نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:

اشعار

/m/34417
کتابخانه و مخزن نگهداری: مجلس
شهر و کشور: تهران
شماره نسخه: 8083/2

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) —
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح —
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) —
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله —

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

تاریخ کتابت:
قرن 13
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 179 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
نسخ
تعداد برگ و سطر:
83 برگ • 15 سطر
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
16/1×11/3سم
کاغذ و جلد:
کاغذ نامشخص • مقوایی با روکش تیماج حنایی سیر
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
در ابتدای برخی قصاید مطالب توضیحاتی به خط نونویس درشت‌تر هست که درباره سراینده برخی شعرها مانند اشعار عفیف الدین تلمسانی غیره اظهار نظر شده است، پشت برگ پایانی گواهی بلاغ علی بن محمد بلادی بحرانی آمده که شاید توضیحات ابتدای برخی قصاید به خط همو باشد، بدین ترتیب «بلغ الى هنا قراءة نظرا من اوله الى آخره ورقة ورقة صفحة صفحة سطرا سطرا كلمة كلمة حرفا حرفا ببصر بصيرة الاقل الجانی علی بن محمد بن حسین بن عبدالله بن ماجد البلادی البحرانی اصلا مسکنا بتاریخ یوم سادس عشر شهر جمادی الاول سنه 122 »
یادداشت‌های انتقادی و تصحیحی فهرست‌نگار:
• این شعر در کشکول شیخ بهائی به نام ابن خراط ثبت شده
• به خط جدیدتری، عنون عفیف الدین تلمسانی برای آن نوشته‌اند و در دیوان وی نیز دیده می‌شود
• به خط جدیدتر، با «و قال ایضا» آن را به تلمسانی نسبت داده که درست است و در دیوانش موجود است
• در دیوان ابن غلبون صوری (419ق) هست و از اوست
• از ابن غلبون صوری است
• در اعیان العصر و اعوان النصر صلاح الدین صفدی، به نام یونس بن ابراهیم صرخدی حنفی (698ق) آمده
• در النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره از ابن تغری بردی (874ق)، به نام شیخ برهان الدین ابو اسحاق ابراهیم بن عبدالله طایی طریفی قیراطی شافعی (871ق) آمده است
• در المغرب فی حلی المغرب اثر ابن سعید مغربی (685ق) به نام ابوبحر صفوان بن ادریس شاعر قرن هفتم قمری آمده است
• در دیوان ابن غلبون صوری است و از اوست
• در دیوان صفی الدین حلی هست و ازوست
• در دیوان ابن معتوق موسوی (1087ق) هست و ازوست
• باخرزی در دمیة القصر، آن را به نام سید ابوالحسن علی بن مانکدیم حسینی آورده است
• در دیوان بهاء الدین زهیر مهلبی (656ق) آمده و ازوست
• از همان بهاء الدین زهیر است
• از عفیف الدین تلمسانی است و در دیوانش ثبت آمده، به همان خط جدیدتر، نام شاعر را در نسخه آورده‌اند
• در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست
• در دیوان حسام الدین حاجری (632ق) آمده و از اوست. اربلی صاحب کشف الغمه نیز در التذکرة الفخریه خود به نام همو ثبت کرده است
• ابن خلکان در وفیات الاعیان و ابن تغری در النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة به نام جمال الدین ابوالحسین یحیى بن عیسى مصری معروف به ابن مطروح آورده اند و از اوست
• در فوات الوفیات، اعیان العصر و اعوان النصر و الدرر الکامنه به نام شعیب بن محمد مغربی آمده است
• در دیوان کمال الدین ابن النبیه (619ق) آمده و از اوست
• عماد کاتب در فریدة القصر و صفدی در الوافی بالوفیات به نام ابوالغنائم محمد بن علی بن معلم هرثی واسطی معروف به ابن معلم آورده‌اند
• در دیوان بهاء الدین زهیر آمده و از اوست
• در دیوان صفی الدین حلی آمده و ازوست
• در دیوان بهاء الدین زهیر آمده و از اوست
• سید علی خان مدنی در سلافة العصر آن را به نام شیخ فتح الله بن نحاس ثبت کرده است
• در دیوان بدرالدین ابن لؤلؤ ذهبی (680ق) آمده و از اوست
• در دیوان صفی الدین حلی آمده و از وست
• در دیوان عفیف الدین تلمسانی هست و از اوست. ابن تغری هم در النجوم الزاهرة آن را به نام وی ثبت کرده است.
• در دیوان بدرالدین ابن لؤلؤ ذهبی (680ق) آمده و از اوست
• در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست
• در دیوان عفیف الدین تلمسانی هست و از اوست. ابن تغری هم در النجوم الزاهرة آن را به نام وی ثبت کرده است
• در دیوان حسام الدین حاجری آمده و از اوست
• در دیوان کمال الدین ابن نبیه آمده و از اوست
• در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست
• در دیوان ابن قلاقس اسکندری (567ق) آمده و از اوست
• در دیوان ابن حیوس (473ق) آمده. انتساب این ابیات به وی را صاحب النجوم الزاهرة هم تأیید می‌کنند اما یافعی در مرآة الجنان، از انتساب آنها به ابی بکر صائغ سخن گفته است. صفدی در الوافی بالوفیات و ابن خلکان در وفیات الاعیان نیز آن را کلاً از <!-- page: 667 --> ابن صائغ اندلسی می‌دانند
• قصیده بسیار مشهور ابوالفتح بستی است که در دیوانش ثبت است و در منابع متعدد از جمله سفینه‌های شعری مکرر نقل شده
• در دیوان ابن نباته مصری (768ق) هست و از اوست
• در دیوان حسام الدین حاجری آمده است و از اوست
• در دیوان ابن معتوق موسوی حویزی (1087ق) هست و از اوست
• در دیوان ابن معتوق موسوی هست و از اوست
• اذاب التبر فی کاس اللجین ×× رشا بالراح مخضوب الیدین
• بیت نخست آن افتاده و از بیت دومش هست. از صفی الدین حلی است و در دیوانش آمده
• در عنوانش به خط جدید به عفیف الدین تلمسانی نسبت داده شده و گفته که با نسخه دیوانش مقابله شد. در دیوان چاپی او یافت نشد. اما صفدی در الوافی بالوفیات به نام او ثبت کرده است
• در فوات الوفیات ابن شاکر کتبی، به نام عفیف الدین تلمسانی آمده. در دیوان چاپی اش البته نیست. در نسخه هم عنوان ندارد
• در نفحة الریحانه و رشحة طلاء الحانة از محمد امین محبی حموی دمشقی (1111ق) چاپ عبدالفتاح الحلو، به نام سید محمد بن حیدر بن علی آمده است
• در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست
• در دیوان عبدالله بن عباس ربیعی هست و از اوست. شابشتی هم در الدیارات خود این ابیات را به نام او آورده است
• در دیوان ابوالحسن تهامی هست و از اوست. صفدی هم در الوافی بالوفیات به نام او آورده است
• در دیوان بهاء الدین زهیر آمده و از اوست. صاحب النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهرة نیز به نام او آورده است
• صاحب سلافة العصر به نام فتح الله بن نحاس مدنی آورده است
• در دیوان ابن زریق بغدادی (420ق) آمده و از اوست. در منابع متعدد دیگر نیز به نام او آمده و شعر معروفی است. در عنوان این نسخه به خط نونویس آمده که این شعر در انوار الربیع سید علی خان مدنی نیز به نام ابن زریق وجود دارد.
• در عنوان این قصیده به نقل از انوار الربیع سید علی خان مطلبی نقل شده که قسمت مهم آن بریده شده است
• در دیوان ابن تعاویذی هست و از اوست
• قلبی و طرفک منصوب و مكسور ×× كلاهما مطلق منا و مأسور
• در سلافة العصر به نام عبد علی بن ناصر حوزی آمده است
• در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست
• از حسام الدین حاجری است و در دیوانش ثبت شده است
• كذا
• =1202
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 3 • صفحه 665 • ردیف 179
متن فنخا:
179. تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 8083/2 جامع این قصیده به‌دلیل نداشتن دیباچه و هیچ توضیح دیگری، حتی در قسمت عنوان اشعار، مشخص نشد و شاید گردآوری آن کار علی بن بالیل باشد، اینک مطلع اشعار به همراه بررسی‌های جانبی دیگر درباره انتساب برخی اشعار: «حذار فالاعین النجل الکحیلات ×× مقرونة بامانیها المنیات» (85پ)، «ما لابتداء صبا باتی نهایات ×× یا غایة ما لعشقی فیک غایات» (86پ)، «یا بارقا لی اهدته الثنیات ×× علیک منی مع الروح التحیات» (88ر) [این شعر در کشکول شیخ بهائی به نام ابن خراط ثبت شده]، «برق التألق اهدته الثنیات ×× لیلا و قد قربت منا الثنیات» (89ر) [به خط جدیدتری، عنون عفیف الدین تلمسانی برای آن نوشته‌اند و در دیوان وی نیز دیده می‌شود]، «نفوس نفسیات الى الوجد حنت ×× فلما سقاها الحب بالکاس جنت» (90ر) [به خط جدیدتر، با «و قال ایضا» آن را به تلمسانی نسبت داده که درست است و در دیوانش موجود است]، «هو الیأس الا من حدیث مقوت ×× یروح الیه باجتماع موقت» (90پ) [در دیوان ابن غلبون صوری (419ق) هست و از اوست]، «توق اذا ما حرمة العدل حلت ×× ملامی لاعطی صبوتی ما تمنت» (91ر) [از ابن غلبون صوری است]، «الی کم تماد فی غرور و غفلة ×× و کم هکذا نوم الى غیر یقظة» (92ر)، «ورعی الا له على المصلى جیرة ×× ما زلت ارعاهم على العلات» (93پ)، «ظمئت الى سلسال حسنک مقلة ×× رویت محاجرها من العبرات» (93پ) [در اعیان العصر و اعوان النصر صلاح الدین صفدی، به نام یونس بن ابراهیم صرخدی حنفی (698ق) آمده]، «جاءت تودعنی و الدمع یغلبها ×× ... الرحیل و حادی البین منصلت» (94ر)، «لی حبیب تعللت مقلتاه بعلتی ×× وجهه عند عادلی کاشف وجه حجتی» (94ر)، «قسما بروضة خده و نباتها ×× و باسها المخضر فی جنباتها» (94ر) [در النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره از ابن تغری بردی (874ق)، به نام شیخ برهان الدین ابو اسحاق ابراهیم بن عبدالله طایی طریفی قیراطی شافعی (871ق) آمده است]، «یا حسنة و الحسن بعض صفاته ×× و السحر مقصور على حرکاته» (95ر) [در المغرب فی حلی المغرب اثر ابن سعید مغربی (685ق) به نام ابوبحر صفوان بن ادریس شاعر قرن هفتم قمری آمده است]، «و حیات ذاک الوجه بل و حیاته ×× قسم یریک الحسن فی قسماته» (95پ) [در معجم الادباء به نام اسعد بن مهذب ابن ابی ملیح (606ق در حلب) ثبت شده و الوافی بالوفیات (در مدخل ابن مماتی) نیز آن را تأیید می‌کند]، «فی لام خدک عدال الهوی بآؤا ×× باثم من لاله لام و لا باء» (99پ)، «نسیم عبیر فی غلالة ماء ×× و تمثال نور فی ادیم هواء» (100ر)، «الی عدلکم انهى حدیثی و انتهى ×× فجودوا باقبال علی و اصغاء» (101)، «افرق حتى ما به داء ×× و ادرک العدال ماشاؤا» (101پ) [در دیوان ابن غلبون صوری است و از اوست]، «قولا له هل دار فی حوبائه ×× ان القلوب تدور حول خبائه» (103ر)، «لعل لیالی الربوتین تعود ×× فیشرق من بعد الافول سعود» (105پ) [در دیوان صفی الدین حلی هست و ازوست]، «ینم علیه الدمع و هو جحود ×× و ینتحل السلوان و هو ودود» (106پ) [در دیوان ابن معتوق موسوی (1087ق) هست و ازوست]، «تری هل علمتم ما لقیت من الوجد ×× لقد جل ما مخفیه منکم و ما ابدی» (107ر)، «و نائمة قبلتها فنبهت ×× و قالت تعالوا و اطلبوا بدمی بالحد» (108ر)، «لعمرک ما نجدیه الدار اتهمت ×× و حنت الى نجد و انت من الوجد» (108ر) [باخرزی در دمیة القصر، آن را به نام سید ابوالحسن علی بن مانکدیم حسینی آورده است]، «عفی الله عنک این ذاک التودد ×× و این جمیل منکم کنت اعهد» (108پ) [در دیوان بهاء الدین زهیر مهلبی (656ق) آمده و ازوست]، «بروحی من قد زارنی و هو خائف ×× کما اهتز غصن فی الاراکة مائد» (109ر) [از همان بهاء الدین زهیر است]، «بالله بلغ سلامی ایها الحادی ×× الى غزال الصریم الرائح الغادی» (110ر) [از عفیف الدین تلمسانی است و در دیوانش ثبت آمده، به همان خط جدیدتر، نام شاعر را در نسخه آورده‌اند]، «البیض دون لحاظ الاعین السود ×× و السمر دون قدود الخرد الغید» (110پ) [در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست]، «یا واحد الحسن ارحم واحد الکمد ×× حاشاک من حرق تصلی کبدی» (111ر) [در دیوان حسام الدین حاجری (632ق) آمده و از اوست. اربلی صاحب کشف الغمه نیز در التذکرة الفخریه خود به نام همو ثبت کرده است]، «هی رامة فخذوا یمین الوادی ×× و ذروا السیوف تقر فی الاغماد» (111پ) [ابن خلکان در وفیات الاعیان و ابن تغری در النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة به نام جمال الدین ابوالحسین یحیى بن عیسى مصری معروف به ابن مطروح آورده اند و از اوست]، «هزوا الغصون معاطفا و قدودا ×× و جنوا من الورد الجنی خدودا» (112ر) [در فوات الوفیات، اعیان العصر و اعوان النصر و الدرر الکامنه به نام شعیب بن محمد مغربی آمده است]، «لاتخش یا ربع الحبیب همودا ×× فلقد اخذت على الزمان عهودا» (112پ)، «بین البنان و صدغه المعقود ×× خمران من کاس و من عنقود» (113ر) [در دیوان کمال الدین ابن النبیه (619ق) آمده و از اوست]، «تنبهی یا عذبات الرند ×× کم ذا الکری هب نسیم نجد» (113ر) [عماد کاتب در فریدة القصر و صفدی در الوافی بالوفیات به نام ابوالغنائم محمد بن علی بن معلم هرثی واسطی معروف به ابن معلم آورده‌اند]، «لکم منی الود الذی لیس یبرح ×× ولی فیکم الشوق الشدید المبرح» (115پ) [در دیوان بهاء الدین زهیر آمده و از اوست]، «صفاح عیون لحظها لیس یصفح ×× و نبل جفون للجوارح تجرح» (116ر) [در دیوان صفی الدین حلی آمده و ازوست]، «فی وجنتیک لنا ورد و تفاح ×× یجنی و من شفتیک الشهد و الراح» (117ر)، «سلام على الدار التی قد تباعدت ×× و دمعی على طول الزمان سفوح» (117پ)، «و ما ذات فرخ فی فروع اراکة ×× لها رنة تحت الدجى و صدوح» (117پ)، «لئن بحت بالشکوی الیک محبته ×× فلست لمخلوق سواک ابوح» (118ر) [در دیوان بهاء الدین زهیر آمده و از اوست]، «حتام اسألها الدنو فتنزح ×× و اروض قلبی للسلو فیجمع» (118پ)، «هل غیر اعطاف القدود رماح ×× و سوی العیون الفاتکات صفاح» (119پ)، «بات ساهی الطرف و الشوق یلح ×× و الدجى ان یمض جنح یات جنح» (119پ) [سید علی خان مدنی در سلافة العصر آن را به نام شیخ فتح الله بن نحاس ثبت کرده است]، «اهدی حمام الا یک وجدا فناح ×× و لم یطق کتمان سر فباح» (120پ) [در دیوان بدرالدین ابن لؤلؤ ذهبی (680ق) آمده و از اوست]، «نم بسر الروض خفق الریاح ×× و اقتح الشرق زناد الصباح» (121ر) [در دیوان صفی الدین حلی آمده و از وست]، «لیس علی طائر قلبی جناح ×× اذا غدا نحو حبیبی و راح» (122ر)، «اخجلت بالدر ثنایا الاقاح ×× یا طرة اللیل و وجه الصباح» (122ر) [در دیوان عفیف الدین تلمسانی هست و از اوست. ابن تغری هم در النجوم الزاهرة آن را به نام وی ثبت کرده است.]، «اهدی حمام الأیک وجدا فناح ×× و لم یطق کتمان سر فباح» (120پ) [در دیوان بدرالدین ابن لؤلؤ ذهبی (680ق) آمده و از اوست]، «نم بسر الروض خفق الریاح ×× و اقتح الشرق زناد الصباح» (121ر) [در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست]، «لیس علی طائر قلبی جناح ×× اذا غدا نحو حبیبی و راح» (122ر)، «اخجلت بالدر ثنایا الاقاح ×× یا طرة اللیل و وجه الصباح» (122ر) [در دیوان عفیف الدین تلمسانی هست و از اوست. ابن تغری هم در النجوم الزاهرة آن را به نام وی ثبت کرده است]، «سفک دما عشاقه قد اباح ×× لما انتضی من مقلتیه صفاح» (122پ)، «جست ناحل و قلب جریح ×× و دموع علی الخدود تسیح» (123ر) [در دیوان حسام الدین حاجری آمده و از اوست]، «یا ساکنی السفح کم عین بکم سفحت ×× نزحتم و هی بعد البعد ما نزحت» (123ر) [در دیوان کمال الدین ابن نبیه آمده و از اوست]، «یا نسمة لاحادیث الحما شرحت ×× کم من صدور لارباب الهوی شرحت» (123پ) [در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست]، «تذکر السفح فانهلت سوافحه ×× و لیس یخفاک ما تخفی جوانحه» (124پ)، «لئن بعدت عنی و عنکم فراسخ ×× صبرت و ما بالقلب منکم فراسخ» (125پ)، «ان خط خارضه فی الخد او نسخا ×× ایات حسن فعشقی فیه ما نسخا» (125پ)، «اشوق و هم فی ربع قلبک سکان ×× و وجد و ما شط المزار و ما بانوا» (131پ)، «لایة حال فیض دمعک هتان ×× و ما هذه نعم و لا تلک نعمان» (132ر) [در دیوان ابن قلاقس اسکندری (567ق) آمده و از اوست]، «اسکان نعمان الاراک تیقنوا ×× بانکم فی ربع قلبی سکان» (133ر) [در دیوان ابن حیوس (473ق) آمده. انتساب این ابیات به وی را صاحب النجوم الزاهرة هم تأیید می‌کنند اما یافعی در مرآة الجنان، از انتساب آنها به ابی بکر صائغ سخن گفته است. صفدی در الوافی بالوفیات و ابن خلکان در وفیات