شناسنامه کتابشناختی اثر
معما
mo‘ammā
3
نسخه ثبتشده
از قرن 9 تا 10 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/61619
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #61619
پدیدآور / مؤلف:
شرف الدین علی یزدی
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 30، ص 493
تا 494
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
معما
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
چیستان (احجیه، معما، لغز) نوعی واژهبازی است که برای سنجش هوش مردم به کار میبردهاند، چنانکه در یک عبارت جز معنی آشکار و ساده آن، معنی دیگری پیچیده، و فهم آنرا بهوسیله قاعدههای ویژه، از شنونده میخواستند. انواع آن چنین است: الف-احجیه: در آغاز، اینگونه پرسشها فقط در علوم ادبی و دستورهای زبان عرب به کار میرفت، واژههاییرا که بهظاهر با دستور صرف آن زبان ناسازگار بود و جملههاییرا که با دستور نحو عرب سازش نداشت میپرسیدند و با یافتن راه حل و پاسخ درست شنونده را میآزمودند و آنرا «احجیه» مینامیدند. کتابهایی درباره آن نگاشتهاند کهاز یکی از آنها به نام «تنویر الدیاجی» یاد گردیده است؛ ب-لغز: از قرن نهم به بعدمردم که به باطنی گری عادت کرده بودند از معنیها آنچه را که پیچیدهتر و پنهانتر در جمله بود مقدستر و گرامیتر میداشتند، و از عبارتها هر چه را گنگتر و نارساتر بود محترمتر میشمردند. از این روی عبارتهای دو روی و تفسیرپذیر و قابل تأویل رواج بسزا گرفت. ادیبان از یک جمله جز معنی آشکار آن، معنی دیگری بهوسیله قرینه و نشانها میخواستند و گاه به یک معنی درجه دوم بسنده نکرده معنی سوم و چهارم و ... از همان جمله بیرون میآوردند و چه بسیار خوشنود میشدند اگر برای جمله خویش مانند قرآن هفت بطن میتراشیدند؛ ج-معما: چون حروفیان قرن هفتم به بعد حرفها و نامها را دارای اثر میپنداشتند و بزرگترین نامهای خدا «اسم اعظم» را دارای تأثیر نامحدود میشمردند و همواره برای یافتن آن در میان جملههای دعاها و حرفها و واژهها در جستجو بودند، اندک اندک برای بیرون کشیدن یک نام از جمله قانونها ساختند و بدین ترتیب دستورهای معماسازی پدیدار گشت. چون این قانونها به دست ادیبان غیر از دسته حروفیان افتاد آنها را تکمیل کرده و در ادبیات غیرمذهبی به کار بردند چنانکه نام معشوق و یا ممدوح خود را با دستورهای مخصوص در شعری میگنجانیدند و این کار را به آنجا رسانیدند که شریف معمائی در تفسیر یک شعر: «از قدو ابرو بدید آن ماه چهر ×× موج آب دیدهام بالای مهر»، که خود ساخته بود، کتابی نگاشت و هزار نام از این شعر بیرون آورد، و آنرا در 908ق در یک دیباچه و بیست و هشت گفتار و یک پایاننامه بسیج کرد و درباره آن خود چنین سرود: «بتی که یک کتاب بود در بیان او ×× معلوم نیست گفته کسی غیر این ضعیف / کرده شریف تعمیه در وی هزار نام ×× زانرو ملقبست به «الفية الشریف»». تفاوت معما با لغز: از آنچه گفتیم دانسته میشود که: اگر از چیستان پدیدهای بخواهند که خود به خود باشد آنرا لغز مینامند و اگر نام چیزی یا کسی خواسته شود معمایش مینامند. معماسازی در قرن نهم رواج بسیار گرفت و بیشتر شاعران آن روزگار معماهای بسیار سروده و معماهای دیگر آنرا بررسی کرده، قانون و دستورهایی برای اینکار گرد آوردند. چلبی کشف الظنون (در حرف «م») چند تن از معماسازان را یاد کرده است. (علینقی منزوی)
شروح، حواشی و منظومهها (در فنخا)
شرح معمای شرف الدین یزدی؛ حکیم، عبدالغنی
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
نسخههای منزوی 2190
متن فنخا
● معما / معما / فارسی
mo‘ammā
شرف الدین علی یزدی، - 858 قمری
šaraf-od-dīn ‘alī yazdī(- 1454)
چیستان (احجیه، معما، لغز) نوعی واژهبازی است که برای سنجش هوش مردم به کار میبردهاند، چنانکه در یک عبارت جز معنی آشکار و ساده آن، معنی دیگری پیچیده، و فهم آنرا بهوسیله قاعدههای ویژه، از شنونده میخواستند. انواع آن چنین است: الف-احجیه: در آغاز، اینگونه پرسشها فقط در علوم ادبی و دستورهای زبان عرب به کار میرفت، واژههاییرا که بهظاهر با دستور صرف آن زبان ناسازگار بود و جملههاییرا که با دستور نحو عرب سازش نداشت میپرسیدند و با یافتن راه حل و پاسخ درست شنونده را میآزمودند و آنرا «احجیه» مینامیدند. کتابهایی درباره آن نگاشتهاند کهاز یکی از آنها به نام «تنویر الدیاجی» یاد گردیده است؛ ب-لغز: از قرن نهم به بعدمردم که به باطنی گری عادت کرده بودند از معنیها آنچه را که پیچیدهتر و پنهانتر در جمله بود مقدستر و گرامیتر میداشتند، و از عبارتها هر چه را گنگتر و نارساتر بود محترمتر میشمردند. از این روی عبارتهای دو روی و تفسیرپذیر و قابل تأویل رواج بسزا گرفت. ادیبان از یک جمله جز معنی آشکار آن، معنی دیگری بهوسیله قرینه و نشانها میخواستند و گاه به یک معنی درجه دوم بسنده نکرده معنی سوم و چهارم و ... از همان جمله بیرون میآوردند و چه بسیار خوشنود میشدند اگر برای جمله خویش مانند قرآن هفت بطن میتراشیدند؛ ج-معما: چون حروفیان قرن هفتم به بعد حرفها و نامها را دارای اثر میپنداشتند و بزرگترین نامهای خدا «اسم اعظم» را دارای تأثیر نامحدود میشمردند و همواره برای یافتن آن در میان جملههای دعاها و حرفها و واژهها در جستجو بودند، اندک اندک برای بیرون کشیدن یک نام از جمله قانونها ساختند و بدین ترتیب دستورهای معماسازی پدیدار گشت. چون این قانونها به دست ادیبان غیر از دسته حروفیان افتاد آنها را تکمیل کرده و در ادبیات غیرمذهبی به کار بردند چنانکه نام معشوق و یا ممدوح خود را با دستورهای مخصوص در شعری میگنجانیدند و این کار را به آنجا رسانیدند که شریف معمائی در تفسیر یک شعر: «از قدو ابرو بدید آن ماه چهر ×× موج آب دیدهام بالای مهر»، که خود ساخته بود، کتابی نگاشت و هزار نام از این شعر بیرون آورد، و آنرا در 908ق در یک دیباچه و بیست و هشت گفتار و یک پایاننامه بسیج کرد و درباره آن خود چنین سرود: «بتی که یک کتاب بود در بیان او ×× معلوم نیست گفته کسی غیر این ضعیف / کرده شریف تعمیه در وی هزار نام ×× زانرو ملقبست به «الفية الشریف»». تفاوت معما با لغز: از آنچه گفتیم دانسته میشود که: اگر از چیستان پدیدهای بخواهند که خود به خود باشد آنرا لغز مینامند و اگر نام چیزی یا کسی خواسته شود معمایش مینامند. معماسازی در قرن نهم رواج بسیار گرفت و بیشتر شاعران آن روزگار معماهای بسیار سروده و معماهای دیگر آنرا بررسی کرده، قانون و دستورهایی برای اینکار گرد آوردند. چلبی کشف الظنون (در حرف «م») چند تن از معماسازان را یاد کرده است. (علینقی منزوی)
[نسخههای منزوی 2190]
شرح و حواشی:
1- شرح معمای شرف الدین یزدی؛ حکیم، عبدالغنی
نسخههای خطی این اثر
3 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
ملک
تهران
|
5137 | بیکاتب | رجب838ق | نستعلیق | 133 | شناسنامه ← |
| 2 |
ملی
تهران
|
2663/1 | بیکاتب | 970ق | نستعلیق، نسخ | 102 | شناسنامه ← |
| 3 |
مجلس
تهران
|
88/21 | بیکاتب | قرن 13 | - | 3 | شناسنامه ← |