شناسنامه کتابشناختی اثر
مناظره گوهرها
monāzere-ye gowhar-hā
1
نسخه ثبتشده
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/64185
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #64185
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 31، ص 595
تا 596
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
ادبیات
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
گفتگویی است از زبان گوهرها در مدح خویش و ذم دیگری. عنوان سخن هر یک از گوهرها مصراعی است و هر دو مصراع با یک قافیه و همه در یک وزن است. اینک بیتی چند که از عنوانها فراهم میآید: «مدح خود چون میکند بلور بین ×× مدح یشم و ذم بلور است این / ذم یشم اینجاست و مدح عقیق ×× ذم این با مدح فیروزه قرین / ذم فیروزه است و مدح عین هر ×× ذم عین الهر و مدح لعل بین / ذم لعلست و زمرد را ثنا ×× ذم آن و مدح نیلم را بنا». در گفت و گوی گوهرها نیز اشعاری از مؤلف مندرج است. مؤلف در اواخر دیباچه (که نام گوهرها و گلها در آن تضمین شده) میگوید: «با خود گفتم ساعتی با این پاک گوهـران بنشین و از نزهت و از نزاهـت و طراوتشان گل فـرح بـر چـین کـه مـفـرح یـاقـوتـی و معجون لولوی اینجا به دست آید. چشم را به کحل الجواهر اینجا بینائی ... چنگ در دامن یکی از ایشان زن یا چون رشته در پیراهن یکی از ایشان جای کن وله: سلک صاحب جوهران جوی و به تاب دهر ساز.رشته تا تابیده شده پیراهن از گوه کند.به این قصیده دیده گشادم و چشم را به آب جـواهر آب دادم. مدح خـود چـون میکند بلور بین. نخست سینه صاف بلور به گشاده رویی پیش آمد».
متن فنخا
● مناظره گوهرها / ادبیات / فارسی
monāzere-ye gowhar-hā
گفتگویی است از زبان گوهرها در مدح خویش و ذم دیگری. عنوان سخن هر یک از گوهرها مصراعی است و هر دو مصراع با یک قافیه و همه در یک وزن است. اینک بیتی چند که از عنوانها فراهم میآید: «مدح خود چون میکند بلور بین ×× مدح یشم و ذم بلور است این / ذم یشم اینجاست و مدح عقیق ×× ذم این با مدح فیروزه قرین / ذم فیروزه است و مدح عین هر ×× ذم عین الهر و مدح لعل بین / ذم لعلست و زمرد را ثنا ×× ذم آن و مدح نیلم را بنا». در گفت و گوی گوهرها نیز اشعاری از مؤلف مندرج است. مؤلف در اواخر دیباچه (که نام گوهرها و گلها در آن تضمین شده) میگوید: «با خود گفتم ساعتی با این پاک گوهـران بنشین و از نزهت و از نزاهـت و طراوتشان گل فـرح بـر چـین کـه مـفـرح یـاقـوتـی و معجون لولوی اینجا به دست آید. چشم را به کحل الجواهر اینجا بینائی ... چنگ در دامن یکی از ایشان زن یا چون رشته در پیراهن یکی از ایشان جای کن وله: سلک صاحب جوهران جوی و به تاب دهر ساز.رشته تا تابیده شده پیراهن از گوه کند.به این قصیده دیده گشادم و چشم را به آب جـواهر آب دادم. مدح خـود چـون میکند بلور بین. نخست سینه صاف بلور به گشاده رویی پیش آمد».
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مجلس
تهران
|
56/5-فیروز | بیکاتب | تازهتر از قرن 12 | - | 20 | شناسنامه ← |