شناسنامه کتابشناختی اثر
تفسیر القرآن الکریم (مختصر)
عنوان پیراسته: تفسیر القرآن الکریم
tafsīr-ul qur’ān-il karīm (mx.)
4
نسخه ثبتشده
قرن 10 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/16609
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #16609
پدیدآور / مؤلف:
عتایقی، عبدالرحمن بن محمد
تاریخ و سده تألیف:
767 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 8، ص 821
تا 823
زبان و قالب:
عربی
(selection)
ردههای موضوعی:
تفسیر
عناوین دیگر و همتراز:
مختصر تفسیر علی بن ابراهیم
(moxtasar-e tafsīr-e ‘alī ebn-e ebrāhīm)
اثر مرتبط / وابسته به:
تفسیر القرآن الکریم = تفسیر قمی = تفسیر علی بن ابراهیم قمی؛ قمی، علی بن ابراهیم (-4)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
این تفسیر را عدهای از دانشمندان شیعه تلخیص کردهاند، مانند شیخ ابراهیم کفعمی که در نیمه قرن نهم آن را مختصر کرد و به نام «اختصار تفسیر علی بن إبراهیم قمی» در الذریعه (1: 355) یاد شده است. دیگر ابن عتایقی که او نیز این تفسیر را مختصر نمود «جای گفتگو» و در الذریعه (4: 245) ذیل عنوان «تفسیر ابن العتایقی» فرمودهاند که وی را مختصر تفسیر قمی است. غیر از این دو دانشمند نیز کسانی به این کار دست زدهاند که در حرف میم الذریعه درباره کتابهایشان بحث شده است. بنظر میرسد که علت اهتمام دانشمندان شیعه به تهذیب و تلخیص تفسیر قمی وجود روایات و مطالبی باشد که با مبانی اعتقادات مذهبی شیعه امامیه موافقت ندارد و از طرفی نظر به جلالت قدر علی بن إبراهیم و اینکه تفسیرش منحصر به روایت از حضرت صادق علیه السلام است، ناچار اصل کتاب نیز یکی از بزرگان آثار مذهبی خواهد بود. بنابراین جمعی همت گمارده و آن را از مطالب ناسازگار پاک کرده و یا در باره آن مطالب بحث نموده و آنها را تزییف کردهاند. علامه بزرگ صاحب الذریعه که قریب هشت صفحه در جلد چهارم کتاب مذکور درباره این تفسیر سخن گفتهاند در اواخر کلام خود اشاره کردهاند که ابوالفضل عباس بن محمد علوی راوی تفسیر به منظور ترویج أخبار ائمه اطهار و مذهب حق به طبرستان رفت و چون طبرستان در آن هنگام مرکز شیعیان زیدی مذهب بود و ابوالجارود پس از اینکه دورانی در حال استقامت به مذهب شیعه امامیه به سر برد و پس از آن منحرف گردید و رئیس فرقهای عظیم از زیدیه گردید که به علت انتساب به او به فرقه «جارودیه» شهرت یافتند، تفسیر ابوالجارود را نیز با مطالبی دیگر داخل در تفسیر علی بن إبراهیم کرد و در طبرستان منتشر نمود تا شاید برای نام أبولجارود و روایاتی که از او در این کتاب آمده زیدیان به این کتاب رغبت نموده دست از پارهای عقاید باطله خود بردارند و به مذهب حق نزدیک گردند. أما مع الاسف تصرفاتی که این علوی در تفسیر علی بن إبراهیم کرد و چیزهایی بدان افزود سبب شد که از اعتبار کتاب در نزد شیعیان امامی کاسته و هم اسباب زحمت دانشمندان این مذهب فراهم گردد، به خصوص که نوعاً از تصرفات علوی راوی بیخبر بودند و همه مطالب را منتسب به علی بن إبراهیم میدانستند، مگر کسی به دقت در روایات و سندهای آنها نظر کند و مطالب مدخوله را از اصل تمیز دهد، چنان که به گروهی از آنها در جلد چهارم «الذریعه» تصریح و سندها در آنجا بررسی شده است. مخلوط بودن مطالب هموار و ناهموار این تفسیر سبب شد که از باب مثال این عتایقی در پایان مختصر خود گفته است: بدانکه ما را در بسیاری از مطالب این کتاب «تفسیر علی بن إبراهیم» حرفهاست، زیرا که آن مطالب با مذهب ما - شیعیان امامی - به هیچ روی سازگار نیست و چیزهایی در این کتاب یافت میشود که بر خلاف اجماع علمای ما میباشد. و باز میگوید: اجزای هفتگانه این تفسیر را تنقیح کردیم و أسانید آنها را حذف کردیم و به ذکر اوایل آیات اکتفا نمودیم و مکررات را ساقط و از آوردن آنچه که قلیل الفائده یا بی فائده بود صرف نظر، و چیزهایی که مناسب بود بدان افزودیم و آنچه را که به حسب ظاهر منافات با عصمت و پاکی پیغمبران و اولیاء از گناهان داشت رد کردیم، زیرا مذهب اهل بیت و ائمه طاهرین علیهم السلام نه چنانست که این مرد گفته! همانا مذهب اهل بیت علیهم السلام تنزیه باریتعالی است از جمله قبائح و هم تنزیه انبیا و أئمه علیهم السلام ... از برای نمونه گوییم که قمی در صفحه 490 تفسیر خود ذیل آیه شریفه «إنک لا تهدی، إلخ» که آیه 56 از سوره قصص است گوید که این آیه در شأن أبوطالب نازل شده و روایتی هم در این خصوص نقل کرده!. ابن عتایقی در مختصر خود پس از آوردن کلام قمی میگوید: اجماع امامیه منعقد است بر اینکه أبوطالب اسلام آورد و از أولیاء خدا بود، و این چیزی است که از اهل بیت علیهم السلام رسیده است، و آنچه را که مصنف (علی بن إبراهیم) مدعی شده مشهور بر خلاف آن رفتهاند و هرگز به حرف او اعتنایی نیست. سپس دلایلی بر ایمان حضرت أبوطالب علیه السلام إقامه کرده و در آخر سخن میگوید: «و قد جاء المصنف بشیء لم يقل به أحد من الامامیة و لا من أهل البیت علیهم السلام و لا يسمع منه ذلک!» نظایر اینگونه مطالب نیز که در «تفسیر علی بن إبراهیم» آمده دستآویز جمعی از نویسندگان اهل سنت شده و آنها را به سان حربهای بر علیه شیعه در دست گرفته دما دم فرا روی آنان میدارند و به غفلت یا تغافل کتب خود را از نقل أخبار مرویه در این تفسیر و امثال آن مشحون و بدانها دلخوش میشوند و خود را راضی و قانع میگردانند. از این گروه صاحب کتاب «منتهی الکلام» را باید نام برد که خداوند متعال نیز به اقتضای حکمت بالغه خود مردی بزرگ چون آیة الله میر حامد حسین موسوی نیشابوری (- 1306) صاحب کتاب عظیم القدر «عبقات الانوار» را برانگیخت تا در هندوستان و مهد علم و دانش سنیان کتابهای خود را تألیف و با أدله قاطعه که از کتب و أسفار حضرات مستقیماً نقل فرمود آنان را به اشتباهاتشان واقف ساخت، و پاسخ صاحب «منتهی الکلام» را که دستاویزی از «تفسیر علی بن ابراهیم» داشت در آغاز جلد دوم «إستقصاء الإفحام و استيفاء الإنتقام فی نقص الکلام» بیش از سی صفحه در خصوص این تفسیر سخن گفت و حقایقی را هویدا نمود که شایان مراجعه و مطالعه است، رحمه الله تعالی رحمة واسعه. محققین دانشمندان امامیه پس از آن عالم بزرگ نیز تحقیقات گوناگونی درباره این تفسیر نمودهاند که به طور مشبع در جلد چهارم الذریعه قلمی شده است. (محمد علی روضاتی)
آغاز اثر
« بسم ... الحمد لله رب العالمین و صلواته علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. و بعد فانی وقفت علی کتاب الاستاذ الفاضل علی بن ابراهیم بن هاشم القمی رضی الله عنه و أرضاه - فوجدته کتاباً ضخماً قابلاً للإختصار، فأحببت أن أختصره بإسقاط الأسانيد و المكرر و بحذف بعض لفظ القرآن الكريم لشهرته إلا ما لابد منه و بحذف ما فايدة «كذا» قليلة، و ربما اضيف إلى الكتاب ما يليق به، و كل إسناد عن إمام من الأئمة عليهم السلام قدأر مزه بأول لقبه؛ فالباقر عليه السلام ب، و الصادق عليه السلام ص، و هكذا باقى الأئمة عليهم السلام. و نسأل الله الهداية و التوفيق و العصمة و التحقيق. تفسير «بسم الله الرحمن الرحيم»: الباء ... »
انجام اثر
« ان هاتين السورتين من القرآن لقوله تعالى انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون. »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
دنا 179/3
الذريعه 190/20
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● تفسیر القرآن الکریم (مختصر) = مختصر تفسیر علی بن ابراهیم / تفسیر / عربی
tafsīr-ul qur’ān-il karīm (mx.) = moxtasar-e tafsīr-e ‘alī ebn-e ebrāhīm
عتايقی، عبدالرحمن بن محمد، 699 - 790؟ قمری
‘atāyeqī, ‘abd-or-rahmān ebn-e mohammad (1300 - 1389)
وابسته به: تفسیر القرآن الکریم = تفسیر قمی = تفسیر علی بن ابراهیم قمی؛ قمی، علی بن ابراهیم (-4)
تاریخ تألیف: ذیحجه 767ق
این تفسیر را عدهای از دانشمندان شیعه تلخیص کردهاند، مانند شیخ ابراهیم کفعمی که در نیمه قرن نهم آن را مختصر کرد و به نام «اختصار تفسیر علی بن إبراهیم قمی» در الذریعه (1: 355) یاد شده است. دیگر ابن عتایقی که او نیز این تفسیر را مختصر نمود «جای گفتگو» و در الذریعه (4: 245) ذیل عنوان «تفسیر ابن العتایقی» فرمودهاند که وی را مختصر تفسیر قمی است. غیر از این دو دانشمند نیز کسانی به این کار دست زدهاند که در حرف میم الذریعه درباره کتابهایشان بحث شده است. بنظر میرسد که علت اهتمام دانشمندان شیعه به تهذیب و تلخیص تفسیر قمی وجود روایات و مطالبی باشد که با مبانی اعتقادات مذهبی شیعه امامیه موافقت ندارد و از طرفی نظر به جلالت قدر علی بن إبراهیم و اینکه تفسیرش منحصر به روایت از حضرت صادق علیه السلام است، ناچار اصل کتاب نیز یکی از بزرگان آثار مذهبی خواهد بود. بنابراین جمعی همت گمارده و آن را از مطالب ناسازگار پاک کرده و یا در باره آن مطالب بحث نموده و آنها را تزییف کردهاند. علامه بزرگ صاحب الذریعه که قریب هشت صفحه در جلد چهارم کتاب مذکور درباره این تفسیر سخن گفتهاند در اواخر کلام خود اشاره کردهاند که ابوالفضل عباس بن محمد علوی راوی تفسیر به منظور ترویج أخبار ائمه اطهار و مذهب حق به طبرستان رفت و چون طبرستان در آن هنگام مرکز شیعیان زیدی مذهب بود و ابوالجارود پس از اینکه دورانی در حال استقامت به مذهب شیعه امامیه به سر برد و پس از آن منحرف گردید و رئیس فرقهای عظیم از زیدیه گردید که به علت انتساب به او به فرقه «جارودیه» شهرت یافتند، تفسیر ابوالجارود را نیز با مطالبی دیگر داخل در تفسیر علی بن إبراهیم کرد و در طبرستان منتشر نمود تا شاید برای نام أبولجارود و روایاتی که از او در این کتاب آمده زیدیان به این کتاب رغبت نموده دست از پارهای عقاید باطله خود بردارند و به مذهب حق نزدیک گردند. أما مع الاسف تصرفاتی که این علوی در تفسیر علی بن إبراهیم کرد و چیزهایی بدان افزود سبب شد که از اعتبار کتاب در نزد شیعیان امامی کاسته و هم اسباب زحمت دانشمندان این مذهب فراهم گردد، به خصوص که نوعاً از تصرفات علوی راوی بیخبر بودند و همه مطالب را منتسب به علی بن إبراهیم میدانستند، مگر کسی به دقت در روایات و سندهای آنها نظر کند و مطالب مدخوله را از اصل تمیز دهد، چنان که به گروهی از آنها در جلد چهارم «الذریعه» تصریح و سندها در آنجا بررسی شده است. مخلوط بودن مطالب هموار و ناهموار این تفسیر سبب شد که از باب مثال این عتایقی در پایان مختصر خود گفته است: بدانکه ما را در بسیاری از مطالب این کتاب «تفسیر علی بن إبراهیم» حرفهاست، زیرا که آن مطالب با مذهب ما - شیعیان امامی - به هیچ روی سازگار نیست و چیزهایی در این کتاب یافت میشود که بر خلاف اجماع علمای ما میباشد. و باز میگوید: اجزای هفتگانه این تفسیر را تنقیح کردیم و أسانید آنها را حذف کردیم و به ذکر اوایل آیات اکتفا نمودیم و مکررات را ساقط و از آوردن آنچه که قلیل الفائده یا بی فائده بود صرف نظر، و چیزهایی که مناسب بود بدان افزودیم و آنچه را که به حسب ظاهر منافات با عصمت و پاکی پیغمبران و اولیاء از گناهان داشت رد کردیم، زیرا