدالملة و الدین الحموی ... که نوشته و آن را قلب منقلب نام کرده و در آنجا ذکر کرده که هر که این رساله را حل کند او خاتم اولیاست. و در زمان خاتون سعیده مغفوره قتلغ ترکان این رساله را به کرمان آوردند و بر محک ضمیر مولانا و شیخنا ... شیخ حسن بلغاری مشتهراً و النخجوانی مولداً و البخاری مظهراً گذرانیدند. شیخ فرمود که من مریدی را بگویم تا این رساله را حل کند. اشارت به عم بنده اخی منصور که مریدی بود از مریدان قدیم و از مهاجران بخارا [کرد] ... چون رساله را حل کرده بنوشت و بر مشایخ ... [که] در دارالملک کرمان جمع بودند عرض کرد. مجموع پسندیده داشتند و تحسین فرمود. شیخ در کتمان این رساله وصیت فرمود. متن ترجمه محکم و زیبا نیست و لیکن مطالب آن از شیرینی عرفان بهره نیکو دارد. و این نمونه ایست از آن: ... و بهر اسمی از اسماء الله تعالی بر این بنده متجلی می گردد و خاصیتی در این پدید میآید ... این دل را هزار و یک دریچه است و حق تعالی را هزار و یک نام است و به حسب هر اسمی از این دریچه ها که بر این بنده متجلی گردد خاصیتی پیدا آید و اثر ظاهر کند. مشایخ اینها را نامها گفتهاند به زبان طریقت: وقت و حال و سکر و صحو و غلبات و فنا و بقا و محق. و پیغمبر - صلی الله علیه و سلم - میفرماید: «اذا نظروا الى الجمال طابوا و اذ نظرو الى الجلال ذابوا»؛ اگر تجلی جلال بود «رب زدنی تحیرا» گوید. چو دلیل تو باشی تحیر زیادت کن. ترجمه رساله قلب منقلب دایرههایی درباره تجلی، صدر، قلب، شقاف، فؤاد، حبة القلب، سویدا، مهجه دارد»؛ و درباره هر یک از این مراحل گفتگو شده است.
حموی در این رساله در کار توضیح و وصف اطوار قلب و دوایر آن است و آنها را این گونه تشریح میکند: «پس از سر دید دوایر برکشیدند و هر دایره را نامی کردند و بر هر دایره اسمی از اسماء الله به حسب معنی نهادند و از قرآن دستور ساختند و به قرآن تمسک کردند و به حدیث مسجل کردند. اول دایره را صدر گفتند و صمد بر وی کشیدند و دوم را قلب نام نهادند و قادر بر وی نوشتند و سیم را شغاف نام نهادند و رحیم بر وی نوشتند و چهارم را نام فؤاد نهادند و فتاح بر وی نوشتند و پنجم را حبة القلب نام نهادند و خالق و حی بر وی نوشتند و ششم را سویدا نام نهادند و فتاح بر وی نوشتند و هفتم مهجه نام نهادند و جلال و جمال و مهیمن و الله و نود و نه اسم بر وی کشیدند و در این همه دایره ها قرآن حروف نوشتند و نام این دایره ها از قرآن پدید آوردند و از جهت آن به حروف کردند تا هر کسی که لایق این علم مکنون نبود خوض نتواند کردن و آن رساله را قلب منقلب نام کرد و دیگری هست که آن را قلب لوحی گویند. هر یکی به جای خود به قدر امکان گفته آید». حمویه قلب المنقلب را به عربی تألیف کرد اما تاکنون نسخهای از متن عربی دیده نشده است. نسخه موجود ترجمه فارسی کتاب است که با ارشاد و راهنمایی شیخ ابوالحسن بلغاری نخجوانی (698ق) در سال 672ق در کرمان گزارش شده است.
آغاز: آغاز مقدمه: حمد و ثنا خدای را که عالم اعیان را مظهر انوار قدرت و صورت اسرار حکمت خویش گردانید و جهان اذهان و عالم بیان را از مخزن خلف انسان خلعت هستی پوشید ...؛ آغاز رساله: الحمدلله رب العالمین و العاقبة للمتقین و الصلوة ... الطاهرین. اما بعد بدان که هر کاری که کنی باید که در اول آن نام حق بر زبان رانی آن گاه آن کار کار است و بناء آن کار استوار است ...
انجام: و ترقی یافتند و روی به او دادند و اگر اجسام است روی این دل دارند و به صلاح او در صلاح و به فساد او در فساد است توفنی مسلماً و الحقنی بالصالحین
چاپ: به کوشش نجیب مایل هروی، معارف، 5 (1367): 256-288.
[فهرستواره منزوی 735/7]
نسخههای خطی این اثر
3 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
10768/1 | میرزا سلیم الله الملقب به نظر علی کلیدار بقعه احمدیه | صفر 1285 | نستعلیق | 20 | شناسنامه ← |
| 2 |
دانشگاه
تهران
|
5871/14 | ملک محمد بن علی کازرونی | 1204ق | نسخ | 49 | شناسنامه ← |
| 3 |
نوربخش
تهران
|
255/2 | بیکاتب | بیتاریخ | نسخ | 48 | شناسنامه ← |