شناسنامه کتابشناختی اثر
المشيخة
al-mašīxa
1
نسخه ثبتشده
قرن 9 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/59984
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #59984
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 29، ص 614
تا 617
زبان و قالب:
عربی - فارسی
ردههای موضوعی:
گوناگون
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
جنگی است بسیار گرانبها و خط نزدیک به صد دانشمند و شاعر از تاریخ 857 تا 988 در آن دیده میشود. در ص 343، این جنگ «مشیخة» نامیده شده است. ابی المحامد کاشف الدین محمد پسر ابوالانوار سالک الدین محمد پسر ابی المعارف مولی نجم الدین محمد است و این سومی از دانشمندان و بزرگان درخواسته بود که به نام او و فرزندش اجازهای در این جنگ بنویسند و او در تبریز در سال 885 درگذشت (ص258) و سپس سالک الدین محمد از آنان درخواسته بود که برای فرزندش کاشف الدین محمد در این جنگ اجازه بنویسند تا اینکه او را کشتند. نسب این خاندان چنانکه در ص 187 همین جنگ آمده است به سعدالدین حمویی عارف میرسد.
چنین است سلسله نسب آنها تا ابی ایوب انصاری: 1. ابوالمحامد کاشف الدین محمد (درگذشته در 910=فضل)؛ 2. ابوالانوار سالک الدین محمد (زاده روز شنبه 21 شعبان 847 و زنده در 915 و کشته شده در تون در راه مشهد رضا)؛ 3. ابی المعارف نجم الدین محمد (یزد 818-تبریز 5 شوال 885)؛ 4. ابی الکرامة نظام الدین اسحق (757-یزد صفر 852)؛ 5. نجم الدین موفق (درگذشته در سفر حجاز در مال امیر در رمضان 792)؛ 6. شرف الدین علی؛ 7. حسن؛ 8. شمس الدین محمد؛ 9. اثیرالدین عبدالله؛ 10. نصیرالدین نصرالله؛ 11. ابوالمظفر سعدالدین یوسف؛ 12. محمد؛ 13. ابوالفتوح غیاث هبة الله جامع و مصنف مراد المريدين في ... الشيخ سلام الله علیه؛ 14. صدرالدین حمویه یا سعدالدین یوسف؛ 15. ابوالمفاخر صدرالدین ابراهیم (شنبه 26 شعبان 644-یکشنبه 6 محرم 722ق)؛ 16. سلطان الاولیاء شیخ سعدالدین محمد بحرابادی جوینی حمویی؛ 17. صدرالدین موید حموی؛ 18. ابی بکر جمال السنة عبدالله؛ 19. ابی الحسن علی؛ 20. ابی عبدالله محمد؛ 21. حمویه؛ 22. عثمان؛ 23. سعدالدین ابوسعد؛ 24. نصرالله؛ 25. محمد؛ 26. شیخ ابی اسمعیل عبدالله انصاری هروی؛ 27. محمد؛ 28. علی؛ 29. مت؛ 30. محمد؛ 31. احمد؛ 32. علی؛ 33. جعفر؛ 34. ابی ایوب انصاری.
مولی حسین کاشفی این جنگ را چنین میستاید: «وارانی مجموعة مطبوعة كصحف مكرمة مرفوعة و القى الى صحيفة لطيفة محررة بايدى سفرة كرام بررة و شحت اوراقها بخطوط الاعالی و حلیت اطباقها بحظوظ من رقوم ذوى المعالى رسوم يراعهم على طبقات الاوراق كالدراری الثاقبة على صفحات السبع الطباق بترقيمهم صار الكتاب كروضة ×× شقایقها نجلو و ازهارها تبذو؛ و قد رسم كل واحد من الافاضل ما شاء من المعانی اللایقة فی صور الالفاظ الفایقه بالخواط الرایقة» (ص170). مولی شرف الدین حافظ تفتی درباره آن چنین مینویسد: «بمطالعة هذا الكتاب الجامع لكل باب الموشح باقلام افاضل العلماء المرشح بارقام اكامل الفضلاء على ما اعرب عن كمال فضله و لوح الى جلال شأنه» (ص144)؛ مولی محمد بن محمود قنات شیرینی چنین مینویسد: «فی مشیخته العالية الموشحة بارقام الائمة العظام المرشحة باقلام الاجلة الفخام من الاولياء الاعلام و مشایخ الاسلام و النقباء الامجاد و النجباء الاجواد و الحكماء المتالهین و العلماء الراسخین و الفقهاء العاملین و الصلحاء المحدثین» (ص103)؛ عبدالاسلاف کرمانی در 911 چنین مینویسد: «القى الى هذه الصحف المكرمة و الصحيفة المطهرة المشحونة بخطوط الارقام السواطع من العلماء (ص53)؛ در الذریعه (187/8) از این جنگ ستایش شده و 34 اجازه آن در آن یاد گردید سعید نفیسی در سخنان منظوم ابوسعید ابی الخیر (ص181) یکرباعی از آن آورده است. در ریحانة الادب (289/6 و 302 و 355 و 369) عکس خط مولی حسین کاشفی و غیاث الدین منصور و مولی جلال دوانی و فخرالدین علی بن حسین کاشفی از روی همین جنگ چاپ شده است. شاعرانی که از شعر خویش به خط خود در این جنگ نوشتهاند: 1. بیکی سلطان شاعر خواهر درویش گنج مداح که در 9 محرم 907 به مشهد آمده و دو بیتی شعر گفته و در آن نوشته است؛ 2. ظهیرالدین حسن بن ناصر بن جلال الدین مسعود خطیب کرمانی به خط نستعلیق 926ق؛ 3. حسینی؛ 4. شاه طالب شیرازی بسطامی شافعی در رجب 864ق؛ 5. پیر جمال بن محمد اردستانی؛ 6. مولی حسین کاشفی؛ 7. معین (رجال حبیب السیر ص181)؛ 8. زین العابدین بن صادق؛ 9. کاشف الدین محمد در ستایش پدرش سالک الدین محمد به نظم مثنوی؛ 10. درویش زلالی پسر صفایی در ستایش از سالک الدین محمد (رجال حبیب السیر ص 221)؛ 11. نورالدین محمد آذری در ستایش از سلک الدین محمد؛ 12. ابوالهاشم موسوی؛ 13. نیز شعرهایی از ابوالمحامد کاشفی محمدی پسر او در ترجمه شعرهای علی (ع) به فارسی به خط سالک الدین پدر او؛ 14. رباعیاتی در ستایش سالک الدین