نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

آداب الولاة

ādāb-ol volāt
22 نسخه ثبت‌شده از قرن 11 تا 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/513
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #513
تاریخ و سده تألیف: 1095 هـ.ق
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 1، ص 199 تا 202
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: حدیث اخلاق
عناوین دیگر و هم‌تراز:
سلوک ولاة العدل (solūk-o volāt-el ‘adl) عهدنامه مالک اشتر (ترجمه) (ahdnāme-ye mālek-e aštar (t.))
اثر مرتبط / وابسته به: عهد نامه مالک اشتر منسوب به علی بن ابی طالب (ع)، امام اول (-40)

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

توضیح استاد دانش پژوه درباره این عهدنامه: «این دفتر از مجلسی دوم و هزار بیت است. در اجازه‌ای که او به یکی از شاگردان خود در طوس در پایان شعبان 1085 داده (بحار 171: 25) و در اجازه‌ای که در 17 ذیقعده سال 1098 به مولانا حاجی محمد اردبیلی داده است (پایان جامع الروات) از آن به نام «ترجمة وصية امیرالمؤمنین للاشتر» یاد نمود و در روضات (ص 120) «رسالة فی ترجمة رسالة مالک الاشتر» و در فیض قدسی (ص 9) «ترجمه عهد امیرالمؤمنین الی مالک» و در ذریعه (119: 4) «ترجمة عهد مالک الاشتر» خوانده شده است. مجلسی پند و دستوری را که از امیر مؤمنان علی (ع) و به نام مالک اشتر نخعی نامزد فرمانروایی مصر دانسته شده با سه حدیث دیگر که همه اینها درباره کشورداری است در این دفتر به پارسی درآورد و می‌خواست این بندها و دستورهای پیشوایان شیعی برنامه کار دربار صفوی باشد. این نامه امیر مؤمنان علی به مالک اشتر در «تحف العقول» ابی محمد الحسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی حلبی (- 332ق) آمده و دارد که آن را علی (ع) هنگامی که فرمانروایی مصر به اشتر می‌داد ساخته است و اندکی هم با آنچه در نهج البلاغه سید رضی آمده است جدایی دارد. همچنین در «دعائم الاسلام» ابی حنیفه نعمان مغربی دانشمند اسماعیلی (- 363) با دیباچه‌ای که در جاهای دیگر نیست دیده می‌شود و گسترده‌تر و درازتر از آن است که در «نهج البلاغه» آمده و در شیوایی کمتر از آن است و آنچه رضی آورد بسیار شیواتر و گزیده‌تر از این است. در «دعائم» دارد که علی (ع) آن را از پیامبر روایت کرده و برخی هم آن را از خود علی دانسته‌اند و نامی از مالک در آن برده نشده است. سید رضی گویا در «نهج البلاغه» از این دو جا آن را گرفته باشد و به نام سفارش علی (ع) به اشتر خوانده و پس از او به همین نام بر سر زبان‌ها افتاد. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغة (56: 4-58 چاپ مصر) دریافت که این نامه مالک با سفارش‌نامه‌ای که اردشیر بابکان پادشاه ساسانی برای جانشینان خویش نوشته ماننده است و پاره‌ای از آن را آورد و همه این سفارش‌نامه اردشیر در «تجارب الامم» ابو علی مسکویه رازی دیده می‌شود (ص 99-127 ج1 چاپ عکسی). در نامه تنسر که ابن مقفع به تازی درآورده و ابن اسفندیار از تازی به پارسی کرده و در تاریخ طبرستان (ص 12-41) می‌بینیم از این سخنان اردشیر بهره برده شده است. در آغاز این نامه تنسر گویا نامه ارسطو به اسکندر هم بوده که در نسخه‌های تاریخ طبرستان نیست. نامه ارسطو به اسکندر و در پاسخ او هم در همان تجارب الامم (ص 69-72) آمده و ابن ابی الحدید هم در شرح همین نامه علی (ع) به اشتر آن را با انشائی دیگر و درازتر آورده است (129: 4-130). این را هم می‌دانیم که پندی از منوچهر شاه افسانه‌ای ایران به سران و گرانمایگان کشور در تاریخ طبری (267: 1) دیده می‌شود. این‌گونه پندها و سفارش‌نامه‌های بزرگان ایران گویا پس از ابن مقفع نگارنده آداب کبیر و صغیر که پاره از آن را باز همان ابن ابی الحدید در شرح همین نامه مالک (137: 4) آورده در میان مردم پراکنده شده است و گویا دانشمندان ایرانی می‌خواستند بگویند که نیاکان ما را هم فرهنگی بوده و نیازی به تازیان نداریم (دیباچه بدوی بر الحکمة الخالدة یا جاویدان خرد که در خود آن از این‌گونه پندها و دستورهای ایرانی و یونانی فراوان دیده می‌شود). باز سفارش‌نامه‌ای می‌بینیم که طاهر بن الحسین پوشنگی به پسر خود عبدالله هنگامی که مأمون فرمانروایی رقه و مصر را در 206 ق بدو داده بود نوشت و مأمون آن را که بدید گفت طاهر چیزی از کشورداری فرو نگذاشت. این سفارش‌نامه هم به نامه مالک بسیار ماننده است. در «الاصول الیونانیة للنظریات السیاسة فی الاسلام» از عبدالرحمن بدوی (جزء 1 چاپ 1954 مصر) دو رساله می‌بینیم یکی «کتاب العهود الیونانیه» از احمد بن یوسف (درگذشته در سیصد و سی و اندی) دیگری «سر الاسرار» که از ارسطو پنداشتند و یوحنا بن بطریق آن را به تازی کرده است و دو نسخه‌ای از آن در آستانه طوس (1: 2-340ش38 و 39) هست و به پارسی هم درآمده است. گذشته از این‌که در دومی از مسأله‌هایی گفتگو شده که گزیده آن در نامه اشتر و سفارش‌نامه پوشنگی دیده می‌شود در نخستین که عنوان «کتاب العهود الیونانیة المستخرجة من رموز کتاب السیاسة لافلاطون و ما انضاف الیه» دارد سه پند و سفارش است یکی «عهد الملک الی ابنه» که ادریانوس گویا همان هادریانوس Hadrianus پادشاه روم (117-138) به پسر خود می‌دهد و از خواندن آن پندی که امیر مؤمنان پس از برگشت از صفین به فرزند خود حسن (ع) داده است و آن را در «نهج البلاغه» (باب المختار من الکتب ش 31) و در «تحف العقول» و «کشف المحجة» ابن طاوس (فصل 154ص159-173) از کتاب الرسائل کلینی م 328 (با یاد کردن روایت دیگری از کتاب «الزواجر و المواعظ» حسن بن عبدالله عسکری) و در «بحار» (78: 17-92) به چند روایت می‌بینیم. همچنین همین نامه‌ای که امیر مؤمنان برای اشتر نوشته است به یاد می‌آید، سپس پندی است که وزیر به پسرش می‌دهد آنگاه پند عامی است به پسر خود که این دو هم درباره کشورداری و زندگی شهرنشینی می‌باشد. در این‌گونه کتاب‌ها گویا در برابر ایرانیانی مانند ابن مقفع و اسحق بن یزید و حسن بن سهل که می‌کوشیدند هنر کشورداری را بر بنیاد فرهنگ فارسی استوار سازند دوستداران دانش یونانی می‌خواستند آن را بر روی اندیشه و پندار یونانیان بگذارند و از این راه از فرهنگ تازی خود را بی نیاز وانمود کنند. این هم گفته شود که اندیشه‌های سیاسی با زندگی آدمی همراه است و هر دسته مردمی ناگزیر باید این اندیشه‌ها را کم و بیش دارا باشند پس هیچ باکی هم نیست که بگوئیم علی (ع) این گونه پندها و سفارش‌ها را خود ساخته و پرداخته و از کسی هم نگرفته است و این‌که پیروان هم آنها را از دیگران نگرفته و بدو نبسته‌اند و اگر هم مانند آنها را در میان ایرانیان و یونانیان ببینیم بازهم می‌شود گفت که این اندیشه‌ها را زندگی اجتماعی بار آورده و دانشمندان ملت‌ها ناگزیرند که بدانها برخورند. رساله مجلسی در 2 «فصل» است. نخست ترجمه سفارش علی به مالک اشتر، دوم گزارش سه حدیث: 1- سفارش علی به عثمان پسر حنیف فرمانروای بصره از نهج البلاغه رضی. 2- نامه نجاشی فرمانروای اهواز به امام صادق (ع) و پاسخ او بدو و پندها که بدو داده است. (در رجال نجاشی ص 74 دارد: «لم یر لابی عبدالله مصنف غیره» نیز کشف الریبة شهید ص 36) 3- پندی که خضر به منصور دوانیقی داده است در هنگام طواف حج به سال 144 از ارشاد القلوب دیلمی. (بحار 213: 16)»
آغاز اثر
« الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی و آله خیرة الوری اما بعد این رساله‌ای است در ترجمه بعضی از احادیث شریفه که در کیفیت سلوک ولات عدل با کافه عباد که ودایع رب الاربابند وارد شده »
انجام اثر
« که شاید او هدایت یابد یا حجت بر او تمام گردد و الله تعالی یعلم حقایق الامور و هو الهادی الی سواء السبیل »
سوابق و چاپ‌های اثر
با تصحیح سید مهدی رجائی، در بیست و پنج رساله فارسی مجلسی، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی
مآخذ و منابع کتاب‌شناسی اثر
دنا 63/1 (22 نسخه) ذریعه 119/4 رقم 569 مشار 407 بیست و پنج رساله فارسی 133 فهرستگان نسخه‌های خطی حدیث 105/2-107 فهرستواره منزوی 275/6 (10 نسخه)

متن فنخا

● آداب الولاة = سلوک ولاة العدل = عهدنامه مالک اشتر (ترجمه) / حدیث، اخلاق / فارسی ādāb-ol volāt = solūk-o volāt-el ‘adl = ahdnāme-ye mālek-e aštar (t.) مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، 1037 – 1110 ق majlesī, mohammad bāqer ebn-e mohammad taqī (1627-1698) وابسته به: عهد نامه مالک اشتر منسوب به علی بن ابی طالب (ع)، امام اول (-40) تألیف: ربیع الاول 1095 توضیح استاد دانش پژوه درباره این عهدنامه: «این دفتر از مجلسی دوم و هزار بیت است. در اجازه‌ای که او به یکی از شاگردان خود در طوس در پایان شعبان 1085 داده (بحار 171: 25) و در اجازه‌ای که در 17 ذیقعده سال 1098 به مولانا حاجی محمد اردبیلی داده است (پایان جامع الروات) از آن به نام «ترجمة وصية امیرالمؤمنین للاشتر» یاد نمود و در روضات (ص 120) «رسالة فی ترجمة رسالة مالک الاشتر» و در فیض قدسی (ص 9) «ترجمه عهد امیرالمؤمنین الی مالک» و در ذریعه (119: 4) «ترجمة عهد مالک الاشتر» خوانده شده است. مجلسی پند و دستوری را که از امیر مؤمنان علی (ع) و به نام مالک اشتر نخعی نامزد فرمانروایی مصر دانسته شده با سه حدیث دیگر که همه اینها درباره کشورداری است در این دفتر به پارسی درآورد و می‌خواست این بندها و دستورهای پیشوایان شیعی برنامه کار دربار صفوی باشد. این نامه امیر مؤمنان علی به مالک اشتر در «تحف العقول» ابی محمد الحسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی حلبی (- 332ق) آمده و دارد که آن را علی (ع) هنگامی که فرمانروایی مصر به اشتر می‌داد ساخته است و اندکی هم با آنچه در نهج البلاغه سید رضی آمده است جدایی دارد. همچنین در «دعائم الاسلام» ابی حنیفه نعمان مغربی دانشمند اسماعیلی (- 363) با دیباچه‌ای که در جاهای دیگر نیست دیده می‌شود و گسترده‌تر و درازتر از آن است که در «نهج البلاغه» آمده و در شیوایی کمتر از آن است و آنچه رضی آورد بسیار شیواتر و گزیده‌تر از این است. در «دعائم» دارد که علی (ع) آن را از پیامبر روایت کرده و برخی هم آن را از خود علی دانسته‌اند و نامی از مالک در آن برده نشده است. سید رضی گویا در «نهج البلاغه» از این دو جا آن را گرفته باشد و به نام سفارش علی (ع) به اشتر خوانده و پس از او به همین نام بر سر زبان‌ها افتاد. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغة (56: 4-58 چاپ مصر) دریافت که این نامه مالک با سفارش‌نامه‌ای که اردشیر بابکان پادشاه ساسانی برای جانشینان خویش نوشته ماننده است و پاره‌ای از آن را آورد و همه این سفارش‌نامه اردشیر در «تجارب الامم» ابو علی مسکویه رازی دیده می‌شود (ص 99-127 ج1 چاپ عکسی). در نامه تنسر که ابن مقفع به تازی درآورده و ابن اسفندیار از تازی به پارسی کرده و در تاریخ طبرستان (ص 12-41) می‌بینیم از این سخنان اردشیر بهره برده شده است. در آغاز این نامه تنسر گویا نامه ارسطو به اسکندر هم بوده که در نسخه‌های تاریخ طبرستان نیست. نامه ارسطو به اسکندر و در پاسخ او هم در همان تجارب الامم (ص 69-72) آمده و ابن ابی الحدید هم در شرح همین نامه علی (ع) به اشتر آن را با انشائی دیگر و درازتر آورده است (129: 4-130). این را هم می‌دانیم که پندی از منوچهر شاه افسانه‌ای ایران به سران و گرانمایگان کشور در تاریخ طبری (267: 1) دیده می‌شود. این‌گونه پندها و سفارش‌نامه‌های بزرگان ایران گویا پس از ابن مقفع نگارنده آداب کبیر و صغیر که پاره از آن را باز همان ابن ابی الحدید در شرح همین نامه مالک (137: 4) آورده در میان مردم پراکنده شده است و گویا دانشمندان ایرانی می‌خواستند بگویند که نیاکان ما را هم فرهنگی بوده و نیازی به تازیان نداریم (دیباچه بدوی بر الحکمة الخالدة یا جاویدان خرد که در خود آن از این‌گونه پندها و دستورهای ایرانی و یونانی فراوان دیده می‌شود). باز سفارش‌نامه‌ای می‌بینیم که طاهر بن الحسین پوشنگی به پسر خود عبدالله هنگامی که مأمون فرمانروایی رقه و مصر را در 206 ق بدو داده بود نوشت و مأمون آن را که بدید گفت طاهر چیزی از کشورداری فرو نگذاشت. این سفارش‌نامه هم به نامه مالک بسیار ماننده است. در «الاصول الیونانیة للنظریات السیاسة فی الاسلام» از عبدالرحمن بدوی (جزء 1 چاپ 1954 مصر) دو رساله می‌بینیم یکی «کتاب العهود الیونانیه» از احمد بن یوسف (درگذشته در سیصد و سی و اندی) دیگری «سر الاسرار» که از ارسطو پنداشتند و یوحنا بن بطریق آن را به تازی کرده است و دو نسخه‌ای از آن در آستانه طوس (1: 2-340ش38 و 39) هست و به پارسی هم درآمده است. گذشته از این‌که در دومی از مسأله‌هایی گفتگو شده که گزیده آن در نامه اشتر و سفارش‌نامه پوشنگی دیده می‌شود در نخستین که عنوان «کتاب العهود الیونانیة المستخرجة من رموز کتاب السیاسة لافلاطون و ما انضاف الیه» دارد سه پند و سفارش است یکی «عهد الملک الی ابنه» که ادریانوس گویا همان هادریانوس Hadrianus پادشاه روم (117-138) به پسر خود می‌دهد و از خواندن آن پندی که امیر مؤمنان پس از برگشت از صفین به فرزند خود حسن (ع) داده است و آن را در «نهج البلاغه» (باب المختار من الکتب ش 31) و در «تحف العقول» و «کشف المحجة» ابن طاوس (فصل 154ص159-173) از کتاب الرسائل کلینی م 328 (با یاد کردن روایت دیگری از کتاب «الزواجر و المواعظ» حسن بن عبدالله عسکری) و در «بحار» (78: 17-92) به چند روایت می‌بینیم. همچنین همین نامه‌ای که امیر مؤمنان برای اشتر نوشته است به یاد می‌آید، سپس پندی است که وزیر به پسرش می‌دهد آنگاه پند عامی است به پسر خود که این دو هم درباره کشورداری و زندگی شهرنشینی می‌باشد. در این‌گونه کتاب‌ها گویا در برابر ایرانیانی مانند ابن مقفع و اسحق بن یزید و حسن بن سهل که می‌کوشیدند هنر کشورداری را بر بنیاد فرهنگ فارسی استوار سازند دوستداران دانش یونانی می‌خواستند آن را بر روی اندیشه و پندار یونانیان بگذارند و از این راه از فرهنگ تازی خود را بی نیاز وانمود کنند. این هم گفته