شناسنامه کتابشناختی اثر
داستان سوداگر و کنیزک و هارون الرشید
dāstān-e sovdāgar va kanīzak va hārūn-or rašīd
1
نسخه ثبتشده
قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/26978
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #26978
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 14، ص 245
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
داستان
عناوین دیگر و همتراز:
حسنیه
(hosnīye)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
تحریری است عامیانه و نقالی از داستان «حسنیه» در این ویرایش نقالی. نامی از نگارنده متن (گرکین یا ابوالفتوح رازی) و شاه تهماسب (930-984ق) که «حسنیه» به نام او ساخته شده، نیامده است و بایستی ساخته تبلیغات روزگار صفوی باشد. نسخه آغاز میشود با: بازرگانی بود به روزگار «هارون الرشید» که دارایی خود را از دست داده بود. جز کنیزکی به نام «جنیه» (که بایستی تحریف «حسنیه» باشد) که او را از خردی به آموزگاران سپرده هنرها آموخته بود. چنانکه در 14 سالگی در دانشهای گوناگون به کمال رسیده بود. روزی ارباب، دستتنگی خود را با دخترک در میان نهاد. کنیزک گفت مرا نزد «هارون» ببر و به صد هزار دینار عرضه کن اگر پرسید، بگو این دختر میتواند با همه دانشمندان کشورت مباحثه کند و بر همه پیروز شود. دختر بهوسیله «یحیی بن خالد» [برمکی] خدمت «هارون» میرسد و شعری مناسب او میخواند. هارون را خوش آمد و با این شرط که همه دانشمندان را پاسخگو باشد به صد هزار دینار خرید. از همه شهرها دانشمندان را بخواستند. ششصد تن گرد آمدند. از آن میان «ابراهیم نظام» بصری که از همگی اعلم بود برگزیده شد، که 300 تصنیف داشت. ابراهیم به بغداد رفت و بر کرسی زرین نشانیده شد. کنیزک را بیاوردند و در بحث شدند. هشتاد پرسش ابراهیم را پاسخ بگفت. همه اهل مجلس کنیزک را آفرین گفتند (چکیده 5 صفحه). به آنجا میانجامد: صد هزار دینار و کنیز را به بازرگان دادند و بار دیگر خواجه بازرگان توانگر شد. در منابع در دسترس به نسخهای دیگر از تحریر نقالی این داستان برنخوردهام.
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● داستان سوداگر و کنیزک و هارون الرشید = حسنیه / داستان / فارسی
dāstān-e sovdāgar va kanīzak va hārūn-or rašīd = hosnīye
تحریری است عامیانه و نقالی از داستان «حسنیه» در این ویرایش نقالی. نامی از نگارنده متن (گرکین یا ابوالفتوح رازی) و شاه تهماسب (930-984ق) که «حسنیه» به نام او ساخته شده، نیامده است و بایستی ساخته تبلیغات روزگار صفوی باشد. نسخه آغاز میشود با: بازرگانی بود به روزگار «هارون الرشید» که دارایی خود را از دست داده بود. جز کنیزکی به نام «جنیه» (که بایستی تحریف «حسنیه» باشد) که او را از خردی به آموزگاران سپرده هنرها آموخته بود. چنانکه در 14 سالگی در دانشهای گوناگون به کمال رسیده بود. روزی ارباب، دستتنگی خود را با دخترک در میان نهاد. کنیزک گفت مرا نزد «هارون» ببر و به صد هزار دینار عرضه کن اگر پرسید، بگو این دختر میتواند با همه دانشمندان کشورت مباحثه کند و بر همه پیروز شود. دختر بهوسیله «یحیی بن خالد» [برمکی] خدمت «هارون» میرسد و شعری مناسب او میخواند. هارون را خوش آمد و با این شرط که همه دانشمندان را پاسخگو باشد به صد هزار دینار خرید. از همه شهرها دانشمندان را بخواستند. ششصد تن گرد آمدند. از آن میان «ابراهیم نظام» بصری که از همگی اعلم بود برگزیده شد، که 300 تصنیف داشت. ابراهیم به بغداد رفت و بر کرسی زرین نشانیده شد. کنیزک را بیاوردند و در بحث شدند. هشتاد پرسش ابراهیم را پاسخ بگفت. همه اهل مجلس کنیزک را آفرین گفتند (چکیده 5 صفحه). به آنجا میانجامد: صد هزار دینار و کنیز را به بازرگان دادند و بار دیگر خواجه بازرگان توانگر شد. در منابع در دسترس به نسخهای دیگر از تحریر نقالی این داستان برنخوردهام.
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دائرة المعارف
تهران
|
1665/13 | بیکاتب | 1255ق | نستعلیق | 149 | شناسنامه ← |