شناسنامه کتابشناختی اثر
تحفة الخاقانية
tohfat-ol xāqānīya
پیوند کوتاه:
/w/13153
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #13153
پدیدآور / مؤلف:
نوری، میرزا رفیع
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 7، ص 400
تا 402
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
سفرنامه
عناوین دیگر و همتراز:
سفرنامه هند
(safar-nāme-ye hend)
اهدا / به درخواست:
فتحعلی شاه قاجار
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
سال تألیف: 1 ربیع الثانی 1231ق
سفرنامهای است که مؤلف بعد از بازگشت از سفر هند برای فتحعلی شاه قاجار نوشته است. او در مقدمه اظهار میدارد که در اصفهان بعد از رسیدن به خدمت ملا علی نوری، میل سفر هند کرده و درسال 1221ق از اصفهان عازم هند شده است، بعد از اتمام سفر مدتی مریض و مجبور به توقف در اصفهان شده تا این که در جمادی الاول همان سال به تهران مراجعت نموده است. هم چنین اظهار میدارد که از این سفر جز ناخوشی و ضیق نفس و ضعف بنیه اندراس حواس و شماتت خویش و بیگانه نصیبی نداشته لکن به قضای خدا راضی است. بعد از مراجعت از سفر به هدایت برخی از درباریان خدمت فتحعلی شاه قاجار میرسد و او تقاضای نوشتن سفرنامه را مینماید. مؤلف این کتاب را در یک «مقدمه» و چند «مرحله» و «خاتمه» مینگارد: مرحله 1. درباره هند و مردم آنجا و فرنگانی که در آنجا بودند در یک «مقدمه» و چند «مقصد»؛ مرحله 2. درباره دریاها در یک «مقدمه» و دو «مقصد»؛ خاتمه در پند به شاه و فرمانروا از روی سر الاسرار ارسطو. او در آغاز کتاب خطبهای را که در هند تعریف فتحعلی شاه میخوانده، آورده پس از آن به شرح عجایب و غرایب مشاهده شده در هند میپردازد. در اثنای کتاب از مذهب تناسخ رایج در میان هندیان بحث میکند و میگوید که بعد از بازگشت از هند آن مذهب را به عرض جناب آخوند ملاعلی نوری (با دعای سلمه الله تعالی) رسانیده و ایشان به برهان قاطع ابطال مذهب تناسخ نمودهاند و جواب وقایع مذکور را به نحو مستوفی بیان فرموده و تمام پاسخ نوری را به عین عبارت میآورد که آغازش چنین است: «بسمله. اما تناسخ فعلی ما روی و صح روایته عقلاً». او در اثنای از شخصیتهای از جمله تفضل حسین خان و میرزا صادق نامی شیرازی یاد میکند. هم چنین در پایان کتاب وصایای ارسطو و اسکندر را ترجمه نموده است. (صدرائی خوئی)
این سفرنامه در فهرستواره منزوی و به استناد نسبت چند فهرستنگار از آن سلطان الواعظین ابوالفتح حسنی حسینی دانسته شده و با اطلاعاتی که در نسخه مجلس آمده اگر در انتساب به خط مؤلف اشتباهی رخ نداده باشد، باید آن را پذیرفت و نام مؤلف را میرزا رفیع نوری دانست و بیش از این اطلاعی از مؤلف نداریم.
آغاز اثر
« لآلی معنی آبدار زلالی که از موج خیز طبع صافیضمیران سخن سنجن دبستان روشن خیالی آغاز تراوش نمود ... بیان میگرداند که این گوشه گزین را با اینکه همیشه اوقات جدو آباء و منسوبان و متعلقان در خدمت درگاه بزرگان و سلاطین زمان مشغول وایشان را امر ریاست و دنیا داری معمول در سن شباب با قوه شهویه و حیوانیه هدایت حضرت هادی حقیقی دریافته جنبه شهوانیت و حیوانیت مضمحل گردیده در سلک طالبان علوم دینیه خود را منسلک »
انجام اثر
« مأمول از صاحبان فهم و ذکا و مطالعه کنندگان این وجیزه سراپا خطا اینکه به محض استبعادات بعضی از آن احوالات بعقول متعارفه این کالای کاسد را بدراهم اعتراضات نفروشند که بی مستند و اخبار مخبرین صادق عرض ننموده نسأل الله الغفران و علیه التکلان »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
فهرستواره منزوی 1: 69
نسخههای منزوی 6: 3994
متن فنخا
● تحفة الخاقانية = سفرنامه هند / سفرنامه / فارسی
tohfat-ol xāqānīya = safar-nāme-ye hend
