نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

بختیارنامه

baxtyār-nāme
/w/9684
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #9684
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی:
فنخا، ج 5، ص 800
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: داستان شعر
عناوین دیگر و هم‌تراز:
بختیار و ده وزیر (baxtīyār va dah vazīr)

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

ناشناخته. متن با تحریرهای چندی، یکی از تحریرها از دقایقی مروزی، شمس الدین محمد (سده 6ق) دانسته شده است. و تحریر نثری آن از روی نسخه مورخ 809ق، همراه با ترجمه عربی آن، به کوشش دکتر ذبیح الله صفا، در تهران 1347 خ، چاپ شده است. تحریر عربی آن در این چاپ به نام «عجایب البخت فی قصة الاحدی عشر وزیراً و ماجری لهم مع ابن الملک آزادبخت» است. تحریرهای فارسی آن به نام‌های گوناگونی یاد شده است. داستان «بختیار» فرزند «آزادبخت» پادشاه شیراز (نه سیستان) است. آزاد بخت سپهسالاری داشت «شهریار» نام پادشاه دل به دختر سپهسالار خود می‌بازد و دختر را به زور، به همسری خود درمی‌آورد و دشمنی میان آن دو شکل می‌گیرد. سپهسالار لشکر به شیراز می‌کشد. شاه به کرمان می‌گریزد. در میانه را فرزندش بختیار پا به جهان می‌گذارد، آزادبخت ناگزیر می‌شود فرزند را در کنار چاهی قرار داده و به گریز خود به سوی کرمان ادامه می‌دهد. آزادبخت به کمک لشکریان کرمان به شیراز بر می‌گردد. از سوی دیگر سرکرده دزدان به نام «فرخ سوار» آن طفل را یافته به فرزندی می‌پذیرد و «خداداد» می‌نامد. کودک را به دایه و سپس به مکتب می‌سپارد، در سن بلوغ در هنر و شجاعت یکتا می‌گردد. در یکی از شبیخونی‌ها فرخ‌سوار و فرزندخوانده‌اش خداداد به چنگ لشکر فارس درمی‌آیند. پادشاه شیراز که چشمش به خداداد افتاده مهر او را در دل می‌گیرد و او را «بختیار» می‌نامد و طویله‌دار خود می‌سازد. سپس به خزانه‌داری خود ارتقا و مشاور خود می‌سازد. بختیار مورد حسد وزیران قرار می‌گیرد. شاه بختیار را شبی مست در حرم خود می‌یابد. نگران و اندوهگین بود، که 10 وزیر او توطئه کرده هر یک یک شب نزد شاه رفته که او را علیه بختیار بدگمان سازند و در پایان دیدار هر وزیر، آزادبخت بختیار را می‌طلبد و بختیار پاسخگویی کرده و حکایتی برای تمثیل یاد می‌کند. واپسین عنوان «آمدن فرخ سوار و مانع شدن از کشتن بختیار و آشکار شدن راز» است. (احمد منزوی)
آغاز اثر
« بنام خداوند هفت آسمان ×× خداوند روزی ده غیب دان / خدایی که خلاق ارض و سمات ×× نگارنده جسم و جانهای ماست »
سوابق و چاپ‌های اثر
همراه با ترجمه عربی آن، به کوشش دکتر ذبیح الله صفا، در تهران 1347 خ
مآخذ و منابع کتاب‌شناسی اثر
الذریعه 327/9 «دیوان دقایقی مروزی» و «بختیارنامه» او نسخه‌های منزوی 2659/4: نشانی 2 نسخه منظوم، همانجا 3667/5 «داستان بختیار»، همانجا 3660: نشانی 4 نسخه مشترک پاکستان 1312/6 فهرستواره منزوی 285/1-286 «بختیار نامه» چند تحریر، 286/10 مشار، فارسی 698/1 چند تحریر

متن فنخا (فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا))

● بختیارنامه = بختیار و ده وزیر / شعر، داستان / فارسی baxtyār-nāme = baxtīyār va dah vazīr ناشناخته. متن با تحریرهای چندی، یکی از تحریرها از دقایقی مروزی، شمس الدین محمد (سده 6ق) دانسته شده است. و تحریر نثری آن از روی نسخه مورخ 809ق، همراه با ترجمه عربی آن، به کوشش دکتر ذبیح الله صفا، در تهران 1347 خ، چاپ شده است. تحریر عربی آن در این چاپ به نام «عجایب البخت فی قصة الاحدی عشر وزیراً و ماجری لهم مع ابن الملک آزادبخت» است. تحریرهای فارسی آن به نام‌های گوناگونی یاد شده است. داستان «بختیار» فرزند «آزادبخت» پادشاه شیراز (نه سیستان) است. آزاد بخت سپهسالاری داشت «شهریار» نام پادشاه دل به دختر سپهسالار خود می‌بازد و دختر را به زور، به همسری خود درمی‌آورد و دشمنی میان آن دو شکل می‌گیرد. سپهسالار لشکر به شیراز می‌کشد. شاه به کرمان می‌گریزد. در میانه را فرزندش بختیار پا به جهان می‌گذارد، آزادبخت ناگزیر می‌شود فرزند را در کنار چاهی قرار داده و به گریز خود به سوی کرمان ادامه می‌دهد. آزادبخت به کمک لشکریان کرمان به شیراز بر می‌گردد. از سوی دیگر سرکرده دزدان به نام «فرخ سوار» آن طفل را یافته به فرزندی می‌پذیرد و «خداداد» می‌نامد. کودک را به دایه و سپس به مکتب می‌سپارد، در سن بلوغ در هنر و شجاعت یکتا می‌گردد. در یکی از شبیخونی‌ها فرخ‌سوار و فرزندخوانده‌اش خداداد به چنگ لشکر فارس درمی‌آیند. پادشاه شیراز که چشمش به خداداد افتاده مهر او را در دل می‌گیرد و او را «بختیار» می‌نامد و طویله‌دار خود می‌سازد. سپس به خزانه‌داری خود ارتقا و مشاور خود می‌سازد. بختیار مورد حسد وزیران قرار می‌گیرد. شاه بختیار را شبی مست در حرم خود می‌یابد. نگران و اندوهگین بود، که 10 وزیر او توطئه کرده هر یک یک شب نزد شاه رفته که او را علیه بختیار بدگمان سازند و در پایان دیدار هر وزیر، آزادبخت بختیار را می‌طلبد و بختیار پاسخگویی کرده و حکایتی برای تمثیل یاد می‌کند. واپسین عنوان «آمدن فرخ سوار و مانع شدن از کشتن بختیار و آشکار شدن راز» است. (احمد منزوی) آغاز: بنام خداوند هفت آسمان ×× خداوند روزی ده غیب دان / خدایی که خلاق ارض و سمات ×× نگارنده جسم و جانهای ماست چاپ: همراه با ترجمه عربی آن، به کوشش دکتر ذبیح الله صفا، در تهران 1347 خ [الذریعه 327/9 «دیوان دقایقی مروزی» و «بختیارنامه» او؛ نسخه‌های منزوی 2659/4: نشانی 2 نسخه منظوم، همانجا 3667/5 «داستان بختیار»، همانجا 3660: نشانی 4 نسخه؛ مشترک پاکستان 1312/6؛ فهرستواره منزوی 285/1-286 «بختیار نامه» چند تحریر، 286/10؛ مشار، فارسی 698/1 چند تحریر]

نسخه‌های خطی این اثر

0 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
هیچ نسخه‌ای برای این اثر ثبت نشده است.