نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:

اشعار

/m/35671
کتابخانه و مخزن نگهداری: مجلس
شهر و کشور: تهران
شماره نسخه: 432/16 کر

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) —
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح —
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) ✓
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله —

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

نام کاتب:
بی‌کاتب
تاریخ کتابت:
قرن 13
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 1043 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
شکسته نستعلیق
تعداد برگ و سطر:
3 برگ • 12 سطر
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
8×13/5سم
کاغذ و جلد:
ترمه نازک سبز مغز پسته ای • جلد نامشخص

آغاز نسخه

« شبی بوقت خوشی گفت با زنی مردی ×× که ای ز آتش تو دیگ شهوتم روشن »

انجام نسخه

« که برای صواب باید خورم ×× آنچه آید ز رافضی در دست مقطعات هزلی، 7 قطعه از هزلیات برخی شعرا، همچون مصلح الدین عبدالله سعدی شیرازی و اوحدالدین علی بن محمد انوری ابیوردی خراسانی است که با این مطلع‌ها آمده است: 1. شبی بوقت خوشی گفت با زنی، مردی ×× که ای ز آتش تو دیگ شهوتم روشن، 2. روزی از بهر تماشای سوی دشت ×× چند زن بیرون شدند از مهتران، 3. دوش در بزم چند دخترکی ×× از ... ذکر درمان آمد، 4. دوستان و معاشران مرا ×× همه را کار دلپذیر افتاد، 5. بدیدم یکی ترکمان بچه ×× ببغداد روزی من گفت قم، 6. دوش گفتم با زن خواجه فلان ×× کی ... حاجتی خلقی رو، 7. امرد طرف دوچارم شد ×× در شبی کز شراب بودم مست »
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
با کمندکشی
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 3 • صفحه 817 • ردیف 1043
متن فنخا:
1043. تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 432/16 کر آغاز: شبی بوقت خوشی گفت با زنی مردی ×× که ای ز آتش تو دیگ شهوتم روشن؛ انجام: که برای صواب باید خورم ×× آنچه آید ز رافضی در دست مقطعات هزلی، 7 قطعه از هزلیات برخی شعرا، همچون مصلح الدین عبدالله سعدی شیرازی و اوحدالدین علی بن محمد انوری ابیوردی خراسانی است که با این مطلع‌ها آمده است: 1. شبی بوقت خوشی گفت با زنی، مردی ×× که ای ز آتش تو دیگ شهوتم روشن، 2. روزی از بهر تماشای سوی دشت ×× چند زن بیرون شدند از مهتران، 3. دوش در بزم چند دخترکی ×× از ... ذکر درمان آمد، 4. دوستان و معاشران مرا ×× همه را کار دلپذیر افتاد، 5. بدیدم یکی ترکمان بچه ×× ببغداد روزی من گفت قم، 6. دوش گفتم با زن خواجه فلان ×× کی ... حاجتی خلقی رو، 7. امرد طرف دوچارم شد ×× در شبی کز شراب بودم مست؛ خط: شکسته نستعلیق، بی‌کا، تا: قرن 13؛ مجدول، با کمندکشی؛ کاغذ: ترمه نازک سبز مغز پسته ای، 3گ (91پ-93ر)، 12 سطر، اندازه: 8×13/5سم [ف: 40/2 - 134]