نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
✓
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- غره رجب 1074ق (1074 هـ.ق)
- محل کتابت:
- اصفهان
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 63 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- - • 22 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 15×21سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • جلد نامشخص
آغاز نسخه
« و الخلاف اما فى الحقيقة فقط اوفيها و فى المزاج و الاعتماد فيها على الاقدام »
انجام نسخه
« سپس در گ 161 چنین دارد: قد انتهى الكلام الى هذا المقام بعون الله المفيض لانواره الى الخاص و العام فى غرة شهر الله الاصب الرجب فى عام اربع و سبعين و الف من الهجرة النبوية = يوشقان ايل التركى فى دارالسلطنة اصفهان. و منه الاستعانة لاتمام الجلد الثالث من هذا الكتاب على نهج الصواب، ثم احول النظر لتصحيح القسم الثانى و تم فى شهر جمادى الاولى 1077 بعون الله و توفيقه في دارالسلطنة
کتابی است در پزشکی و داروسازی از نگارندهای ناشناس که در سال 1074 در اصفهان نگاشته شده و چنان که از مندرجات برگ 161 آن میتوان برداشت کرد، این کتاب به دست یک کاتب نسخهبرداری شده، سپس خود نگارنده تا سال 1077 در آن دست میبرده و تصحیح مینموده است. چون یک یا چند برگ از آغاز آن افتاده است متأسفانه نام مؤلف شناخته شده نیست لیکن نام کتاب در برگهای 134ر سطر 1 و 2 و 168ر سطر 2 با تعبیر «کتاب التجربة من التلخيص» دیده میشود. از شرح موجز (گ 161) قرابادین سمرقندی در این کتاب نام برده شده. این کتاب همه متن قرابادین سمرقندی را در یکجا گنجانیده است واژهنامهها و نام فارسی داروهای بسیاری را دربردارد، او در پیشگفتار میگوید: «قیاس در پزشکی مؤید آزمایش است، بلکه بی تأیید قیاس نمیتوان به نتیجه آزمایش تسلیم شد زیرا که حکم آن جزئی است. و هرگاه قیاس کلی از آزمایش جزئی جدا بماند در این صورت نتیجه آزمایش برتر از نتیجه قیاس خواهد بود. از این رواست که ما به سخن شیخ الرئیس (بوعلی سینا) کمتر اطمینان میکنیم زیرا که آرای او متکی بر استدلال است و پس از روزگار او آزمایشهای بسیار شده است و هر جا که ما میگوئیم قال الشيخ ... مقصود ما او است». مؤلف در آغاز هر بخش تصریح میکند که بی کم و زیاد مطابق قانون ابن سینا است. در اینجا با خطی دیگر و به زبان عربی در حاشیه چنین نوشته شده: با اینهمه مؤلف بسیاری از عبارتهای «منهاج» را عیناً نقل میکند (گ12ر). میدانیم که چلپی در کشف الظنون دو کتاب به عنوان «منهاج» در پزشکی یاد میکنند: 1. «منهاج البیان» از ابن جزله (ـ 493) که چاپ نشده است، 2. «منهاج الدکان» از کوهین اسرائیلی عطار که آن را به سال 658 نگاشته است و به سالهای 1287و 1305 و 1330 در 247 ص در مصر چاپ شده است. گویا مورد استفاده مؤلف این کتاب که در اصفهان در قرن یازدهم میزیست «منهاج» ابن جزله باشد که هر چند چاپ نشده لیکن نسخههای خطی آن در کتابخانههای ایران فراوان بوده و هست. مؤلف ناشناس در آغاز این نسخه که شاید به دلیل خط زدگی فراوان بتوان آن را نسخه اصل شمرد کتاب را در چند سطر (بخش) بر میشمرد. و این سطر را (که گویا نخستین سطر باشد) در یک مقدمه و سه مقالت میشمرد: مقدمه در تعریف کلیات منطقی، مقالت نخست گیاه، دوم حیوان، سوم معدن و هریک مرتب بر حروف ابجد است نه أبتث. سطر دوم در خواص آنها است که آن <!-- page: 129 --> نیز چند مقالت دارد: مقالت 1. در لوح طبع در چند باب: باب 1) ادویه گرم و خشک در شش فصل و هر فصل مرتب بر حروف ابجدی (نه أبتثی است)، 2) ادویه گرم و تر در دو فصل است، 3) ادویه سرد و خشک پنج فصل دارد، 4) داروهای سرد و تر دو فصل دارد، 5) داروهای معتدل (چوب سیاوشان)، 6) حیوان، مقالت 3. خصوصیات دیگر آن داروها از روی کتاب قانون که در چندین بحث است: بحث 1) زهرها در شش «باب» و برخی از باب هایش چند فصل دارد، 2) لوح غذا، شش «باب» و هر باب چند «فصل» و یک «تتمه» است، 3) لوح اعضای تنفس در شش باب که برخی از آنها فصلهایی و نیز یک تتمه دارد، 4) لوح اعضای حیاة و تنفس و سینه، شش «باب» و برخی بابهایش چند «فصل» و یک «تتمه» دارد، 5) لوح اعضای سر نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش چند فصل دارد، 6) لوح اعضای چشم نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش تا شش فصل نیز دارد، 7) مفاصل نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش چند «فصل» دارد، 8) لوح تبها شش «باب» کوتاه و برخی بابهایش چند «فصل»، 9) ورمها و بثورها در شش «باب» و برخی بابهایش در چند «فصل»، 10) جروح و قروح در شش «باب» و یک «تتمه» دارد، 11) داروهای آرایش در شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش در چند فصل، سپس یک «تذنیب» (دنباله) مشتمل بر دو «بیان»: 1- داروها که در قانون نیامده است، 2- داروها که در کتابهای موجود امروز نیز نیامده است. سپس در گ 134ر این عنوان دیده میشود: الجزء الثانى من القسم الاول من كتاب التجربة، من كتاب التلخيص في الماء و الابحاث الجزئية المتعلقة به و هو ينقسم على شطرين من البحث. البحث الاول الشطر الاول ففى المياه فى جهة الدوائية ...، الشطر الثانى آب آشامیدنی، سپس در برگ 141پ قسم دوم کتاب آغاز میشود. قواعد کلی مربوط به آزمایش، شامل دو «جزء»: 1. آنچه به کار پزشک و خادم پزشک (عطار، صیدلانی) آید، در دو «فصل» و یک «تتمه»، جزء 2. وزنها، در دو «مقالت»: مقالت دوم در ده «باب» و برخی بابها چند «فصل» و یک «دقیقه» و با یک «قاعده»، سپس در برگهای 161-168 یادداشتهای پراکنده فارسی و عربی است، در برگ 168 میگوید: «الفن الثانى من الجزء الاول من القسم الاول من كتاب «التجربة» من «التلخيص» فى المركبات و لما كان خير الترتيب فى الادوية بتبويبها بابواب العلل لينظر الطبيب ...»، او در اینجا میگوید: چون در این باب کتابی بهتر از قرابادین سمرقندی نیافتم آن را بی کم و کاست در اینجا میگنجانم، پس این قرابادین را در برگهای 168 تا 216 آورده است، سپس چنین دارد: «خاتمة فى طرق الاعمال الواقعة فى الدواء و اسماء الادوية، غسل الشمع يذاب الشمع: و يصب فى الماء ... غسل النورة ... غسل المرداسنج ...» و پس از سه برگ در برگ 218پ دارد: الكوافح ضروب و اصلها ان يعجن دقيق الشعير فطيراً و يعمل منه الكوافح بان يصب عليه اللبن الحليب و يربى فى الشمس فیحرک کل یوم (افتاده است). هر چند این «خاتمه» به دنبال قرابادین سمرقندی نوشته شده است لیکن ظاهراً جزو آن نیست و از اصل کتاب تلخیص باشد زیرا که در حاشیه (گ216ر) جمله «تم قرابادین السمرقندی» نوشته شده در فهرست با نام التلخیص آمده است »
یادداشتهای انتقادی و تصحیحی فهرستنگار:
•
