شناسنامه کتابشناختی اثر
نور العيون
nūr-ol ‘oyūn
23
نسخه ثبتشده
از قرن 8 تا 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/68936
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #68936
پدیدآور / مؤلف:
ابوروح جرجانی، محمد بن منصور
تاریخ و سده تألیف:
480 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 33، ص 823
تا 826
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
طب
اهدا / به درخواست:
ملکشاه سلجوقی (465-485ق)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
کتابی مفصل درچشمپزشکی که با استفاده از کتاب حنین بناسحاق به روزگار المقتدی بامرالله وبه دستور ملکشاه سلجوقی تالیف شده، در ده «مقاله»: مقاله 1. درعلم تشریح وترکیب وحد وهيات ومزاج خاص وعام وشمار طبقات وطوبات ...؛ 2. دربیماریها وعارضها که بیفتند درچشم که آن را بتوان دید؛ 3. دربیماریهایی که آن را نتوان دید وبه حس درنتوان یافت؛ 4. دربیماریهایی که آن را علاج بتوان کرد وعلاج بپذیرد؛ 5. دربیماریهای که درچشم افتد وآن را به نباشد وعلاج نپذیرد؛ 6. درآنکه چه باید کرد دربیماری که پدید آید در اول علت ...؛ 7. درصفت دستکاریها درچشم که هریک را علاج چگونه باید کرد؛ 8 دربیماریها که علاج نتوان کرد نه به دارو ونه به دستکاری؛ 9. درداروهایی که درعلاج چشم به کار آید؛ 10. درداروهای مرکب که درعلاج بیماریهای چشم به کاربرند، در بیست و یک باب.
آغاز اثر
« 1: بسمله. الحمدلله رب العالمين و العاقبة للمتقين و لاعدوان الاعلى الظالمين ... چنین گوید ابو روح محمد بن منصور بن ابی عبدالله الجرجانی اليمانی المعروف به زرین دست ... (بعد از دو صفحه) اما بدانک اول این علم بزبان یونانی و سریانی بوذ تا بوقت بیغامبر ما صلى الله عليه و على آله و سلم و زبان تازی عزیز گشت و از بعد بیغامبر همه خلقان از خلفا تازی کو بوذند و بفرموذند تا همه علومها از زبان سریانی و یونانی بزبان تازی باز کردند و درین وقت که من ازین کتاب ساختم بیشتر کسی بارسی و دری میگفتند و خداوند این زمانه (یعنی ملکشاه سلجوقی) بارسی کو بوذ و دوست داشت و از همه علم خبر داشت بس درخواست از من که کتابی سازکی خلق را از ان فایده باشد در طب و سخن در عضوی کو کی شریفتر است و دربایست تر و مردم بوی محتاج تر بس من دانستم که غرض وی جشم است کی جشم چراغ جان است و نگاه بان تنست و هر کی را جشم نیست زنده نیست و من جون خواستم کی این کتاب سازم خواستم کی فرمان وی بجا آورم و نیز همه خلق را ازین نصیب دهم و از من یادکار ماند خلق را بس اگر این کتاب بر عادت بر زبان تازی گفتمی آنکس کی تازی ندانستی بی بهره ماندی ... »
انجام اثر
« بیماریهای کرم و ما این فروشد که علاجش علاج ارتعاش است، و داروهایی که بسازند حفظ صحت چشم را در تابستان کافورست و در زمستان مشک، و منفعت کند ضعف چشم پیران را در هر شبانه روز گران و خوردن طبیخ افسنتین پیش از غذا سکنجبین عسلی و عطسه و غرغره کردن پس از آنکه در کشند بقرنی خون پژمرده بینی و با او بینائی نقصان گرفته این از خشکی باشد و این عسر العلاج است. »
شروح، حواشی و منظومهها (در فنخا)
ضياء نور العيون
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
الذريعة 373/24
نسخههای منزوی 607/1
كشف الظنون 1983/2
فهرست فونان 35-41 مقدمه دکتر صدیقی بر قراضه طبیعیات ص ... مقاله «برخی از کهن ترین آثار فارسی» از دکتر صدیقی در مجله ادبیات سال 13 ش 4: 132-57
فهرستواره منزوی 3756/5
متن فنخا
● نور العيون / طب / فارسی
nūr-ol ‘oyūn
ابوروح جرجانی، محمد بن منصور، قرن 5 قمری
abūraūh jorjānī, mohammad ebn-e mansūr (- 11c)
به دستور: ملکشاه سلجوقی (465-485ق)
تاریخ تألیف: 480ق
کتابی مفصل درچشمپزشکی که با استفاده از کتاب حنین بناسحاق به روزگار المقتدی بامرالله وبه دستور ملکشاه سلجوقی تالیف شده، در ده «مقاله»: مقاله 1. درعلم تشریح وترکیب وحد وهيات ومزاج خاص وعام وشمار طبقات وطوبات ...؛ 2. دربیماریها وعارضها که بیفتند درچشم که آن را بتوان دید؛ 3. دربیماریهایی که آن را نتوان دید وبه حس درنتوان یافت؛ 4. دربیماریهایی که آن را علاج بتوان کرد وعلاج بپذیرد؛ 5. دربیماریهای که درچشم افتد وآن را به نباشد وعلاج نپذیرد؛ 6. درآنکه چه باید کرد دربیماری که پدید آید در اول علت ...؛ 7. درصفت دستکاریها درچشم که هریک را علاج چگونه باید کرد؛ 8 دربیماریها که علاج نتوان کرد نه به دارو ونه به دستکاری؛ 9. درداروهایی که درعلاج چشم به کار آید؛ 10. درداروهای مرکب که درعلاج بیماریهای چشم به کاربرند، در بیست و یک باب.
آغاز: 1: بسمله. الحمدلله رب العالمين و العاقبة للمتقين و لاعدوان الاعلى الظالمين ... چنین گوید ابو روح محمد بن منصور بن ابی عبدالله الجرجانی اليمانی المعروف به زرین دست ... (بعد از دو صفحه) اما بدانک اول این علم بزبان یونانی و سریانی بوذ تا بوقت بیغامبر ما صلى الله عليه و على آله و سلم و زبان تازی عزیز گشت و از بعد بیغامبر همه خلقان از خلفا تازی کو بوذند و بفرموذند تا همه علومها از زبان سریانی و یونانی بزبان تازی باز کردند و درین وقت که من ازین کتاب ساختم بیشتر کسی بارسی و دری میگفتند و خداوند این زمانه (یعنی ملکشاه سلجوقی) بارسی کو بوذ و دوست داشت و از همه علم خبر داشت بس درخواست از من که کتابی سازکی خلق را از ان فایده باشد در طب و سخن در عضوی کو کی شریفتر است و دربایست تر و مردم بوی محتاج تر بس من دانستم که غرض وی جشم است کی جشم چراغ جان است و نگاه بان تنست و هر کی را جشم نیست زنده نیست و من جون خواستم کی این کتاب سازم خواستم کی فرمان وی بجا آورم و نیز همه خلق را ازین نصیب دهم و از من یادکار ماند خلق را بس اگر این کتاب بر عادت بر زبان تازی گفتمی آنکس کی تازی ندانستی بی بهره ماندی ...
2: تصنیف ابو روح محمد بن منصور بن عبدالله الجرجانی معروف بزرین دست در تشریح و ترکیب و حد و هیات و مزاج خاص چشم و مزاج عام و طبقات رطوبتها و عصبها و پیها و عضله ها و صورت هر یکی و اختلاف استادان در آن و جمله سؤال این مقاله صد و پنجاه و سه سئوال و صد و پنجاه و سه جواب. سؤال اول از مقاله اول اگر ترا برسند که غرض پزشکی چشم چیست جواب کور بودن چشم و آن در دو صورت است یکی آنکه چشم بدرستی نگاه داری که موجود بود و دوم آنکه چون از حد درستی بیرون شد آن بیماری بود از وی دور کنی. کسی که آنرا باز بدان حال اول برد پزشک بود. سئوال2- اگر ترا پرسند که حد و فعل پزشکی بچند روی است وجه باید کرد تا غرض پزشکی حاصل آید جواب گوی آنکه حد پزشکی چشم بر سه روی است یکی آنکه یاری دهد طبیعت را آنچه ممکن باشد بضد بیماری و دوم چیزی که وی نفع بیماری و دوای آن باشد و سیوم آنکه دور کنی آنچه فساد و مضرت و بیماری آن بیمار دران باشد چون این معنی ها بجای آوردی غرض پزشکی چشم حاصل آید ...
انجام: بیماریهای کرم و ما این فروشد که علاجش علاج ارتعاش است، و داروهایی که بسازند حفظ صحت چشم را در تابستان کافورست و در زمستان مشک، و منفعت کند ضعف چشم پیران را در هر شبانه روز گران و خوردن طبیخ افسنتین پیش از غذا سکنجبین عسلی و عطسه و غرغره کردن پس از آنکه در کشند بقرنی خون پژمرده بینی و با او بینائی نقصان گرفته این از خشکی باشد و این عسر العلاج است.
[الذريعة 373/24؛ نسخههای منزوی 607/1؛ كشف الظنون 1983/2؛ فهرست فونان 35-41 مقدمه دکتر صدیقی بر قراضه طبیعیات ص ... مقاله «برخی از کهن ترین آثار فارسی» از دکتر صدیقی در مجله ادبیات سال 13 ش 4: 132-57؛ فهرستواره منزوی 3756/5]
شروح و حواشی:
1- ضياء نور العيون
نسخههای خطی این اثر
23 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
علوم پزشکی
تهران
|
309 | بیکاتب | قرن 6 و 7 و کامل شده در شعبان 1267 | نستعلیق | 1267 | شناسنامه ← |
| 2 |
مرعشی
قم
|
12528 | بیکاتب | قرن 7 | نسخ | 261 | شناسنامه ← |
| 3 |
علوم پزشکی
تهران
|
310 | بیکاتب | قرن 7 و 8 | تحریری، بیکا | 326 | شناسنامه ← |
| 4 |
رضوی
مشهد
|
22735 | بیکاتب | قرن 8 | نسخ | 167 | شناسنامه ← |
| 5 |
مرعشی
قم
|
14498 | بیکاتب | 723ق | نسخ | 82 | شناسنامه ← |
| 6 |
رضوی
مشهد
|
5159/2 | ناصرالکاتب شیرازی | رمضان816ق | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 7 |
علوم پزشکی
تهران
|
242 | بیکاتب | قرن 10 | - | - | شناسنامه ← |
| 8 |
علوم پزشکی
تهران
|
242/1 | بیکاتب | قرن 10 | نستعلیق | 155 | شناسنامه ← |
| 9 |
ادبیات
تهران
|
63/1- ج | بیکاتب | 27شوال985ق | نستعلیق | 155 | شناسنامه ← |
| 10 |
مجلس
تهران
|
3218 | بیکاتب | قرن 11 | نستعلیق | 481 | شناسنامه ← |
| 11 |
دانشگاه
تهران
|
2470 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 165 | شناسنامه ← |
| 12 |
دانشگاه بوعلی
همدان
|
228 | بیکاتب | قرن 11 | نستعلیق | 94 | شناسنامه ← |
| 13 |
مرعشی
قم
|
7260 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 159 | شناسنامه ← |
| 14 |
رضوی
مشهد
|
6346 | بیکاتب | قرن 12 | نسخ | 321 | شناسنامه ← |
| 15 |
مسجد اعظم
قم
|
2166 | بیکاتب | قرن 12 | نستعلیق | 78 | شناسنامه ← |
| 16 |
علوم پزشکی
تهران
|
311 | محمد حسین | پنجشنبه 6 رجب 1209ق | نستعلیق | 630 | شناسنامه ← |
| 17 |
مجلس
تهران
|
1181/1 | بیکاتب | جمعه 1 محرم 1269ق | نستعلیق | 256 | شناسنامه ← |
| 18 |
مفتاح
تهران
|
430/1 | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 19 |
مرعشی
قم
|
8740 | بیکاتب | یکشنبه 29 رجب 1269ق | نستعلیق | 120 | شناسنامه ← |
| 20 |
نوربخش
تهران
|
458/1 | بیکاتب | چهارشنبه 22 ذیحجه1271ق | نستعلیق | 103 | شناسنامه ← |
| 21 |
مسجد اعظم
قم
|
2145 | بیکاتب | 1282ق | نستعلیق | 164 | شناسنامه ← |
| 22 |
دانشسرای عالی-کتابخانه میرزا عبدالعظیم خان قریب گرکانی
تهران
|
182 | عبدالله بن میرزا محمد علی کاشی طبیب | 16 رمضان 1304ق | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 23 |
دانشگاه
تهران
|
1145-ف | بیکاتب | بیتاریخ | نسخ | 161 | شناسنامه ← |