شناسنامه کتابشناختی اثر
داستان محمد حنفیه
dāstān-e mohammad-e hanafīye
1
نسخه ثبتشده
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/27049
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #27049
پدیدآور / مؤلف:
عاشقی، مسکین محمد بن ابوالخیر
تاریخ و سده تألیف:
780 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 14، ص 260
زبان و قالب:
فارسی
عناوین دیگر و همتراز:
زیغنون نامه
(zīqonūn-nāme)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
منظومه حماسی داستانی است. موضوع داستان ابنحنفیه ابوالقاسم محمد بن علی بن ابی طالب (ع) (21-81ق) است و این منظومه داستان افسانهای است در مورد وی. در آن از عشق خیالی بین ابنحنفیه و زنی به نام زیغنون (در مصادر نام وی مختلف ضبط شده است. در منظومه حاضر «زیغون» ذکر شده و در لغتنامه دهخدا «زیغنون» و «زیفنون»، در فهرست نسخههای خطی گنج بخش پاکستان، منزوی 3: 1390 «زیفنون» ذکر شده است. درباره سرگذشت وی نیز نقلها تفاوت اساسی با هم دارند. در برخی منابع، او معشوقه محمد حنفیه ذکر شده که محمد بعد از کشتن شوهر وی به نام غضنفر، او را به همسری خود درآورد ) سخن رفته و داستان عشقی آنها در قالب اشعار بیان شده است. در فهرست گنج بخش (3: 1389، ش 1990) جنگنامه محمد حنفیه به نثر معرفی شده که از جهت محتوایی با منظومه حاضر برابر است. داستان محمد حنفیه توسط داستانسرایان در رسالههای منظوم و منثور تحریر شده است (رسالههای منظوم: منزوی 4: 2806 که در آن سه منظومه در این زمینه معرفی شده است، دانشگاه 14: 3815؛ رسالههای نثر: منزوی 5: 3668؛ گنج بخش، منزوی 3: 1389-1390). در منظومه حاضر بعد از هر قطعه در عنوان قطعه بعدی عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله» آمده و بعد از پایان هر قطعه از داستان، یک رباعی آمده، که آغاز مصرع اول همه آن ها چنین است: « درین شب متبرک ...». رباعی بعد از قطعه اول چنین است: درین شب متبرک پس از ثنای خدا ×× به روح پاک محمد بگو هزار ثنا / به خاندان نبوت که جمله اند جواد ×× زدیم دست به دامن هر آنچه بادا باد. شاعر در پایان داستان، نام خود را آورده و در تاریخ نظم آن گوید: نمیخواهد ز حد صبح تا شام ×× ز حق مسکین محمد عاشقی نام ... چو شد قصه ز نشر این نظم بنیاد ×× ز هجرت سال هفصد بود و هشتاد (780). هم چنین شاعر بعد از ختم داستان قطعهای دارد در شرح حال عرفانی خود و ذکر نام اساتید عرفانیش از جمله حبیب الله بن شیخ جمال و گوید: حبیب الله بن شیخ جمال است ×× که جدش خادم سید جلال است / بزرگ شیخ عبدالله نام است ×× نکو کاری که او مشهور عام است. و شیخ زین العابدین حسینی بخاری که گوید: چه خواهم شیخ زین العابدین را ×× بگویم مدح آن قطب زمین را ... دگر بشنو ز من ای مرد ساده ×× صفات حضرت مخدوم زاده / که نامش شیخ صدرالدین بخوانند ×× که او را اوسیان شیخ دانند/ جوانی خوش لقای روی انور ×× ز خورشید و مه رویش منور.