شود که اندیشه‌های سیاسی با زندگی آدمی همراه است و هر دسته مردمی ناگزیر باید این اندیشه‌ها را کم و بیش دارا باشند پس هیچ باکی هم نیست که بگوئیم علی (ع) این گونه پندها و سفارش‌ها را خود ساخته و پرداخته و از کسی هم نگرفته است و این‌که پیروان هم آنها را از دیگران نگرفته و بدو نبسته‌اند و اگر هم مانند آنها را در میان ایرانیان و یونانیان ببینیم بازهم می‌شود گفت که این اندیشه‌ها را زندگی اجتماعی بار آورده و دانشمندان ملت‌ها ناگزیرند که بدانها برخورند. رساله مجلسی در 2 «فصل» است. نخست ترجمه سفارش علی به مالک اشتر، دوم گزارش سه حدیث: 1- سفارش علی به عثمان پسر حنیف فرمانروای بصره از نهج البلاغه رضی. 2- نامه نجاشی فرمانروای اهواز به امام صادق (ع) و پاسخ او بدو و پندها که بدو داده است. (در رجال نجاشی ص 74 دارد: «لم یر لابی عبدالله مصنف غیره» نیز کشف الریبة شهید ص 36) 3- پندی که خضر به منصور دوانیقی داده است در هنگام طواف حج به سال 144 از ارشاد القلوب دیلمی. (بحار 213: 16)» آغاز: الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی و آله خیرة الوری اما بعد این رساله‌ای است در ترجمه بعضی از احادیث شریفه که در کیفیت سلوک ولات عدل با کافه عباد که ودایع رب الاربابند وارد شده انجام: که شاید او هدایت یابد یا حجت بر او تمام گردد و الله تعالی یعلم حقایق الامور و هو الهادی الی سواء السبیل چاپ: با تصحیح سید مهدی رجائی، در بیست و پنج رساله فارسی مجلسی، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی [دنا 63/1 (22 نسخه)؛ ذریعه 119/4 رقم 569؛ مشار 407؛ بیست و پنج رساله فارسی 133؛ فهرستگان نسخه‌های خطی حدیث 105/2-107؛ فهرستواره منزوی 275/6 (10 نسخه)]

نسخه‌های خطی این اثر

22 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
سپهسالار
تهران
6306/1 بی‌کاتب قرن 10 نستعلیق 101 شناسنامه ←
2
سپهسالار
تهران
5418/1 بی‌کاتب قرن 11 نسخ 31 شناسنامه ←
3
مجلس
تهران
3059/11 محمد کریم بن اسماعیل قاضی قرن 11 نسخ 11 شناسنامه ←
4
رضوی
مشهد
14759/2 محمدعلی بن محمد قدیر 1097 نستعلیق - شناسنامه ←
5
دانشگاه
تهران
10625/2 بی‌کاتب قرن 12 نسخ 51 شناسنامه ←
6
الهیات
تهران
78/3 بی‌کاتب قرن 12 نسخ 17 شناسنامه ←
7
مرعشی
قم
8839/12 بی‌کاتب قرن 12 نسخ 11 شناسنامه ←
8
مرکز احیاء
قم
4360/5 بی‌کاتب قرن 12 نسخ 21 شناسنامه ←
9
سپهسالار
تهران
5864 بی‌کاتب 1112 نسخ 47 شناسنامه ←
10
معصومیه
قم
564/2 شمس الدین محمد حسین بن میر محمد یوسف صفر 1130 نستعلیق 23 شناسنامه ←
11
مرعشی
قم
14881/6 بی‌کاتب 1150 نستعلیق 27 شناسنامه ←
12
گوهرشاد
مشهد
1010/3 بی‌کاتب قرن 13 نسخ 28 شناسنامه ←
13
ملی
تهران
1541/4 میرزا اسماعیل خادم رکن الدوله 1281 نستعلیق 64 شناسنامه ←
14
ملک
تهران
4057/13 حاج محمد زمان بن کلبعلی متطبب خراسانی بی‌تاریخ شکسته نستعلیق 3 شناسنامه ←
15
دانشگاه
تهران
670 و 4782-ف بی‌کاتب بی‌تاریخ نسخ 24 شناسنامه ←
16
گلپایگانی
قم
9191/2-60/131 بی‌کاتب بی‌تاریخ نسخ 72 شناسنامه ←
17
مرعشی
قم
187/29 بی‌کاتب بی‌تاریخ نسخ 14 شناسنامه ←
18
فیضیه
قم
896/4 بی‌کاتب بی‌تاریخ نسخ - شناسنامه ←
19
مرعشی
قم
1186/24 بی‌کاتب بی‌تاریخ نسخ - شناسنامه ←
20
مفتاح
تهران
290/4 بی‌کاتب بی‌تاریخ نستعلیق - شناسنامه ←
21
مسجد اعظم
قم
3877/2 بی‌کاتب بی‌تاریخ تحریری 19 شناسنامه ←
22
دانشگاه
تهران
5878/4 ابوالقاسم بن ابی الحسن حسینی بی‌تاریخ نسخ 70 شناسنامه ←