نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

جزیره صاحب الزمان

jazīre-ye sāheb-az zamān
1 نسخه ثبت‌شده قرن 11 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/19024
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #19024
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی:
فنخا، ج 10، ص 97 تا 98
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: داستان

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

استاد «علینقی منزوی» افاداتی درباره این رساله و این داستان دارد که بدون اظهار نظر نقل می‌شود و می‌تواند برای پژوهشگران مفید باشد: «چند افسانه‌های مذهبی هست که به صورت سفرنامه درآمده و به نام‌های «جزیره صاحب الزمان» و «جزیرة الخضراء» یا «جزيرة خضر» یا «جزیره اخضر» نامیده شده است و در آنها از جزیره‌هایی گفتگو می‌کنند که در نقاط اسرارآمیز از کره زمین واقع شده و صاحب الزمان و فرزندان او بر آنها حکومت می‌کنند. جزيرة الخضراء از بندرهای معروف اسپانیا است و ایشان آن را «الخثیرا» نامند. این شهر دژها داشته و رودخانه شیرین و گوارا به نام «نهر عسل» از میان آن می‌گذرد و برابر شهر جزیره‌ای است به نام «ام حکم». از جزيرة الخضراء تا جبل طارق شش میل راه است و تا اشبیلیه پنج روز راه و تا مالقه پنج منزل صد میل راه است، آنجا نخستین شهری است که از اسپاینا به سال 90ق به دست مسلمانان افتاد، موسی پسر نصیر باطارق از طرف دولت مروانیان آن را بگشود و به دست دولت اموی اندلس اداره می‌شد تا سال 743 که بومیان اسپانیول دست عربان را از آن کوتاه کردند. داستان دیده گاه‌های زیبا و خوشی آب و هوای این شهرستان در روزگاری که به دست عربان بود به خاورمیانه رسیده و زبان به زبان می‌گردید. یاقوت پس از یاد کردن جزيرة الخضراء اسپانیا گوید: یک جزيرة الخضراء نیز در دریای هند و سرزمین زنگ هست و در آن دو شهر به نام «متنبی» و «مکنبلو» بوده و هر یک را پادشاهی است مستقل و آن دو خود را از مهاجرین عرب کوفه می‌شمارند. دوری راه و نبودن رابطه و گذشت زمان، این دو جای را که یکی در باختر دور و دیگری در جنوب بوده درهم آمیخت، و به صورت شهرهای غیبی درآورد و داستان‌هایی را که از آنجاها نقل می‌شد به صورت افسانه‌های جاودان نمودار کرد. در سده پنجم که برخی از نادانان شیعه دنبال جایی برای امام غایب می‌گشتند از نام مشهور و جای دور این شهرها استفاده کرده افسانه‌ها ساختند که امام از ستم دولت عباسی بدانجا شده و دولتی پدید آورده و فرزندان خویش هر یک بر یکی از شهرهای جزیرة الخضراء فرمانروا ساخته است و از این پس برای واژه «جزيرة الخضراء» در ادبیات نظم و نثر مذهبی فارسی جایی باز شد. قاضی نورالله شوشتری (-1019ق) در مجلس یکم از مجالس المؤمنین می‌گوید: «جزیره خضر جزیره‌ای است در سرزمین ولایت بربر میان دریای اندلس که حضرت صاحب الزمان و اولاد او در آنجا می‌باشند. اهل اندلس آن را جزیره رفضه گویند ... و شرح آن قصه را شهید یکم محمد بن مکی ... در بعضی امالی خود تحریر فرموده، و سید اجل صدر عالی میر شمس الدین اسدالله شوشتری آن را حسب الاشارت پادشاه در طی رساله که در باب مصلحت غیبت صاحب الزمان نوشته مذکور ساخته ...». کهن‌ترین جا که نام جزیره‌هایی که فرزندان صاحب الزمان در آن فرمانروائی دارند آمده «جمال الاسبوع» سید رضی الدین ابن طاوس (-664ق) می‌باشد. کوتاه‌شده داستان جزيرة الخضراء چنین است که: زین الدین مازندرانی برای تجارت به دریای سفید رفته و به جزیرة الخضراء رسیده، در این کشور مردی به نام شمس الدین را دیده که آخوند آن دیار بوده و خود را نائب خاص امام زمان می‌شمرده و نسب خویش با پنج پشت به آن امام می‌رساند. مرد مازندرانی در اندک مدت که نزد او ماند مسئله‌ها از وی آموخت و کتابی که 90 مسئله دربر داشت بنگاشت و «الفوائد الشمسیه» نامیده است. این داستان 350 بیت نوشته دارد. کارها که درباره داستان «جزیرة الخضراء» انجام شده است: طیبی، مجد الدین فضل پسر یحیی پسر علی پسر مظفر کوفی کاتب، شاگرد وزیر اربلی علی پسر عیسی (نگارنده کشف الغمة و م692ق) این داستان را برای نخستین بار روی کاغذ آورده و مجلسی دوم که این کتابچه طیبی را در بحار آورده می‌گوید: نسخه آن به خط طیبی در کتابخانه غروی در نجف هست. طیبی در این کتاب داستان را از زبان مردی که خود به آن جزیره رفته است در تاریخ شوال 699 شنیده. و این مرد زین الدین علی پسر فاضل مازندرانی یاد شده است. کتابی فارسی به نام ترجمه کتاب جزیرة الخضراء در هند چاپ شده است که در دیباچه به نام شاه طهماسب صفوی (930-984ق) نشان شده و ترجمه به محقق کرکی (م940ق) نورالدین علی پسر حسین پسر عبدالعالی نسبت داده شده است (ذریعه 4: 93) و نسخه‌ای از آن در آستان قدس معرفی شده؛ میر شمس الدین محمد پسر اسدالله شوشتری این داستان را به دستور شاه طهماسب در کتابی که در میان مصلحت غیبت امام نگاشته بود گنجاند (مجالس المؤمنین مجلس یکم: جزیرة الخضراء)؛ سید شبر پسر محمد پسر ثنوان حویزی از نوادگان مشعشعیان خوزستان این داستان را کتابی جدا ساخته است (الذریعه، ج5 ص105)؛ کوتاه شده داستان جزیره صاحب الزمان: در کتابچه جای گفتگوی چنان است که داستان را شریف زاهد علوی در کتاب خود به نقل از انباری احمد پسر محمد آورده که او در ماه رمضان سال 543 در مجلس وزیر ابن هبیره بوده و مردی محترم (ناشناس) داستان را در آنجا چنین آورده است: وقتی با پدرم از شهر خود بامیه برای بازرگانی به راه دریا رفتیم. پس کشتی سرگردان شد و ما به جزیره‌ای پیاده شدیم و پس از راه‌پیمایی به شهری رسیدیم که «مبارکه» نام داشت و پس از آن شهر «زاهرة» بود و پادشاه این دو شهر «طاهر پسر صاحب الامر» بود و پس از روبه‌رو شدن با وی و گفتگوی او با یکی از همرهان ما، روزبهان پسر احمد اهوازی که شافعی بود، این مرد شیعه شد. سپس نام شهرهای دیگر این جزیره چنین آمده است: شهر رابعه که فرمانفرمایش قاسم پسر صاحب الامر، و شهر صافيه که فرمانفرمایش ابراهیم پسر صاحب الامر، و طلوم که فرمانفرمایش عبدالرحمان پسر صاحب الامر، و عناطیس که فرمانفرمایش قاسم پسر صاحب الامر است. سپس می‌گوید: و مردم آنجا آشکارا از سه خلیفه پس از پیغمبر بیزاری می‌جویند. چون داستان به پایان میرسد وزیر ابن هبیره یک یک شنوندگان را سوگند می‌دهد که تا او زنده است داستان را در جایی بازگو نکنند. سند داستان جزیره صاحب زمان: همه کسانی که درباره این داستان کاری انجام داده‌اند، آن را از کتاب «تعازی» نگارش شریف زاهد علوی شجری محمد پسر علی (در سده چهارم) آورده‌اند، و هم اکنون این داستان در کتاب یاد شده دیده می‌شود، و صاحب تعازی آن را با سه واسطه از انباری روایت کرده است [سه واسطه چنین است: صاحب تعازی از عالم حافظ حجة الاسلام سعید پسر احمد رحنی و او از شیخ مقری خطیر الدین حمزه پسر مسیب پسر حارث در خانه اش در ظفریه بغداد و او از ابوالقاسم پسر ابو عمر و عثمان پسر عبدالباقی پسر احمد دمشقی و او داستان را در خانه انباری کمال الدین احمد پسر محمد پسر یحیی در بغداد از او شنیده است، و انباری کسی است که در مجلس ابن هبیره بوده و داستان را از زبان قهرمان آن که به جزیره رفته بود، شنیده است]. ولی باید دانست که این کتاب پس از سده ششم و شاید در دوره صفوی ساخته شده است، روشن‌تر گویم: زاهد علوی همزمان ابوالفرج اصفهانی (-356ق) و ابوالفضل شیبانی (-385ق) بوده و هر سه شاگرد ابوالحسن علی پسر عباس بجلی معانی بوده و در سده چهارم می‌زیسته‌اند. در صورتی که در کتاب تعازی داستان‌هایی یافت شود که در سده ششم رخ داده است و یکی از آنها همین داستان جزیره صاحب زمان است، قهرمان این داستان که خود به آن جزیره رفته است در سده ششم می‌زیسته و داستان را در مجلس ابن هبیره وزیر (-560ق) گزارش داده و شنوندگان آن را نقل کرده‌اند. کسانی که داستان «جزیره صاحب الزمان» را آورده‌اند: «اربعون حدیث» از نگارنده ناشناس. صاحب حدیقة الشیعه پیش از خاتمه می‌گوید در این کتاب داستان جزیره صاحب زمان از کتاب تعازی آورده شده است؛ سید نعمة الله محدث جزائری (م1012ق) در انوار نعمانیه ص148چ تبریز 1301ق می‌گوید: رضا علی پسر فتح الله کاشانی نیز داستان جزیره صاحب زمان را از کتاب تعازی نقل کرده است. حاجی میرزا حسین نوری (م1320ق) در نجم الثاقب ص159 چ1346 و «جنه المأوی» و «خاتمه مستدرک ص370» این داستان را از کتاب «السلطان المفرج عن اهل الایمان» نگارش سید علی پس عبدالحمید نیلی (از مردان سده هشتم که در ص491 یاد شد) نقل کرده است؛ نیز همین نوری در خاتمه مستدرک الوسائل ص370چ تهران 1320ق، این داستان را به نگارنده تعازی نسبت داده است؛ و نیز حاجی نوری در همانجا می‌گوید: بیاضی زین الدین علی پسر یونس عاملی در سده نهم کوتاه شده داستان را در «الصراط المستقیم» آورده است؛ حاجی نوری ترجمه فارسی آن را سومین داستان باب هفتم نجم الثاقب که صد داستان دیدار امام زمان را در بر دارد، قرار داده است.»
مآخذ و منابع کتاب‌شناسی اثر
در متن داستان جزيرة الخضراء (بحار ج13ص43-148) نیز «جزيرة الرفضة» دیده می‌شود و مدرک آن دانسته نیست، ولی دمشقی در نخبة الدهر (ص244) چ لایپزیک 1923م می‌گوید: مردم اندلس درباره شهر «ابن سلیم» می‌گویند: «نه شهر بماند نه مردمش» و درباره شهر «جزیرة الخضراء» می‌گوید «شهر نیکوی است ولی بی مردمش» و این می‌رساند که از مردم این شهر دل خوشی نداشته‌اند بحار الانوار ج13ص143-148چ کمپانی بحار الانوار چاپ کمپانی 1305ق جلد 13ص143 تا 148 نجم الثاقب در احوال امام غائب چ تهران 1346 ق ص 159

متن فنخا (فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا))

● جزیره صاحب الزمان / داستان / فارسی jazīre-ye sāheb-az zamān استاد «علینقی منزوی» افاداتی درباره این رساله و این داستان دارد که بدون اظهار نظر نقل می‌شود و می‌تواند برای پژوهشگران مفید باشد: «چند افسانه‌های مذهبی هست که به صورت سفرنامه درآمده و به نام‌های «جزیره صاحب الزمان» و «جزیرة الخضراء» یا «جزيرة خضر» یا «جزیره اخضر» نامیده شده است و در آنها از جزیره‌هایی گفتگو می‌کنند که در نقاط اسرارآمیز از کره زمین واقع شده و صاحب الزمان و فرزندان او بر آنها حکومت می‌کنند. جزيرة الخضراء از بندرهای معروف اسپانیا است و ایشان آن را «الخثیرا» نامند. این شهر دژها داشته و رودخانه شیرین و گوارا به نام «نهر عسل» از میان آن می‌گذرد و برابر شهر جزیره‌ای است به نام «ام حکم». از جزيرة الخضراء تا جبل طارق شش میل راه است و تا اشبیلیه پنج روز راه و تا مالقه پنج منزل صد میل راه است، آنجا نخستین شهری است که از اسپاینا به سال 90ق به دست مسلمانان افتاد، موسی پسر نصیر باطارق از طرف دولت مروانیان آن را بگشود و به دست دولت اموی اندلس اداره می‌شد تا سال 743 که بومیان اسپانیول دست عربان را از آن کوتاه کردند. داستان دیده گاه‌های زیبا و خوشی آب و هوای این شهرستان در روزگاری که به دست عربان بود به خاورمیانه رسیده و زبان به زبان می‌گردید. یاقوت پس از یاد کردن جزيرة الخضراء اسپانیا گوید: یک جزيرة الخضراء نیز در دریای هند و سرزمین زنگ هست و در آن دو شهر به نام «متنبی» و «مکنبلو» بوده و هر یک را پادشاهی است مستقل و آن دو خود را از مهاجرین عرب کوفه می‌شمارند. دوری راه و نبودن رابطه و گذشت زمان، این دو جای را که یکی در باختر دور و دیگری در جنوب بوده درهم آمیخت، و به صورت شهرهای غیبی درآورد و داستان‌هایی را که از آنجاها نقل می‌شد به صورت افسانه‌های جاودان نمودار کرد. در سده پنجم که برخی از نادانان شیعه دنبال جایی برای امام غایب می‌گشتند از نام مشهور و جای دور این شهرها استفاده کرده افسانه‌ها ساختند که امام از ستم دولت عباسی بدانجا شده و دولتی پدید آورده و فرزندان خویش هر یک بر یکی از شهرهای جزیرة الخضراء فرمانروا ساخته است و از این پس برای واژه «جزيرة الخضراء» در ادبیات نظم و نثر مذهبی فارسی جایی باز شد. قاضی نورالله شوشتری (-1019ق) در مجلس یکم از مجالس المؤمنین می‌گوید: «جزیره خضر جزیره‌ای است در سرزمین ولایت بربر میان دریای اندلس که حضرت صاحب الزمان و اولاد او در آنجا می‌باشند. اهل اندلس آن را جزیره رفضه [در متن داستان جزيرة الخضراء (بحار ج13ص43-148) نیز «جزيرة الرفضة» دیده می‌شود