نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

موضح ایضاح

movazzeh-e īzāh
3 نسخه ثبت‌شده قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/66002
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #66002
تاریخ و سده تألیف: 1296 هـ.ق
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 32، ص 553
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: کلام و اعتقادات

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

رساله‌ای است دررد براین مطلب که «بعد از ائمه طاهرین علیهم السلام حاکم شرع وناطق درمیان خلق باید یک نفر باشد که اهل شرق وغرب عالم باید رجوع کنند به آن یک نفر». این مطلب درزمان مؤلف به عنوان یکی از عقاید شیخیه شهرت داشته است و مؤلف آن را افتراء به شیخیه قلمداد نموده است.مؤلف در مقدمه می‌گوید: «از جمله آن عدول مرحوم شیخ احمد احسائیمرحوم سید و مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامهم و انار برهانهم و رفع فی الخلد اعلامهم و سایرین بودند که نفی کردند از دین مبین ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین تحریف غالین و انتحال مبطلین و تاویل جاهلین را ... بعضی از ایشان گفتند که آن عدول غلو کرده‌اند در دین و حضرت امیر علیه السلام را خدا می‌دانند ... بعضی گفتند که آن عدول به معاد جسمانی قائل نیستند و بعضی گفتند که زن مردم را بر خود حلال می‌دانند و بعضی گفتند مال مردم را بر خود حلال می‌دانند و بعضی چیزهای دیگر گفتند که یک وقتی آن افتراها جمع شد و شمرده شدسی افتراء بود و از مرحوم آقای بزرگوار اعلی الله مقامه سؤال شد و ایشان رساله‌ای در رفع آن شبهات مرقوم داشتند و اسم آنرا سی فصل گذاشتند و تبری از آن افتراها فرمودند ... از جمله افتراهایی که مخالفین بسته بودند این بود که آن عدول می‌گویند که بعد از ائمه طاهرین علیهم السلام حاکم شرع و ناطق در میان خلق باید یک نفر باشد ... و این افتراهم مانند سایر افتراها رسید به مشایخ اعلی الله مقامهم و تبری کردند از آن ... که در کتب ایشان ثبت و ضبط بود تا در این زمان محنت توأمان که رساله به نظر رسید که در آن رساله این افترا را خواسته بود اثبات کند در حق خود که قائل به این قول است پس این خاکسار به یکی از کسانی که در لباس اهل علم بود گفتم که این قولقول مشایخ ما اعلی الله مقامهم نیست و به حسن ظنی که به شعور و انصاف او داشتم گمان می‌کردم که تصدیق مرا خواهد کرد او در مقابل عرض من گفت که این مطلب افترای بر آن عدول نیست و در کتاب خود همین مطلب را اثبات کرده اند به زبان عربی و بعضی می‌گویند که صاحب این رساله فارسی عمداً همان عبارت عربیایشان را بعینها ترجمه کرده به زبان فارسی ننوشته است که من ترجمه کرده‌ام عبارت عربی مشایخ را بجهة امتحان مردم ... باری آن شخص و امثال او در مجالس‌محافل آن افترا را گفت و گو کرده و نسبت به مشایخ اعلی الله مقامهم دادند تا آنکه به تدریج آن افترا منتشر شد در اطراف و رسید به بلاد بعیده به‌طوری که بعضی از اهل بلاد بعیده از این حقیر سؤال کردند و جواب نوشتم و از قول بعضی از مشایخ اعلی الله مقامه شاهد آوردم و عبارت ایشان را بعینه نوشتم و جای آن عبارت را نمودم ... و از آنجمله رساله نوشتم و مطلب حق را در آن واضح کردم و آنرا به ایضاح نامیدم پس دوست داشتم که رساله دیگر بنویسم و عبارت بعضی از مشایخ اعلی الله مقامهم را بعینها در آن نقل کنم و حاصل معنی آن عبارات را به فارسی ترجمه کنم و آنرا موضح آن ایضاح بنامم ...».وی چنان‌که وعده کرده عبادات عربی پیشینیان خود را آورده و به فارسی ترجمه و شرح کرده است.
آغاز اثر
« بسمله حمدله صلاة ... اما بعد مخفی نماند که چون خداوند عالم جل جلاله وعم نواله نعمت خود را عام وحجت خود را تمام وامر خود را بالغ وراه به سوی خود را واضح قرارداده ... »
انجام اثر
« وظاهر وباطن او برخلاف مساله شما بود باری علم المحجه واضح لمريده وارى القلوب عن المحجة فى عمى ولقد عجبت لهالك ونجاة موجوده ولقد عجبت لمن نجى والسلام على من اتبع الهدى »

متن فنخا

● موضح ایضاح / کلام و اعتقادات / فارسی movazzeh-e īzāh همدانی شیخی، محمد باقر بن محمد جعفر، 1239 - 1319 قمری hamadānī šayxī, mohammad bāqer ebn-e mohammad ja'far (1824 - 1902) تاریخ تألیف: پنج‌شنبه 19 ذیحجه 1296ق رساله‌ای است دررد براین مطلب که «بعد از ائمه طاهرین علیهم السلام حاکم شرع وناطق درمیان خلق باید یک نفر باشد که اهل شرق وغرب عالم باید رجوع کنند به آن یک نفر». این مطلب درزمان مؤلف به عنوان یکی از عقاید شیخیه شهرت داشته است و مؤلف آن را افتراء به شیخیه قلمداد نموده است.مؤلف در مقدمه می‌گوید: «از جمله آن عدول مرحوم شیخ احمد احسائیمرحوم سید و مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامهم و انار برهانهم و رفع فی الخلد اعلامهم و سایرین بودند که نفی کردند از دین مبین ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین تحریف غالین و انتحال مبطلین و تاویل جاهلین را ... بعضی از ایشان گفتند که آن عدول غلو کرده‌اند در دین و حضرت امیر علیه السلام را خدا می‌دانند ... بعضی گفتند که آن عدول به معاد جسمانی قائل نیستند و بعضی گفتند که زن مردم را بر خود حلال می‌دانند و بعضی گفتند مال مردم را بر خود حلال می‌دانند و بعضی چیزهای دیگر گفتند که یک وقتی آن افتراها جمع شد و شمرده شدسی افتراء بود و از مرحوم آقای بزرگوار اعلی الله مقامه سؤال شد و ایشان رساله‌ای در رفع آن شبهات مرقوم داشتند و اسم آنرا سی فصل گذاشتند و تبری از آن افتراها فرمودند ... از جمله افتراهایی که مخالفین بسته بودند این بود که آن عدول می‌گویند که بعد از ائمه طاهرین علیهم السلام حاکم شرع و ناطق در میان خلق باید یک نفر باشد ... و این افتراهم مانند سایر افتراها رسید به مشایخ اعلی الله مقامهم و تبری کردند از آن ... که در کتب ایشان ثبت و ضبط بود تا در این زمان محنت توأمان که رساله به نظر رسید که در آن رساله این افترا را خواسته بود اثبات کند در حق خود که قائل به این قول است پس این خاکسار به یکی از کسانی که در لباس اهل علم بود گفتم که این قولقول مشایخ ما اعلی الله مقامهم نیست و به حسن ظنی که به شعور و انصاف او داشتم گمان می‌کردم که تصدیق مرا خواهد کرد او در مقابل عرض من گفت که این مطلب افترای بر آن عدول نیست و در کتاب خود همین مطلب را اثبات کرده اند به زبان عربی و بعضی می‌گویند که صاحب این رساله فارسی عمداً همان عبارت عربیایشان را بعینها ترجمه کرده به زبان فارسی ننوشته است که من ترجمه کرده‌ام عبارت عربی مشایخ را بجهة امتحان مردم ... باری آن شخص و امثال او در مجالس‌محافل آن افترا را گفت و گو کرده و نسبت به مشایخ اعلی الله مقامهم دادند تا آنکه به تدریج آن افترا منتشر شد در اطراف و رسید به بلاد بعیده به‌طوری که بعضی از اهل بلاد بعیده از این حقیر سؤال کردند و جواب نوشتم و از قول بعضی از مشایخ اعلی الله مقامه شاهد آوردم و عبارت ایشان را بعینه نوشتم و جای آن عبارت را نمودم ... و از آنجمله رساله نوشتم و مطلب حق را در آن واضح کردم و آنرا به ایضاح نامیدم پس دوست داشتم که رساله دیگر بنویسم و عبارت بعضی از مشایخ اعلی الله مقامهم را بعینها در آن نقل کنم و حاصل معنی آن عبارات را به فارسی ترجمه کنم و آنرا موضح آن ایضاح بنامم ...».وی چنان‌که وعده کرده عبادات عربی پیشینیان خود را آورده و به فارسی ترجمه و شرح کرده است. آغاز: بسمله حمدله صلاة ... اما بعد مخفی نماند که چون خداوند عالم جل جلاله وعم نواله نعمت خود را عام وحجت خود را تمام وامر خود را بالغ وراه به سوی خود را واضح قرارداده ... انجام: وظاهر وباطن او برخلاف مساله شما بود باری علم المحجه واضح لمريده وارى القلوب عن المحجة فى عمى ولقد عجبت لهالك ونجاة موجوده ولقد عجبت لمن نجى والسلام على من اتبع الهدى

نسخه‌های خطی این اثر

3 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
علامه فانی (ضیاء الدین)
اصفهان
39/2 ابراهیم بن علی اصغر 1296ق نستعلیق 16 شناسنامه ←
2
گلپایگانی
قم
6309/3-30/189 بی‌کاتب 1297ق نسخ 22 شناسنامه ←
3
مجلس
تهران
2769/8 ابراهیم بن علی اصغر 1297ق نستعلیق 38 شناسنامه ←