نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
/m/170960
کتابخانه و مخزن نگهداری: سلطنتی
شهر و کشور: تهران
شماره نسخه: 932

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) —
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح ✓
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) ✓
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله —

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

تاریخ کتابت:
1305ق (1305 هـ.ق)
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 1 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
نستعلیق
تعداد برگ و سطر:
170 برگ • 15 سطر
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
20×30سم
کاغذ و جلد:
فرنگی آبی • مقوای روکش مخمل سبز چمنی

آغاز نسخه

« دیباچه. بسمه تبارک و تعالی. شاهزاده سالطیکوف از شاهزادگان دولت روس در سال 1838 میلادی سفری بممالک محروسه ایران آمده ... و آن سفرنامه که بزبان روسی بوده این غلام جان نثار خانه زاد سید عبدالله که در مدرسه مبارکه دارالفنون تحصیل کرده بفارسی ترجمه نمود ... مقدمه از قول مصنف در اوان شباب با یکی از نقاشهای مملکت قفقاز موسوم به (ارلواسکی) آشنا شده قلم نقاشی و طراحی او باندازه بود که در همان زمان تمام خیالات مرا مایل و فریفته ممالک مشرق زمین میگردانید چون چندی گذشت مسموع شد که دسته سفارتی از قبل دولت علیه ایران بروسیه خواهد آمد لهذا با کمال اشتیاق انتظار قدوم سفیر موصوف را داشته و دیدن ایشانرا بر خود ختم میدانستم اوقاتیکه سفیر مشارالیه وارد سنت پطرز بورغ گردید در آنوقت تقریباً دوازده سال از سن من بیش نگذشته بود ... و من در یکی از اطاقهای عمارت خودمان واقع در کوچه سلطنتی و بر کنار رودخانه سنگچین شده نوا نشسته بودم که در این اثنا صدای شیپور نظام بسمع من رسید ... و ورود سفیر مزبور باین شهر نزدیک گردید فوراً از خانه بیرون آمده ... ناگاه دو حیوان بسیار عظیم و مهیبی از دور بنظر رسید که آهسته آهسته در جلو شیپورچیان میآیند چون قدری نزدیک شدند معلوم شد که این هر دو فیلهای ایلچی ایران میباشند که آنها را زینت کرده اند و عجب در آن بود که در پای فیلها نیز چکمه داشت غرض آنکه این حیوانهای مهیب که در واقع بمنزله ستون یا یک دیوار متحرکی بود در نظر من بسیار عجیب و غریب میآمد ... بعد از آن یکدسته شاطر و فراشخلوتها در جلو کالسکه مطلای دولتی که چند رأس اسب آنرا میکشید نمایان شدند و ایلچی اعلیحضرت پادشاه ایران فتحعلی شاه که میرزا ابوالحسن خان نام داشت در همان کالسکه نشسته بود ... در حقیقت این انتظار فوق العاده عجیب من ... بجهت دیدن ممالک مشرق زمین مخصوصاً مملکت ایران زیادتر میگردید و پس از چندی ... بمملکت ایران آمدم و از آنجا بهندوستان رفته مدت دو سال در آن سرزمین با وسعت توقف کردم ... الیوم که بیست و دوم ماه او 1838 میلادی است در دامنه کوهستان قفقازیه و ابتدای دشت و جلگه‌های (کاباروا) میباشد وارد شده ... و از اینجا تا شهر تفلیس زیاده از صد و هفتاد ورست نمانده است »

انجام نسخه

« جواب نامه میرزا مسعود که از ولادی قفقاز بتاریخ یوم شانزدهم ماه آوریل 1839 مسیحی نوشته ام ... من از جنابعالی خواهشمند هستم که بر این مطلب معتقد بوده بدانید که من از ضیافتهائی که در ایران از برای من بخصوصه از جانب جنابعالی بظهور رسید کمال تشکر و امتنان دارم و افتخار دارم که احقر نوکران شما محسوب شوم ... ترجمه خانه زاد دولت ابد آیت قاهره سید عبدالله ابن مرحوم سید علی اکبر مقنی باشی فی یوم سه شنبه پانزدهم شهر جمادی الثانی سنه 1305 هجری حرره محمد قزوینی المعروف به آشوری »

مهرها، یادداشت‌های تملک و وقفیات نسخه

وقف کردم ... الیوم که بیست و دوم ماه او 1838 میلادی است در دامنه کوهستان قفقازیه و ابتدای دشت و جلگه‌های (کاباروا) میباشد وارد شده ... و از اینجا تا شهر تفلیس زیاده از صد و هفتاد ورست نمانده است
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
خط ناصرالدین شاه قاجار به مضمون «تماماً ملاحظه شد»، به انضمام یک قطعه عکس چاپی تصویر یکی از شاهزادگان قاجار
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 18 • صفحه 189 • ردیف 1
متن فنخا:
تهران؛ سلطنتی؛ شماره نسخه: 932 آغاز: دیباچه. بسمه تبارک و تعالی. شاهزاده سالطیکوف از شاهزادگان دولت روس در سال 1838 میلادی سفری بممالک محروسه ایران آمده ... و آن سفرنامه که بزبان روسی بوده این غلام جان نثار خانه زاد سید عبدالله که در مدرسه مبارکه دارالفنون تحصیل کرده بفارسی ترجمه نمود ... مقدمه از قول مصنف در اوان شباب با یکی از نقاشهای مملکت قفقاز موسوم به (ارلواسکی) آشنا شده قلم نقاشی و طراحی او باندازه بود که در همان زمان تمام خیالات مرا مایل و فریفته ممالک مشرق زمین میگردانید چون چندی گذشت مسموع شد که دسته سفارتی از قبل دولت علیه ایران بروسیه خواهد آمد لهذا با کمال اشتیاق انتظار قدوم سفیر موصوف را داشته و دیدن ایشانرا بر خود ختم میدانستم اوقاتیکه سفیر مشارالیه وارد سنت پطرز بورغ گردید در آنوقت تقریباً دوازده سال از سن من بیش نگذشته بود ... و من در یکی از اطاقهای عمارت خودمان واقع در کوچه سلطنتی و بر کنار رودخانه سنگچین شده نوا نشسته بودم که در این اثنا صدای شیپور نظام بسمع من رسید ... و ورود سفیر مزبور باین شهر نزدیک گردید فوراً از خانه بیرون آمده ... ناگاه دو حیوان بسیار عظیم و مهیبی از دور بنظر رسید که آهسته آهسته در جلو شیپورچیان میآیند چون قدری نزدیک شدند معلوم شد که این هر دو فیلهای ایلچی ایران میباشند که آنها را زینت کرده اند و عجب در آن بود که در پای فیلها نیز چکمه داشت غرض آنکه این حیوانهای مهیب که در واقع بمنزله ستون یا یک دیوار متحرکی بود در نظر من بسیار عجیب و غریب میآمد ... بعد از آن یکدسته شاطر و فراشخلوتها در جلو کالسکه مطلای دولتی که چند رأس اسب آنرا میکشید نمایان شدند و ایلچی اعلیحضرت پادشاه ایران فتحعلی شاه که میرزا ابوالحسن خان نام داشت در همان کالسکه نشسته بود ... در حقیقت این انتظار فوق العاده عجیب من ... بجهت دیدن ممالک مشرق زمین مخصوصاً مملکت ایران زیادتر میگردید و پس از چندی ... بمملکت ایران آمدم و از آنجا بهندوستان رفته مدت دو سال در آن سرزمین با وسعت توقف کردم ... الیوم که بیست و دوم ماه او 1838 میلادی است در دامنه کوهستان قفقازیه و ابتدای دشت و جلگه‌های (کاباروا) میباشد وارد شده ... و از اینجا تا شهر تفلیس زیاده از صد و هفتاد ورست نمانده است؛ انجام: جواب نامه میرزا مسعود که از ولادی قفقاز بتاریخ یوم شانزدهم ماه آوریل 1839 مسیحی نوشته ام ... من از جنابعالی خواهشمند هستم که بر این مطلب معتقد بوده بدانید که من از ضیافتهائی که در ایران از برای من بخصوصه از جانب جنابعالی بظهور رسید کمال تشکر و امتنان دارم و افتخار دارم که احقر نوکران شما محسوب شوم ... ترجمه خانه زاد دولت ابد آیت قاهره سید عبدالله ابن مرحوم سید علی اکبر مقنی باشی فی یوم سه شنبه پانزدهم شهر جمادی الثانی سنه 1305 هجری حرره محمد قزوینی المعروف به آشوری. خط: نستعلیق، کا: محمد قزوینی آشوری، تا: 1305ق؛ مجدول، با یک سرلوح مذهب، خط ناصرالدین شاه قاجار به مضمون «تماماً ملاحظه شد»، به انضمام یک قطعه عکس چاپی تصویر یکی از شاهزادگان قاجار؛ کاغذ: فرنگی آبی، جلد: مقوای روکش مخمل سبز چمنی، 170ص، 15 سطر، اندازه: 20×30سم [ف: 5 - 526]