و مدرک آن دانسته نیست، ولی دمشقی در نخبة الدهر (ص244) چ لایپزیک 1923م می‌گوید: مردم اندلس درباره شهر «ابن سلیم» می‌گویند: «نه شهر بماند نه مردمش» و درباره شهر «جزیرة الخضراء» می‌گوید «شهر نیکوی است ولی بی مردمش» و این می‌رساند که از مردم این شهر دل خوشی نداشته‌اند] گویند ... و شرح آن قصه را شهید یکم محمد بن مکی ... در بعضی امالی خود تحریر فرموده، و سید اجل صدر عالی میر شمس الدین اسدالله شوشتری آن را حسب الاشارت پادشاه در طی رساله که در باب مصلحت غیبت صاحب الزمان نوشته مذکور ساخته ...». کهن‌ترین جا که نام جزیره‌هایی که فرزندان صاحب الزمان در آن فرمانروائی دارند آمده «جمال الاسبوع» سید رضی الدین ابن طاوس (-664ق) می‌باشد. کوتاه‌شده داستان [بحار الانوار ج13ص143-148چ کمپانی] جزيرة الخضراء چنین است که: زین الدین مازندرانی برای تجارت به دریای سفید رفته و به جزیرة الخضراء رسیده، در این کشور مردی به نام شمس الدین را دیده که آخوند آن دیار بوده و خود را نائب خاص امام زمان می‌شمرده و نسب خویش با پنج پشت به آن امام می‌رساند. مرد مازندرانی در اندک مدت که نزد او ماند مسئله‌ها از وی آموخت و کتابی که 90 مسئله دربر داشت بنگاشت و «الفوائد الشمسیه» نامیده است. این داستان 350 بیت نوشته دارد. کارها که درباره داستان «جزیرة الخضراء» انجام شده است: طیبی، مجد الدین فضل پسر یحیی پسر علی پسر مظفر کوفی کاتب، شاگرد وزیر اربلی علی پسر عیسی (نگارنده کشف الغمة و م692ق) این داستان را برای نخستین بار روی کاغذ آورده و مجلسی دوم که این کتابچه طیبی را در بحار [بحار الانوار چاپ کمپانی 1305ق جلد 13ص143 تا 148] آورده می‌گوید: نسخه آن به خط طیبی در کتابخانه غروی در نجف هست. طیبی در این کتاب داستان را از زبان مردی که خود به آن جزیره رفته است در تاریخ شوال 699 شنیده. و این مرد زین الدین علی پسر فاضل مازندرانی یاد شده است. کتابی فارسی به نام ترجمه کتاب جزیرة الخضراء در هند چاپ شده است که در دیباچه به نام شاه طهماسب صفوی (930-984ق) نشان شده و ترجمه به محقق کرکی (م940ق) نورالدین علی پسر حسین پسر عبدالعالی نسبت داده شده است (ذریعه 4: 93) و نسخه‌ای از آن در آستان قدس معرفی شده؛ میر شمس الدین محمد پسر اسدالله شوشتری این داستان را به دستور شاه طهماسب در کتابی که در میان مصلحت غیبت امام نگاشته بود گنجاند (مجالس المؤمنین مجلس یکم: جزیرة الخضراء)؛ سید شبر پسر محمد پسر ثنوان حویزی از نوادگان مشعشعیان خوزستان این داستان را کتابی جدا ساخته است (الذریعه، ج5 ص105)؛ کوتاه شده داستان جزیره صاحب الزمان: در کتابچه جای گفتگوی چنان است که داستان را شریف زاهد علوی در کتاب خود به نقل از انباری احمد پسر محمد آورده که او در ماه رمضان سال 543 در مجلس وزیر ابن هبیره بوده و مردی محترم (ناشناس) داستان را در آنجا چنین آورده است: وقتی با پدرم از شهر خود بامیه برای بازرگانی به راه دریا رفتیم. پس کشتی سرگردان شد و ما به جزیره‌ای پیاده شدیم و پس از راه‌پیمایی به شهری رسیدیم که «مبارکه» نام داشت و پس از آن شهر «زاهرة» بود و پادشاه این دو شهر «طاهر پسر صاحب الامر» بود و پس از روبه‌رو شدن با وی و گفتگوی او با یکی از همرهان ما، روزبهان پسر احمد اهوازی که شافعی بود، این مرد شیعه