نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

تشریح امراض ملت و دولت ایران

tašrīḥ-e amrāz-e mellat va dowlat-e īrān
1 نسخه ثبت‌شده
دارای نسخه اصل (دستخط مؤلف)
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/15196
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #15196
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 8، ص 267 تا 268
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: حکومت و سیاست

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

انتقادات تندی از آشفتگی‌های آن روزگار ایران است. مؤلف پس از ذکر امراضی که روح ملت‌ها همانند جسمشان می‌تواند دچار آنها بشود به مقایسه قدرت و توانایی بزرگان ایران و اروپا می‌پردازد. افضل الملک در ابتدا علت تألیف کتاب را چنین آورده: «این دعاگوی بی نام و نشان پس از عودت به ایران و موازنه حالت حالیه این دولت و ملت با وضع امروزه دول و ملل خارجه از بهبودی او به کلی مأیوس و انقراض ورا مثل فنکیان و کلدانیان در زیر پنجه اقتدار فرنگیان معاینه و محسوس می‌دید. خاصه روزی که به کرمان آمدم و درجه خرابی این ویرانی و حالت پریشانی این مشت گدای مردار را دیدم که لایموت و لایحیی به کلی درهای امیدم از برای حیات ایشان مسدود و طایر فکرم از آرزوی وصول مژده نجات مردود که ناگاه از هاتف غیبی این آواز شنود که مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید ... در این موقع فرصت را غنیمت می‌شمارم و شرح امراض این ملت را در حضور این دانشور کشور دهم». از جمله نظرات جالب توجه وی در این رساله این است که در کنار انتقاد از دولت به ملت هم می‌تازد و اصلاح آنان را شرط اصلاح مملکت می‌داند و می‌نویسد: «شتر مرغان ایرانی که تازه از فرنگستان، می‌آیند و سر آن شوکت بشری را که از قوت غیرت ملت پروری است نمی‌دانند تهمت این همه امراض ملی را به یک نفر می‌بندند و نسبت این همه هرج و مرج را به یک مسند می‌دهند و غافلند که اصلاح مملکت وابسته به اصلاح ملت است» (11پ) و یا «نیمچه دانشمندان ایرانی که از اصل اساس آبادانی بی‌خبرند هر یکی برای آبادانی ایران سخنی می‌گویند. بعضی اصلاح مملکت را از مرکز سلطنت و صدارت متوقعند. برخی از پیکر پرکره و مدنیت امروزه فرنگ می‌خواهند ابتدا کنند. پاره‌ای علم و دانایی فنون غریبه و علوم عجیبه را سرمشق اولیه ترقی می‌دانند همه هم‌زبان می‌گویند که تا قانون نگذارند اصلاح نتوانند. بنده تصدیق تمام اقوال را دارم اما این ترتیبات را که به غیر از ملت باید بدهد و این اصلاحات را که به جز امت می‌تواند. این تنظیمات را که بایستی اجرا سازد. تا ملت اصلاح نشود نه مملکت نه دولت نه سلطنت نه ترتیب نه تنظیم نه چیز دیگر اصلاح نخواهد شد» (12ر و 12پ). مؤلف از خود به صراحت نامی نیاورده جز آن که در برگ 8پ و 10پ از سفرش به اسلامبول یاد کرده است. در اواخر هم وضع اسفبار کرمان و بلوچستان را نشان می‌دهد و آن را با انگستان به سنجش می‌گذارد (12پ-13ر) ولی علی روحی در یادداشتی در ابتدای نسخه کتاب را از افضل الملک می‌داند و می‌نویسد: «این خرده، انشاء و خط مرحوم شیخ محمود افضل الملک کرمانی سومین پسر مرحوم ملا محمد جعفر کرمانی است که از همکاران مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی و شیخ احمد روحی و میرزا آقا خان کرمانی بود و در سال 1340ق در اصفهان فوت شده است. علی روحی خواهرزاده آن مرحوم 1339/1/19» که به نظر می‌رسد این انتساب با توجه به نسبت خانوادگی روحی با مؤلف و سفر او به اسلامبول و یاد کردش از کرمان زادگاه افضل الملک صحیح باشد. مقدمه این کتاب و چهار مقاله آقا خان کرمانی بسیار شبیه هم است اما متنشان فرق می‌کند. از این افضل الملک ترجمه حکمت کانت را هم می‌شناسیم که در 1321ق در شیراز از ترکی به فارسی گزارش شده است.

متن فنخا

● تشریح امراض ملت و دولت ایران / حکومت و سیاست / فارسی tašrīḥ-e amrāz-e mellat va dowlat-e īrān افضل الملک کرمانی، محمود، - 1330 قمری afzal-ol-molk kermānī, maḥmūd ( - 1912) انتقادات تندی از آشفتگی‌های آن روزگار ایران است. مؤلف پس از ذکر امراضی که روح ملت‌ها همانند جسمشان می‌تواند دچار آنها بشود به مقایسه قدرت و توانایی بزرگان ایران و اروپا می‌پردازد. افضل الملک در ابتدا علت تألیف کتاب را چنین آورده: «این دعاگوی بی نام و نشان پس از عودت به ایران و موازنه حالت حالیه این دولت و ملت با وضع امروزه دول و ملل خارجه از بهبودی او به کلی مأیوس و انقراض ورا مثل فنکیان و کلدانیان در زیر پنجه اقتدار فرنگیان معاینه و محسوس می‌دید. خاصه روزی که به کرمان آمدم و درجه خرابی این ویرانی و حالت پریشانی این مشت گدای مردار را دیدم که لایموت و لایحیی به کلی درهای امیدم از برای حیات ایشان مسدود و طایر فکرم از آرزوی وصول مژده نجات مردود که ناگاه از هاتف غیبی این آواز شنود که مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید ... در این موقع فرصت را غنیمت می‌شمارم و شرح امراض این ملت را در حضور این دانشور کشور دهم». از جمله نظرات جالب توجه وی در این رساله این است که در کنار انتقاد از دولت به ملت هم می‌تازد و اصلاح آنان را شرط اصلاح مملکت می‌داند و می‌نویسد: «شتر مرغان ایرانی که تازه از فرنگستان، می‌آیند و سر آن شوکت بشری را که از قوت غیرت ملت پروری است نمی‌دانند تهمت این همه امراض ملی را به یک نفر می‌بندند و نسبت این همه هرج و مرج را به یک مسند می‌دهند و غافلند که اصلاح مملکت وابسته به اصلاح ملت است» (11پ) و یا «نیمچه دانشمندان ایرانی که از اصل اساس آبادانی بی‌خبرند هر یکی برای آبادانی ایران سخنی می‌گویند. بعضی اصلاح مملکت را از مرکز سلطنت و صدارت متوقعند. برخی از پیکر پرکره و مدنیت امروزه فرنگ می‌خواهند ابتدا کنند. پاره‌ای علم و دانایی فنون غریبه و علوم عجیبه را سرمشق اولیه ترقی می‌دانند همه هم‌زبان می‌گویند که تا قانون نگذارند اصلاح نتوانند. بنده تصدیق تمام اقوال را دارم اما این ترتیبات را که به غیر از ملت باید بدهد و این اصلاحات را که به جز امت می‌تواند. این تنظیمات را که بایستی اجرا سازد. تا ملت اصلاح نشود نه مملکت نه دولت نه سلطنت نه ترتیب نه تنظیم نه چیز دیگر اصلاح نخواهد شد» (12ر و 12پ). مؤلف از خود به صراحت نامی نیاورده جز آن که در برگ 8پ و 10پ از سفرش به اسلامبول یاد کرده است. در اواخر هم وضع اسفبار کرمان و بلوچستان را نشان می‌دهد و آن را با انگستان به سنجش می‌گذارد (12پ-13ر) ولی علی روحی در یادداشتی در ابتدای نسخه کتاب را از افضل الملک می‌داند و می‌نویسد: «این خرده، انشاء و خط مرحوم شیخ محمود افضل الملک کرمانی سومین پسر مرحوم ملا محمد جعفر کرمانی است که از همکاران مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی و شیخ احمد روحی و میرزا آقا خان کرمانی بود و در سال 1340ق در اصفهان فوت شده است. علی روحی خواهرزاده آن مرحوم 1339/1/19» که به نظر می‌رسد این انتساب با توجه به نسبت خانوادگی روحی با مؤلف و سفر او به اسلامبول و یاد کردش از کرمان زادگاه افضل الملک صحیح باشد. مقدمه این کتاب و چهار مقاله آقا خان کرمانی بسیار شبیه هم است اما متنشان فرق می‌کند. از این افضل الملک ترجمه حکمت کانت را هم می‌شناسیم که در 1321ق در شیراز از ترکی به فارسی گزارش شده است.

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه