شناسنامه کتابشناختی اثر
میزان الاشعار
mīzān-ol aš‘ār
1
نسخه ثبتشده
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/66296
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #66296
پدیدآور / مؤلف:
راقم، محمد حسن
تاریخ و سده تألیف:
1259 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 32، ص 673
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
عروض و قافیه
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
مؤلف که به قول خود «عمری در فن شریف شعر صرف نموده و به فیض صحبت حضرت والا و همطرحی جناب اعظم بجای رسیده به اختصار عروض سیفی پرداخته بود اکنون ... هیچ دقیقه از دقایق اوزان شعر نامرعی نگذاشت ...» کتاب خود را با مدح «جناب امیر الهند والاجاه نواب محمد غوث خان بهادر متخلص به اعظم ...» شروع نموده و در ادامه آورده است: «... بدانکه شعر در لغت دانستن و دریافتن است و در اصطلاح عروضیان کلامی است حادث که موزون باشد باراده قائل ... و از اصحاب تواریخ منقول است که ابتدای شعر از آدم علیه السلام باشد و لغتش به اتفاق اهل عرب سریانی است و آغاز شعر عربی از یعرب بن قحطان که یکی از فرزندان نوح علیه السلام بود و بدایت شعر فارسی از بهرام گور است ... پس این علم را عروض نامند و واضعش خلیل بن احمد بصری است و وجه تسمیه اش بعضی گویند که خلیل در مکه مبارکه بود و به این علم ملهم شد و به عروض که یکی از اسماء مکه باشد این را مسمی ساخت و بعضی گویند که عروض فعول است به معنی مفعول یعنی معروض و این علم معروض علیه شعر است یعنی شعر را بر آن عرض می کنند تا موزون از ناموزون جدا شود ... بیان عدد بحور بدانکه ... نوزده است یازده از آن مشترک است میان عرب و عجم و آن هزج و رجز و رمل و منسرخ و مضارع و مقتضب و مجتث و سریع و خفیف و متقارب و متدارک است و سه از آن خاصه عجم است که عرب در آن شعر نگویند و آن جدید و قریب و مشاکل است و پنج از آن خاصه زبان عرب است به اینمعنی که عجم از فارسی گویان و ترکی گویان در آن بحر شعر کمتر گویند ... و آن طویل و مدید و بسیط و وافر و کامل است ... اما نزد متأخرین بحر وافر و کامل هر دو مطبوع افتاده خصوصاً بحر کامل که حضرت بیدل در آن بحر دیوان فارسی ترتیب داده ...».
متن فنخا
● میزان الاشعار / عروض و قافیه / فارسی
mīzān-ol aš‘ār
راقم، محمد حسن، قرن 13 قمری
rāqem, mohammad hasan(19c)
تاریخ تألیف: 1259ق
مؤلف که به قول خود «عمری در فن شریف شعر صرف نموده و به فیض صحبت حضرت والا و همطرحی جناب اعظم بجای رسیده به اختصار عروض سیفی پرداخته بود اکنون ... هیچ دقیقه از دقایق اوزان شعر نامرعی نگذاشت ...» کتاب خود را با مدح «جناب امیر الهند والاجاه نواب محمد غوث خان بهادر متخلص به اعظم ...» شروع نموده و در ادامه آورده است: «... بدانکه شعر در لغت دانستن و دریافتن است و در اصطلاح عروضیان کلامی است حادث که موزون باشد باراده قائل ... و از اصحاب تواریخ منقول است که ابتدای شعر از آدم علیه السلام باشد و لغتش به اتفاق اهل عرب سریانی است و آغاز شعر عربی از یعرب بن قحطان که یکی از فرزندان نوح علیه السلام بود و بدایت شعر فارسی از بهرام گور است ... پس این علم را عروض نامند و واضعش خلیل بن احمد بصری است و وجه تسمیه اش بعضی گویند که خلیل در مکه مبارکه بود و به این علم ملهم شد و به عروض که یکی از اسماء مکه باشد این را مسمی ساخت و بعضی گویند که عروض فعول است به معنی مفعول یعنی معروض و این علم معروض علیه شعر است یعنی شعر را بر آن عرض می کنند تا موزون از ناموزون جدا شود ... بیان عدد بحور بدانکه ... نوزده است یازده از آن مشترک است میان عرب و عجم و آن هزج و رجز و رمل و منسرخ و مضارع و مقتضب و مجتث و سریع و خفیف و متقارب و متدارک است و سه از آن خاصه عجم است که عرب در آن شعر نگویند و آن جدید و قریب و مشاکل است و پنج از آن خاصه زبان عرب است به اینمعنی که عجم از فارسی گویان و ترکی گویان در آن بحر شعر کمتر گویند ... و آن طویل و مدید و بسیط و وافر و کامل است ... اما نزد متأخرین بحر وافر و کامل هر دو مطبوع افتاده خصوصاً بحر کامل که حضرت بیدل در آن بحر دیوان فارسی ترتیب داده ...».
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
وزارت امور خارجه
تهران
|
2/2-46 | بیکاتب | بیتاریخ | - | 72 | شناسنامه ← |