نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- تاریخ کتابت:
- قرن 14
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1393 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نامشخص
- تعداد برگ و سطر:
- 25 برگ • 13 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 12/5×20/5سم
- کاغذ و جلد:
- فرنگی • تیماج قرمز
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
غزل از ناصح الممالک، غزلی دیگر با عنوان «ادبیات» از جنت، چند قطعه از صادق بروجردی، غزل ی از ایرج میرزا
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 3 • صفحه 856 • ردیف 1393
متن فنخا:
1393. تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 57/24-فیروز
غزل از ناصح الممالک، غزلی دیگر با عنوان «ادبیات» از جنت، چند قطعه از صادق بروجردی، غزل 13 بیتی از ایرج میرزا؛ کا: میر سید علی تفرشی لشکر نویس ملقب به موثق لشکر، تا: قرن 14؛ اشعار پراکندهای است بهقلم موثق لشکر و فرزندش در ذیل غزل ایرج مینویسد: «در صبح سهشنبه 1346 صبح خیلی زود دکان را باز کرده بودم از روی روزنامه زنان آزاد شماره 29 مورخه پنج شنبه 1335 نوشتم»، چند قطعه و غزل از ملک الشعراء بهار، غزل از سید ... پسر میرزا سید علی خان موثق لشکر و یادداشت او حاک از این که غزل را در 23 سالگی و پس از پنج سال از درگذشت پدرش (موثق لشکر صاحب جنگ) در شکایت از ستمکاریهای میرزا محمد علی خان مستوفی سروده و مدیر لشکر پس از خواندن این غزل تخلص «صفا» به او داده است، قصیده «تاریخ افتتاح پارلمان» از محمد علی عبرت، قصیده از ابوالقاسم فرهی در ستایش خداوند و مدح پیامبر (ص) با این مطلع: «ای بال و پر از سپهر بر کرده ×× اختر همه را به زیر پر کرده»، قصیده وطنی که در عنوانش نوشته: «در خصوص ایران وطن شریف ما که به باد رفته» با این مطلع: «وطن ای مرا روح بخشای تن ×× فدای تو بادا هزاران چو من»، قصیده از فوزی درباره ایران که اصطلاحات و لغات خارجی و نام پارهای از کشورهای اروپایی در آن آمده، با این مطلع: «نوروز شد و عید و بهار این چه بهار است ×× کاغشته به گل هر گل و خونین دل و خوار است»، قصیده مستزاد از رضوان با تکرار «دیدی که چطور شد» با مصراع دوم هر بیت. مطلع قصیده این است: «افسوس که عمر تو چو کشت تو درو شد ×× دیدی که چطور شد / خسبیدی و آخر به چه سان روز تو شو شد ×× دیدی که چطور شد»؛ کاغذ: فرنگی، جلد: تیماج قرمز، 25ص (167-192)، قطع: نیم خشتی، اندازه: 12/5×20/5سم [ف: 21 - 209]