شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
پیوند کوتاه:
/m/322427
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- بیتاریخ
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 3 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- کوفی
- تعداد برگ و سطر:
- 51 برگ • 8 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 13×28سم
- کاغذ و جلد:
- بغدادی • تیماج
یادداشتهای انتقادی و تصحیحی فهرستنگار:
•
این نسخه ما که از حنین دانسته شده و در پایان آن آمده که او آن را در ذیحجه 249 نوشته است با دو نسخه اسکوریال و مونیخ چندان ربطی ندارد و به اندازه یکدهم آنها هم نمیشود، در آغاز این نسخه نخست خطبهای است که به سخن فیلسوفی مسلمان بیشتر مانند است تا به گفتار دانشمندی نصرانی، سپس سخنان فیلسوفان است در مرگ اسکندر و سخنان برخی از دانشمندان و گفتار چهار حکیم نزد اسکندر و نیز چهار فیلسوف دیگر و مطالبی دیگر و بخش نخستین بدینگونه پایان مییابد «تمت الرسالة ... کتبها حنین بن اسحاق العبادی ...» که درست خوانده نمیشود و گویا تاریخی در اینجا بوده است (27ر و پ)، پس از این بخش دوم یا رساله دیگری بدینگونه آغاز میشود: «بسمله . قد بلغنا ان افلاطن الحکیم نظر الی بعض التلامیذ و هو یکتب ما يسمع» (28ر)، در این بخش نقش نگینهای انگشتری فیلسوفان آمده است، رویهم مطالب این کتاب که به ساخت دو رساله میماند اگر چه با تغییری هم باشد در نوادر حنین و کتب دیگر جسته گریخته دیده میشود و به گواهی نسخه ما این یکی جزو یکم است و باید گفت که یا طرح و شالودهای است که حنین ریخته و سپس کتاب نوادر بزرگ خود را ساخته است یا این که کسی دیگر این رساله ما را از روی کتاب حنین و کتابهای دیگر ساخته است، در این باره گویا نتوان درست داوری نمود مگر اینکه این نسخه ما به دقت با سه نسخه نوادر و نسخ منتخبات صوان الحکمه و کتابهای ابن فاتک و ابن هند و مشکویه رازی و شهر زوری و دیگران سنجیده شود تا دانسته شود که این رساله (نسخه ما) چیست و چگونه ساخته شده است، و در پایان آن آمده «و کتبه حنین بن اسحق الطبيب العبادی فی ذی الحجه من سنة تسع و اربعین و مأتین من الهجرة» در صفحه عنوان امضای شیخ بهایی دیده میشود
•
در آغاز این نسخه نخست خطبهای است که به سخن فیلسوفی مسلمان بیشتر مانند است تا به گفتار دانشمندی نصرانی، سپس سخنان فیلسوفان است در مرگ اسکندر و سخنان برخی از دانشمندان و گفتار چهار حکیم نزد اسکندر و نیز چهار فیلسوف دیگر و مطالبی دیگر و بخش نخستین بدینگونه پایان مییابد «تمت الرسالة ... کتبها حنین بن اسحاق العبادی ...» که درست خوانده نمیشود و گویا تاریخی در اینجا بوده است (27ر و پ)، پس از این بخش دوم یا رساله دیگری بدینگونه آغاز میشود: «بسمله . قد بلغنا ان افلاطن الحکیم نظر الی بعض التلامیذ و هو یکتب ما يسمع» (28ر)، در این بخش نقش نگینهای انگشتری فیلسوفان آمده است، رویهم مطالب این کتاب که به ساخت دو رساله میماند اگر چه با تغییری هم باشد در نوادر حنین و کتب دیگر جسته گریخته دیده میشود و به گواهی نسخه ما این یکی جزو یکم است و باید گفت که یا طرح و شالودهای است که حنین ریخته و سپس کتاب نوادر بزرگ خود را ساخته است یا این که کسی دیگر این رساله ما را از روی کتاب حنین و کتابهای دیگر ساخته است، در این باره گویا نتوان درست داوری نمود مگر اینکه این نسخه ما به دقت با سه نسخه نوادر و نسخ منتخبات صوان الحکمه و کتابهای ابن فاتک و ابن هند و مشکویه رازی و شهر زوری و دیگران سنجیده شود تا دانسته شود که این رساله (نسخه ما) چیست و چگونه ساخته شده است، و در پایان آن آمده «و کتبه حنین بن اسحق الطبيب العبادی فی ذی الحجه من سنة تسع و اربعین و مأتین من الهجرة» در صفحه عنوان امضای شیخ بهایی دیده میشود
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 33 • صفحه 770 • ردیف 3
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
3. تهران؛ دانشگاه تهران؛ شماره نسخه: 2165 و 1373-ف
خط: کوفی، بیکا، بیتا؛ این نسخه ما که از حنین دانسته شده و در پایان آن آمده که او آن را در ذیحجه 249 نوشته است با دو نسخه اسکوریال و مونیخ چندان ربطی ندارد و به اندازه یکدهم آنها هم نمیشود، در آغاز این نسخه نخست خطبهای است که به سخن فیلسوفی مسلمان بیشتر مانند است تا به گفتار دانشمندی نصرانی، سپس سخنان فیلسوفان است در مرگ اسکندر و سخنان برخی از دانشمندان و گفتار چهار حکیم نزد اسکندر و نیز چهار فیلسوف دیگر و مطالبی دیگر و بخش نخستین بدینگونه پایان مییابد «تمت الرسالة ... کتبها حنین بن اسحاق العبادی ...» که درست خوانده نمیشود و گویا تاریخی در اینجا بوده است (27ر و پ)، پس از این بخش دوم یا رساله دیگری بدینگونه آغاز میشود: «بسمله . قد بلغنا ان افلاطن الحکیم نظر الی بعض التلامیذ و هو یکتب ما يسمع» (28ر)، در این بخش نقش نگینهای انگشتری فیلسوفان آمده است، رویهم مطالب این کتاب که به ساخت دو رساله میماند اگر چه با تغییری هم باشد در نوادر حنین و کتب دیگر جسته گریخته دیده میشود و به گواهی نسخه ما این یکی جزو یکم است و باید گفت که یا طرح و شالودهای است که حنین ریخته و سپس کتاب نوادر بزرگ خود را ساخته است یا این که کسی دیگر این رساله ما را از روی کتاب حنین و کتابهای دیگر ساخته است، در این باره گویا نتوان درست داوری نمود مگر اینکه این نسخه ما به دقت با سه نسخه نوادر و نسخ منتخبات صوان الحکمه و کتابهای ابن فاتک و ابن هند و مشکویه رازی و شهر زوری و دیگران سنجیده شود تا دانسته شود که این رساله (نسخه ما) چیست و چگونه ساخته شده است، و در پایان آن آمده «و کتبه حنین بن اسحق الطبيب العبادی فی ذی الحجه من سنة تسع و اربعین و مأتین من الهجرة» در صفحه عنوان امضای شیخ بهایی دیده میشود؛ کاغذ: بغدادی، جلد: تیماج، 51گ، 8سطر (9×14)، اندازه: 13×28سم [ف: 9-858] و [فیلمها ف: 1-395]