مذهب اهل بیت و ائمه طاهرین علیهم السلام نه چنانست که این مرد گفته! همانا مذهب اهل بیت علیهم السلام تنزیه باریتعالی است از جمله قبائح و هم تنزیه انبیا و أئمه علیهم السلام ... از برای نمونه گوییم که قمی در صفحه 490 تفسیر خود ذیل آیه شریفه «إنک لا تهدی، إلخ» که آیه 56 از سوره قصص است گوید که این آیه در شأن أبوطالب نازل شده و روایتی هم در این خصوص نقل کرده!. ابن عتایقی در مختصر خود پس از آوردن کلام قمی میگوید: اجماع امامیه منعقد است بر اینکه أبوطالب اسلام آورد و از أولیاء خدا بود، و این چیزی است که از اهل بیت علیهم السلام رسیده است، و آنچه را که مصنف (علی بن إبراهیم) مدعی شده مشهور بر خلاف آن رفتهاند و هرگز به حرف او اعتنایی نیست. سپس دلایلی بر ایمان حضرت أبوطالب علیه السلام إقامه کرده و در آخر سخن میگوید: «و قد جاء المصنف بشیء لم يقل به أحد من الامامیة و لا من أهل البیت علیهم السلام و لا يسمع منه ذلک!» نظایر اینگونه مطالب نیز که در «تفسیر علی بن إبراهیم» آمده دستآویز جمعی از نویسندگان اهل سنت شده و آنها را به سان حربهای بر علیه شیعه در دست گرفته دما دم فرا روی آنان میدارند و به غفلت یا تغافل کتب خود را از نقل أخبار مرویه در این تفسیر و امثال آن مشحون و بدانها دلخوش میشوند و خود را راضی و قانع میگردانند. از این گروه صاحب کتاب «منتهی الکلام» را باید نام برد که خداوند متعال نیز به اقتضای حکمت بالغه خود مردی بزرگ چون آیة الله میر حامد حسین موسوی نیشابوری (- 1306) صاحب کتاب عظیم القدر «عبقات الانوار» را برانگیخت تا در هندوستان و مهد علم و دانش سنیان کتابهای خود را تألیف و با أدله قاطعه که از کتب و أسفار حضرات مستقیماً نقل فرمود آنان را به اشتباهاتشان واقف ساخت، و پاسخ صاحب «منتهی الکلام» را که دستاویزی از «تفسیر علی بن ابراهیم» داشت در آغاز جلد دوم «إستقصاء الإفحام و استيفاء الإنتقام فی نقص الکلام» بیش از سی صفحه در خصوص این تفسیر سخن گفت و حقایقی را هویدا نمود که شایان مراجعه و مطالعه است، رحمه الله تعالی رحمة واسعه. محققین دانشمندان امامیه پس از آن عالم بزرگ نیز تحقیقات گوناگونی درباره این تفسیر نمودهاند که به طور مشبع در جلد چهارم الذریعه قلمی شده است. (محمد علی روضاتی)
آغاز: بسم ... الحمد لله رب العالمین و صلواته علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. و بعد فانی وقفت علی کتاب الاستاذ الفاضل علی بن ابراهیم بن هاشم القمی رضی الله عنه و أرضاه - فوجدته کتاباً ضخماً قابلاً للإختصار، فأحببت أن أختصره بإسقاط الأسانيد و المكرر و بحذف بعض لفظ القرآن الكريم لشهرته إلا ما لابد منه و بحذف ما فايدة «كذا» قليلة، و ربما اضيف إلى الكتاب ما يليق به، و كل إسناد عن إمام من الأئمة عليهم السلام قدأر مزه بأول لقبه؛ فالباقر عليه السلام ب، و الصادق عليه السلام ص، و هكذا باقى الأئمة عليهم السلام. و نسأل الله الهداية و التوفيق و العصمة و التحقيق. تفسير «بسم الله الرحمن الرحيم»: الباء ...
انجام: ان هاتين السورتين من القرآن لقوله تعالى انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون.
[دنا 179/3؛ الذريعه 190/20]
نسخههای خطی این اثر
4 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مرعشی
قم
|
282/1 | نامشخص | قرن 8 | نسخ | 111 | شناسنامه ← |
| 2 |
مجلس
تهران
|
12216 | حسام بن ناصر الدين بن محمد علوی | سهشنبه 2 صفر 984ق | نسخ | 146 | شناسنامه ← |
| 3 |
مجلس
تهران
|
12641 | بیکاتب | بیتاریخ | نسخ | 79 | شناسنامه ← |
| 4 |
کتابخانههای اصفهان
اصفهان
|
34 | بیکاتب | بیتاریخ | نسخ | 145 | شناسنامه ← |