نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

داستان کشته شدن هشام به دست شاهمردان

dāstān-e kešte šodan-e hešām be dast-e šāhemardān
1 نسخه ثبت‌شده قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/27035
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #27035
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی:
فنخا، ج 14، ص 256 تا 257
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: داستان
عناوین دیگر و هم‌تراز:
داستان آهوی سفید شاخ زرین (dāstān-e āhū-ye sefīd-e šāx-e zarrīn)

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

از ناشناس، داستان حماسی - دینی است، از گونه ساخته‌های روزگار صفویان. آغاز می‌شود با: پس از فتح «قلعه خیبر» در یک منزلی در مدینه، پیامبر (ص) در خیمه‌ای نشسته بود، که آهوی سفیدی با شاخ‌های زرین، از آن وادی رسید که نامه‌ای بر شاخ‌های طلایی خود داشت. «قنبر» رخصت گرفت و به دنبال آهو شتافت. هفت بار کمند بینداخت و آهو گریخت. «قنبر» دانست که آن «دیو جادو» است بایست آن را با تیر کشت. این شیوه نیز کارگر نشد تا قنبر با سواری روبه‌رو شد همچون کوه، از سر تا قدم فولاد پوشانیده، زره و جوشن همه زرافشان، و گفت نام من «هشام» است. جنگ از دو سو آغاز می‌شود. «قنبر» زخمی و اسبش سقط می‌شود. از آن سو حضرت علی (ع) با الهام قلبی، با «دلدار» (دلدل) خود به سوی «قنبر» راه می‌افتد تا به «قنبر» و خیمه دشمن و هفتاد هزار سپاهی می‌رسد. در خیمه شهزاده، دختری است زیبا با کنیزکان ماه پیکر. شهدخت «دلدار» را خوش آمد، می‌کوشد آن را به جنگ آورد. در این میان آن «آهوی شاخ زرین» در می‌رسد. با دو نامه در میان دو شاخ او. حضرت نامه‌ها را به دست می‌آورد (چکیده 13 صفحه آغاز داستان). داستان می‌انجامد به جنگ شاهمردان با «غشام» (هشام) و کشته شدن هشام، و از کسان داستان «علقمه» و «دختر ذوالخمار» است (ن.ک: مشترک 1104/6 «داستان آهو و پیامبر». همانجا 1195/6 «هفده غزا» غزای سیزدهم، نشریه 11-543/12 «داستان آهو معجز رسول» نسخه لس آنجلس ش (7) B140).

متن فنخا (فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا))

● داستان کشته شدن هشام به دست شاهمردان = داستان آهوی سفید شاخ زرین / داستان / فارسی dāstān-e kešte šodan-e hešām be dast-e šāhemardān = dāstān-e āhū-ye sefīd-e šāx-e zarrīn از ناشناس، داستان حماسی - دینی است، از گونه ساخته‌های روزگار صفویان. آغاز می‌شود با: پس از فتح «قلعه خیبر» در یک منزلی در مدینه، پیامبر (ص) در خیمه‌ای نشسته بود، که آهوی سفیدی با شاخ‌های زرین، از آن وادی رسید که نامه‌ای بر شاخ‌های طلایی خود داشت. «قنبر» رخصت گرفت و به دنبال آهو شتافت. هفت بار کمند بینداخت و آهو گریخت. «قنبر» دانست که آن «دیو جادو» است بایست آن را با تیر کشت. این شیوه نیز کارگر نشد تا قنبر با سواری روبه‌رو شد همچون کوه، از سر تا قدم فولاد پوشانیده، زره و جوشن همه زرافشان، و گفت نام من «هشام» است. جنگ از دو سو آغاز می‌شود. «قنبر» زخمی و اسبش سقط می‌شود. از آن سو حضرت علی (ع) با الهام قلبی، با «دلدار» (دلدل) خود به سوی «قنبر» راه می‌افتد تا به «قنبر» و خیمه دشمن و هفتاد هزار سپاهی می‌رسد. در خیمه شهزاده، دختری است زیبا با کنیزکان ماه پیکر. شهدخت «دلدار» را خوش آمد، می‌کوشد آن را به جنگ آورد. در این میان آن «آهوی شاخ زرین» در می‌رسد. با دو نامه در میان دو شاخ او. حضرت نامه‌ها را به دست می‌آورد (چکیده 13 صفحه آغاز داستان). داستان می‌انجامد به جنگ شاهمردان با «غشام» (هشام) و کشته شدن هشام، و از کسان داستان «علقمه» و «دختر ذوالخمار» است (ن.ک: مشترک 1104/6 «داستان آهو و پیامبر». همانجا 1195/6 «هفده غزا» غزای سیزدهم، نشریه 11-543/12 «داستان آهو معجز رسول» نسخه لس آنجلس ش (7) B140).

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
دائرة المعارف
تهران
1665/8 بی‌کاتب 1255ق نستعلیق 19 شناسنامه ←