نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

یوسف و زلیخا

yūsof va zolayxā
3 نسخه ثبت‌شده قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/71452
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #71452
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 34، ص 952
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: شعر
اهدا / به درخواست: خسرو خان حاکم کردستان

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

او این مثنوی را پس از بهرام نامه خود در عرض سه ماه سروده و در مقدمه دیوانش به آن اشاره دارد: «بعد از آن یوسف زلیخا کز طریق اختصار ×× در سه ماه پر توالی بلکه کمتر گفته ام». او در سرودن این مثنوی نظر به یوسف و زلیخای جامی داشته و در همان وزن هزج سروده و به آن چنین اشاره می کند: «نه زین فکرم غرض تقلید جامی است ×× و گر آن رتبه جویم عین خامی است».شهاب در این داستان پس از حمد و ثناء الهی و نعت حضرت رسول و معراج آنحضرت، به منقبت حضرت امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب پرداخته و پس از آن خسرو خان نامی را که حاکم مقتدر و یا شاهزاده و شاهی بوده، مدح کرده و کتاب را به او تقدیم داشته و این چند بیت را از مقدمه کتاب که در مدح اوست برای نشان دادن طرز فکر و قریحه شهاب در اینجا می آوریم: «چو این گوهر ز بحر جان بر آمد ×× ز غواصان دهر افغان بر آمد / گهر سنجان دراو حیران بماندند ×× ز جان و دل بر او احسنت خواندند / نظر کردم بهتر پست و بلندی×× ندیدم از بزرگان ارجمندی / که داند قدر این تابنده گوهر ××شناسد گل ز خار و آهن از زر / مگر دارای دوران خان اعظم ×× که هست از وصف جاهش خامه ابکم / درخشان مهر اوج شهریاری ×× فروزان شمع بزم کامگاری / جهان عدل خسرو خان که افلاک ××به پیش همتش پستند چون خاک / بزرگی کماسان با اخترانش ×× شمارد خویش را از چاکرانش / زحل با آن همه قدر و بلندی ×× کند در مجمر بزمش سپندی / ز برق تیغ او اضداد مقهور ××ز رای روشنش آفاق پرنور». با تخلص «شهاب» جز ترشیزی سه نفر را می شناسیم: شهاب اصفهانی، محمدطاهر نام و نیز شهاب اصفهانی نصر الله نام و شهاب لرستانی که نیز نصرالله نام داشته و هر سه در قرن سیزدهم هجری زندگانی می کرده اند ولی هیچ قرینه ای نیافتم که این کتاب از یکی از این سه شاعر باشد و در شرح حال آنها نسبت چنین کتابی به آنها داده نشده، بنابراین و این که بنابر تصریح در مقدمه دیوان شهاب ترشیزی، وی یوسف و زلیخائی داشته این مؤلفه را به او نسبت دادم.(ابن یوسف شیرازی)
آغاز اثر
« بنام آنکه این دیوان دلکش ×× شد از پرگار تقدیرش منقش »
انجام اثر
« خروش و ناله از ایام برخاست ×× فغان از جان خاص و عام برخاست »
سوابق و چاپ‌های اثر
در گنجینه بهارستان، بخش ادبیات فارسی، به کوشش میر هاشم محدث به چاپ رسیده

متن فنخا

● یوسف و زلیخا / شعر / فارسی yūsof va zolayxā شهاب ترشیزی، میرزا عبد الله خان، - 1215 ؟ قمری šahāb-e toršīzī, mīrzā ‘abd-ol-lāh xān(- 1801) اهدا به: خسرو خان حاکم کردستان او این مثنوی را پس از بهرام نامه خود در عرض سه ماه سروده و در مقدمه دیوانش به آن اشاره دارد: «بعد از آن یوسف زلیخا کز طریق اختصار ×× در سه ماه پر توالی بلکه کمتر گفته ام». او در سرودن این مثنوی نظر به یوسف و زلیخای جامی داشته و در همان وزن هزج سروده و به آن چنین اشاره می کند: «نه زین فکرم غرض تقلید جامی است ×× و گر آن رتبه جویم عین خامی است».شهاب در این داستان پس از حمد و ثناء الهی و نعت حضرت رسول و معراج آنحضرت، به منقبت حضرت امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب پرداخته و پس از آن خسرو خان نامی را که حاکم مقتدر و یا شاهزاده و شاهی بوده، مدح کرده و کتاب را به او تقدیم داشته و این چند بیت را از مقدمه کتاب که در مدح اوست برای نشان دادن طرز فکر و قریحه شهاب در اینجا می آوریم: «چو این گوهر ز بحر جان بر آمد ×× ز غواصان دهر افغان بر آمد / گهر سنجان دراو حیران بماندند ×× ز جان و دل بر او احسنت خواندند / نظر کردم بهتر پست و بلندی×× ندیدم از بزرگان ارجمندی / که داند قدر این تابنده گوهر ××شناسد گل ز خار و آهن از زر / مگر دارای دوران خان اعظم ×× که هست از وصف جاهش خامه ابکم / درخشان مهر اوج شهریاری ×× فروزان شمع بزم کامگاری / جهان عدل خسرو خان که افلاک ××به پیش همتش پستند چون خاک / بزرگی کماسان با اخترانش ×× شمارد خویش را از چاکرانش / زحل با آن همه قدر و بلندی ×× کند در مجمر بزمش سپندی / ز برق تیغ او اضداد مقهور ××ز رای روشنش آفاق پرنور». با تخلص «شهاب» جز ترشیزی سه نفر را می شناسیم: شهاب اصفهانی، محمدطاهر نام و نیز شهاب اصفهانی نصر الله نام و شهاب لرستانی که نیز نصرالله نام داشته و هر سه در قرن سیزدهم هجری زندگانی می کرده اند ولی هیچ قرینه ای نیافتم که این کتاب از یکی از این سه شاعر باشد و در شرح حال آنها نسبت چنین کتابی به آنها داده نشده، بنابراین و این که بنابر تصریح در مقدمه دیوان شهاب ترشیزی، وی یوسف و زلیخائی داشته این مؤلفه را به او نسبت دادم.(ابن یوسف شیرازی) آغاز: بنام آنکه این دیوان دلکش ×× شد از پرگار تقدیرش منقش انجام: خروش و ناله از ایام برخاست ×× فغان از جان خاص و عام برخاست چاپ: در گنجینه بهارستان، بخش ادبیات فارسی، به کوشش میر هاشم محدث به چاپ رسیده

نسخه‌های خطی این اثر

3 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
مجلس
تهران
291/51-فیروز حسینی اردلانی سنندجی، ابراهیم بن محمد 1201ق نستعلیق 35 شناسنامه ←
2
ادبیات
تهران
110/2 حکمت بی‌کاتب شنبه 17شوال 1289ق شکسته نستعلیق - شناسنامه ←
3
مجلس
تهران
1205 نصراله بی‌تاریخ نستعلیق 60 شناسنامه ←