الاعیان نیز آن را کلاً از ابن صائغ اندلسی می‌دانند]، «اعانقه و النفس بعد مشوقة ×× الیه و هل بعد العناق تدانی» (133ر)، «سقاک سار من الوسمی هتان ×× و لارقت للغوادی فیک اجفان» (133ر) [در دیوان ابن تعاویذی (583ق) هست و در معجم الادباء نیز به وی منسوب شده پس از اوست]، «انت الحبیب و مالی عنک سلوان ×× و ربحه غیر فعل الخیر خسران» (135ر) [قصیده بسیار مشهور ابوالفتح بستی است که در دیوانش ثبت است و در منابع متعدد از جمله سفینه‌های شعری مکرر نقل شده]، «یا ناعس الطرف قد اسهرت اجفانی ×× و کیف یعرف و سنان بسهران» (137ر)، «ظن العذول بان اللوم اذانی ×× فقلت صم عن الفحشاء آذانی» (137پ)، «سلبت نومی بطرف منک و سنان ×× یا طلعة الشمس او یاقامة البان» (138ر)، «اضحی التنائی بدیلا من تدانینا ×× و ناب عن طیب لقيانا تجافینا» (138پ)، «هل عاید عیشنا ایام یبرینا ×× ام هکذا لا یزال الوجد یبرینا» (139پ)، «اعدی تغیرکم دمع المحبینا ×× حتى تلون یوم البین تلوينا» (140ر) [در دیوان ابن نباته مصری (768ق) هست و از اوست]، «ردوا على شوارد الاظعان ×× ما الدار ان لم تغن من اوطانی» (140پ)، «لمن اللحاظ مریضة الاجفان ×× تسطو بسیف فی القلوب یمانی» (140پ) [در دیوان حسام الدین حاجری آمده است و از اوست]، «ضحکت فابدت عن عقود جمان ×× فجلت لنا فلق الصباح الثانی» (141پ) [در دیوان ابن معتوق موسوی حویزی (1087ق) هست و از اوست]، «رد الکری یا هاجری لعیونی ×× و ابعث رسول الطیف نحو جفونی» (142پ)، «ما الراح الا روح کل حزین ×× فازل بخمرتها خمار البین» (143ر) [در دیوان ابن معتوق موسوی هست و از اوست]، [اذاب التبر فی کاس اللجین ×× رشا بالراح مخضوب الیدین] [بیت نخست آن افتاده و از بیت دومش هست. از صفی الدین حلی است و در دیوانش آمده]، «هلم بنا الی ارض الجحون ×× عسی تقضی الغداة به دیوانی» (148ر)، «وقفنا على المغنی قدیما فما اغنی ×× و ما دلت الالفاظ منه علی معنی» (149ر) [در عنوانش به خط جدید به عفیف الدین تلمسانی نسبت داده شده و گفته که با نسخه دیوانش مقابله شد. در دیوان چاپی او یافت نشد. اما صفدی در الوافی بالوفیات به نام او ثبت کرده است]، «اشتاق من ساکنی ذاک الحما سکنا ×× علیه خفق فوادی قط ما سکنا» (149پ) [در فوات الوفیات ابن شاکر کتبی، به نام عفیف الدین تلمسانی آمده. در دیوان چاپی اش البته نیست. در نسخه هم عنوان ندارد]، «من سحر جفنیک الامان الامان ×× قتلت رب السیف و الطیلسان» (150ر)، «لولا محیاک الجمیل المصون ×× مابت تجری من عیونی عیون» (150پ) [در نفحة الریحانه و رشحة طلاء الحانة از محمد امین محبی حموی دمشقی (1111ق) چاپ عبدالفتاح الحلو، به نام سید محمد بن حیدر بن علی آمده است]، «کلما انشد حادیهم و غنا ×× هام قلبی نحوهم شوقا و حنا» (151ر)، «قل للسحاب اذا امرته ×× ید الجنائب فارجحن» (151پ)، «لیت شعری بمن تشاغلت عنا ×× یا خلیلا اشقی القلوب و عنا» (152پ) [در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست]، «یا دیر قوطا لقد هیجت لی طربا ×× ازاح عن قلبی الاحزان و