شد. سپس نام شهرهای دیگر این جزیره چنین آمده است: شهر رابعه که فرمانفرمایش قاسم پسر صاحب الامر، و شهر صافيه که فرمانفرمایش ابراهیم پسر صاحب الامر، و طلوم که فرمانفرمایش عبدالرحمان پسر صاحب الامر، و عناطیس که فرمانفرمایش قاسم پسر صاحب الامر است. سپس می‌گوید: و مردم آنجا آشکارا از سه خلیفه پس از پیغمبر بیزاری می‌جویند. چون داستان به پایان میرسد وزیر ابن هبیره یک یک شنوندگان را سوگند می‌دهد که تا او زنده است داستان را در جایی بازگو نکنند. سند داستان جزیره صاحب زمان: همه کسانی که درباره این داستان کاری انجام داده‌اند، آن را از کتاب «تعازی» نگارش شریف زاهد علوی شجری محمد پسر علی (در سده چهارم) آورده‌اند، و هم اکنون این داستان در کتاب یاد شده دیده می‌شود، و صاحب تعازی آن را با سه واسطه از انباری روایت کرده است [سه واسطه چنین است: صاحب تعازی از عالم حافظ حجة الاسلام سعید پسر احمد رحنی و او از شیخ مقری خطیر الدین حمزه پسر مسیب پسر حارث در خانه اش در ظفریه بغداد و او از ابوالقاسم پسر ابو عمر و عثمان پسر عبدالباقی پسر احمد دمشقی و او داستان را در خانه انباری کمال الدین احمد پسر محمد پسر یحیی در بغداد از او شنیده است، و انباری کسی است که در مجلس ابن هبیره بوده و داستان را از زبان قهرمان آن که به جزیره رفته بود، شنیده است]. ولی باید دانست که این کتاب پس از سده ششم و شاید در دوره صفوی ساخته شده است، روشن‌تر گویم: زاهد علوی همزمان ابوالفرج اصفهانی (-356ق) و ابوالفضل شیبانی (-385ق) بوده و هر سه شاگرد ابوالحسن علی پسر عباس بجلی معانی بوده و در سده چهارم می‌زیسته‌اند. در صورتی که در کتاب تعازی داستان‌هایی یافت شود که در سده ششم رخ داده است و یکی از آنها همین داستان جزیره صاحب زمان است، قهرمان این داستان که خود به آن جزیره رفته است در سده ششم می‌زیسته و داستان را در مجلس ابن هبیره وزیر (-560ق) گزارش داده و شنوندگان آن را نقل کرده‌اند. کسانی که داستان «جزیره صاحب الزمان» را آورده‌اند: «اربعون حدیث» از نگارنده ناشناس. صاحب حدیقة الشیعه پیش از خاتمه می‌گوید در این کتاب داستان جزیره صاحب زمان از کتاب تعازی آورده شده است؛ سید نعمة الله محدث جزائری (م1012ق) در انوار نعمانیه ص148چ تبریز 1301ق می‌گوید: رضا علی پسر فتح الله کاشانی نیز داستان جزیره صاحب زمان را از کتاب تعازی نقل کرده است. حاجی میرزا حسین نوری (م1320ق) در نجم الثاقب ص159 چ1346 و «جنه المأوی» و «خاتمه مستدرک ص370» این داستان را از کتاب «السلطان المفرج عن اهل الایمان» نگارش سید علی پس عبدالحمید نیلی (از مردان سده هشتم که در ص491 یاد شد) نقل کرده است؛ نیز همین نوری در خاتمه مستدرک الوسائل ص370چ تهران 1320ق، این داستان را به نگارنده تعازی نسبت داده است؛ و نیز حاجی نوری در همانجا می‌گوید: بیاضی زین الدین علی پسر یونس عاملی در سده نهم کوتاه شده داستان را در «الصراط المستقیم» آورده است؛ حاجی نوری ترجمه فارسی آن را سومین داستان باب هفتم نجم الثاقب [نجم الثاقب در احوال امام غائب چ تهران 1346 ق ص 159] که صد داستان دیدار امام زمان را در بر دارد، قرار داده است.»

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
دانشگاه
تهران
149 بی‌کاتب با تاریخ 1063ق نستعلیق 12 شناسنامه ←