گویا از شاعری صفا تخلص؛ 15. محمد قلی سلیم؛ 16. علی بن حسین کاشفی گویا در ستایش سالک؛ همچنین: 1. رباعیات ابوالسعادة سعد الحقيقة شیخ حموی و رضی الدین علی لا لا به خط سالک الدین؛ 2. از کتاب «روضة البيان في علم الحجة و البرهان» گویا از سعدالدین حموی به خط سالک الدین؛ 3. داستانی به نثر به خط علی بن محمد بن عبدالرحمن حسنی حسینی مورخ روز پنجشنبه عرفه 901 در یزد. عارفان و دانشمندانی که در این جنگ به خط خود نوشتهاند: 1. سلام الله بن علی بن مطهر بکری کرمانی کوبنانی شافعی که اجازهای به عربی برای سالک محمدا فرزند [نجم الدین محمد بن] نظام الدین ابی محمد اسحق بن نجم الدین موفق بحرابادی یزدی حموی در سپاهان در 863ق نوشته است؛ 2. حمزة بن عزالدین حسنی حسینی کرمانی ماهانی (رجال حبیب السیر ص 57) که به شعرهای فارسی و نثر فارسی از سالک الدین محمد در 926ق ستوده است؛ 3. شهاب الدین علی شاهی عارف نعمة اللهی که در روضه شاه نعمة الله در 936ق سالک الدین محمد را دیده و در این باره به فارسی نوشته است؛ 4. طاهر بن عرب بن ابراهیم حافظ که تألیفات بسیاری دارد و اجازهای برای سالک الدین در نیماورد سپاهان در 857 نوشته است؛ 5. محمود بن حسن بن يعقوب بن نصر بن حسن حسینی آملی شیرازی شافعی که در 8 شوال 868ق به سالک الدین اجازه داده است (ریحانة الادب 10/2)؛ 6. نعمة الله بن عبدالله بن محمد بن عبدالله حسینی که دو بیت به فارسی و سپس سند و سلسله خرقه خود را به نثر فارسی آورد؛ 7. عبدالباقی حسینی که در ذیقعده 911 اجازهای برای سالک الدین نوشته است (رجال حبیب السیر: امیر نظام الدین عبدالباقی صدرشاه، ص 277)؛ 8. (مولانا جلال الدین) ابوعبدالله محمد بن اسعد بن محمد صدیقی (دوانی) که پس از دیدن سالک الدین و پدرش و آشنایی با آنها اجازهای برای هر دو نوشته است؛ 9. حسن بن محمد ایجی شبانکارهای که در 1 رجب 875 برای سالک الدین اجازه نوشت؛ 10. ابوالوقت محمد بن عبدالملک بن علی بن علی بن مبارکشاه بکری صدیقی قرشی سماوهای شیرازی که پدر و نیایش را «خواجه شیخ ساوجی» میخواندهاند در یزد به سال 878ق برای سالک الدین اجازه نوشته است؛ 11. یحیی بن عماد بن محمد سلامی شافعی قزوینی مدنی که در 20 ع 870 برای سالک الدین اجازه نوشت؛ 12. محمد بن خواجه ضیاءالدین علی بن محمد ترکه که اجازه برای سالک الدین نوشته است؛ 13. بیکی سلطان خواهر درویش گنج مداح که در طوس آمده و دوبیت بخط خود در ستایش سالک الدین محمد در 9 محرم 907 نوشته است؛ 14. شرف الدين علی بن عبدالله بن محمود شیفکی شافعی که در یزد سالک الدین را دیده و در 885 بدو اجازه داد؛ 15. عبدالله اکمل بن محمود شریف که در شوال 926ق اجازهای برای سالک الدین نوشته است؛ 16. صدیق بن ابراهیم بن ناصر احمد آبادی که در دهه سوم رمضان 854ق اجازه به سالک الدین و پدرش داده است؛ 17. عبدالاسلاف بن کرم بن عبدالاسلاف کرمانی که در 10 ذیقعده 911 درباره این جنگ ستایشی نوشته است؛ 18. ظهیرالدین حسن بن ناصر بن جلال بن مسعود بن خطیب کرمانی که از سالک الدین ستوده است؛ 19. ابوعلی غیاث الدین منصور بن محمد حسینی دشتکی شیرازی صاحب مدرسه منصوریه در شیراز عبارتی نوشته و از خود با عنوان «مسوده ابوعلی بن محمد منصور الحسینی» یاد کرده است؛ 20. ابوالنصر (صدرالدین محمد) بن ابی علی غیاث الدین منصور دشتکی که به سالک الدین در دهه سوم رجب 966 در یزد اجازه داده؛ 21. عبدالرحمن بن محمد بن محمد که غیاث خوانده میشده و بیست سالی در تبریز قضاوت میکرده است؛ 22. محمود بن حسن بن محمد حسینی طباطبایی که به دستور سالک الدین حدیثی با سند به روایت از او در روز یکشنبه 7 ربیع الاول 915 نوشته است؛ 23. نظام الدین اسحق بن موفق که اجازهای به پسر خود نجم الدین بن محمد در 27 ذیحجه 845 داده و به خط خود نوشته است؛ 24. کمال بن اسمعیل بن اسحق بن احمد حسنی حسینی که در شیراز در 22 جمادی الثانی 921 به سالک الدین اجازه داده است؛ 25. طالب شیرازی بسطامی شافعی که در رجب 864 رباعی در ستایش سالک الدین نوشته است؛ 26. جمال بن سراج بن اصیل که در جمادی الثانی 921 به سالک الدین اجازه داده است؛ 27. نصرالبیان بن نورالبیان بن محمد انصاری مؤلف «حقيقة الواجب» (الذریعه 50/7) که شعری از علی (ع) نوشته است؛ 28. علی کمال نوربخشی شیرازی که عبارتی به نثر و نظم نوشته است؛ 29. محمد بن ابی بکر علی بن محمود قنات شیرینی میبدی یزدی که اجازهای برای سالک الدین در 10 جمادی الاول 922 نوشته است؛ 30. معین بن حسن بن علی حسنی که یادگاری برای سالک الدین در آغاز ربیع الثانی 923 نوشته است؛ 31. جمال الدین محمد جمالی (پیر جمال اردستانی) که شعرهایی از خود نوشته است؛ 32. محمود بن حسن بن داعی الی الحق محمود نظام الدین حسنی آملی که پندی به نام یادگار از اواخر رساله مراشد الرموز نظام الدین محمود حسنی آملی نیای خود در نزدیک به پایان رمضان 924ق نوشته است، نسبت او به نوزده واسطه به زید بن علی میرسد و دیوان او بیش از پنجاه هزار بیت و گورش در شیراز است؛ 33. امیر صدرالدین محمد بن غیاث الدین ابوعلی منصور بن محمد دشتکی شیرازی که اجازه ای پدرش به سالک الدین داده مورخ آغاز محرم 914ق؛ 34. حاجی محمود بن محمد تبریزی که یادگاری در نزدیک به پایان ربیع الاول 918قبرای سالک الدین نوشته است؛ 35. حسین بن علی واعظ کاشفی که ستایشی از سالک الدین به فارسی در شعبان 906ق نوشته است؛ 36. یحیی بن احمد بن حسین شریف شافعی جلالی که ستایشی از سالک الدین به عربی و فارسی در مشهد طوس نوشته است (رجال حبیب السیر ص108)؛ 37. امیر علاء الملک شمس الدین مهدی موسوی و پسرش آقا میرزا محمد که سفارشنامهای به سالک الدین محمد پس از زیارت او مشهد رضا را در طوس در ذیحجه 906ق داده؛ 38. خط و مهر عزیز بن محمد بن محمود رضوی، فرمان «السلطان العادل ابوالغازی سلطان بهادر» بنام سالک الدین محمد در 906ق، املایی از حاج عماد الدین هبة الله قاری طاوسی به نام سالک الدین به خط سالک الدین، روایتی از محمد شیرازی در گذشته 927 در شهر ابرقوه به گواهی و خط سالک الدین، املایی از محمد حافظ مخترع مسجد شریف جامع کبیر سپاهان مورخ 923 و شوال 930 در ستایش از سالک الدین به نظم فارسی و نثر عربی به خط سالک؛ 39. شرف الدین حافظ تفتی که یادگاری به خط نسخ خوش خود در ذیحجه 915ق نوشته است؛ 40. حسن بن علی ابرقوهی که یادگاری در 10 جمادی الاول 929ق نوشته است؛ 41. معین گویا مولانا معین الدین فراهی نگارنده معارج النبوة درگذشته 909ق (رجال حبیب السیر ص 181) که اجازه و رسالهای درباره ذکر نوشته و مینویسد که سالک الدین به خراسان آمد و من این را نوشتم در اینجا؛ 42. سالک الدین محمد که رباعیات «سعد الحقيقة ابوالسعادة شیخ حموی سلام الله علیه» و رضی الدین علی لالا را نوشته است؛ 43. حسین بن علی واعظ کاشفی که اجازه روایت تصانیف خود را به سالک الدین محمد در رجب 906ق میدهد؛ 44. جمال الدین بن عبدالله حسینی گرگانی که در 907ق اجازه به سالک الدین میدهد؛ 45. سالک الدین محمد که اجازه روایت و خرقه پوشی و تلقین ذکر و وصیت نجم الدین احمد بن محمد بن محمد بن عبدالله کبری به شیخ سعدالدین محمد بن مؤید بن ابی الحسن حمویی از روی خط احمد بن عمر بن محمد بن عبدالله مورخ نزدیک به پایان ذیحجه 616 را آورده است، سرگذشت و تاریخ مرگ برخی از پیران تصوف مانند نجم الدین کبری و حمویی و دیگران در آن آمده؛ 46. صدر بن محمد بن علی رواسی عکاشی خلیفه شیخ زین الدین و درگذشته 871ق (رجال حبیب السیر ص137) که در آغاز ذیحجه 850 اجازهای به نظام الدین اسحاق سعدی بحرابادی حمویی داده است؛ 47. سید اصیل الدین عبدالله حسینی دشتکی شیرازی درگذشته 883 (ص 170 رجال حبیب الله) که از حدیث نبوی تفسیر کرده است؛ 48. علی بن محمد بن علی بن حاج شمس الدین محمد حافظ نایینی مشهور به وجیه که در پایان رجب 848 اجازه به نجم الدین محمد پسر نظام الدین اسحق پسر نجم الدین موفق سعدی بحرآبادی یزدی داده است؛ 49. تاج سعیدی ابی الفتح محمد هادی بن ابی نصر محمود بن ابی سعید سعدالدین مسعود حسنی سعیدی عراقی که به سالک الدین و به نجم الدین ابی سالک محمد در 863/7/10 اجازه داده است، سلسله نسب مجیز (تاج سعیدی) هم در این اجازه هست؛ 50. سالک الدین محمد که عبارتی از سراج الدین مسعود و از پدر خود میآورد و مینویسد «من عمی وصهری و مخدومی سراجا سعیدا» و «عن والدی»؛ 51. احمد بن صفی الدین عبدالرحمن نورالشریعة محمد ایجی (ایگی) حسینی سنی که در جمادی الثانی 891 به سالک الدین و پسرش کاشف الدین محمد اجازه داده است؛ 52. علی بن محمد بن عبدالرحمن حسینی حسنی که در روز عرفه سال 901 درباره حدیث «من تزیی بغیر زیه فقتل فلادية و لاقود» نوشته و اجازه روایت داده است؛ 53. درویش زلالی پسر صفایی (رجال حبیب السیر ص 221) که شعرهایی در ستایش سالک الدین محمد به خط خود نوشته است؛ 54. صدر بن برهان که به دستور مخدومی در 921 عبارتی نوشته است؛ 55. محمد بن فتح الله حجازی حقیقی که در نیمه ذیقعده 887 در قزوین اجازه به سالک داده است؛ 56. برهان بن تقی الدین کرمانی که در 5 رمضان 924 سالک الدین را دیده و یادگاری برای او نوشته است؛ 57. حسن ابونصری کوبنانی که ستایشی از سالک الدین کرده است؛ 58. حسن بن محمود بن حسن حسنی داعوی که در روز چهارشنبه 9 جمادی الثانی 893 اجازهای به کاشف الدین داده است؛ 59. عبدالحمید بن محمد شریف کرمانی که حدیثی نوشته است؛ 60. نورالدین محمد آذری که شعری در ستایش سالک الدین سروده است، وصیت نجم الدین محمد به خط سالک الدین به عربی و فارسی، اجازه و خرقه پوشاندن نجم الدین محمد به سالک الدین محمد به روش علائیه و مرشدیه و وصیت او به همو به خط سالک الدین نجم الدین خود از دست شمس الدین محمد خلوتی خرقه پوشیده بود، 61. ابواسحق محمد بن عفیف الدین عبدالله نیریزی فارسی که اجازهای در اواخر رمضان 897ق به سالک الدین داده است؛ 62. نامه شیخ زین الدین عبدالسلام بن احمد کامویی به شیخ تقی الدین دادا محمد یزدی و ذکر انابت همین دادا با دو رباعی درباره شروط سلوک به خط سالک الدین؛ 63. نجم شهابی محمود بن احمد بن محمود سهروردی شیرازی فنجی سپاهانی شافعی که در سپاهان و در رمضان 902ق اجازه ای برای سالک الدین نوشته است؛ 64. ابوالهاشم موسوی که در سال 1002 شعرهایی به خط نستعلیق نوشته است؛ 65. فخرالاسلام عبدالله بن محمد سعیدی عدوی قرشی شافعی عراقی که ذیحجه 887ق اجازه به سالک داده است؛ 66. مولانا موالی که شعرهایی سروده و برای کشته شدن کاشف الدین محمد ماده تاریخ ساخته است به خط سالک الدین و او درباره اش «سلمه الله» مینویسد؛ 67. جنید بن عبدالرحمن بن جنید معمری شیرازی باغوی که در جمادی الثانی 921ق ابیاتی از ابی سعید ابی الخبر و ملای رومی آورده است؛ 68. حسن بن عبدالرحمن بن جنید معمری شیرازی باغوی که شعری از ابوسعید نوشته است؛ 69. عبدالرحمن بن جنید معمری شیرازی باغوی که در 12 شوال 901ق اجازه به سالک الدین داده است به خط سالک الدین؛ 70. سعد بن حاج علی که در رمضان 905ق اجازه به سالک داده است؛ 71. علی بن صدیق حسنی که در رمضان 905 اجازه به سالک الدین داده است با شعرهای فارسی او؛ 72. ستایش از سالک الدین و سفارش درباره او از محمود بن عبدالصمد بن محمد حسینی عارفی گیلگی در نیمه شوالی 905ق؛ 73. جلال الاسلام بن حاجی شاه بن قوام الاسلام طیبی کوبنانی که سواد دو نامه شاه نعمت الله ولی به مولانا قوام الدین کوبنانی را در ذیقعده 914 آورده و در پایان نوشته «هذا السواد بخطی مطابق باصله الشریف ... و الاصل عندی و انا ... جلال الاسلام ...»؛ 74. صفایی شاعر که در ستایش سالک الدین چند شعری سروده است؛ 75. بهلول عبدالسلام کامویی که در 8 ربیع الثانی 915ق سخنی از خود نوشته است؛ 76. عبدالوهاب بن عبدالغفار حسنی حسینی که در 9 ربیع الاول 918ق حدیثی نوشته است؛ 77. عبدالغفار پسر او که در 15 شوال 919ق چند حدیث نبوی نوشته است؛ 78. محمد قلی سلیم که شعرهایی به مطلع زیر نوشته است: «نه از کلاه نمد حاصلی نه از تاج است×× که پادشاه و گدا هر که هست محتاج است»؛ 79. علی بن حسین کاشفی که از سالک الدین دارنده این شیخه ستوده است؛ 80. شمس الدین محمد بن احمد حسنی حافظ سنایی دامغانی که سالک الدین حدیث مسلسل متصل به محمدین را با اجازه به او برای او نوشته و او هم در پایان دو سطری نوشته است؛ 81. سید معین مجدی که یک رباعی فارسی و شعرهایی به عربی در ستایش از سالک الدین سروده است، سواد اجازهای از غیاث الدین منصور دشتکی درگذشته 949 (عقل حادی عشر نمانده بجا) به صدرالدین محمد فرزند او با سواد مهرش: «ناصر الشریعه منصور»؛ 82. محیی بن رفیع بن روح السلام کرمانی که در شوال 926ق یادگاری برای سالک الدین نوشته است؛ 83. عماد الدین علی شریف قاری که در نزدیک به پایان ذیحجه 988 اجازه قرائت حرب البحر برای سالک نوشته است؛ 84. محمد قاسم بن تاج الدین محمود حسینی که در 25 جمادی الثانی 1032 بندی از تفسیر نیشابوری درباره آیه «قل ادعو الذين زعمتم من دونه اولياء فلا يملكون كشف الضر عنكم و لا تحویلا» را به دستور همین «صاحب المشيخة» نوشته است؛ 85. احمد بن جعفری ادهمی که نسبت خرقه خود را به دستور شمس الدین محمد نوشته است؛ 86. ظهیرالدین حسن بن ناصر الدین عبدالرحیم بن جلال الدین مسعود خطیب کرمانی که سلسله و مشیخه تصوف (سلسله شاگردان ابراهیم ادهم) را در شجرهای نشان داده است مورخ 22 رمضان 924 در کرمان؛ 87. علاء الدین بن حسن بن محمد سماعی بصری که در سپاهان در صفر 915 آنگاه که سالک الدین آنجا رفته بود یادگاری برای او نوشته است؛ 88. کمال بن سلام الله که در کرمان در آغاز ماه رمضان 914ق یادگاری برای سالک الدین نوشته است؛ 89. عبدالعزیز بن محمدبن عه اه الشهابانکی (؟) که اجازهای در رجب 894 نوشته است؛ 90. محمد بن علی بن حسن فرمدی که حدیثی نبوی از پدر خود روایت کرده است و شعرهایی از سالک الدین درباره کنز السالکین به خط خود او مورخ رمضان 902 در سپاهان. (دانش پژوه، با تلخیص)
متن فنخا
● المشيخة / گوناگون / عربی - فارسی
al-mašīxa
جنگی است بسیار گرانبها و خط نزدیک به صد دانشمند و شاعر از تاریخ 857 تا 988 در آن دیده میشود. در ص 343، این جنگ «مشیخة» نامیده شده است. ابی المحامد کاشف الدین محمد پسر ابوالانوار سالک الدین محمد پسر ابی المعارف مولی نجم الدین محمد است و این سومی از دانشمندان و بزرگان درخواسته بود که به نام او و فرزندش اجازهای در این جنگ بنویسند و او در تبریز در سال 885 درگذشت (ص258) و سپس سالک الدین محمد از آنان درخواسته بود که برای فرزندش کاشف الدین محمد در این جنگ اجازه بنویسند تا اینکه او را کشتند. نسب این خاندان چنانکه در ص 187 همین جنگ آمده است به سعدالدین حمویی عارف میرسد.
چنین است سلسله نسب آنها تا ابی ایوب انصاری: 1. ابوالمحامد کاشف الدین محمد (درگذشته در 910=فضل)؛ 2. ابوالانوار سالک الدین محمد (زاده روز شنبه 21 شعبان 847 و زنده در 915 و کشته شده در تون در راه مشهد رضا)؛ 3. ابی المعارف نجم الدین محمد (یزد 818-تبریز 5 شوال 885)؛ 4. ابی الکرامة نظام الدین اسحق (757-یزد صفر 852)؛ 5. نجم الدین موفق (درگذشته در سفر حجاز در مال امیر در رمضان 792)؛ 6. شرف الدین علی؛ 7. حسن؛ 8. شمس الدین محمد؛ 9. اثیرالدین عبدالله؛ 10. نصیرالدین نصرالله؛ 11. ابوالمظفر سعدالدین یوسف؛ 12. محمد؛ 13. ابوالفتوح غیاث هبة الله جامع و مصنف مراد المريدين في ... الشيخ سلام الله علیه؛ 14. صدرالدین حمویه یا سعدالدین یوسف؛ 15. ابوالمفاخر صدرالدین ابراهیم (شنبه 26 شعبان 644-یکشنبه 6 محرم 722ق)؛ 16. سلطان الاولیاء شیخ سعدالدین محمد بحرابادی جوینی حمویی؛ 17. صدرالدین موید حموی؛ 18. ابی بکر جمال السنة عبدالله؛ 19. ابی الحسن علی؛ 20. ابی عبدالله محمد؛ 21. حمویه؛ 22. عثمان؛ 23. سعدالدین ابوسعد؛ 24. نصرالله؛ 25. محمد؛ 26. شیخ ابی اسمعیل عبدالله انصاری هروی؛ 27. محمد؛ 28. علی؛ 29. مت؛ 30. محمد؛ 31. احمد؛ 32. علی؛ 33. جعفر؛ 34. ابی ایوب انصاری.
مولی حسین کاشفی این جنگ را چنین میستاید: «وارانی مجموعة مطبوعة كصحف مكرمة مرفوعة و القى الى صحيفة لطيفة محررة بايدى سفرة كرام بررة و شحت اوراقها بخطوط الاعالی و حلیت اطباقها بحظوظ من رقوم ذوى المعالى رسوم يراعهم على طبقات الاوراق كالدراری الثاقبة على صفحات السبع الطباق بترقيمهم صار الكتاب كروضة ×× شقایقها نجلو و ازهارها تبذو؛ و قد رسم كل واحد من الافاضل ما شاء من المعانی اللایقة فی صور الالفاظ الفایقه بالخواط الرایقة» (ص170). مولی شرف الدین حافظ تفتی درباره آن چنین مینویسد: «بمطالعة هذا الكتاب الجامع لكل باب الموشح باقلام افاضل العلماء المرشح بارقام اكامل الفضلاء على ما اعرب عن كمال فضله و لوح الى جلال شأنه» (ص144)؛ مولی محمد بن محمود قنات شیرینی چنین مینویسد: «فی مشیخته العالية الموشحة بارقام الائمة العظام المرشحة باقلام الاجلة الفخام من الاولياء الاعلام و مشایخ الاسلام و النقباء الامجاد و النجباء الاجواد و الحكماء المتالهین و العلماء الراسخین و الفقهاء العاملین و الصلحاء المحدثین» (ص103)؛ عبدالاسلاف کرمانی در 911 چنین مینویسد: «القى الى هذه الصحف المكرمة و الصحيفة المطهرة المشحونة بخطوط الارقام السواطع من العلماء (ص53)؛ در الذریعه (187/8) از این جنگ ستایش شده و 34 اجازه آن در آن یاد گردید سعید نفیسی در سخنان منظوم ابوسعید ابی الخیر (ص181) یکرباعی از آن آورده است. در ریحانة الادب (289/6 و 302 و 355 و 369) عکس خط مولی حسین کاشفی و غیاث الدین منصور و مولی جلال دوانی و فخرالدین علی بن حسین کاشفی از روی همین جنگ چاپ شده است. شاعرانی که از شعر خویش به خط خود در این جنگ نوشتهاند: 1. بیکی سلطان شاعر خواهر درویش گنج مداح که در 9 محرم 907 به مشهد آمده و دو بیتی شعر گفته و در آن نوشته است؛ 2. ظهیرالدین حسن بن ناصر بن جلال الدین مسعود خطیب کرمانی به خط نستعلیق 926ق؛ 3. حسینی؛ 4. شاه طالب شیرازی بسطامی شافعی در رجب 864ق؛ 5. پیر جمال بن محمد اردستانی؛ 6. مولی حسین کاشفی؛ 7. معین (رجال حبیب السیر ص181)؛ 8. زین العابدین بن صادق؛ 9. کاشف الدین محمد در ستایش پدرش سالک الدین محمد به نظم مثنوی؛ 10. درویش زلالی پسر صفایی در ستایش از سالک الدین محمد (رجال حبیب السیر ص 221)؛ 11. نورالدین محمد آذری در ستایش از سلک الدین محمد؛ 12. ابوالهاشم موسوی؛ 13. نیز شعرهایی از ابوالمحامد کاشفی محمدی پسر او در ترجمه شعرهای علی (ع) به فارسی به خط سالک الدین پدر او؛ 14. رباعیاتی در ستایش سالک الدین گویا از شاعری صفا تخلص؛ 15. محمد قلی سلیم؛ 16. علی بن حسین کاشفی گویا در ستایش سالک؛ همچنین: 1. رباعیات ابوالسعادة سعد الحقيقة شیخ حموی و رضی الدین علی لا لا به خط سالک الدین؛ 2. از کتاب «روضة البيان في علم الحجة و البرهان» گویا از سعدالدین حموی به خط سالک الدین؛ 3. داستانی به نثر به خط علی بن محمد بن عبدالرحمن حسنی حسینی مورخ روز پنجشنبه عرفه 901 در یزد. عارفان و دانشمندانی که در این جنگ به خط خود نوشتهاند: 1. سلام الله بن علی بن مطهر بکری کرمانی کوبنانی شافعی که اجازهای به عربی برای سالک محمدا فرزند [نجم الدین محمد بن] نظام الدین ابی محمد اسحق بن نجم الدین موفق بحرابادی یزدی حموی در سپاهان در 863ق نوشته است؛ 2. حمزة بن عزالدین حسنی حسینی کرمانی ماهانی (رجال حبیب السیر ص 57) که به شعرهای فارسی و نثر فارسی از سالک الدین محمد در 926ق ستوده است؛ 3. شهاب الدین علی شاهی عارف نعمة اللهی که در روضه شاه نعمة الله در 936ق سالک الدین محمد را دیده و در این باره به فارسی نوشته است؛ 4. طاهر بن عرب بن ابراهیم حافظ که تألیفات بسیاری دارد و اجازهای برای سالک الدین در نیماورد سپاهان در 857 نوشته است؛ 5. محمود بن حسن بن يعقوب بن نصر بن حسن حسینی آملی شیرازی شافعی که در 8 شوال 868ق به سالک الدین اجازه داده است (ریحانة الادب 10/2)؛ 6. نعمة الله بن عبدالله بن محمد بن عبدالله حسینی که دو بیت به فارسی و سپس سند و سلسله خرقه خود را به نثر فارسی آورد؛ 7. عبدالباقی حسینی که در ذیقعده 911 اجازهای برای سالک الدین نوشته است (رجال حبیب السیر: امیر نظام الدین عبدالباقی صدرشاه، ص 277)؛ 8. (مولانا جلال الدین) ابوعبدالله محمد بن اسعد بن محمد صدیقی (دوانی) که پس از دیدن سالک الدین و پدرش و آشنایی با آنها اجازهای برای هر دو نوشته است؛ 9. حسن بن محمد ایجی شبانکارهای که در 1 رجب 875 برای سالک الدین اجازه نوشت؛ 10. ابوالوقت محمد بن عبدالملک بن علی بن علی بن مبارکشاه بکری صدیقی قرشی سماوهای شیرازی که پدر و نیایش را «خواجه شیخ ساوجی» میخواندهاند در یزد به سال 878ق برای سالک الدین اجازه نوشته است؛ 11. یحیی بن عماد بن محمد سلامی شافعی قزوینی مدنی که در 20 ع 870 برای سالک الدین اجازه نوشت؛ 12. محمد بن خواجه ضیاءالدین علی بن محمد ترکه که اجازه برای سالک الدین نوشته است؛ 13. بیکی سلطان خواهر درویش گنج مداح که در طوس آمده و دوبیت بخط خود در ستایش سالک الدین محمد در 9 محرم 907 نوشته است؛ 14. شرف الدين علی بن عبدالله بن محمود شیفکی شافعی که در یزد سالک الدین را دیده و در 885 بدو اجازه داد؛ 15. عبدالله اکمل بن محمود شریف که در شوال 926ق اجازهای برای سالک الدین نوشته است؛ 16. صدیق بن ابراهیم بن ناصر احمد آبادی که در دهه سوم رمضان 854ق اجازه به سالک الدین و پدرش داده است؛ 17. عبدالاسلاف بن کرم بن عبدالاسلاف کرمانی که در 10 ذیقعده 911 درباره این جنگ ستایشی نوشته است؛ 18. ظهیرالدین حسن بن ناصر بن جلال بن مسعود بن خطیب کرمانی که از سالک الدین ستوده است؛ 19. ابوعلی غیاث الدین منصور بن محمد حسینی دشتکی شیرازی صاحب مدرسه منصوریه در شیراز عبارتی نوشته و از خود با عنوان «مسوده ابوعلی بن محمد منصور الحسینی» یاد کرده است؛ 20. ابوالنصر (صدرالدین محمد) بن ابی علی غیاث الدین منصور دشتکی که به سالک الدین در دهه سوم رجب 966 در یزد اجازه داده؛ 21. عبدالرحمن بن محمد بن محمد که غیاث خوانده میشده و بیست سالی در تبریز قضاوت میکرده است؛ 22. محمود بن حسن بن محمد حسینی طباطبایی که به دستور سالک الدین حدیثی با سند به روایت از او در روز یکشنبه 7 ربیع الاول 915 نوشته است؛ 23. نظام الدین اسحق بن موفق که اجازهای به پسر خود نجم الدین بن محمد در 27 ذیحجه 845 داده و به خط خود نوشته است؛ 24. کمال بن اسمعیل بن اسحق بن احمد حسنی حسینی که در شیراز در 22 جمادی الثانی 921 به سالک الدین اجازه داده است؛ 25. طالب شیرازی بسطامی شافعی که در رجب 864 رباعی در ستایش سالک الدین نوشته است؛ 26. جمال بن سراج بن اصیل که در جمادی الثانی 921 به سالک الدین اجازه داده است؛ 27. نصرالبیان بن نورالبیان بن محمد انصاری مؤلف «حقيقة الواجب» (الذریعه 50/7) که شعری از علی (ع) نوشته است؛ 28. علی کمال نوربخشی شیرازی که عبارتی به نثر و نظم نوشته است؛ 29. محمد بن ابی بکر علی بن محمود قنات شیرینی میبدی یزدی که اجازهای برای سالک الدین در 10 جمادی الاول 922 نوشته است؛ 30. معین بن حسن بن علی حسنی که یادگاری برای سالک الدین در آغاز ربیع الثانی 923 نوشته است؛ 31. جمال الدین محمد جمالی (پیر جمال اردستانی) که شعرهایی از خود نوشته است؛ 32. محمود بن حسن بن داعی الی الحق محمود نظام الدین حسنی آملی که پندی به نام یادگار از اواخر رساله مراشد الرموز نظام الدین محمود حسنی آملی نیای خود در نزدیک به پایان رمضان 924ق نوشته است، نسبت او به نوزده واسطه به زید بن علی میرسد و دیوان او بیش از پنجاه هزار بیت و گورش در شیراز است؛ 33. امیر صدرالدین محمد بن غیاث الدین ابوعلی منصور بن محمد دشتکی شیرازی که اجازه ای پدرش به سالک الدین داده مورخ آغاز محرم 914ق؛ 34. حاجی محمود بن محمد تبریزی که یادگاری در نزدیک به پایان ربیع الاول 918قبرای سالک الدین نوشته است؛ 35. حسین بن علی واعظ کاشفی که ستایشی از سالک الدین به فارسی در شعبان 906ق نوشته است؛ 36. یحیی بن احمد بن حسین شریف شافعی جلالی که ستایشی از سالک الدین به عربی و فارسی در مشهد طوس نوشته است (رجال حبیب السیر ص108)؛ 37. امیر علاء الملک شمس الدین مهدی موسوی و پسرش آقا میرزا محمد که سفارشنامهای به سالک الدین محمد پس از زیارت او مشهد رضا را در طوس در ذیحجه 906ق داده؛ 38. خط و مهر عزیز بن محمد بن محمود رضوی، فرمان «السلطان العادل ابوالغازی سلطان بهادر» بنام سالک الدین محمد در 906ق، املایی از حاج عماد الدین هبة الله قاری طاوسی به نام سالک الدین به خط سالک الدین، روایتی از محمد شیرازی در گذشته 927 در شهر ابرقوه به گواهی و خط سالک الدین، املایی از محمد حافظ مخترع مسجد شریف جامع کبیر سپاهان مورخ 923 و شوال 930 در ستایش از سالک الدین به نظم فارسی و نثر عربی به خط سالک؛ 39. شرف الدین حافظ تفتی که یادگاری به خط نسخ خوش خود در ذیحجه 915ق نوشته است؛ 40. حسن بن علی ابرقوهی که یادگاری در 10 جمادی الاول 929ق نوشته است؛ 41. معین گویا مولانا معین الدین فراهی نگارنده معارج النبوة درگذشته 909ق (رجال حبیب السیر ص 181) که اجازه و رسالهای درباره ذکر نوشته و مینویسد که سالک الدین به خراسان آمد و من این را نوشتم در اینجا؛ 42. سالک الدین محمد که رباعیات «سعد الحقيقة ابوالسعادة شیخ حموی سلام الله علیه» و رضی الدین علی لالا را نوشته است؛ 43. حسین بن علی واعظ کاشفی که اجازه روایت تصانیف خود را به سالک الدین محمد در رجب 906ق میدهد؛ 44. جمال الدین بن عبدالله حسینی گرگانی که در 907ق اجازه به سالک الدین میدهد؛ 45. سالک الدین محمد که اجازه روایت و خرقه پوشی و تلقین ذکر و وصیت نجم الدین احمد بن محمد بن محمد بن عبدالله کبری به شیخ سعدالدین محمد بن مؤید بن ابی الحسن حمویی از روی خط احمد بن عمر بن محمد بن عبدالله مورخ نزدیک به پایان ذیحجه 616 را آورده است، سرگذشت و تاریخ مرگ برخی از پیران تصوف مانند نجم الدین کبری و حمویی و دیگران در آن آمده؛ 46. صدر بن محمد بن علی رواسی عکاشی خلیفه شیخ زین الدین و درگذشته 871ق (رجال حبیب السیر ص137) که در آغاز ذیحجه 850 اجازهای به نظام الدین اسحاق سعدی بحرابادی حمویی داده است؛ 47. سید اصیل الدین عبدالله حسینی دشتکی شیرازی درگذشته 883 (ص 170 رجال حبیب الله) که از حدیث نبوی تفسیر کرده است؛ 48. علی بن محمد بن علی بن حاج شمس الدین محمد حافظ نایینی مشهور به وجیه که در پایان رجب 848 اجازه به نجم الدین محمد پسر نظام الدین اسحق پسر نجم الدین موفق سعدی بحرآبادی یزدی داده است؛ 49. تاج سعیدی ابی الفتح محمد هادی بن ابی نصر محمود بن ابی سعید سعدالدین مسعود حسنی سعیدی عراقی که به سالک الدین و به نجم الدین ابی سالک محمد در 863/7/10 اجازه داده است، سلسله نسب مجیز (تاج سعیدی) هم در این اجازه هست؛ 50. سالک الدین محمد که عبارتی از سراج الدین مسعود و از پدر خود میآورد و مینویسد «من عمی وصهری و مخدومی سراجا سعیدا» و «عن والدی»؛ 51. احمد بن صفی الدین عبدالرحمن نورالشریعة محمد ایجی (ایگی) حسینی سنی که در جمادی الثانی 891 به سالک الدین و پسرش کاشف الدین محمد اجازه داده است؛ 52. علی بن محمد بن عبدالرحمن حسینی حسنی که در روز عرفه سال 901 درباره حدیث «من تزیی بغیر زیه فقتل فلادية و لاقود» نوشته و اجازه روایت داده است؛ 53. درویش زلالی پسر صفایی (رجال حبیب السیر ص 221) که شعرهایی در ستایش سالک الدین محمد به خط خود نوشته است؛ 54. صدر بن برهان که به دستور مخدومی در 921 عبارتی نوشته است؛ 55. محمد بن فتح الله حجازی حقیقی که در نیمه ذیقعده 887 در قزوین اجازه به سالک داده است؛ 56. برهان بن تقی الدین کرمانی که در 5 رمضان 924 سالک الدین را دیده و یادگاری برای او نوشته است؛ 57. حسن ابونصری کوبنانی که ستایشی از سالک الدین کرده است؛ 58. حسن بن محمود بن حسن حسنی داعوی که در روز چهارشنبه 9 جمادی الثانی 893 اجازهای به کاشف الدین داده است؛ 59. عبدالحمید بن محمد شریف کرمانی که حدیثی نوشته است؛ 60. نورالدین محمد آذری که شعری در ستایش سالک الدین سروده است، وصیت نجم الدین محمد به خط سالک الدین به عربی و فارسی، اجازه و خرقه پوشاندن نجم الدین محمد به سالک الدین محمد به روش علائیه و مرشدیه و وصیت او به همو به خط سالک الدین نجم الدین خود از دست شمس الدین محمد خلوتی خرقه پوشیده بود، 61. ابواسحق محمد بن عفیف الدین عبدالله نیریزی فارسی که اجازهای در اواخر رمضان 897ق به سالک الدین داده است؛ 62. نامه شیخ زین الدین عبدالسلام بن احمد کامویی به شیخ تقی الدین دادا محمد یزدی و ذکر انابت همین دادا با دو رباعی درباره شروط سلوک به خط سالک الدین؛ 63. نجم شهابی محمود بن احمد بن محمود سهروردی شیرازی فنجی سپاهانی شافعی که در سپاهان و در رمضان 902ق اجازه ای برای سالک الدین نوشته است؛ 64. ابوالهاشم موسوی که در سال 1002 شعرهایی به خط نستعلیق نوشته است؛ 65. فخرالاسلام عبدالله بن محمد سعیدی عدوی قرشی شافعی عراقی که ذیحجه 887ق اجازه به سالک داده است؛ 66. مولانا موالی که شعرهایی سروده و برای کشته شدن کاشف الدین محمد ماده تاریخ ساخته است به خط سالک الدین و او درباره اش «سلمه الله» مینویسد؛ 67. جنید بن عبدالرحمن بن جنید معمری شیرازی باغوی که در جمادی الثانی 921ق ابیاتی از ابی سعید ابی الخبر و ملای رومی آورده است؛ 68. حسن بن عبدالرحمن بن جنید معمری شیرازی باغوی که شعری از ابوسعید نوشته است؛ 69. عبدالرحمن بن جنید معمری شیرازی باغوی که در 12 شوال 901ق اجازه به سالک الدین داده است به خط سالک الدین؛ 70. سعد بن حاج علی که در رمضان 905ق اجازه به سالک داده است؛ 71. علی بن صدیق حسنی که در رمضان 905 اجازه به سالک الدین داده است با شعرهای فارسی او؛ 72. ستایش از سالک الدین و سفارش درباره او از محمود بن عبدالصمد بن محمد حسینی عارفی گیلگی در نیمه شوالی 905ق؛ 73. جلال الاسلام بن حاجی شاه بن قوام الاسلام طیبی کوبنانی که سواد دو نامه شاه نعمت الله ولی به مولانا قوام الدین کوبنانی را در ذیقعده 914 آورده و در پایان نوشته «هذا السواد بخطی مطابق باصله الشریف ... و الاصل عندی و انا ... جلال الاسلام ...»؛ 74. صفایی شاعر که در ستایش سالک الدین چند شعری سروده است؛ 75. بهلول عبدالسلام کامویی که در 8 ربیع الثانی 915ق سخنی از خود نوشته است؛ 76. عبدالوهاب بن عبدالغفار حسنی حسینی که در 9 ربیع الاول 918ق حدیثی نوشته است؛ 77. عبدالغفار پسر او که در 15 شوال 919ق چند حدیث نبوی نوشته است؛ 78. محمد قلی سلیم که شعرهایی به مطلع زیر نوشته است: «نه از کلاه نمد حاصلی نه از تاج است×× که پادشاه و گدا هر که هست محتاج است»؛ 79. علی بن حسین کاشفی که از سالک الدین دارنده این شیخه ستوده است؛ 80. شمس الدین محمد بن احمد حسنی حافظ سنایی دامغانی که سالک الدین حدیث مسلسل متصل به محمدین را با اجازه به او برای او نوشته و او هم در پایان دو سطری نوشته است؛ 81. سید معین مجدی که یک رباعی فارسی و شعرهایی به عربی در ستایش از سالک الدین سروده است، سواد اجازهای از غیاث الدین منصور دشتکی درگذشته 949 (عقل حادی عشر نمانده بجا) به صدرالدین محمد فرزند او با سواد مهرش: «ناصر الشریعه منصور»؛ 82. محیی بن رفیع بن روح السلام کرمانی که در شوال 926ق یادگاری برای سالک الدین نوشته است؛ 83. عماد الدین علی شریف قاری که در نزدیک به پایان ذیحجه 988 اجازه قرائت حرب البحر برای سالک نوشته است؛ 84. محمد قاسم بن تاج الدین محمود حسینی که در 25 جمادی الثانی 1032 بندی از تفسیر نیشابوری درباره آیه «قل ادعو الذين زعمتم من دونه اولياء فلا يملكون كشف الضر عنكم و لا تحویلا» را به دستور همین «صاحب المشيخة» نوشته است؛ 85. احمد بن جعفری ادهمی که نسبت خرقه خود را به دستور شمس الدین محمد نوشته است؛ 86. ظهیرالدین حسن بن ناصر الدین عبدالرحیم بن جلال الدین مسعود خطیب کرمانی که سلسله و مشیخه تصوف (سلسله شاگردان ابراهیم ادهم) را در شجرهای نشان داده است مورخ 22 رمضان 924 در کرمان؛ 87. علاء الدین بن حسن بن محمد سماعی بصری که در سپاهان در صفر 915 آنگاه که سالک الدین آنجا رفته بود یادگاری برای او نوشته است؛ 88. کمال بن سلام الله که در کرمان در آغاز ماه رمضان 914ق یادگاری برای سالک الدین نوشته است؛ 89. عبدالعزیز بن محمدبن عه اه الشهابانکی (؟) که اجازهای در رجب 894 نوشته است؛ 90. محمد بن علی بن حسن فرمدی که حدیثی نبوی از پدر خود روایت کرده است و شعرهایی از سالک الدین درباره کنز السالکین به خط خود او مورخ رمضان 902 در سپاهان. (دانش پژوه، با تلخیص)
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
2143 و 5047-ف | بیکاتب | 845-1098ق، به خط دانشمندانی که در آن اجازاتی دارند و عباراتی در آن نوشتهاند | نستعلیق، نسخ | 186 | شناسنامه ← |