این کتاب به دست یک کاتب نسخهبرداری شده، سپس خود نگارنده تا سال 1077 در آن دست میبرده و تصحیح مینموده است. چون یک یا چند برگ از آغاز آن افتاده است متأسفانه نام مؤلف شناخته شده نیست لیکن نام کتاب در برگهای 134ر سطر 1 و 2 و 168ر سطر 2 با تعبیر «کتاب التجربة من التلخيص» دیده میشود. از شرح موجز (گ 161) قرابادین سمرقندی در این کتاب نام برده شده. این کتاب همه متن قرابادین سمرقندی را در یکجا گنجانیده است واژهنامهها و نام فارسی داروهای بسیاری را دربردارد، او در پیشگفتار میگوید: «قیاس در پزشکی مؤید آزمایش است، بلکه بی تأیید قیاس نمیتوان به نتیجه آزمایش تسلیم شد زیرا که حکم آن جزئی است. و هرگاه قیاس کلی از آزمایش جزئی جدا بماند در این صورت نتیجه آزمایش برتر از نتیجه قیاس خواهد بود. از این رواست که ما به سخن شیخ الرئیس (بوعلی سینا) کمتر اطمینان میکنیم زیرا که آرای او متکی بر استدلال است و پس از روزگار او آزمایشهای بسیار شده است و هر جا که ما میگوئیم قال الشيخ ... مقصود ما او است». مؤلف در آغاز هر بخش تصریح میکند که بی کم و زیاد مطابق قانون ابن سینا است. در اینجا با خطی دیگر و به زبان عربی در حاشیه چنین نوشته شده: با اینهمه مؤلف بسیاری از عبارتهای «منهاج» را عیناً نقل میکند (گ12ر). میدانیم که چلپی در کشف الظنون دو کتاب به عنوان «منهاج» در پزشکی یاد میکنند: 1. «منهاج البیان» از ابن جزله (ـ 493) که چاپ نشده است، 2. «منهاج الدکان» از کوهین اسرائیلی عطار که آن را به سال 658 نگاشته است و به سالهای 1287و 1305 و 1330 در 247 ص در مصر چاپ شده است. گویا مورد استفاده مؤلف این کتاب که در اصفهان در قرن یازدهم میزیست «منهاج» ابن جزله باشد که هر چند چاپ نشده لیکن نسخههای خطی آن در کتابخانههای ایران فراوان بوده و هست. مؤلف ناشناس در آغاز این نسخه که شاید به دلیل خط زدگی فراوان بتوان آن را نسخه اصل شمرد کتاب را در چند سطر (بخش) بر میشمرد. و این سطر را (که گویا نخستین سطر باشد) در یک مقدمه و سه مقالت میشمرد: مقدمه در تعریف کلیات منطقی، مقالت نخست گیاه، دوم حیوان، سوم معدن و هریک مرتب بر حروف ابجد است نه أبتث. سطر دوم در خواص آنها است که آن نیز چند مقالت دارد: مقالت 1. در لوح طبع در چند باب: باب 1) ادویه گرم و خشک در شش فصل و هر فصل مرتب بر حروف ابجدی (نه أبتثی است)، 2) ادویه گرم و تر در دو فصل است، 3) ادویه سرد و خشک پنج فصل دارد، 4) داروهای سرد و تر دو فصل دارد، 5) داروهای معتدل (چوب سیاوشان)، 6) حیوان، مقالت 3. خصوصیات دیگر آن داروها از روی کتاب قانون که در چندین بحث است: بحث 1) زهرها در شش «باب» و برخی از باب هایش چند فصل دارد، 2) لوح غذا، شش «باب» و هر باب چند «فصل» و یک «تتمه» است، 3) لوح اعضای تنفس در شش باب که برخی از آنها فصلهایی و نیز یک تتمه دارد، 4) لوح اعضای حیاة و تنفس و سینه، شش «باب» و برخی بابهایش چند «فصل» و یک «تتمه» دارد، 5) لوح اعضای سر نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش چند فصل دارد، 6) لوح اعضای چشم نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش تا شش فصل نیز دارد، 7) مفاصل نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش چند «فصل» دارد، 8) لوح تبها شش «باب» کوتاه و برخی بابهایش چند «فصل»، 9) ورمها و بثورها در شش «باب» و برخی بابهایش در چند «فصل»، 10) جروح و قروح در شش «باب» و یک «تتمه» دارد، 11) داروهای آرایش در شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش در چند فصل، سپس یک «تذنیب» (دنباله) مشتمل بر دو «بیان»: 1- داروها که در قانون نیامده است، 2- داروها که در کتابهای موجود امروز نیز نیامده است. سپس در گ 134ر این عنوان دیده میشود: الجزء الثانى من القسم الاول من كتاب التجربة، من كتاب التلخيص في الماء و الابحاث الجزئية المتعلقة به و هو ينقسم على شطرين من البحث. البحث الاول الشطر الاول ففى المياه فى جهة الدوائية ...، الشطر الثانى آب آشامیدنی، سپس در برگ 141پ قسم دوم کتاب آغاز میشود. قواعد کلی مربوط به آزمایش، شامل دو «جزء»: 1. آنچه به کار پزشک و خادم پزشک (عطار، صیدلانی) آید، در دو «فصل» و یک «تتمه»، جزء 2. وزنها، در دو «مقالت»: مقالت دوم در ده «باب» و برخی بابها چند «فصل» و یک «دقیقه» و با یک «قاعده»، سپس در برگهای 161-168 یادداشتهای پراکنده فارسی و عربی است، در برگ 168 میگوید: «الفن الثانى من الجزء الاول من القسم الاول من كتاب «التجربة» من «التلخيص» فى المركبات و لما كان خير الترتيب فى الادوية بتبويبها بابواب العلل لينظر الطبيب ...»، او در اینجا میگوید: چون در این باب کتابی بهتر از قرابادین سمرقندی نیافتم آن را بی کم و کاست در اینجا میگنجانم، پس این قرابادین را در برگهای 168 تا 216 آورده است، سپس چنین دارد: «خاتمة فى طرق الاعمال الواقعة فى الدواء و اسماء الادوية، غسل الشمع يذاب الشمع: و يصب فى الماء ... غسل النورة ... غسل المرداسنج ...» و پس از سه برگ در برگ 218پ دارد: الكوافح ضروب و اصلها ان يعجن دقيق الشعير فطيراً و يعمل منه الكوافح بان يصب عليه اللبن الحليب و يربى فى الشمس فیحرک کل یوم (افتاده است). هر چند این «خاتمه» به دنبال قرابادین سمرقندی نوشته شده است لیکن ظاهراً جزو آن نیست و از اصل کتاب تلخیص باشد زیرا که در حاشیه (گ216ر) جمله «تم قرابادین السمرقندی» نوشته شده در فهرست با نام التلخیص آمده است
•
سپس خود نگارنده تا سال 1077 در آن دست میبرده و تصحیح مینموده است. چون یک یا چند برگ از آغاز آن افتاده است متأسفانه نام مؤلف شناخته شده نیست لیکن نام کتاب در برگهای 134ر سطر 1 و 2 و 168ر سطر 2 با تعبیر «کتاب التجربة من التلخيص» دیده میشود. از شرح موجز (گ 161) قرابادین سمرقندی در این کتاب نام برده شده. این کتاب همه متن قرابادین سمرقندی را در یکجا گنجانیده است واژهنامهها و نام فارسی داروهای بسیاری را دربردارد، او در پیشگفتار میگوید: «قیاس در پزشکی مؤید آزمایش است، بلکه بی تأیید قیاس نمیتوان به نتیجه آزمایش تسلیم شد زیرا که حکم آن جزئی است. و هرگاه قیاس کلی از آزمایش جزئی جدا بماند در این صورت نتیجه آزمایش برتر از نتیجه قیاس خواهد بود. از این رواست که ما به سخن شیخ الرئیس (بوعلی سینا) کمتر اطمینان میکنیم زیرا که آرای او متکی بر استدلال است و پس از روزگار او آزمایشهای بسیار شده است و هر جا که ما میگوئیم قال الشيخ ... مقصود ما او است». مؤلف در آغاز هر بخش تصریح میکند که بی کم و زیاد مطابق قانون ابن سینا است. در اینجا با خطی دیگر و به زبان عربی در حاشیه چنین نوشته شده: با اینهمه مؤلف بسیاری از عبارتهای «منهاج» را عیناً نقل میکند (گ12ر). میدانیم که چلپی در کشف الظنون دو کتاب به عنوان «منهاج» در پزشکی یاد میکنند: 1. «منهاج البیان» از ابن جزله (ـ 493) که چاپ نشده است، 2. «منهاج الدکان» از کوهین اسرائیلی عطار که آن را به سال 658 نگاشته است و به سالهای 1287و 1305 و 1330 در 247 ص در مصر چاپ شده است. گویا مورد استفاده مؤلف این کتاب که در اصفهان در قرن یازدهم میزیست «منهاج» ابن جزله باشد که هر چند چاپ نشده لیکن نسخههای خطی آن در کتابخانههای ایران فراوان بوده و هست. مؤلف ناشناس در آغاز این نسخه که شاید به دلیل خط زدگی فراوان بتوان آن را نسخه اصل شمرد کتاب را در چند سطر (بخش) بر میشمرد. و این سطر را (که گویا نخستین سطر باشد) در یک مقدمه و سه مقالت میشمرد: مقدمه در تعریف کلیات منطقی، مقالت نخست گیاه، دوم حیوان، سوم معدن و هریک مرتب بر حروف ابجد است نه أبتث. سطر دوم در خواص آنها است که آن <!