نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- حدود 1036ق (1036 هـ.ق)
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 12 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- تعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 118 برگ • 6 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 11/2×17/2سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • چرم قهوهای
آغاز نسخه
« میر سلطان ویس گردون اقتدار ×× آنکه آمد ملک و دولت را مدار/ آفتاب دولتش پاینده باد
در دو برگ الحاقی آغازین نسخه، مالک آن صدرالافاضل لطفعلی بن محمد کاظم نصیری مطالبی در خصوص تاریخچه ترسل و اهمیت آن و وضعیت نسخه فعلی نوشته که به جهت کثرت فایده آن، عینا نقل میشود: «کلمه ترسل چنانکه بر علمی مخصوص اطلاق میشود که از فروع انشاء به شمار میرود (و در آن بیان احوال و طبقات کاتب و مکتوب و مکتوب الیه مینمایند از حیث ادب و اصطلاحات خاصه مناسبه هر یک) همچنان در عرف متأخرین مجموعه را میگفتند که در سلسله کتب ابتدائیه ذکر میشد و مشتمل بود بر چند مکتوب از اخوانیان و عرایض و فرامین و احکام و صورت مکاتیب شرعیه و قبض و برات و مصطلحات دفتری و استیفاء و ارقام و سیاق اعداد نقدی و جنسی که به قلم تعلیق یا شکسته تعلیق مقرَمط نوشته میشد و اطفال کتاب بعد از استیلاء بر قراءت خط نسخ و نستعلیق میخواندند و از آن نمونه و مسائل به فنون منشآت و تحریرات و جزئیات آشنا میشدند (و فوائد این معنی برای مبتدی پیداست که تا چه اندازه بوده است). مرحوم ادیب اریب میرزا حبیب قاآنی که در مطلع قصیده میگوید: ای زلف تو پیچیدهتر از خط ترسل ×× بر دامن زلف تو مرا دست توسل / ریحان خط از زلف شکسته تو نماید ×× چون عین رقاع از خم طغرای ترسل. اشاره به همین معنی کرده است که اسم نوعی مجموعه مزبوره باشد. بعد از غلبه طبیعی مسلکها بر ممالک ایران به خیال کندن ریشه علوم اسلامیه افتادند. بهتر وسیله برای پیشرفت مقصد خود تغییر وضع مکاتیب را دیدند، پس از آنکه زمام آن را به دست اقتدار آوردند مقرر شد که ابتدائیات بر حسب دستور خودشان باشد، چند مسئله از اوایل حساب و هندسه و ژغرافیا را بعد از قرائات حروف تهجی مرتب داشته استعداد عمر اطفال و نوباوگان عصر را بخواندن و حفظ کلمات آنها حبس و قصر مینمایند و چنان تقدیر گرفتند که تا دوره اینها تمام شود زمان تحصیل منقضی شده باشد. نتیجه عمری <!-- page: 135 --> که صرف شده و عوض انتظاری که اولیاء این متعلمین داشتند جهل مرکب و خودسری است که نصیب اطفال آنها شده است. اینها هنوز مقدمه است، پیداست کزین میان چه خواهد برخاست. خلاصه از جمله چیزهائی که فدای وضع جدید تربیت کودکان شده کتاب ترسل بود که از محصلین امروزی اگر بپرسند نمیدانند یعنی چه. این اوراق مندرسه را که محتمل است از تاریخ هزار و سی و شش هجری مانده باشد در کاغذ پارههای دکه عطاری دیدم مختصر نمونه است که از ترسل آن عهد خبر میدهد بسپردم به همان شکل جلدش کنند از فواید اوراق اواخر آن یکی الفاظی است که ممیز اجناس مرسوم مردم دفتری بوده مثل قلاده و مرس و دست و قطعه. فایده دیگر که عمده است این است که از طور کتابت خط سیاق آن میتوان اثبات کرد که صورت آنها از خط عربی مأخوذ است بلکه عین کلمات عربیه است که از کثرت تحریر اندک انحرافی پیدا کرده است چنانکه بخط خود اشاره آنها خواهم نمود انشاءالله تعالی. به هرحال چند ورقی است نماینده طور نگارش عهد عهید داخل در مکتبه فقیر لطفعلی بن محمد کاظم غفر الله سبحانه لهما گردید. کان ذلک غره محرم الحرام سنه 1344 فی دار الخلافه تهران »