آغاز اثر
« سیر این نامه کنم نام خدای ×× که نتوان گفتنش چون و چرای / خداوند و کریم و خالق پاک ×× که در ذاتش کسی را نیست ادراک / منزه ذاتش از ادراک مردم ×× در این حیرت ملایک گشته سر گم / کجا در عقل میگنجد خداوند ×× که هست او خالق عقل خردمند »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
منزوی 2806.5
فهرستواره منزوی 712/10
متن فنخا
● داستان محمد حنفیه = زیغنون نامه / شعر، داستان/فارسی
dāstān-e mohammad-e hanafīye = zīqonūn-nāme
عاشقی، مسکین محمد بن ابوالخیر، ق8 قمری
‘āšeqī, meskīn mohammad ebn-e abūlxayr (- 14c)
تاریخ تألیف: 780ق
منظومه حماسی داستانی است. موضوع داستان ابنحنفیه ابوالقاسم محمد بن علی بن ابی طالب (ع) (21-81ق) است و این منظومه داستان افسانهای است در مورد وی. در آن از عشق خیالی بین ابنحنفیه و زنی به نام زیغنون (در مصادر نام وی مختلف ضبط شده است. در منظومه حاضر «زیغون» ذکر شده و در لغتنامه دهخدا «زیغنون» و «زیفنون»، در فهرست نسخههای خطی گنج بخش پاکستان، منزوی 3: 1390 «زیفنون» ذکر شده است. درباره سرگذشت وی نیز نقلها تفاوت اساسی با هم دارند. در برخی منابع، او معشوقه محمد حنفیه ذکر شده که محمد بعد از کشتن شوهر وی به نام غضنفر، او را به همسری خود درآورد [منزوی 2806.5]) سخن رفته و داستان عشقی آنها در قالب اشعار بیان شده است. در فهرست گنج بخش (3: 1389، ش 1990) جنگنامه محمد حنفیه به نثر معرفی شده که از جهت محتوایی با منظومه حاضر برابر است. داستان محمد حنفیه توسط داستانسرایان در رسالههای منظوم و منثور تحریر شده است (رسالههای منظوم: منزوی 4: 2806 که در آن سه منظومه در این زمینه معرفی شده است، دانشگاه 14: 3815؛ رسالههای نثر: منزوی 5: 3668؛ گنج بخش، منزوی 3: 1389-1390). در منظومه حاضر بعد از هر قطعه در عنوان قطعه بعدی عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله» آمده و بعد از پایان هر قطعه از داستان، یک رباعی آمده، که آغاز مصرع اول همه آن ها چنین است: « درین شب متبرک ...». رباعی بعد از قطعه اول چنین است: درین شب متبرک پس از ثنای خدا ×× به روح پاک محمد بگو هزار ثنا / به خاندان نبوت که جمله اند جواد ×× زدیم دست به دامن هر آنچه بادا باد. شاعر در پایان داستان، نام خود را آورده و در تاریخ نظم آن گوید: نمیخواهد ز حد صبح تا شام ×× ز حق مسکین محمد عاشقی نام ... چو شد قصه ز نشر این نظم بنیاد ×× ز هجرت سال هفصد بود و هشتاد (780). هم چنین شاعر بعد از ختم داستان قطعهای دارد در شرح حال عرفانی خود و ذکر نام اساتید عرفانیش از جمله حبیب الله بن شیخ جمال و گوید: حبیب الله بن شیخ جمال است ×× که جدش خادم سید جلال است / بزرگ شیخ عبدالله نام است ×× نکو کاری که او مشهور عام است. و شیخ زین العابدین حسینی بخاری که گوید: چه خواهم شیخ زین العابدین را ×× بگویم مدح آن قطب زمین را ... دگر بشنو ز من ای مرد ساده ×× صفات حضرت مخدوم زاده / که نامش شیخ صدرالدین بخوانند ×× که او را اوسیان شیخ دانند/ جوانی خوش لقای روی انور ×× ز خورشید و مه رویش منور.
آغاز: سیر این نامه کنم نام خدای ×× که نتوان گفتنش چون و چرای / خداوند و کریم و خالق پاک ×× که در ذاتش کسی را نیست ادراک / منزه ذاتش از ادراک مردم ×× در این حیرت ملایک گشته سر گم / کجا در عقل میگنجد خداوند ×× که هست او خالق عقل خردمند
[فهرستواره منزوی 712/10]
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
شورا
تهران
|
14172 | محمد افضل ولد محمد عادل | ماه صفر سنه 3 جلوس فرخ سیر | نستعلیق | 157 | شناسنامه ← |