شناسنامه کتابشناختی اثر
التنزيل و التحريف
at-tanzīl wa-t taḥrīf
8
نسخه ثبتشده
از قرن 11 تا 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/17728
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #17728
پدیدآور / مؤلف:
سیاری، احمد بن محمد
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 9، ص 332
تا 334
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
قرائت
عناوین دیگر و همتراز:
القراءات
(al-qirā’āt)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
تحریف قرآن، مدتها اسباب گفتگو و ستیز و تکفیر بوده است و کتابها در نفی و اثبات آن نگاشته شده؛ دستهای از غالیان معروف به حشویه در قرن سوم و پس از آن برای اثبات شایستگی بیشتر خاندان پیغمبر در جانشینی او، از این گفتگوها استفاده نموده، آنچه در اخبار از ناسازگاری نسخههای قرآن یافتند و آنچه در تاریخها از فشار عثمان بر مخالفان خود و کوشش او در نابود کردن قرآنها نوشته بود، همه را گرد کرده، کتابها ساختند که به نامهای «التبدیل و التحریف» و «التحریف و التبدیل» و «التنزیل و التحریف» و جز آن معروف است و چند شماره از آنها در الذریعه آمده است. ابن ندیم در «الفهرس» زیر عنوان «الکتب المؤلفة فی اختلاف المصاحف» این کتابها را نام برده است: 1. «کتاب اختلاف مصاحف اهل المدينة و اهل الكوفة و اهل البصرة» از کسائی (- 186ق)؛ 2. «اختلاف المصاحف» از خلف بن هشام (-229ق)؛ 3. «اختلاف اهل البصرة و الكوفة و الشام» از فراء (-207ق)؛ 4. «اختلاف المصاحف» از ابو داود سجستانی - شاید: ابوبکر بن ابی داود (- 316ق) باشد؛ 5. «اختلاف المصاحف و القراآت» از مدائنی (- 231)؛ 6. «اختلاف مصاحف الشام و الحجاز و العراق» از ابن عامر یحصبی (-118ق)؛ 7. «اختلاف المصاحف» از محمد بن عبدالرحمان اصفهانی - شاید محمد بن عیسی اصفهانی (- 253ق) باشد. از همه آن کتابها فقط کتاب «المصاحف» از ابن ابی داود سجستانی سال (1937 م) در پنج جز در یک مجلد با یک سر آغاز و حاشیهها و فهرستهای منظم به کوشش آقای جفری چاپ شده، و وی در آن سر آغاز کتابهای زیر را بر فهرست ابن ندیم افزوده: «اختلاف المصاحف» از ابو حاتم (- 248ق)؛ «المصاحف» از ابن انباری (-327ق)؛ «المصاحف» از ابن اشته اصفهانی (-360ق). ابن ندیم در فن دوم از مقاله نخست از فهرس خود مطالب مهمی درباره تاریخ قرآن یاد کرده که بایستی درست بررسی شود. حشویه مدعی بودند عثمان در قرآن دست برد، افزود، کاست، تغییر داد و غیره. و چون این مسئله برای مسیحیان و یهود که رقبای مسلمانان بودند به صورت پایگاهی در آمد، از همان اول مورد اعتراض شدید مخالفین و مسلمانان متعصب قرار گرفت، به طوری که عدهای از علمای شیعه نیز مانند سید مرتضی (-436ق) و جز او با آن مخالفت ورزیدند و در صدد جمع بین اقوال بر آمدند و گفتند گفتگو بر سر این قرآن موجود نیست، و ما میدانیم که این قرآن تماماً آسمانی است، صحبت در این است که آیا غیر از این چیزی بوده و اسقاط شده یا نه؟ و این قول شیخ مفید (-413ق) بوده است. قرنها گذشت و این مسئله علمی مانند سائر مسائل در حال رکود و خموشی ماند تا اینکه حاجی میرزا حسین نوری (- 1320ق) که مردی کنجکاو بود چند کتاب از قدما از جمله همین کتاب مورد گفتگو را به دست آورد و کتابی به نام «فصل الخطاب فی تحریف الکتاب» نگاشته و چاپ کرد. این کتاب نیز مورد گفتگو و رد واقع شد، و عدهای بدون بررسی آن را رد و نگارنده آن را تکفیر کردند. سپس صاحب الذریعه شاگرد باوفای حاجی نوری کتابی در دفاع از وی نوشت و او را از قائل بودن به تحریف تبرئه نمود و از طرفی ناقص بودن قرآن را پذیرفته اثبات نمود ولیکن نام کتاب خود را «النقد اللطیف فی نفی التحریف» نهاد. وی میگوید: همه اشتباه حاجی نوری در این نامی است که برای کتاب خود انتخاب نموده وگرنه چه کسی میتواند ادعا کند که یک عده دشمن اهل بیت از علم و دین بیخبر در آن بادیه خواستند و توانستند قرآن را کاملاً جمع کنند. جفری میگوید: «نولدکه آلمانی اولین کسی است که درباره تاریخ قرآن روش استفاده از متن را بر روش جستجو در اسانید نقلی و زنجیرههای روایتی ترجیح داده و کتاب خود را به سال 1860م منتشر ساخت و پس از وی شاگردش (شوالی) تحقیقات جدید خود را بر آن افزود و در اثنای کار بمرد، پس برجشتراسر کار او را دنبال نمود، و پس از مرگ وی شاگرد او، پرترل کار او را پیش گرفت». اکنون آرتور جفری به این مسئله مهم پرداخته و کتاب المصاحف سجستانی را بهبهترین صورتی چاپ و منتشر کرد. ایشان در پژوهشهای خود تاریخ قرآن را به شش دوره تقسیم کرده اند: 1. دوره مصحفهای قدیم (قطعات قرآن قبل از جمع عثمان)؛ 2. دوره مصحف بی نقطه و اعراب عثمان که آن را به شهرها فرستاد؛ 3. دوره آزادی قرائت بر این مصحف بیاعراب عثمانی؛ 4. دوره انحصار قرائتها به هفت یا ده؛ 5. دوره آزادی قبول هر روایت از روایتهای هر یک از قراء ده گانه؛ 6. دوره انحصار به روایت حفص که مطابق نسخههای چاپی امروز است.
اما این کتاب مورد گفتگوی ما، قرائتهای گوناگون و نسخه بدلهای واژهها و جملههای انداخته شده از قرآن را که به عقیده نگارنده آن جمعکنندگان قرآن یعنی عثمان و یارانش آنها را نخواسته و کاستهاند، گرد آورده است و برای هر اختلاف خبری آورده و همه خبرها را با زنجیره سند یاد کرده است. نگارنده ابوعبدالله احمد بن محمد سیاری استاد کلینی، صاحب کافی (-329ق) است. بنا به گفته الذریعه نام «التنزیل و التحریف» را حسن بن سلیمان حلی در کتاب «مختصر البصائر» بدین کتاب داده و نجاشی (-450ق) و شیخ طوسی (-460ق) آن را «کتاب القراآت» خواندهاند. آن به ترتیب سورههای قرآن از «فاتحه» تا «ناس» مرتب شده، و در هر آیه واژههایی را که مدعی است تبدیل یافته و یا کاسته شده یاد نموده است. (علینقی منزوی)
روایات این کتاب جنبه تفسیری نیز دارد ولی بیشتر دانشمندان علم حدیث بر سیاری اعتماد ننموده و گفتههای او را درست نمیدانند. غضائری دربارهاش میگوید «ضعیف، متهالک، غال، منحرف»؛ علامه (ره) میفرماید «ضعیف الحديث، فاسد المذهب، مجفو الرواية، كثير المراسيل»؛ لكن مرحوم محدث نوری (ره) در خاتمه مستدرک او را توثیق نموده است.
آغاز اثر
« ابو عبدالله احمد بن محمد السياری قال حدثنا البرقی و غیره عن ابن ابی عمیر و صفوان بن یحیی ... قال القرآن واحد نزل من عند واحد ... »
انجام اثر
« عن ابی عبد الله عليه السلام من شر الوسواس الخناس هو ما يوسوس بالشياطين من الجنة و الناس و قال زفر من الجن من الناس. »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
الذريعة: 52/17
فهرست كتب الشيعة: 57
اعيان الشيعة: 116/3، بيروت 01403
معجم المؤلفين 109/2
دنا 359/3
متن فنخا
● التنزيل و التحريف = القراءات / قرائت / عربی
at-tanzīl wa-t taḥrīf = al-qirā’āt
سیاری، احمد بن محمد، - 368 قمری
sayyārī, aḥmad ebn-e mohammad (- 979)
تحریف قرآن، مدتها اسباب گفتگو و ستیز و تکفیر بوده است و کتابها در نفی و اثبات آن نگاشته شده؛ دستهای از غالیان معروف به حشویه در قرن سوم و پس از آن برای اثبات شایستگی بیشتر خاندان پیغمبر در جانشینی او، از این گفتگوها استفاده نموده، آنچه در اخبار از ناسازگاری نسخههای قرآن یافتند و آنچه در تاریخها از فشار عثمان بر مخالفان خود و کوشش او در نابود کردن قرآنها نوشته بود، همه را گرد کرده، کتابها ساختند که به نامهای «التبدیل و التحریف» و «التحریف و التبدیل» و «التنزیل و التحریف» و جز آن معروف است و چند شماره از آنها در الذریعه آمده است. ابن ندیم در «الفهرس» زیر عنوان «الکتب المؤلفة فی اختلاف المصاحف» این کتابها را نام برده است: 1. «کتاب اختلاف مصاحف اهل المدينة و اهل الكوفة و اهل البصرة» از کسائی (- 186ق)؛ 2. «اختلاف المصاحف» از خلف بن هشام (-229ق)؛ 3. «اختلاف اهل البصرة و الكوفة و الشام» از فراء (-207ق)؛ 4. «اختلاف المصاحف» از ابو داود سجستانی - شاید: ابوبکر بن ابی داود (- 316ق) باشد؛ 5. «اختلاف المصاحف و القراآت» از مدائنی (- 231)؛ 6. «اختلاف مصاحف الشام و الحجاز و العراق» از ابن عامر یحصبی (-118ق)؛ 7. «اختلاف المصاحف» از محمد بن عبدالرحمان اصفهانی - شاید محمد بن عیسی اصفهانی (- 253ق) باشد. از همه آن کتابها فقط کتاب «المصاحف» از ابن ابی داود سجستانی سال (1937 م) در پنج جز در یک مجلد با یک سر آغاز و حاشیهها و فهرستهای منظم به کوشش آقای جفری چاپ شده، و وی در آن سر آغاز کتابهای زیر را بر فهرست ابن ندیم افزوده: «اختلاف المصاحف» از ابو حاتم (- 248ق)؛ «المصاحف» از ابن انباری (-327ق)؛ «المصاحف» از ابن اشته اصفهانی (-360ق). ابن ندیم در فن دوم از مقاله نخست از فهرس خود مطالب مهمی درباره تاریخ قرآن یاد کرده که بایستی درست بررسی شود. حشویه مدعی بودند عثمان در قرآن دست برد، افزود، کاست، تغییر داد و غیره. و چون این مسئله برای مسیحیان و یهود که رقبای مسلمانان بودند به صورت پایگاهی در آمد، از همان اول مورد اعتراض شدید مخالفین و مسلمانان متعصب قرار گرفت، به طوری که عدهای از علمای شیعه نیز مانند سید مرتضی (-436ق) و جز او با آن مخالفت ورزیدند و در صدد جمع بین اقوال بر آمدند و گفتند گفتگو بر سر این قرآن موجود نیست، و ما میدانیم که این قرآن تماماً آسمانی است، صحبت در این است که آیا غیر از این چیزی بوده و اسقاط شده یا نه؟ و این قول شیخ مفید (-413ق) بوده است. قرنها گذشت و این مسئله علمی مانند سائر مسائل در حال رکود و خموشی ماند تا اینکه حاجی میرزا حسین نوری (- 1320ق) که مردی کنجکاو بود چند کتاب از قدما از جمله همین کتاب مورد گفتگو را به دست آورد و کتابی به نام «فصل الخطاب فی تحریف الکتاب» نگاشته و چاپ کرد. این کتاب نیز مورد گفتگو و رد واقع شد، و عدهای بدون بررسی آن را رد و نگارنده آن را تکفیر کردند. سپس صاحب الذریعه شاگرد باوفای حاجی نوری کتابی در دفاع از وی نوشت و او را از قائل بودن به تحریف تبرئه نمود و از طرفی ناقص بودن قرآن را پذیرفته اثبات نمود ولیکن نام کتاب خود را «النقد اللطیف فی نفی التحریف» نهاد. وی میگوید: همه اشتباه حاجی نوری در این نامی است که برای کتاب خود انتخاب نموده وگرنه چه کسی میتواند ادعا کند که یک عده دشمن اهل بیت از علم و دین بیخبر در آن بادیه خواستند و توانستند قرآن را کاملاً جمع کنند. جفری میگوید: «نولدکه آلمانی اولین کسی است که درباره تاریخ قرآن روش استفاده از متن را بر روش جستجو در اسانید نقلی و زنجیرههای روایتی ترجیح داده و کتاب خود را به سال 1860م منتشر ساخت و پس از وی شاگردش (شوالی) تحقیقات جدید خود را بر آن افزود و در اثنای کار بمرد، پس برجشتراسر کار او را دنبال نمود، و پس از مرگ وی شاگرد او، پرترل کار او را پیش گرفت». اکنون آرتور جفری به این مسئله مهم پرداخته و کتاب المصاحف سجستانی را بهبهترین صورتی چاپ و منتشر کرد. ایشان در پژوهشهای خود تاریخ قرآن را به شش دوره تقسیم کرده اند: 1. دوره مصحفهای قدیم (قطعات قرآن قبل از جمع عثمان)؛ 2. دوره مصحف بی نقطه و اعراب عثمان که آن را به شهرها فرستاد؛ 3. دوره آزادی قرائت بر این مصحف بیاعراب عثمانی؛ 4. دوره انحصار قرائتها به هفت یا ده؛ 5. دوره آزادی قبول هر روایت از روایتهای هر یک از قراء ده گانه؛ 6. دوره انحصار به روایت حفص که مطابق نسخههای چاپی امروز است.
