نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

یادگاریها

yādegārīhā
1 نسخه ثبت‌شده قرن 13 هـ.ق
دارای نسخه اصل (دستخط مؤلف)
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/71317
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #71317
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی:
فنخا، ج 34، ص 879 تا 880
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: گوناگون

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

محمد باقر mohammad bāqer یادداشت‌هایی است که بر دیوار مسجد مدرسه مادرشاه اصفهان نوشته بوده است و محمد باقر به اشارت نواب شاهزاده (ظاهراً ظل السلطان) آنها را در این دفتر فراهم آورده است. این یادگاری‌ها که به صورت شعر و نثر و با تاریخ‌های مختلف است از خامه رهگذرانی است که در میان آنها پادشاه و امیر و وزیر تا جاهل و عامی و فقیر وجود داشته است. مثال: «این نوشتم تا بماند یادگار من نمانم خط بماند یادگار. شهر شوال المکرم 1290 قهرمان ظل اللهی آقا محمد خان بود در دار السلطنه اصفهان دوازده نفر حاکم و صاحب اختیار قرار داده بودند که هر یک اوباش و قلاش روزگار بودند و محمد حسینخان و باقر خان را از حکومت عزل فرمودند از یکصدهزار نفر خلق فقیر اصفهان گذشت آنها را با زن و بچه و سیرت و عصمت بآن دوازده نفر واگذاشت و همه را فراری نمودند و اصفهان را خراب نمودند جناب اقدس الهی همشانرا تلف کند که اصفهان را خراب کردند». نمونه دیگر: «ای دوست اسیر یک نگاه تو شوم ×× قربان سر زلف سیاه تو شوم / گاهی به نگاه دلخوشم میداری ×× قربان نگاه گاه گاه تو شوم».
سوابق و چاپ‌های اثر
در مجله وحید، به اهتمام سیف الله وحید نیا، 9-1348ش، شماره 7، 795-810 و 975-990 و 1093-1106 و 1222-1238 و 1355-1370 و 1487-1502،

متن فنخا (فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا))

● یادگاریها / گوناگون / فارسی yādegārīhā محمد باقر mohammad bāqer یادداشت‌هایی است که بر دیوار مسجد مدرسه مادرشاه اصفهان نوشته بوده است و محمد باقر به اشارت نواب شاهزاده (ظاهراً ظل السلطان) آنها را در این دفتر فراهم آورده است. این یادگاری‌ها که به صورت شعر و نثر و با تاریخ‌های مختلف است از خامه رهگذرانی است که در میان آنها پادشاه و امیر و وزیر تا جاهل و عامی و فقیر وجود داشته است. مثال: «این نوشتم تا بماند یادگار من نمانم خط بماند یادگار. شهر شوال المکرم 1290 قهرمان ظل اللهی آقا محمد خان بود در دار السلطنه اصفهان دوازده نفر حاکم و صاحب اختیار قرار داده بودند که هر یک اوباش و قلاش روزگار بودند و محمد حسینخان و باقر خان را از حکومت عزل فرمودند از یکصدهزار نفر خلق فقیر اصفهان گذشت آنها را با زن و بچه و سیرت و عصمت بآن دوازده نفر واگذاشت و همه را فراری نمودند و اصفهان را خراب نمودند جناب اقدس الهی همشانرا تلف کند که اصفهان را خراب کردند». نمونه دیگر: «ای دوست اسیر یک نگاه تو شوم ×× قربان سر زلف سیاه تو شوم / گاهی به نگاه دلخوشم میداری ×× قربان نگاه گاه گاه تو شوم». چاپ: در مجله وحید، به اهتمام سیف الله وحید نیا، 9-1348ش، شماره 7، 795-810 و 975-990 و 1093-1106 و 1222-1238 و 1355-1370 و 1487-1502،

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه