شناسنامه کتابشناختی اثر
معایب الرجال
maʻāyeb-or rejāl
پیوند کوتاه:
/w/60968
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #60968
پدیدآور / مؤلف:
بی بی استرآبادی
تاریخ و سده تألیف:
1312 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 30، ص 294
تا 295
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
متفرقه
اهدا / به درخواست:
ناصرالدین شاه (1264-1313ق)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
آن را در چهل و هشتمین سال پادشاهی ناصرالدین شاه و به نام او ساخته و در دیباچه پس از یاد کردن سال نگارش و این که نیاکان او را چه پایگاهها بوده و این که مادرش دختر آخوند ملاکاظم مازندرانی بارفروشی است، مینویسد که این کتاب در پاسخ «تأدیب النسوان» گویا از عبید زاکانی است و این «معایب الرجال» نوشتهام تا معایبشان آشکار گردد و شاید از تأدیب زنان دست بردارند و در پی تأدیب خود برآیند و آن را در چهار مجلس گذاردم: 1. اطوار شرابخواری؛ 2. کردار اهل قمار؛ 3. تفصیل چرس و بنگ و وافور و اسرار؛ 4. شرح گفتگو و اوضاع عباقره و اقرارتاجامره و الواط.
آغاز اثر
« نخست از ابتدا آرم و ثنا و حمد یزدان را ×× که از اضلاع سمت چپ پدید آورد نسوان را. در آغاز سال هزار و سیصد و دوازده هجری مطابق سال چهل و هشتم جلوس سلطنت با میمنت اعلیحضرت ظل الله میباشد در دار الخلافه طهران که پای تخت سلطان صاحبقران شاهنشاه جوان بخت ایران ... ناصرالدین شاه قاجار است. روزی یکی از کسان کمینه که در دوستی بی قرینه بسر افرازیم تشریف فرمای کلبه ویرانه گردید مرا مشغول بمهمل پردازی و مزخرف سازی این کتاب دید باکمال نامرغوبی و نهایت نا مطلوبی بسیار ویرا پسندید و چنان خواهشمند گردید که فصلی از حسب و نسب خود اباعن جد با شغل و عمل هر یک بیان نمایم بحکم المامور معذور این فصل نگاشتم با آنکه مفصلا از شرح حال هر یک اطلاعی کامل نداشتم ولی بعضی را از وی تاریخ دولت علیه قاجاریه ایداله دولتهم برداشتم. این کمینه صبیه مرحوم محمد باقر خان سر کرده سوار استرآبادی که از جمله جان نثاران این دولت بوده در جنگهای ترکمانیه خدمتگذاری و جان نثاریش بر تمام امنای دولت واضح و هویداست بعد از پنجاه سال خدمتگذار سر در راه این دولت داده شهید شد جدم مرحوم کربلائی باقر خان قولر آقاسی خاقان خلد آشیان بود در اوان ولیعهدی در فارس خدمتها نموده چنانچه روزی در شکارگاه در حضور خاقان شیر را با شمشیر دو نیمه نمود که آفرین از شیر عرین فلک شنیده بعد از شصت سال خدمت در جنگ فتی خان شهید شد خاقان خلد آشیان سرش را که برده بودند بهزار تومان خریده ببدن ملحق مدفونش نمودند. جد دیگرم مرحوم حمزه خان از ایام خاقان خلد آشیان تا اوایل سلطنت این شاهنشاه خلد الله ملکه در سرحد استرآباد مشغول خدمتگذاری و جان نثاری بوده تمام خدماتش در خاطر خطیر همایونی مکشوفست چنانچه حکومتهای خطیر همایونی مکشوفست چنانچه حکومتهای بزرگ در ترشیز و ککلان و سایر بلدان نموده در تاریخ قاجاریه و بلدان مرقوم و مسطور است محتاج بشرح و بیان نیست. اما مادرم صبیه مرحوم آخوند ملا کاظم مجتهد مازندرانی ساکن بارفروش اعلی الله مقامه که در تمام علوم استاد منحصر بفرد بود مدت پنجاه سال در دار الخلافه طهران مشغول تدریس علوم و محاکمات شرعیه بوده بعد از فوت آن مرحوم مادرم سی سال در حرم جلالت و اندرون مبارک مشغول بخدمتگذاری مرحومه مغفوره حضرت علیه شکوه السلطنه والده ولیعهد گردون مهد بود و چند سفر به آذربایجان رفته و چند سال بخدمتگذاری حضرت اشرف ... ولیعهد ... مشغول بودند اکنون در عتبات عالیات زاد الله شرفها مشغول عبادت و دعاگویی دوام دولت میباشد. الحاصل