شناسنامه کتابشناختی اثر
تاریخ شاهی
tārīx-e šāhī
2
نسخه ثبتشده
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/11831
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #11831
پدیدآور / مؤلف:
خواجه ابوسعید کرمانی
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 6، ص 685
تا 686
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
تاریخ ایران
عناوین دیگر و همتراز:
تاریخ کرمان
(tārīx-e kermān)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
این تاریخ که قسمت اول آن افتاده پس از نعت پیغمبر اسلام، ابتدا امر سلطنت را به پیش میکشد و وجود سلطان را برای ملک لازم میداند و بعد بهتفصیل از آداب ملکداری سخن میگوید و در ضمن آن آراء دیگران را در این زمینه بیان دارد. ادامه مطالب آن چنین است: فصلی با عنوان «آداب و خصال اتباع و حواشی ملوک» که در آن نشان داده میشود که حواشی سلطان بایست به چه آدابی متأدب باشند و چه کنند تا ملک روی سعادت ببیند؛ مسأله خصال وزراء و آداب وزیری و نیز مسأله «عدل» میرسد؛ رسالهای از خواجه نصیرالدین طوسی در مورد عدل و مؤلف میگوید که او چگونه عدل و آداب مملکت داری را به هلاکو آموخت در ذیل این مطلب مسأله خراج و حفظ اموال عمومی و خرج خاصه سلطنت و بیت المال را شرح میدهد؛ رقت و خداترسی پادشاهان که نویسنده آن را لازم خصلت ملوک و سلاطین میداند؛ «سیاست منزل و سیاست مدن» مربوط به شاه و قصه احوال جامع این تاریخ با این عنوان: «قصه احوال جامع این تاریخ و ذکر توقفی و تأخیری که در مجلد سیم افتاد». متأسفانه در همه موارد نویسنده نامی از خود نمیبرد و در آن خود را «بنده نویسنده» ذکر میکند و در ذیل این عنوان میگوید وقتی ترکان خاتون گفت باید ترتیبی برای حفظ اموال اوقاف شود و به وجهی از آنها نامبرداری گردد من چون به سابق حجابت مرحوم مجدالملک داشتم و در این کار وارد بودم قبول کردم که این کار کنم؛ «قصه احوال مهد اعظم عصمة الدینا و الدین قتلغ ترکان طیب الله ثراها و جعل الجنة مثواها»؛ واقعه بغداد به نقل از نسخهای که به قلم خواجه نصیرالدین طوسی است و چگونگی حکومت قتلع ترکان بر کرمان؛ صفت عدل و شفقت این معصومه جهان را در حق فقرا؛ قصه وقایع قتل اتابکان فارس و داستان وقایع فارس و آمدن لشکر حنیانوین به کرمان و رفتن ایشان به ولایت شبانکاره و شهید شدن ملک مظفرالدین مبارز؛ «قصه آمدن بیگی خاتون دختر ارغون اغا بکرمان و ذکر مناکحت و مزاوجت او با سلطان مظفرالدین»؛ قصه احوال تاج الدین ستلمش و پسران او؛ «مسلم شدن سیرجان و مضافات آن ترکان را»؛ «دی ... حالات و حوادث که بعد از مراجعت خداوند ترکان سمت ظهور یافت در آخر سالها آخر سنه سبعین»؛ «قصه آمدن سوار ده هزار لشکر نکودر قهر هم الله بولایت فارس و کرمان و هرموز و شبانکاره و ذکر خرابی ولایات و غارت و تاراج و کشتن مردم»؛ «وفات ملک هرموز محمود احمد و دیگر منازعتی که میان فرزندان او رفت و آمدن بنتی بنت ابی النصر بدارالملک و کشته شدن تهمتن بردست سیف الدین و فتنهها که در آن ولایت هرموز انگیخت»؛ «قصه روان شدن موکب خداوند صفوه الدنیا و الدین پادشاه خاتون باردو پادشاه جهان اباقاخان»؛ «قصه حالات و حوادث که بعد از آن که خداوند عالم صفوة الدنيا والدين پادشاه خاتون خلدالله ملکها متوجه اردو گشت سمت وقوع یافت»؛ «قصه حوادث وقایع سال ششصد هفتاد و چهار»؛ دیگر موقوفات ترکان خاتون آمده؛ «قصه وقائع سال سال ششصد و هفتاد و پنج و از آنجمله کشته شدن مبارکشاه است»؛ «قصه رفتن سلطان مظفرالدین باردو اباقاخان و عزل خواجه شرف الدین حسن بوقت مراجعت»؛ «قصه بیادبیها و بیرسمیها که خواص سلطان مظفرالدین اساس نهادند»؛ «قصه احوال سلطان مظفرالدین در غیبت خداوند ترکان»؛ «قصه رسیدن موکب خداوند ترکان به سرحد ولایت کرمان و گریختن تاج ستلمش و پسران از خدمت سلطان و رفتن به سیستان»؛ «قصه وصلتی که میان ملک شمس الدین محمد بیک و بین ترکان رفت و رفتن او به یزد»؛ «قصه جنگ براق و اباق خان که در گاز رگاه براه افتاد و ذکر رفتن سلطان مظفرالدین بمدد از کرمان و زخم خوردن او در آن جنگ و کشتن سلیمانشاه». نسخه ناتمام پایان مییابد. شاید این تاریخ همان تاریخ شاهی باشد که برای سلاطین قراختائی کرمان نوشته شده است.