اما این کتاب مورد گفتگوی ما، قرائتهای گوناگون و نسخه بدلهای واژهها و جملههای انداخته شده از قرآن را که به عقیده نگارنده آن جمعکنندگان قرآن یعنی عثمان و یارانش آنها را نخواسته و کاستهاند، گرد آورده است و برای هر اختلاف خبری آورده و همه خبرها را با زنجیره سند یاد کرده است. نگارنده ابوعبدالله احمد بن محمد سیاری استاد کلینی، صاحب کافی (-329ق) است. بنا به گفته الذریعه نام «التنزیل و التحریف» را حسن بن سلیمان حلی در کتاب «مختصر البصائر» بدین کتاب داده و نجاشی (-450ق) و شیخ طوسی (-460ق) آن را «کتاب القراآت» خواندهاند. آن به ترتیب سورههای قرآن از «فاتحه» تا «ناس» مرتب شده، و در هر آیه واژههایی را که مدعی است تبدیل یافته و یا کاسته شده یاد نموده است. (علینقی منزوی)
روایات این کتاب جنبه تفسیری نیز دارد ولی بیشتر دانشمندان علم حدیث بر سیاری اعتماد ننموده و گفتههای او را درست نمیدانند. غضائری دربارهاش میگوید «ضعیف، متهالک، غال، منحرف»؛ علامه (ره) میفرماید «ضعیف الحديث، فاسد المذهب، مجفو الرواية، كثير المراسيل»؛ لكن مرحوم محدث نوری (ره) در خاتمه مستدرک او را توثیق نموده است.
آغاز: ابو عبدالله احمد بن محمد السياری قال حدثنا البرقی و غیره عن ابن ابی عمیر و صفوان بن یحیی ... قال القرآن واحد نزل من عند واحد ...
انجام: عن ابی عبد الله عليه السلام من شر الوسواس الخناس هو ما يوسوس بالشياطين من الجنة و الناس و قال زفر من الجن من الناس.
[الذريعة: 52/17؛ فهرست كتب الشيعة: 57؛ اعيان الشيعة: 116/3، بيروت 01403؛ معجم المؤلفين 109/2؛ دنا 359/3]
نسخههای خطی این اثر
8 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
چهل ستون
تهران
|
296/1 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 46 | شناسنامه ← |
| 2 |
دانشگاه
تهران
|
6140-عکس | محمد صالح بن عبدالرحیم یزدی | 23 شعبان 1076ق | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 3 |
مرعشی
قم
|
1455 | محمد صالح بن عبد الرحیم یزدی | 23 شعبان 1076ق | نسخ | 73 | شناسنامه ← |
| 4 |
فیضیه
قم
|
68/2 | محمد موسوی خونساری | 1282ق | نسخ | 92 | شناسنامه ← |
| 5 |
مرعشی
قم
|
12341 | محمد باقر فرزند محمد جعفر فرزند محمد کافی بهاری همدانی | 1311ق | نسخ | 66 | شناسنامه ← |
| 6 |
رضوی
مشهد
|
19761 | احمد بن محمد رضا حسینی خوانساری | یکشنبه 20 محرم 1326ق، اهدایی: رهبری، خرداد 1373 | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 7 |
رضوی
مشهد
|
502/2 | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 8 |
دانشگاه
تهران
|
842 | بیکاتب | بیتاریخ | نسخ | 54 | شناسنامه ← |