این کمینه خود را قابل تادیب کردن رجال ندانسته لهذا جواب کتاب تادیب النسوان را گفته و معایب الرجال نگاشتم تا معایب شان عیان شود شاید دست از تادیب کردن نسوان بردارند در پی تادیب و تربیت خود برآیند و آن را بچهار مجلس و فی الجمله از طریقه زن داری ایشان پس از آن سرگذشت خود را قرار داده ... مقصود این کمینه بلهم اضل است زیرا که معلوم و معین است که این قسم رفتار و کردار و اطوار و گفتار از مردان با عقل و شعور با کفایت در امور سر نزند پس اینها همه از قلت عقل و پستی رتبت مخل از کسانی سزاست که از بهیمه و انعام پست ترند و از حیوانات موزیه شرورترند که خداوند تبارک و تعالی در حق ایشان فرموده اولئک کالانعام بلهم اضل چنانچه محرم خلوت سلطانی و معتمد حضرت خاقانی جناب محمد ابراهیم خان متخلص بخلوتی در کتاب آداب ناصری شرحی مفصل فصیح و بلیغ شیرین تر از عسل در حق این گروه دغل فرموده و بزبان ناطق حق مبین ایشان را بلهم اضل نام نهاده ... »
انجام اثر
« حکایت و سرگذشت این کمینه که در آغاز کتاب وعده نموده بودم در ایام جوانی و زمان شادکامی یکی از مهاجر قراباغی باین استر آبادی عاشق و بی قرار گردید. شعر. اندران دل چونکه مهر دوست جست × وندرین دل دوستی میدان که هست. لهذا این بنده نیز بمضمون ان المحبت لانسان مرتجل گرفتار و بی قرار او شدم ... اندکی با تو بگفتم غم دل ترسیدم × که دل آزرده شوی ورنه سخن بسیار است. »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
نسخههای منزوی 1687 و 1556
فهرستواره منزوی 615/6
متن فنخا
● معایب الرجال / متفرقه / فارسی
maʻāyeb-or rejāl
بی بی استرآبادی، 1274-قرن 14 قمری
bī bī estarābādī (1858 - 20c)
اهدا به: ناصرالدین شاه (1264-1313ق)
تاریخ تألیف: 1312ق
آن را در چهل و هشتمین سال پادشاهی ناصرالدین شاه و به نام او ساخته و در دیباچه پس از یاد کردن سال نگارش و این که نیاکان او را چه پایگاهها بوده و این که مادرش دختر آخوند ملاکاظم مازندرانی بارفروشی است، مینویسد که این کتاب در پاسخ «تأدیب النسوان» گویا از عبید زاکانی است و این «معایب الرجال» نوشتهام تا معایبشان آشکار گردد و شاید از تأدیب زنان دست بردارند و در پی تأدیب خود برآیند و آن را در چهار مجلس گذاردم: 1. اطوار شرابخواری؛ 2. کردار اهل قمار؛ 3. تفصیل چرس و بنگ و وافور و اسرار؛ 4. شرح گفتگو و اوضاع عباقره و اقرارتاجامره و الواط.
آغاز: نخست از ابتدا آرم و ثنا و حمد یزدان را ×× که از اضلاع سمت چپ پدید آورد نسوان را. در آغاز سال هزار و سیصد و دوازده هجری مطابق سال چهل و هشتم جلوس سلطنت با میمنت اعلیحضرت ظل الله میباشد در دار الخلافه طهران که پای تخت سلطان صاحبقران شاهنشاه جوان بخت ایران ... ناصرالدین شاه قاجار است. روزی یکی از کسان کمینه که در دوستی بی قرینه بسر افرازیم تشریف فرمای کلبه ویرانه گردید مرا مشغول بمهمل پردازی و مزخرف سازی این کتاب دید باکمال نامرغوبی و نهایت نا مطلوبی بسیار ویرا پسندید و چنان خواهشمند گردید که فصلی از حسب و نسب خود اباعن جد با شغل و عمل هر یک بیان نمایم بحکم المامور معذور این فصل نگاشتم با آنکه مفصلا از شرح حال هر یک اطلاعی کامل نداشتم ولی بعضی را از وی تاریخ دولت علیه قاجاریه ایداله دولتهم برداشتم. این کمینه صبیه مرحوم محمد باقر خان سر کرده سوار استرآبادی که از جمله جان نثاران این دولت بوده در جنگهای ترکمانیه خدمتگذاری و جان نثاریش بر تمام امنای دولت واضح و هویداست بعد از پنجاه سال خدمتگذار سر در راه این دولت داده شهید شد جدم مرحوم کربلائی باقر خان قولر آقاسی خاقان خلد آشیان بود در اوان ولیعهدی در فارس خدمتها نموده چنانچه روزی در