شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
پیوند کوتاه:
/m/292949
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- 10 رجب 1241ق (1241 هـ.ق)
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 32 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نسخ (خوش)
- تعداد برگ و سطر:
- 67 برگ • -
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- -
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • جلد نامشخص
آغاز نسخه
« حمد و سپاس مقدوری که خیمه کبود افلاک »
انجام نسخه
منطبق بر انجام اثر (در مأخذ: «برابر»)
« انجام فن اول: و بحور مطبوع وضع کنند تا ارباب نظم و اصحاب طبع بدانند که اوزان درین مقدار که آورده شد مختصر نیست والله ولی التوفیق؛ انجامفن دوم: جام تو سرمایه تسنیم خلد ×× نام تو پیرایه دیهیم وگاه، انجامفن سوم: و من فن بدایع الصنایع زگل و جام مدام تمام کردم پیوسته رخاه دوست و اقبال این پادشاه صاحب قرآن و این شهریار صاحب قرآن سلیمان فرمان چون گل طری و چون جام رنگین باد بحق محمد و آله و صحبه اجمعین و عشریة الطاهرین؛ انجام لغت فرس: به فرمان داری خورشید وماه ×× به نام شهنشاه گیتی پناه / ندید است کس از سلاطین عهد ×× زبد و جهان تا بدین عهد و گاه / که ذات ملک سیرت شاه را ×× ز آفتاب دوران بداری نگاه »
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
تنها فن چهارم آن است، به ترتیب حروف انجام واژهها، هر حرف در یک «باب»؛ ؛ آغاز در حرف «ج» افتاده: او را کواچو گویند، در اصفهان جنجیل خوانند. امثله: عالم از عدل ابواسحاق گشت آنچنان
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 30 • صفحه 570 • ردیف 32
فهرستنگار مأخذ چاپی:
• متولد 1310 هـ.ش
سید احمد حسینی اشکوری
مأخذ تفصیلی و جلد فهرست:
فهرست نسخه های خطی مرکز احیاء میراث اسلامی - 2
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
32. قم؛ مرکز احیاء؛ شماره نسخه: 642/1
آغاز: حمد و سپاس مقدوری که خیمه کبود افلاک؛ انجام: برابر
تنها فن چهارم آن است، به ترتیب حروف انجام واژهها، هر حرف در یک «باب»؛ خط: نسخ خوش، بیکا، تا: 10 رجب 1241ق؛ آغاز در حرف «ج» افتاده: او را کواچو گویند، و در اصفهان جنجیل خوانند. امثله: عالم از عدل ابواسحاق گشت آنچنان؛ 67گ (1ر-67پ) [ف: 2-237]