مهرها، یادداشتهای تملک و وقفیات نسخه
تملک: لطفعلی بن محمد کاظم صدرالافاضل از غره محرم 1344
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 8 • صفحه 134 • ردیف 12
متن فنخا:
12. تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 15533
آغاز: میر سلطان ویس گردون اقتدار ×× آنکه آمد ملک و دولت را مدار/ آفتاب دولتش پاینده باد
در دو برگ الحاقی آغازین نسخه، مالک آن صدرالافاضل لطفعلی بن محمد کاظم نصیری مطالبی در خصوص تاریخچه ترسل و اهمیت آن و وضعیت نسخه فعلی نوشته که به جهت کثرت فایده آن، عینا نقل میشود: «کلمه ترسل چنانکه بر علمی مخصوص اطلاق میشود که از فروع انشاء به شمار میرود (و در آن بیان احوال و طبقات کاتب و مکتوب و مکتوب الیه مینمایند از حیث ادب و اصطلاحات خاصه مناسبه هر یک) همچنان در عرف متأخرین مجموعه را میگفتند که در سلسله کتب ابتدائیه ذکر میشد و مشتمل بود بر چند مکتوب از اخوانیان و عرایض و فرامین و احکام و صورت مکاتیب شرعیه و قبض و برات و مصطلحات دفتری و استیفاء و ارقام و سیاق اعداد نقدی و جنسی که به قلم تعلیق یا شکسته تعلیق مقرَمط نوشته میشد و اطفال کتاب بعد از استیلاء بر قراءت خط نسخ و نستعلیق میخواندند و از آن نمونه و مسائل به فنون منشآت و تحریرات و جزئیات آشنا میشدند (و فوائد این معنی برای مبتدی پیداست که تا چه اندازه بوده است). مرحوم ادیب اریب میرزا حبیب قاآنی که در مطلع قصیده میگوید: ای زلف تو پیچیدهتر از خط ترسل ×× بر دامن زلف تو مرا دست توسل / ریحان خط از زلف شکسته تو نماید ×× چون عین رقاع از خم طغرای ترسل. اشاره به همین معنی کرده است که اسم نوعی مجموعه مزبوره باشد. بعد از غلبه طبیعی مسلکها بر ممالک ایران به خیال کندن ریشه علوم اسلامیه افتادند. بهتر وسیله برای پیشرفت مقصد خود تغییر وضع مکاتیب را دیدند، پس از آنکه زمام آن را به دست اقتدار آوردند مقرر شد که ابتدائیات بر حسب دستور خودشان باشد، چند مسئله از اوایل حساب و هندسه و ژغرافیا را بعد از قرائات حروف تهجی مرتب داشته استعداد عمر اطفال و نوباوگان عصر را بخواندن و حفظ کلمات آنها حبس و قصر مینمایند و چنان تقدیر گرفتند که تا دوره اینها تمام شود زمان تحصیل منقضی شده باشد. نتیجه عمری که صرف شده و عوض انتظاری که اولیاء این متعلمین داشتند جهل مرکب و خودسری است که نصیب اطفال آنها شده است. اینها هنوز مقدمه است، پیداست کزین میان چه خواهد برخاست. خلاصه از جمله چیزهائی که فدای وضع جدید تربیت کودکان شده کتاب ترسل بود که از محصلین امروزی اگر بپرسند نمیدانند یعنی چه. این اوراق مندرسه را که محتمل است از تاریخ هزار و سی و شش هجری مانده باشد در کاغذ پارههای دکه عطاری دیدم مختصر نمونه است که از ترسل آن عهد خبر میدهد بسپردم به همان شکل جلدش کنند از فواید اوراق اواخر آن یکی الفاظی است که ممیز اجناس مرسوم مردم دفتری بوده مثل قلاده و مرس و دست و قطعه. فایده دیگر که عمده است این است که از طور کتابت خط سیاق آن میتوان اثبات کرد که صورت آنها از خط عربی مأخوذ است بلکه عین کلمات عربیه است که از کثرت تحریر اندک انحرافی پیدا کرده است چنانکه بخط خود اشاره آنها خواهم نمود انشاءالله تعالی. به هرحال چند ورقی است نماینده طور نگارش عهد عهید داخل در مکتبه فقیر لطفعلی بن محمد کاظم غفر الله سبحانه لهما گردید. کان ذلک غره محرم الحرام سنه 1344 فی دار الخلافه تهران»؛ خط: تعلیق، بیکا، تا: حدود 1036ق؛ افتادگی: آغاز؛ تملک: لطفعلی بن محمد کاظم صدرالافاضل از غره محرم 1344؛ جلد: چرم قهوهای، 118گ، 5 و 6 سطر، اندازه: 11/2×17/2سم [ف: 43-143]