شکارگاه در حضور خاقان شیر را با شمشیر دو نیمه نمود که آفرین از شیر عرین فلک شنیده بعد از شصت سال خدمت در جنگ فتی خان شهید شد خاقان خلد آشیان سرش را که برده بودند بهزار تومان خریده ببدن ملحق مدفونش نمودند. جد دیگرم مرحوم حمزه خان از ایام خاقان خلد آشیان تا اوایل سلطنت این شاهنشاه خلد الله ملکه در سرحد استرآباد مشغول خدمتگذاری و جان نثاری بوده تمام خدماتش در خاطر خطیر همایونی مکشوفست چنانچه حکومتهای خطیر همایونی مکشوفست چنانچه حکومتهای بزرگ در ترشیز و ککلان و سایر بلدان نموده در تاریخ قاجاریه و بلدان مرقوم و مسطور است محتاج بشرح و بیان نیست. اما مادرم صبیه مرحوم آخوند ملا کاظم مجتهد مازندرانی ساکن بارفروش اعلی الله مقامه که در تمام علوم استاد منحصر بفرد بود مدت پنجاه سال در دار الخلافه طهران مشغول تدریس علوم و محاکمات شرعیه بوده بعد از فوت آن مرحوم مادرم سی سال در حرم جلالت و اندرون مبارک مشغول بخدمتگذاری مرحومه مغفوره حضرت علیه شکوه السلطنه والده ولیعهد گردون مهد بود و چند سفر به آذربایجان رفته و چند سال بخدمتگذاری حضرت اشرف ... ولیعهد ... مشغول بودند اکنون در عتبات عالیات زاد الله شرفها مشغول عبادت و دعاگویی دوام دولت میباشد. الحاصل این کمینه خود را قابل تادیب کردن رجال ندانسته لهذا جواب کتاب تادیب النسوان را گفته و معایب الرجال نگاشتم تا معایب شان عیان شود شاید دست از تادیب کردن نسوان بردارند در پی تادیب و تربیت خود برآیند و آن را بچهار مجلس و فی الجمله از طریقه زن داری ایشان پس از آن سرگذشت خود را قرار داده ... مقصود این کمینه بلهم اضل است زیرا که معلوم و معین است که این قسم رفتار و کردار و اطوار و گفتار از مردان با عقل و شعور با کفایت در امور سر نزند پس اینها همه از قلت عقل و پستی رتبت مخل از کسانی سزاست که از بهیمه و انعام پست ترند و از حیوانات موزیه شرورترند که خداوند تبارک و تعالی در حق ایشان فرموده اولئک کالانعام بلهم اضل چنانچه محرم خلوت سلطانی و معتمد حضرت خاقانی جناب محمد ابراهیم خان متخلص بخلوتی در کتاب آداب ناصری شرحی مفصل فصیح و بلیغ شیرین تر از عسل در حق این گروه دغل فرموده و بزبان ناطق حق مبین ایشان را بلهم اضل نام نهاده ...
انجام: حکایت و سرگذشت این کمینه که در آغاز کتاب وعده نموده بودم در ایام جوانی و زمان شادکامی یکی از مهاجر قراباغی باین استر آبادی عاشق و بی قرار گردید. شعر. اندران دل چونکه مهر دوست جست × وندرین دل دوستی میدان که هست. لهذا این بنده نیز بمضمون ان المحبت لانسان مرتجل گرفتار و بی قرار او شدم ... اندکی با تو بگفتم غم دل ترسیدم × که دل آزرده شوی ورنه سخن بسیار است.
[نسخههای منزوی 1687 و 1556؛ فهرستواره منزوی 615/6]
نسخههای خطی این اثر
7 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
سلطنتی
تهران
|
797 | بی بی استرآبادی (مؤلف) | 1312ق | نستعلیق | 105 | شناسنامه ← |
| 2 |
مجلس
تهران
|
11715 | بیکاتب | قرن 13 و 14 | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 3 |
مجلس
تهران
|
8984 | بیکاتب | قرن 14 | نستعلیق | 41 | شناسنامه ← |
| 4 |
دانشگاه
تهران
|
2203-ف | علی اکبر حسینی تفرشی | شوال 1313ق | - | - | شناسنامه ← |
| 5 |
رضوی
مشهد
|
16464 | حسینی تفرشی، علی اکبر | 1313ق | نستعلیق، شکسته | - | شناسنامه ← |
| 6 |
فرمانفرمائیان، حافظ (دکتر)
تهران
|
بدون شماره | علی اکبر حسینی تفرشی | شوال 1313ق | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 7 |
ملک
تهران
|
6927 | میرزا سید ابوالقاسم بن آقا میرزا سید جعفر | 5 جمادی الثانی 1314ق | نستعلیق | 149 | شناسنامه ← |