سوابق و چاپهای اثر
چاپ باستانی پاریزی در 1345ش
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
فهرستواره منزوی 879/2
چاپ باستانی باریزی در 1345
متن فنخا
● تاریخ شاهی = تاریخ کرمان / تاریخ ایران / فارسی
tārīx-e šāhī = tārīx-e kermān
خواجه ابوسعید کرمانی، ق7قمری
xāje abūsa‘īd-e kermānī (-13c)
این تاریخ که قسمت اول آن افتاده پس از نعت پیغمبر اسلام، ابتدا امر سلطنت را به پیش میکشد و وجود سلطان را برای ملک لازم میداند و بعد بهتفصیل از آداب ملکداری سخن میگوید و در ضمن آن آراء دیگران را در این زمینه بیان دارد. ادامه مطالب آن چنین است: فصلی با عنوان «آداب و خصال اتباع و حواشی ملوک» که در آن نشان داده میشود که حواشی سلطان بایست به چه آدابی متأدب باشند و چه کنند تا ملک روی سعادت ببیند؛ مسأله خصال وزراء و آداب وزیری و نیز مسأله «عدل» میرسد؛ رسالهای از خواجه نصیرالدین طوسی در مورد عدل و مؤلف میگوید که او چگونه عدل و آداب مملکت داری را به هلاکو آموخت در ذیل این مطلب مسأله خراج و حفظ اموال عمومی و خرج خاصه سلطنت و بیت المال را شرح میدهد؛ رقت و خداترسی پادشاهان که نویسنده آن را لازم خصلت ملوک و سلاطین میداند؛ «سیاست منزل و سیاست مدن» مربوط به شاه و قصه احوال جامع این تاریخ با این عنوان: «قصه احوال جامع این تاریخ و ذکر توقفی و تأخیری که در مجلد سیم افتاد». متأسفانه در همه موارد نویسنده نامی از خود نمیبرد و در آن خود را «بنده نویسنده» ذکر میکند و در ذیل این عنوان میگوید وقتی ترکان خاتون گفت باید ترتیبی برای حفظ اموال اوقاف شود و به وجهی از آنها نامبرداری گردد من چون به سابق حجابت مرحوم مجدالملک داشتم و در این کار وارد بودم قبول کردم که این کار کنم؛ «قصه احوال مهد اعظم عصمة الدینا و الدین قتلغ ترکان طیب الله ثراها و جعل الجنة مثواها»؛ واقعه بغداد به نقل از نسخهای که به قلم خواجه نصیرالدین طوسی است و چگونگی حکومت قتلع ترکان بر کرمان؛ صفت عدل و شفقت این معصومه جهان را در حق فقرا؛ قصه وقایع قتل اتابکان فارس و داستان وقایع فارس و آمدن لشکر حنیانوین به کرمان و رفتن ایشان به ولایت شبانکاره و شهید شدن ملک مظفرالدین مبارز؛ «قصه آمدن بیگی خاتون دختر ارغون اغا بکرمان و ذکر مناکحت و مزاوجت او با سلطان مظفرالدین»؛ قصه احوال تاج الدین ستلمش و پسران او؛ «مسلم شدن سیرجان و مضافات آن ترکان را»؛ «دی ... حالات و حوادث که بعد از مراجعت خداوند ترکان سمت ظهور یافت در آخر سالها آخر سنه سبعین»؛ «قصه آمدن سوار ده هزار لشکر نکودر قهر هم الله بولایت فارس و کرمان و هرموز و شبانکاره و ذکر خرابی ولایات و غارت و تاراج و کشتن مردم»؛ «وفات ملک هرموز محمود احمد و دیگر منازعتی که میان فرزندان او رفت و آمدن بنتی بنت ابی النصر بدارالملک و کشته شدن تهمتن بردست سیف الدین و فتنهها که در آن ولایت هرموز انگیخت»؛ «قصه روان شدن موکب خداوند صفوه الدنیا و الدین پادشاه خاتون باردو پادشاه جهان اباقاخان»؛ «قصه حالات و حوادث که بعد از آن که خداوند عالم صفوة الدنيا والدين پادشاه خاتون خلدالله ملکها متوجه اردو گشت سمت وقوع یافت»؛ «قصه حوادث وقایع سال ششصد هفتاد و چهار»؛ دیگر موقوفات ترکان خاتون آمده؛ «قصه وقائع سال سال ششصد و هفتاد و پنج و از آنجمله کشته شدن مبارکشاه است»؛ «قصه رفتن سلطان مظفرالدین باردو اباقاخان و عزل خواجه شرف الدین حسن بوقت مراجعت»؛ «قصه بیادبیها و بیرسمیها که خواص سلطان مظفرالدین اساس نهادند»؛ «قصه احوال سلطان مظفرالدین در غیبت خداوند ترکان»؛ «قصه رسیدن موکب خداوند ترکان به سرحد ولایت کرمان و گریختن تاج ستلمش و پسران از خدمت سلطان و رفتن به سیستان»؛ «قصه وصلتی که میان ملک شمس الدین محمد بیک و بین ترکان رفت و رفتن او به یزد»؛ «قصه جنگ براق و اباق خان که در گاز رگاه براه افتاد و ذکر رفتن سلطان مظفرالدین بمدد از کرمان و زخم خوردن او در آن جنگ و کشتن سلیمانشاه». نسخه ناتمام پایان مییابد. شاید این تاریخ همان تاریخ شاهی باشد که برای سلاطین قراختائی کرمان نوشته شده است.
چاپ: چاپ باستانی پاریزی در 1345ش
[فهرستواره منزوی 879/2؛ چاپ باستانی باریزی در 1345]
نسخههای خطی این اثر
2 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
ملی
تهران
|
2878 | بیکاتب | محتملاً قرن 9 | نسخ | 277 | شناسنامه ← |
| 2 |
دانشگاه
تهران
|
4241-ف | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |