شناسنامه کتابشناختی اثر
بختیار نامه
baxtīyār-nāme
5
نسخه ثبتشده
از قرن 11 تا 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/9683
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #9683
پدیدآور / مؤلف:
پناهی
تاریخ و سده تألیف:
851 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 5، ص 798
تا 800
زبان و قالب:
فارسی
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
مثنوی بزمی از شاعری با تخلص «پناهی» که چند بار در این منظومه نام خود را آورده، مانند: «بحق نور پاکت یا الهی که از لطفت ببخشایی پناهی ... خداوندا به نام خلق آن شاه ×× که فرصت ده پناهی را درین راه ... پناهی را زدن لاف از گزافست بپیش عارفان حرفی کفافست ... خداوندا ز عصیان ده تو دوری ×× پناهی را بده صبر و شکوری ... ولی اینست توفیق الهی ×× بتوفیقست امید پناهی / که پاکا پادشاها بی نیازی ×× به بخشای گناهان پناهی». در الذریعة از دو تن با تخلص «پناهی» هر دو از قرن دهم هجری یاد شده است: 1. پناهی دارابجردی، 2. پناهی همدانی.
پناهی از معاصران سلطان جهانشاه خان از سلسه ترکمانان قره قویونلو بوده که از سال 841 تا 872 ق پادشاهی کرد و شاعر در منظومه خود بدینگونه به نام وی اشاره کرده است: «هر آن شاهی که او را عدل کار است ×× مر اورا نام نیک و بخت یار است / کنون سلطان جهانشه بخت یارش ×× که او را این زمان عدلست کارش / اگر او را نبودی عدل و دادی×× خدا تبریز و بغدادش ندادی / ز تبریز آمد و بگرفت بغداد×× خرابیها ز عدلش گشت آباد»
«بختیارنامه» عنوان یکی از قصههای معروف فارسی است که ظاهراً کهنترین تحریر منثور آن به شمس الدین محمد دقایقی مروزی، از نویسندگان اواخر قرن 6 و اوایل قرن 7 قمری منسوب است. این تحریر مشتمل بر یک مقدمه و 10 باب (قصه) و یک خاتمه است.
داستان درباره بختیار، شاهزادهای - فرزند آزاد بخت شاه سیستان - است که در میان دزدان برآمد و سپس به دربار راه یافت و چنان به شاه که فرزند را نمی شناخت، نزدیک شد که حاسدان به کار برخاستند و طی ماجراهایی سر انجام آزادبخت را به قتل او راضی کردند. اما فراخ سوار، پیشوای دزدان، پرده از راز زندگی بختیار برگرفت و شاه و ملکه پسر خویش را شناختند. بختیارنامه جز قصه اصلی، مشتمل بر 9 قصه دیگر است که قهرمانان هر یک ماجراهایی شبیه به بختیار دارند و این داستانها مانند هزار و یک شب تو در تو و مرتبط به یکدیگرند و همه متضمن پندها و نصایح در تأیید فضایل و طرد رذایل اخلاقی است. مأخذ اصلی بختیار نامه روشن نیست و مؤلف آن ناشناس مانده است. در تاریخ سیستان آمده است: «به روزگار خسرو پرویز بن هرمز بن انوشروان الملک، که بختیار جهان پهلوان بود از فرزندان رستم، و به بختیارنامه قصه او باز خوانند.» نسب این بختیار معاصر خسرو پرویز را صاحب تاریخ سیستان در 24 پشت به رستم دستان میرساند، اما پدر او در این روایت «فیروز» است، نه «آزاد بخت». به نظر برخی محققان مندرجات قصه «ده وزیر» در بختیار نامه با «هفت وزیر» در سندبادنامه چنان شبیه است که نمیتوان آنها را دو متن مستقل به شمار آورد، بلکه باید گفت آنچه در بختیارنامه آمده، تقلیدی است از «هفت وزیر». از بختیارنامه روایتهای گوناگون و تحریرهای مختلفی به جا مانده و بارها متن آن به نظم کشیده شده و چند تحریر عربی نیز دارد. کهنترین تحریر موجود از بختیارنامه به نثر فارسی، «راحة الارواح فی سرور المفراح» مورخ 23 ذیحجه 663 نام دارد که در پاریس نگهداری میشود. انتشارات دانشگاه تهران این کتاب را به کوشش دکتر ذبیح الله صفا در 1347 ش، به چاپ رسانده است. در این تحریر نامی از محرر به میان نیامده، ولی صفا با قرائنی دریافته که این تحریری است به قلم شمس الدین محمد دقایقی مروزی که به نام محمود بن محمد بن عبدالکریم، وزیر سمرقند به رشته تحریر در آورده است. دو دستنویس دیگر از تحریر بختیارنامه موجود است: یکی مورخ 6 ذیقعده 695، محفوظ در کتابخانه دانشگاه لیدن با عنوان «لمعة السراج لحضرة التاج» و دیگری بدون تاریخ کتابت، ولی با همان عنوان، محفوظ در کتابخانه بادلیان که در تقدیم نامه هر دو دستنویس، نام وزیر سمرقند، محمود بن محمد عبدالکریم، مندرج است. دکتر محمد روشن دستنویس لیدن را با مقابله دستنویس بادلیان و برخی دستنویسهای دیگر تصحیح کرده و در 1367 ش در تهران به چاپ رسانده است. تحریر فارسی دیگری از بختیارنامه (مورخ 23 ربیع الاول 809) به کوشش دکتر ذبیح الله صفا همراه با یکی از تحریرهای عربی کتاب به نام عجائب البخت (مورخ 390ق) در 1347 ش، در تهران به چاپ رسید.
تحریرهای منظوم فارسی از بختیارنامه: 1. منظومهای در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض مکفوف که نسخهای از آن همراه با منظومه نه منظر در کتابخانه ملی پاریس نگهداری میشود. تصویر این نسخه در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است؛ 2. منظومهای از کدخدا مرزبان در 1210 ق که نسخهای از آن در کتابخانه آیندیا آفیس نگهداری میشود؛ 3. منظومهای در بحر متقارب مثمن مقصور که در 1091ق به نظم در آمده است؛ 4. منظومه پناهی (نسخه حاضر) که بختیارنامه را به سال 851 ق در بحر هزج مسدس مقصود یا محذوف به نظم کشیده است، چنان که ناظم گفته است: «در آن مدت که نظمم روی بنمود ×× زهجرت هشتصد و پنجاه و یک بود / بدی ماه رجب را پنجمین روز ×× که شد انجام این نظم دلفروز».
عناوین حکایات دارای یازده «باب» است که عبارتند از: 1. بیان خواجه بازرگان و گندم خریدن او؛ 2. بیان خواجه بازرگان و چگونگی او؛ 3. بیان صابر و به پادشا هراسیدن؛ 4. آمدن وزیران به پیش پادشاه خسرو؛ 5. بیان قصه دادبین و چگونگی او؛ 6. بیان پادشاه خسرو و سرگذشت آن؛ 7. بیان بخت آزمای پادشاه؛ 8. بیان بهکرد پادشاه و چگونگی او؛ 9. بیان پروین پادشاه و سرگذشت او؛ 10. آمدن وزیران به خدمت پادشاه خسرو و شکایت کردن؛ 11. حکم فرمود پادشاه و آزادبخت به جلاد آمدن زیاد و خلاص نمودن بختیار.
آغاز اثر
« به نام پادشاه حی منان ×× کزو شد انجم و افلاک گردان / به حکمش داشته خلاق مطلق ×× چنین گردون اعظم را معلق »
انجام اثر
« هزاران رحمت یزدان برو باد ×× پناهی را بالحمدی کند یاد »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
فرهنگ سخنوران، ص 105
فهرستواره 285/10
متن فنخا
● بختیار نامه / شعر، داستان / فارسی
baxtīyār-nāme
پناهی، ق 9 قمری
panāhī (- 15c)
تاریخ تألیف: 5 رجب 851
مثنوی بزمی از شاعری با تخلص «پناهی» که چند بار در این منظومه نام خود را آورده، مانند: «بحق نور پاکت یا الهی که از لطفت ببخشایی پناهی ... خداوندا به نام خلق آن شاه ×× که فرصت ده پناهی را درین راه ... پناهی را زدن لاف از گزافست بپیش عارفان حرفی کفافست ... خداوندا ز عصیان ده تو دوری ×× پناهی را بده صبر و شکوری ... ولی اینست توفیق الهی ×× بتوفیقست امید پناهی / که پاکا پادشاها بی نیازی ×× به بخشای گناهان پناهی». در الذریعة از دو تن با تخلص «پناهی» هر دو از قرن دهم هجری یاد شده است: 1. پناهی دارابجردی، 2. پناهی همدانی.
پناهی از معاصران سلطان جهانشاه خان از سلسه ترکمانان قره قویونلو بوده که از سال 841 تا 872 ق پادشاهی کرد و شاعر در منظومه خود بدینگونه به نام وی اشاره کرده است: «هر آن شاهی که او را عدل کار است ×× مر اورا نام نیک و بخت یار است / کنون سلطان جهانشه بخت یارش ×× که او را این زمان عدلست کارش / اگر او را نبودی عدل و دادی×× خدا تبریز و بغدادش ندادی / ز تبریز آمد و بگرفت بغداد×× خرابیها ز عدلش گشت آباد»
«بختیارنامه» عنوان یکی از قصههای معروف فارسی است که ظاهراً کهنترین تحریر منثور آن به شمس الدین محمد دقایقی مروزی، از نویسندگان اواخر قرن 6 و اوایل قرن 7 قمری منسوب است. این تحریر مشتمل بر یک مقدمه و 10 باب (قصه) و یک خاتمه است.
داستان درباره بختیار، شاهزادهای - فرزند آزاد بخت شاه سیستان - است که در میان دزدان برآمد و سپس به دربار راه یافت و چنان به شاه که فرزند را نمی شناخت، نزدیک شد که حاسدان به کار برخاستند و طی ماجراهایی سر انجام آزادبخت را به قتل او راضی کردند. اما فراخ سوار، پیشوای دزدان، پرده از راز زندگی بختیار برگرفت و شاه و ملکه پسر خویش را شناختند. بختیارنامه جز قصه اصلی، مشتمل بر 9 قصه دیگر است که قهرمانان هر یک ماجراهایی شبیه به بختیار دارند و این داستانها مانند هزار و یک شب تو در تو و مرتبط به یکدیگرند و همه متضمن پندها و نصایح در تأیید فضایل و طرد رذایل اخلاقی است. مأخذ اصلی بختیار نامه روشن نیست و مؤلف آن ناشناس مانده است. در تاریخ سیستان آمده است: «به روزگار خسرو پرویز بن هرمز بن انوشروان الملک، که بختیار جهان پهلوان بود از فرزندان رستم، و به بختیارنامه قصه او باز خوانند.» نسب این بختیار معاصر خسرو پرویز را صاحب تاریخ سیستان در 24 پشت به رستم دستان میرساند، اما پدر او در این روایت «فیروز» است، نه «آزاد بخت». به نظر برخی محققان مندرجات قصه «ده وزیر» در بختیار نامه با «هفت وزیر» در سندبادنامه چنان شبیه است که نمیتوان آنها را دو متن مستقل به شمار آورد، بلکه باید گفت آنچه در بختیارنامه آمده، تقلیدی است از «هفت وزیر». از بختیارنامه روایتهای گوناگون و تحریرهای مختلفی به جا مانده و بارها متن آن به نظم کشیده شده و چند تحریر عربی نیز دارد. کهنترین تحریر موجود از بختیارنامه به نثر