نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

وامق و عذرا

vāmeq va ‘azrā
1 نسخه ثبت‌شده قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/69441
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #69441
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 34، ص 199
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: شعر

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

قتیلی qatīlī مثنوی از قتیلی.شاعر در چند جای این مثنوی تخلص خویش را می‌آورد و از آن جمله چند بار در دیباچه (منظوم) در آغاز مثنوی (پس از خطبه منظوم و پیش از شروع داستان) شرح معراج حضرت رسالت، مدح پادشاه عصر ابوالمظفر یعقوب، مدح ابراهیم خان پسر جهانگیر خان (که این مثنوی را ظاهراً برای او و به خواست او سروده و به او ارادت می‌ورزیده) و نیز ساقی‌نامه‌ای است.قتیلی چگونگی فراهم آوردن این داستان را (در ضمن مدح ابراهیم خان) این گونه بیان می‌دارد: «گفت ای سخنت چو در دلاویز ×× گلگون سخن دری برانگیز / نظمی بسرا کز او چکد آب×× و آتش فکند درون احباب / میدان سخن زعشق میساز×× جز با غم عاشقی مپرداز ... / از زمره عاشقان صادق××درکش قدحی به یاد وامق ... / چون قرعه به نام وامق افتاد ×× فالم به قضا موافق افتاد/ دیدم که کس این گهر نسفته است×× زین نکته حکایتی نگفته است / من نیز شدم به عزم این کار ×× تاریخ فسانه را طلبکار / کین قصه چگونه شد هویدا ×× وامق چه کس و که بود عذرا ... / هر جا که فسانه ای شنودم ×× زین قصه تجسسی نمودم ... / تا عاقبتم عیان شد این راز ×× کردم سخن از فسانه آغاز/ خاموشی قتیلی این چه بازی است ×× آخر نه که این فسانه سازی است».

متن فنخا

● وامق و عذرا / شعر / فارسی vāmeq va ‘azrā قتیلی qatīlī مثنوی از قتیلی.شاعر در چند جای این مثنوی تخلص خویش را می‌آورد و از آن جمله چند بار در دیباچه (منظوم) در آغاز مثنوی (پس از خطبه منظوم و پیش از شروع داستان) شرح معراج حضرت رسالت، مدح پادشاه عصر ابوالمظفر یعقوب، مدح ابراهیم خان پسر جهانگیر خان (که این مثنوی را ظاهراً برای او و به خواست او سروده و به او ارادت می‌ورزیده) و نیز ساقی‌نامه‌ای است.قتیلی چگونگی فراهم آوردن این داستان را (در ضمن مدح ابراهیم خان) این گونه بیان می‌دارد: «گفت ای سخنت چو در دلاویز ×× گلگون سخن دری برانگیز / نظمی بسرا کز او چکد آب×× و آتش فکند درون احباب / میدان سخن زعشق میساز×× جز با غم عاشقی مپرداز ... / از زمره عاشقان صادق××درکش قدحی به یاد وامق ... / چون قرعه به نام وامق افتاد ×× فالم به قضا موافق افتاد/ دیدم که کس این گهر نسفته است×× زین نکته حکایتی نگفته است / من نیز شدم به عزم این کار ×× تاریخ فسانه را طلبکار / کین قصه چگونه شد هویدا ×× وامق چه کس و که بود عذرا ... / هر جا که فسانه ای شنودم ×× زین قصه تجسسی نمودم ... / تا عاقبتم عیان شد این راز ×× کردم سخن از فسانه آغاز/ خاموشی قتیلی این چه بازی است ×× آخر نه که این فسانه سازی است».

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه