نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

برطل القضاة

bartal-ol qozāt
2 نسخه ثبت‌شده قرن 13 هـ.ق
دارای نسخه اصل (دستخط مؤلف)
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/9971
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #9971
تاریخ و سده تألیف: 1291 هـ.ق
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 5، ص 915 تا 916
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: تاریخ

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

نگارنده این رساله که خود از روحانیون نیریز بوده و می‌خواسته در آن محل دارای منصب قضاوت باشد و برخی دیگر از روحانیون ساکن آنجا که او را از این کار باز داشته بودند به شیراز آمده تا از ظلم و ستم قاضیان آن محل شکایت کند و این رساله دادخواستی است که نگارنده به شاهزاده حسام السلطنه تقدیم کرده است، هنگامی که در سال 1291 به سمت والی شیراز منصوب شد. گویا اموال نگارنده را مصادره کرده و او را به فلاکت انداخته و قاضیان در این کار به ظالمان کمک می‌نمودند و شکایت‌هایش را رسیدگی نمی‌کردند، در این رساله که به شاهزاده با تملق بسیار تقدیم شده است بعضی از کردارهای ناپسند قاضیان را بازگو می‌کند و آنان را خارج از دین می‌داند. چون قاضیان هر خلاف شرعی را به منزله تاج سر خود دانسته و بدان افتخار می‌کنند و «برطل» کلاه می‌باشد که به سر می‌نهند، این رساله را به نامی که گفتیم نامیده شده است. در «برطل» اول این رساله فساد اسلام و عقیده قاضیان با کمک آیات و احادیث تشریح شده و جایگاه آنان را که به حق قضاوت نمی‌کنند به تفصیل بیان می‌شود، پس از آن «برطل» دیگری در احقاق حقوق از قاضیان به اختصار آمده و نگارنده مطالبه کمک و خلعت از شاهزاده می‌کند.
آغاز اثر
« الحمد لذاته لولیه بذاته الذی خلق الانسان من طین »

متن فنخا

● برطل القضاة / تاریخ / فارسی bartal-ol qozāt نیریزی، قاسمعلی بن علی، ق13 قمری neyrīzī, qāsem-‘alī ebn-e ‘alī (- 19c) تاریخ تألیف: سه‌شنبه 17 شعبان 1291ق نگارنده این رساله که خود از روحانیون نیریز بوده و می‌خواسته در آن محل دارای منصب قضاوت باشد و برخی دیگر از روحانیون ساکن آنجا که او را از این کار باز داشته بودند به شیراز آمده تا از ظلم و ستم قاضیان آن محل شکایت کند و این رساله دادخواستی است که نگارنده به شاهزاده حسام السلطنه تقدیم کرده است، هنگامی که در سال 1291 به سمت والی شیراز منصوب شد. گویا اموال نگارنده را مصادره کرده و او را به فلاکت انداخته و قاضیان در این کار به ظالمان کمک می‌نمودند و شکایت‌هایش را رسیدگی نمی‌کردند، در این رساله که به شاهزاده با تملق بسیار تقدیم شده است بعضی از کردارهای ناپسند قاضیان را بازگو می‌کند و آنان را خارج از دین می‌داند. چون قاضیان هر خلاف شرعی را به منزله تاج سر خود دانسته و بدان افتخار می‌کنند و «برطل» کلاه می‌باشد که به سر می‌نهند، این رساله را به نامی که گفتیم نامیده شده است. در «برطل» اول این رساله فساد اسلام و عقیده قاضیان با کمک آیات و احادیث تشریح شده و جایگاه آنان را که به حق قضاوت نمی‌کنند به تفصیل بیان می‌شود، پس از آن «برطل» دیگری در احقاق حقوق از قاضیان به اختصار آمده و نگارنده مطالبه کمک و خلعت از شاهزاده می‌کند. آغاز: الحمد لذاته لولیه بذاته الذی خلق الانسان من طین

نسخه‌های خطی این اثر

2 نسخه