فارسی، «راحة الارواح فی سرور المفراح» مورخ 23 ذیحجه 663 نام دارد که در پاریس نگهداری میشود. انتشارات دانشگاه تهران این کتاب را به کوشش دکتر ذبیح الله صفا در 1347 ش، به چاپ رسانده است. در این تحریر نامی از محرر به میان نیامده، ولی صفا با قرائنی دریافته که این تحریری است به قلم شمس الدین محمد دقایقی مروزی که به نام محمود بن محمد بن عبدالکریم، وزیر سمرقند به رشته تحریر در آورده است. دو دستنویس دیگر از تحریر بختیارنامه موجود است: یکی مورخ 6 ذیقعده 695، محفوظ در کتابخانه دانشگاه لیدن با عنوان «لمعة السراج لحضرة التاج» و دیگری بدون تاریخ کتابت، ولی با همان عنوان، محفوظ در کتابخانه بادلیان که در تقدیم نامه هر دو دستنویس، نام وزیر سمرقند، محمود بن محمد عبدالکریم، مندرج است. دکتر محمد روشن دستنویس لیدن را با مقابله دستنویس بادلیان و برخی دستنویسهای دیگر تصحیح کرده و در 1367 ش در تهران به چاپ رسانده است. تحریر فارسی دیگری از بختیارنامه (مورخ 23 ربیع الاول 809) به کوشش دکتر ذبیح الله صفا همراه با یکی از تحریرهای عربی کتاب به نام عجائب البخت (مورخ 390ق) در 1347 ش، در تهران به چاپ رسید.
تحریرهای منظوم فارسی از بختیارنامه: 1. منظومهای در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض مکفوف که نسخهای از آن همراه با منظومه نه منظر در کتابخانه ملی پاریس نگهداری میشود. تصویر این نسخه در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است؛ 2. منظومهای از کدخدا مرزبان در 1210 ق که نسخهای از آن در کتابخانه آیندیا آفیس نگهداری میشود؛ 3. منظومهای در بحر متقارب مثمن مقصور که در 1091ق به نظم در آمده است؛ 4. منظومه پناهی (نسخه حاضر) که بختیارنامه را به سال 851 ق در بحر هزج مسدس مقصود یا محذوف به نظم کشیده است، چنان که ناظم گفته است: «در آن مدت که نظمم روی بنمود ×× زهجرت هشتصد و پنجاه و یک بود / بدی ماه رجب را پنجمین روز ×× که شد انجام این نظم دلفروز».
عناوین حکایات دارای یازده «باب» است که عبارتند از: 1. بیان خواجه بازرگان و گندم خریدن او؛ 2. بیان خواجه بازرگان و چگونگی او؛ 3. بیان صابر و به پادشا هراسیدن؛ 4. آمدن وزیران به پیش پادشاه خسرو؛ 5. بیان قصه دادبین و چگونگی او؛ 6. بیان پادشاه خسرو و سرگذشت آن؛ 7. بیان بخت آزمای پادشاه؛ 8. بیان بهکرد پادشاه و چگونگی او؛ 9. بیان پروین پادشاه و سرگذشت او؛ 10. آمدن وزیران به خدمت پادشاه خسرو و شکایت کردن؛ 11. حکم فرمود پادشاه و آزادبخت به جلاد آمدن زیاد و خلاص نمودن بختیار.
آغاز: به نام پادشاه حی منان ×× کزو شد انجم و افلاک گردان / به حکمش داشته خلاق مطلق ×× چنین گردون اعظم را معلق
انجام: هزاران رحمت یزدان برو باد ×× پناهی را بالحمدی کند یاد
[فرهنگ سخنوران، ص 105؛ فهرستواره 285/10]
نسخههای خطی این اثر
5 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مرعشی
قم
|
1579عکسی | بیکاتب | با تاریخ 1088ق | نستعلیق | 68 | شناسنامه ← |
| 2 |
ملک
تهران
|
5533 | فتح الله بن حبیب الله همدانی | اواخر قرن 12 | نستعلیق | 55 | شناسنامه ← |
| 3 |
دانشگاه
تهران
|
2895-ف | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 4 |
میبدی
مشهد
|
434 | محمد باقر | 1276ق | نسخ | 56 | شناسنامه ← |
| 5 |
رضوی
مشهد
|
15826/2 | بیکاتب | 1287ق | نستعلیق | 160 | شناسنامه ← |