نوری، میرزا رفیع، - 1250 قمری
nūrī, mīrzā rafīʿ ( - 1835)
اهدا به: فتحعلی شاه قاجار
سال تألیف: 1 ربیع الثانی 1231ق
سفرنامهای است که مؤلف بعد از بازگشت از سفر هند برای فتحعلی شاه قاجار نوشته است. او در مقدمه اظهار میدارد که در اصفهان بعد از رسیدن به خدمت ملا علی نوری، میل سفر هند کرده و درسال 1221ق از اصفهان عازم هند شده است، بعد از اتمام سفر مدتی مریض و مجبور به توقف در اصفهان شده تا این که در جمادی الاول همان سال به تهران مراجعت نموده است. هم چنین اظهار میدارد که از این سفر جز ناخوشی و ضیق نفس و ضعف بنیه اندراس حواس و شماتت خویش و بیگانه نصیبی نداشته لکن به قضای خدا راضی است. بعد از مراجعت از سفر به هدایت برخی از درباریان خدمت فتحعلی شاه قاجار میرسد و او تقاضای نوشتن سفرنامه را مینماید. مؤلف این کتاب را در یک «مقدمه» و چند «مرحله» و «خاتمه» مینگارد: مرحله 1. درباره هند و مردم آنجا و فرنگانی که در آنجا بودند در یک «مقدمه» و چند «مقصد»؛ مرحله 2. درباره دریاها در یک «مقدمه» و دو «مقصد»؛ خاتمه در پند به شاه و فرمانروا از روی سر الاسرار ارسطو. او در آغاز کتاب خطبهای را که در هند تعریف فتحعلی شاه میخوانده، آورده پس از آن به شرح عجایب و غرایب مشاهده شده در هند میپردازد. در اثنای کتاب از مذهب تناسخ رایج در میان هندیان بحث میکند و میگوید که بعد از بازگشت از هند آن مذهب را به عرض جناب آخوند ملاعلی نوری (با دعای سلمه الله تعالی) رسانیده و ایشان به برهان قاطع ابطال مذهب تناسخ نمودهاند و جواب وقایع مذکور را به نحو مستوفی بیان فرموده و تمام پاسخ نوری را به عین عبارت میآورد که آغازش چنین است: «بسمله. اما تناسخ فعلی ما روی و صح روایته عقلاً». او در اثنای از شخصیتهای از جمله تفضل حسین خان و میرزا صادق نامی شیرازی یاد میکند. هم چنین در پایان کتاب وصایای ارسطو و اسکندر را ترجمه نموده است. (صدرائی خوئی)
این سفرنامه در فهرستواره منزوی و به استناد نسبت چند فهرستنگار از آن سلطان الواعظین ابوالفتح حسنی حسینی دانسته شده و با اطلاعاتی که در نسخه مجلس آمده اگر در انتساب به خط مؤلف اشتباهی رخ نداده باشد، باید آن را پذیرفت و نام مؤلف را میرزا رفیع نوری دانست و بیش از این اطلاعی از مؤلف نداریم.
آغاز: لآلی معنی آبدار زلالی که از موج خیز طبع صافیضمیران سخن سنجن دبستان روشن خیالی آغاز تراوش نمود ... بیان میگرداند که این گوشه گزین را با اینکه همیشه اوقات جدو آباء و منسوبان و متعلقان در خدمت درگاه بزرگان و سلاطین زمان مشغول وایشان را امر ریاست و دنیا داری معمول در سن شباب با قوه شهویه و حیوانیه هدایت حضرت هادی حقیقی دریافته جنبه شهوانیت و حیوانیت مضمحل گردیده در سلک طالبان علوم دینیه خود را منسلک
انجام: مأمول از صاحبان فهم و ذکا و مطالعه کنندگان این وجیزه سراپا خطا اینکه به محض استبعادات بعضی از آن احوالات بعقول متعارفه این کالای کاسد را بدراهم اعتراضات نفروشند که بی مستند و اخبار مخبرین صادق عرض ننموده نسأل الله الغفران و علیه التکلان
[فهرستواره منزوی 1: 69؛ نسخههای منزوی 6: 3994]
نسخههای خطی این اثر
5 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مجلس
تهران
|
13813 | نوری، میرزا رفیع (مؤلف) | غره ربیع الثانی 1231ق | نستعلیق | 170 | شناسنامه ← |
| 2 |
ملی
تهران
|
1944 | بیکاتب | قرن13 | نستعلیق | 107 | شناسنامه ← |
| 3 |
ملک
تهران
|
1244 | جواد بن زین العابدین حسینی | 1231ق | نستعلیق | 161 | شناسنامه ← |
| 4 |
دانشگاه
تهران
|
3144 | بیکاتب | 29 محرم 1265ق | نستعلیق | 136 | شناسنامه ← |
| 5 |
مرعشی
قم
|
9177 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | 180 | شناسنامه ← |