شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:
داستان دخمه انوشیروان
پیوند کوتاه:
/m/132435
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- گویا 1268ق (1268 هـ.ق)
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 9 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- - • -
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- -
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • جلد نامشخص
آغاز نسخه
« اما راویان اخبار چنین روایت کرده اند که خلیفه بغداد با جماعتی از علماء و فضلا نشسته بودند و از هر نوع سخن میگذشت، خلیفه فرمود که از پادشاهان ماضی یاد آورید که از کدام نیکی مانده ... از جمله یاران یکی گفت ... هیچ حکایتی به حکایت دخمه نوشیروان نمیرسد »
انجام نسخه
« و این حکایت از آنها یادگار در روزگار بماند تا خلایق فایده یابند. والله اعلم
این داستان در جاویدان خرد فارسی ص 175-185 در سال 3-1294 ق با اختلاف عبارت به چاپ رسیده است و مانند داستان «دیر انطیوخرس» است. ولی در داستان ما کتابی در آن دخمه یافت نشده بلکه در آنجا جسد انوشیروان یافت شده و خلیفه آن را بزرگ داشته و بوسیده، ولی آن جسد خاک شده و فرو ریخته است. در عجائب نامه طوسی از این داستان یاد شده »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 14 • صفحه 239 • ردیف 9
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
9. تهران؛ سپهسالار؛ شماره نسخه: 1502/2
آغاز: اما راویان اخبار چنین روایت کرده اند که خلیفه بغداد با جماعتی از علماء و فضلا نشسته بودند و از هر نوع سخن میگذشت، خلیفه فرمود که از پادشاهان ماضی یاد آورید که از کدام نیکی مانده ... از جمله یاران یکی گفت ... هیچ حکایتی به حکایت دخمه نوشیروان نمیرسد؛ انجام: و این حکایت از آنها یادگار در روزگار بماند تا خلایق فایده یابند. والله اعلم
این داستان در جاویدان خرد فارسی ص 175-185 در سال 3-1294 ق با اختلاف عبارت به چاپ رسیده است و مانند داستان «دیر انطیوخرس» است. ولی در داستان ما کتابی در آن دخمه یافت نشده بلکه در آنجا جسد انوشیروان یافت شده و خلیفه آن را بزرگ داشته و بوسیده، ولی آن جسد خاک شده و فرو ریخته است. در عجائب نامه طوسی از این داستان یاد شده؛ خط: نستعلیق، بیکا، تا: گویا 1268ق [ف: 4 - 406]