شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:
قصص الانبياء
پیوند کوتاه:
/m/239838
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- ابن عبدالکریم محمد هادی
- تاریخ کتابت:
- یکشنبه 13 جمادی الاول1246ق، به خواهش آقا سید کاظم (1246 هـ.ق)
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 48 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق (پخته)
- تعداد برگ و سطر:
- 80 برگ • 14 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 13/5×20/5سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • تیماج
آغاز نسخه
« گفتند ای ملک کار به فتنه میانجامد، به فرمای این مرد را به زندان برند »
انجام نسخه
« اما ای عزیزان جهد کنید و راه اخرت پیش گیرید و به دنیای عذار فریفته مشوید و کار عقبا در دنیا راست کنید، که حضرت رسول (ص) فرموده است که الدنيا ساعة فجعلها طاعة. تمت.
با دید شیعی، بخشبندی نشده، با سربندهای «قصه ...» نسخه که آغازش افتاده،برای نشانی: قصه دخمه انوشیروان عادل: خداوندان اخبار و ناقلان آثار چنین روایت کردهاند، که روزی خلیفه جنید بغدادی با جماعتی از بزرگان و معروفان نشسته بودند، از هر نوع سخنها میگفتند، خلیفه گفت از احوال پادشاهان پیشین، یادگاری عجیب کدام پادشاه را مانده است، که ما بدانیم. باشد که ما را افاده حاصل شود. یکی از ندمای خلیفه گفت: از احوال پادشاهان عجیب تر از دخمه نوشیروان عادل نیست، که اندر مداین، کوشکی بنا کرده بود، که دویست گز بالای آن و چهل گز پهنای آن. پس خلیفه گفت ما را آنجا باید شدن (گ 50ر)، این داستان با تحریرهای گوناگونی دیده شده، از آن میان 3 نسخه در اسلام آباد دیدم (مشترک 1152/6) که در آنها اسکندر مقدونی بوده که به دیدار دخمه میرفت، با جرجیس آغاز میشود و به بخت النصر میانجامد، و پیش از قصه بخت النصر «قصه دخمه انوشیروان عادل» است (گ 50ر-59پ) »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 25 • صفحه 219 • ردیف 48
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
48. تهران؛ دائرة المعارف؛ شماره نسخه: 1668
آغاز: گفتند ای ملک کار به فتنه میانجامد، به فرمای این مرد را به زندان برند؛ انجام: اما ای عزیزان جهد کنید و راه اخرت پیش گیرید و به دنیای عذار فریفته مشوید و کار عقبا در دنیا راست کنید، که حضرت رسول (ص) فرموده است که الدنيا ساعة فجعلها طاعة. تمت.
با دید شیعی، بخشبندی نشده، با سربندهای «قصه ...» نسخه که آغازش افتاده،برای نشانی: قصه دخمه انوشیروان عادل: خداوندان اخبار و ناقلان آثار چنین روایت کردهاند، که روزی خلیفه جنید بغدادی با جماعتی از بزرگان و معروفان نشسته بودند، از هر نوع سخنها میگفتند، خلیفه گفت از احوال پادشاهان پیشین، یادگاری عجیب کدام پادشاه را مانده است، که ما بدانیم. باشد که ما را افاده حاصل شود. یکی از ندمای خلیفه گفت: از احوال پادشاهان عجیب تر از دخمه نوشیروان عادل نیست، که اندر مداین، کوشکی بنا کرده بود، که دویست گز بالای آن و چهل گز پهنای آن. پس خلیفه گفت ما را آنجا باید شدن (گ 50ر)، این داستان با تحریرهای گوناگونی دیده شده، از آن میان 3 نسخه در اسلام آباد دیدم (مشترک 1152/6) که در آنها اسکندر مقدونی بوده که به دیدار دخمه میرفت، با جرجیس آغاز میشود و به بخت النصر میانجامد، و پیش از قصه بخت النصر «قصه دخمه انوشیروان عادل» است (گ 50ر-59پ)؛ خط: نستعلیق پخته، کا: ابن عبدالکریم محمد هادی، تا: یکشنبه 13 جمادی الاول1246ق، به خواهش آقا سید کاظم؛ افتادگی: آغاز؛ جلد: تیماج، 80گ، 14سطر (7/5×14)،اندازه: 13/5×20/5سم[ف: 3-259]