-- page: 129 --> نیز چند مقالت دارد: مقالت 1. در لوح طبع در چند باب: باب 1) ادویه گرم و خشک در شش فصل و هر فصل مرتب بر حروف ابجدی (نه أبتثی است)، 2) ادویه گرم و تر در دو فصل است، 3) ادویه سرد و خشک پنج فصل دارد، 4) داروهای سرد و تر دو فصل دارد، 5) داروهای معتدل (چوب سیاوشان)، 6) حیوان، مقالت 3. خصوصیات دیگر آن داروها از روی کتاب قانون که در چندین بحث است: بحث 1) زهرها در شش «باب» و برخی از باب هایش چند فصل دارد، 2) لوح غذا، شش «باب» و هر باب چند «فصل» و یک «تتمه» است، 3) لوح اعضای تنفس در شش باب که برخی از آنها فصلهایی و نیز یک تتمه دارد، 4) لوح اعضای حیاة و تنفس و سینه، شش «باب» و برخی بابهایش چند «فصل» و یک «تتمه» دارد، 5) لوح اعضای سر نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش چند فصل دارد، 6) لوح اعضای چشم نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش تا شش فصل نیز دارد، 7) مفاصل نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش چند «فصل» دارد، 8) لوح تبها شش «باب» کوتاه و برخی بابهایش چند «فصل»، 9) ورمها و بثورها در شش «باب» و برخی بابهایش در چند «فصل»، 10) جروح و قروح در شش «باب» و یک «تتمه» دارد، 11) داروهای آرایش در شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش در چند فصل، سپس یک «تذنیب» (دنباله) مشتمل بر دو «بیان»: 1- داروها که در قانون نیامده است، 2- داروها که در کتابهای موجود امروز نیز نیامده است. سپس در گ 134ر این عنوان دیده میشود: الجزء الثانى من القسم الاول من كتاب التجربة، من كتاب التلخيص في الماء و الابحاث الجزئية المتعلقة به و هو ينقسم على شطرين من البحث. البحث الاول الشطر الاول ففى المياه فى جهة الدوائية ...، الشطر الثانى آب آشامیدنی، سپس در برگ 141پ قسم دوم کتاب آغاز میشود. قواعد کلی مربوط به آزمایش، شامل دو «جزء»: 1. آنچه به کار پزشک و خادم پزشک (عطار، صیدلانی) آید، در دو «فصل» و یک «تتمه»، جزء 2. وزنها، در دو «مقالت»: مقالت دوم در ده «باب» و برخی بابها چند «فصل» و یک «دقیقه» و با یک «قاعده»، سپس در برگهای 161-168 یادداشتهای پراکنده فارسی و عربی است، در برگ 168 میگوید: «الفن الثانى من الجزء الاول من القسم الاول من كتاب «التجربة» من «التلخيص» فى المركبات و لما كان خير الترتيب فى الادوية بتبويبها بابواب العلل لينظر الطبيب ...»، او در اینجا میگوید: چون در این باب کتابی بهتر از قرابادین سمرقندی نیافتم آن را بی کم و کاست در اینجا میگنجانم، پس این قرابادین را در برگهای 168 تا 216 آورده است، سپس چنین دارد: «خاتمة فى طرق الاعمال الواقعة فى الدواء و اسماء الادوية، غسل الشمع يذاب الشمع: و يصب فى الماء ... غسل النورة ... غسل المرداسنج ...» و پس از سه برگ در برگ 218پ دارد: الكوافح ضروب و اصلها ان يعجن دقيق الشعير فطيراً و يعمل منه الكوافح بان يصب عليه اللبن الحليب و يربى فى الشمس فیحرک کل یوم (افتاده است). هر چند این «خاتمه» به دنبال قرابادین سمرقندی نوشته شده است لیکن ظاهراً جزو آن نیست و از اصل کتاب تلخیص باشد زیرا که در حاشیه (گ216ر) جمله «تم قرابادین السمرقندی» نوشته شده در فهرست با نام التلخیص آمده است
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 22 • صفحه 128 • ردیف 63
متن فنخا:
63. تهران؛ ملی؛ شماره نسخه: 1990/1
آغاز: و الخلاف اما فى الحقيقة فقط اوفيها و فى المزاج و الاعتماد فيها على الاقدام؛ انجام: سپس در گ 161 چنین دارد: قد انتهى الكلام الى هذا المقام بعون الله المفيض لانواره الى الخاص و العام فى غرة شهر الله الاصب الرجب فى عام اربع و سبعين و الف من الهجرة النبوية = يوشقان ايل التركى فى دارالسلطنة اصفهان. و منه الاستعانة لاتمام الجلد الثالث من هذا الكتاب على نهج الصواب، ثم احول النظر لتصحيح القسم الثانى و تم فى شهر جمادى الاولى 1077 بعون الله و توفيقه في دارالسلطنة
کتابی است در پزشکی و داروسازی از نگارندهای ناشناس که در سال 1074 در اصفهان نگاشته شده و چنان که از مندرجات برگ 161 آن میتوان برداشت کرد، این کتاب به دست یک کاتب نسخهبرداری شده، سپس خود نگارنده تا سال 1077 در آن دست میبرده و تصحیح مینموده است. چون یک یا چند برگ از آغاز آن افتاده است متأسفانه نام مؤلف شناخته شده نیست لیکن نام کتاب در برگهای 134ر سطر 1 و 2 و 168ر سطر 2 با تعبیر «کتاب التجربة من التلخيص» دیده میشود. از شرح موجز (گ 161) قرابادین سمرقندی در این کتاب نام برده شده. این کتاب همه متن قرابادین سمرقندی را در یکجا گنجانیده است واژهنامهها و نام فارسی داروهای بسیاری را دربردارد، او در پیشگفتار میگوید: «قیاس در پزشکی مؤید آزمایش است، بلکه بی تأیید قیاس نمیتوان به نتیجه آزمایش تسلیم شد زیرا که حکم آن جزئی است. و هرگاه قیاس کلی از آزمایش جزئی جدا بماند در این صورت نتیجه آزمایش برتر از نتیجه قیاس خواهد بود. از این رواست که ما به سخن شیخ الرئیس (بوعلی سینا) کمتر اطمینان میکنیم زیرا که آرای او متکی بر استدلال است و پس از روزگار او آزمایشهای بسیار شده است و هر جا که ما میگوئیم قال الشيخ ... مقصود ما او است». مؤلف در آغاز هر بخش تصریح میکند که بی کم و زیاد مطابق قانون ابن سینا است. در اینجا با خطی دیگر و به زبان عربی در حاشیه چنین نوشته شده: با اینهمه مؤلف بسیاری از عبارتهای «منهاج» را عیناً نقل میکند (گ12ر). میدانیم که چلپی در کشف الظنون دو کتاب به عنوان «منهاج» در پزشکی یاد میکنند: 1. «منهاج البیان» از ابن جزله (ـ 493) که چاپ نشده است، 2. «منهاج الدکان» از کوهین اسرائیلی عطار که آن را به سال 658 نگاشته است و به سالهای 1287و 1305 و 1330 در 247 ص در مصر چاپ شده است. گویا مورد استفاده مؤلف این کتاب که در اصفهان در قرن یازدهم میزیست «منهاج» ابن جزله باشد که هر چند چاپ نشده لیکن نسخههای خطی آن در کتابخانههای ایران فراوان بوده و هست. مؤلف ناشناس در آغاز این نسخه که شاید به دلیل خط زدگی فراوان بتوان آن را نسخه اصل شمرد کتاب را در چند سطر (بخش) بر میشمرد. و این سطر را (که گویا نخستین سطر باشد) در یک مقدمه و سه مقالت میشمرد: مقدمه در تعریف کلیات منطقی، مقالت نخست گیاه، دوم حیوان، سوم معدن و هریک مرتب بر حروف ابجد است نه أبتث. سطر دوم در خواص آنها است که آن نیز چند مقالت دارد: مقالت 1. در لوح طبع در چند باب: باب 1) ادویه گرم و خشک در شش فصل و هر فصل مرتب بر حروف ابجدی (نه أبتثی است)، 2) ادویه گرم و تر در دو فصل است، 3) ادویه سرد و خشک پنج فصل دارد، 4) داروهای سرد و تر دو فصل دارد، 5) داروهای معتدل (چوب سیاوشان)، 6) حیوان، مقالت 3. خصوصیات دیگر آن داروها از روی کتاب قانون که در چندین بحث است: بحث 1) زهرها در شش «باب» و برخی از باب هایش چند فصل دارد، 2) لوح غذا، شش «باب» و هر باب چند «فصل» و یک «تتمه» است، 3) لوح اعضای تنفس در شش باب که برخی از آنها فصلهایی و نیز یک تتمه دارد، 4) لوح اعضای حیاة و تنفس و سینه، شش «باب» و برخی بابهایش چند «فصل» و یک «تتمه» دارد، 5) لوح اعضای سر نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش چند فصل دارد، 6) لوح اعضای چشم نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش تا شش فصل نیز دارد، 7) مفاصل نیز شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش چند «فصل» دارد، 8) لوح تبها شش «باب» کوتاه و برخی بابهایش چند «فصل»، 9) ورمها و بثورها در شش «باب» و برخی بابهایش در چند «فصل»، 10) جروح و قروح در شش «باب» و یک «تتمه» دارد، 11) داروهای آرایش در شش «باب» و یک «تتمه» و برخی بابهایش در چند فصل، سپس یک «تذنیب» (دنباله) مشتمل بر دو «بیان»: 1- داروها که در قانون نیامده است، 2- داروها که در کتابهای موجود امروز نیز نیامده است. سپس در گ 134ر این عنوان دیده میشود: الجزء الثانى من القسم الاول من كتاب التجربة، من كتاب التلخيص في الماء و الابحاث الجزئية المتعلقة به و هو ينقسم على شطرين من البحث. البحث الاول الشطر الاول ففى المياه فى جهة الدوائية ...، الشطر الثانى آب آشامیدنی، سپس در برگ 141پ قسم دوم کتاب آغاز میشود. قواعد کلی مربوط به آزمایش، شامل دو «جزء»: 1. آنچه به کار پزشک و خادم پزشک (عطار، صیدلانی) آید، در دو «فصل» و یک «تتمه»، جزء 2. وزنها، در دو «مقالت»: مقالت دوم در ده «باب» و برخی بابها چند «فصل» و یک «دقیقه» و با یک «قاعده»، سپس در برگهای 161-168 یادداشتهای پراکنده فارسی و عربی است، در برگ 168 میگوید: «الفن الثانى من الجزء الاول من القسم الاول من كتاب «التجربة» من «التلخيص» فى المركبات و لما كان خير الترتيب فى الادوية بتبويبها بابواب العلل لينظر الطبيب ...»، او در اینجا میگوید: چون در این باب کتابی بهتر از قرابادین سمرقندی نیافتم آن را بی کم و کاست در اینجا میگنجانم، پس این قرابادین را در برگهای 168 تا 216 آورده است، سپس چنین دارد: «خاتمة فى طرق الاعمال الواقعة فى الدواء و اسماء الادوية، غسل الشمع يذاب الشمع: و يصب فى الماء ... غسل النورة ... غسل المرداسنج ...» و پس از سه برگ در برگ 218پ دارد: الكوافح ضروب و اصلها ان يعجن دقيق الشعير فطيراً و يعمل منه الكوافح بان يصب عليه اللبن الحليب و يربى فى الشمس فیحرک کل یوم (افتاده است). هر چند این «خاتمه» به دنبال قرابادین سمرقندی نوشته شده است لیکن ظاهراً جزو آن نیست و از اصل کتاب تلخیص باشد زیرا که در حاشیه (گ216ر) جمله «تم قرابادین السمرقندی» نوشته شده در فهرست با نام التلخیص آمده است؛ خط: نستعلیق، بیکا، تا: غره رجب 1074ق، جا: اصفهان؛ افتادگی: آغاز؛ این نسخه از سویی دارای خطزدگی و تغییرهایی است که جز از مؤلف نتواند بود و از سوی دیگر دارای غلطهایی است که از مؤلف نتواند بود. پس گویا یک کاتب آن را برای مؤلف نوشته باشد و مؤلف آن را بررسی کرده و در آن دست برده و تغییرها داده است در جمادی الاول 1077 در همان شهر در آن (ظاهراً از طرف مؤلف) تجدید نظر شده، محشی شاید از مؤلف، پس نسخه منحصر به فرد است؛ 21 و 22 سطر (8×13)، اندازه: 15×21سم [ف: 11 - 25]