الکربا» (154ر) [در دیوان عبدالله بن عباس ربیعی هست و از اوست. شابشتی هم در الدیارات خود این ابیات را به نام او آورده است]، «قضی و لم يقض من احبابه اربا ×× صب اذا مر خفاق النسیم صبا» (154ر)، «الحب افتک فی الرجال من الضبا ×× فاسأل بذلک ان شککت مجربا» (155پ)، «الم و لیلی بالکواکب اشیب ×× خیال علی بعد المدا یتأوب» (156پ) [در دیوان ابوالحسن تهامی هست و از اوست. صفدی هم در الوافی بالوفیات به نام او آورده است]، «سلام علی عهد الصبابة و الصبا ×× و اهلا و سهلا بالمشیب و مرحبا» (157ر)، «رسول الرضا اهلا و سهلا و مرحبا ×× حدیثک ما احلاه عندی و اطربا» (157پ) [در دیوان بهاء الدین زهیر آمده و از اوست. صاحب النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهرة نیز به نام او آورده است]، ... «رأی اللوم من کل الجهات فراعه ×× فلا تنکروا اعراضه و امتناعه» (160ر) [صاحب سلافة العصر به نام فتح الله بن نحاس مدنی آورده است]، «لا تعذلیه فان العذل يولعه ×× قد قلت حقا و لكن ليس يسمعه» (161پ) [در دیوان ابن زریق بغدادی (420ق) آمده و از اوست. در منابع متعدد دیگر نیز به نام او آمده و شعر معروفی است. در عنوان این نسخه به خط نونویس آمده که این شعر در انوار الربیع سید علی خان مدنی نیز به نام ابن زریق وجود دارد.]، «عهدی به والبين ليس يروعه ×× صب براه نحوله و دموعه» (162پ) [در عنوان این قصیده به نقل از انوار الربیع سید علی خان مطلبی نقل شده که قسمت مهم آن بریده شده است]، «شربت من حبكم كأسا حلى و صفا ×× معنی تحیر منه كل من وصفا» (165پ)، «لم يبق فیک لمشتاق اذا وقفا ×× الا ادكار زمان يبعث الاسفا» (165پ) [در دیوان ابن تعاویذی هست و از اوست] [قلبی و طرفک منصوب و مكسور ×× كلاهما مطلق منا و مأسور] (...) [در سلافة العصر به نام عبد علی بن ناصر حوزی آمده است]، «من تحفة الصور ام من نفحة الصور ×× احييت يا ريح ميتا غیر مقبور» (166پ) [در دیوان صفی الدین حلی آمده و از اوست]، «علی دمع عینی من فراقک ناظر ×× ترقرقه ان لم ترقه المحاجر» (168ر) [از حسام الدین حاجری است و در دیوانش ثبت شده است]، «و ليس اخضرار الخد نبت و انما ×× لكثرة ما شقت عليه المراير» (168ر)؛ خط: نسخ، کا: علی بن عبدالله بن حسین بن احمد بن جعفر بن علی بربوری بحرانی، تا: قرن 13؛ افتادگی: آغاز؛ در ابتدای برخی قصاید مطالب و توضیحاتی به خط نونویس و درشت‌تر هست که درباره سراینده برخی شعرها مانند اشعار عفیف الدین تلمسانی و غیره اظهار نظر شده است، پشت برگ پایانی گواهی بلاغ علی بن محمد بلادی بحرانی آمده که شاید توضیحات ابتدای برخی قصاید به خط همو باشد، بدین ترتیب «بلغ الى هنا قراءة و نظرا من اوله الى آخره ورقة ورقة صفحة صفحة سطرا سطرا كلمة كلمة حرفا حرفا ببصر بصيرة الاقل الجانی علی بن محمد بن حسین بن عبدالله بن ماجد البلادی البحرانی اصلا و مسکنا بتاریخ یوم سادس عشر شهر جمادی الاول [كذا] سنه 122 [=1202]»؛ جلد: مقوایی با روکش تیماج حنایی سیر، 83گ (85پ-168ر)، 15 سطر، اندازه: 16/1×11/3سم [ف: 27/1 - 150]