نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
/m/144080
کتابخانه و مخزن نگهداری: مجلس
شهر و کشور: تهران
شماره نسخه: 872/3-طباطبائی

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) —
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح —
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) —
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله —

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

تاریخ کتابت:
بی‌تاریخ
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 1 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
نامشخص
تعداد برگ و سطر:
3 برگ • -
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
12×16سم
کاغذ و جلد:
فرنگی نخودی • تیماج سبز

آغاز نسخه

« من مست تهی دستم و هر کس که چنین است ×× کی در غم مال است و کجا در غم جان است / ای آن که به جز من که ز دیدار تو دورم ×× چشم دگران جمله به رویت نگران است / خود را همه دان دید و مرا هیچ مدان یافت ×× اما نه چنینم من و او هم نه چنان است / آن کافر کوفی که مرا صوفی گفته است ×× خود صاحب سیف و سلب شمر و سنان است / یک طایفه سادات حسینی را امسال ×× نه خورد و نه خوابست و نه آبست و نه نانست / گفتند شاهنشه گیتی که در این مرز ×× گنجی است که صد الف در آن گنج نهان است »

انجام نسخه

« گفتم که چو شه عزم کند این بار ×× انصاف من از حاکم کزار ستاند ... / ناگه خبر آمد که ازو نستد و از من ×× خواهد که ز نو پیشکشی باز ستاند / فراش غضب بر سر ارباب و رعایا ×× استاده و با انبر و یا گاز ستاند ... / گو خدمت سی سال به ما باز دهد شاه ×× گو نعمت سی ساله ز ما باز ستاند / مزدی که گدایان نستانند ز مزدور ×× حیف است اگر شاه سرافراز ستاند قصیده شکوائیه است. قصیده‌ای گویا از جناب ربانی گرگانی و به مناسبت مضمون گله‌آمیزی که دارد این عنوان را نگارنده برای آن انتخاب کرد »
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 15 • صفحه 432 • ردیف 1
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 872/3-طباطبائی آغاز: من مست تهی دستم و هر کس که چنین است ×× کی در غم مال است و کجا در غم جان است / ای آن که به جز من که ز دیدار تو دورم ×× چشم دگران جمله به رویت نگران است / خود را همه دان دید و مرا هیچ مدان یافت ×× اما نه چنینم من و او هم نه چنان است / آن کافر کوفی که مرا صوفی گفته است ×× خود صاحب سیف و سلب شمر و سنان است / یک طایفه سادات حسینی را امسال ×× نه خورد و نه خوابست و نه آبست و نه نانست / گفتند شاهنشه گیتی که در این مرز ×× گنجی است که صد الف در آن گنج نهان است؛ انجام: گفتم که چو شه عزم کند این بار ×× انصاف من از حاکم کزار ستاند ... / ناگه خبر آمد که ازو نستد و از من ×× خواهد که ز نو پیشکشی باز ستاند / فراش غضب بر سر ارباب و رعایا ×× استاده و با انبر و یا گاز ستاند ... / گو خدمت سی سال به ما باز دهد شاه ×× گو نعمت سی ساله ز ما باز ستاند / مزدی که گدایان نستانند ز مزدور ×× حیف است اگر شاه سرافراز ستاند قصیده شکوائیه است. قصیده‌ای گویا از جناب ربانی گرگانی و به مناسبت مضمون گله‌آمیزی که دارد این عنوان را نگارنده برای آن انتخاب کرد؛ کا: محم حسین گرکانی معروف به جناب، بی‌تا؛ افتادگی: آغاز؛ کاغذ: فرنگی نخودی، جلد: تیماج سبز، 3ص (16-18)، اندازه: 12×16سم [ف: 23 - 150]