نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

مجمع البحرین

majma‘-ol bahrayn
12 نسخه ثبت‌شده قرن 9 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/57138
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #57138
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 28، ص 176 تا 177
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: شعر
عناوین دیگر و هم‌تراز:
ناظر و منظور (nāzer va manzūr)

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

داستانی به نظم کشیده شده که خلاصه آن چنین است: از خاقان چین پسری پا به عرصه وجود می‌نهد که منظورش می‌نامند. روزی منظور با لشکری آراسته به قصد شکار به دشت می‌رود. اسب وی بر سر کوه، آهویی می‌بیند و رو به سوی او می‌تازد. آهو می‌گریزد و منظور در پی وی می‌گردد اورا نمی‌یابد و به سوی لشکر خود برمی‌گردد و در راه مرکبی از دور می‌بیند اسب خود را می‌راند و خود را به مرکب و سوار می‌رساند. سوار، ناظر، پادشاه سرزمین عراق است که با خیل و حشم به شکار می‌آید و گرفتار سیل و باران و صاعقه می‌شود. او از لشکر تنها می‌ماند و شب در غاری پناه می‌جوید. روز از غار بیرون می‌آید و به صحرا می‌آید و منزلی افراشته می‌بیند. در آن منزل صومعه عابد را می‌بیند و همانجا می‌ماند و قصه‌اش را به عابد می‌گوید. عابد، اورا تسلی می‌دهد و می‌خواباند. ناظر در خواب، گلشن آراسته‌ای همچون ارم می‌بیند که بر لب جویش شاهی سریر زده است. ناظر، عاشق طلعت گلگون و قامت موزون او می‌شود. سپس خواب خود را به عابد می‌گوید و عابد تعبیر می‌کند که گلشن که دیدی، چین است و آن شه شکر لب، فغفور چین، و منظور نام است، باید منظور خود را در آن سرزمین جوئی. ناظر، پا به راه طلب می‌نهد و منظور را می‌جوید و اتفاقا همدیگر را دیدار می‌کنند. ناظر در آن دیدار بدون این که منظور را بشناسد، قصه‌اش را روایت می‌کند و منظور به او می‌گوید که به منظور خود رسیدی و آسوده خواهی شد و دنباله داستان ... . صورت داستان ناظر و منظور، تعلقات بی‌شائبه دو شخصیت انسانی به همدیگر است و درونمایه حکمی و عرفانی دارد که کاتبی در پایان مثنوی بدان اشارت دارد. در واقع این منظومه نمادین است و مفاهیم رمزی و تمثیلی دارد. ناظر «تن» است و منظور «جان». خطه چین «منزل ایجاد»، خاقان «عقل»، لشکر «حواس». عابد «عشق حق». بدین ترتیب داستان ناظر و منظور در تعبیر کاتبی، قصه جان و تن و دل است و توقع او از خواننده این است که معنی داستان را دریابد.
آغاز اثر
« بسمله. مدام از حضرت مبلغ الام و متکلم بر دوام تعالی شانه جواهر زواهر صلوات و یواقیت مواقیت تحیات ... حمد او همچنین توان گفتن - بیت: بعد از آن بر آل و بر اصحاب او - بر هواداران و بر احباب او/ بر روانشان باد تا روز قیام - از همه عالم تحیت و السلام/ چنین گوید منتظم این کتاب ... محمد بن عبدالله النیسابوری المعروف بكاتبی ... در توحید باری عز اسمه: ای شده از قدرت تو ما و طین - لوحه دیباچه دنیا و دین/ دیده جان روشن از انوار تست - مخزن دل گلشن از اسرار تست ... »
انجام اثر
« بیت وی از نام تو معمور باد - نامش از انعام تو مشهور باد. »
سوابق و چاپ‌های اثر
ضمن گنجینه بهارستان، ادبیات فارسی-2 (شعر)، مسلسل 9، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، بهار 1384ش، با تصحیح بهروز ایمانی

متن فنخا

● مجمع البحرین = ناظر و منظور / شعر / فارسی majma‘-ol bahrayn = nāzer va manzūr کاتبی ترشیزی، محمد بن عبدالله، - 838 ؟ قمری kātebī toršīzī, mohammad ebn-e ‘abd-ol-lāh ( - 1435) داستانی به نظم کشیده شده که خلاصه آن چنین است: از خاقان چین پسری پا به عرصه وجود می‌نهد که منظورش می‌نامند. روزی منظور با لشکری آراسته به قصد شکار به دشت می‌رود. اسب وی بر سر کوه، آهویی می‌بیند و رو به سوی او می‌تازد. آهو می‌گریزد و منظور در پی وی می‌گردد اورا نمی‌یابد و به سوی لشکر خود برمی‌گردد و در راه مرکبی از دور می‌بیند اسب خود را می‌راند و خود را به مرکب و سوار می‌رساند. سوار، ناظر، پادشاه سرزمین عراق است که با خیل و حشم به شکار می‌آید و گرفتار سیل و باران و صاعقه می‌شود. او از لشکر تنها می‌ماند و شب در غاری پناه می‌جوید. روز از غار بیرون می‌آید و به صحرا می‌آید و منزلی افراشته می‌بیند. در آن منزل صومعه عابد را می‌بیند و همانجا می‌ماند و قصه‌اش را به عابد می‌گوید. عابد، اورا تسلی می‌دهد و می‌خواباند. ناظر در خواب، گلشن آراسته‌ای همچون ارم می‌بیند که بر لب جویش شاهی سریر زده است. ناظر، عاشق طلعت گلگون و قامت موزون او می‌شود. سپس خواب خود را به عابد می‌گوید و عابد تعبیر می‌کند که گلشن که دیدی، چین است و آن شه شکر لب، فغفور چین، و منظور نام است، باید منظور خود را در آن سرزمین جوئی. ناظر، پا به راه طلب می‌نهد و منظور را می‌جوید و اتفاقا همدیگر را دیدار می‌کنند. ناظر در آن دیدار بدون این که منظور را بشناسد، قصه‌اش را روایت می‌کند و منظور به او می‌گوید که به منظور خود رسیدی و آسوده خواهی شد و دنباله داستان ... . صورت داستان ناظر و منظور، تعلقات بی‌شائبه دو شخصیت انسانی به همدیگر است و درونمایه حکمی و عرفانی دارد که کاتبی در پایان مثنوی بدان اشارت دارد. در واقع این منظومه نمادین است و مفاهیم رمزی و تمثیلی دارد. ناظر «تن» است و منظور «جان». خطه چین «منزل ایجاد»، خاقان «عقل»، لشکر «حواس». عابد «عشق حق». بدین ترتیب داستان ناظر و منظور در تعبیر کاتبی، قصه جان و تن و دل است و توقع او از خواننده این است که معنی داستان را دریابد. آغاز: بسمله. مدام از حضرت مبلغ الام و متکلم بر دوام تعالی شانه جواهر زواهر صلوات و یواقیت مواقیت تحیات ... حمد او همچنین توان گفتن - بیت: بعد از آن بر آل و بر اصحاب او - بر هواداران و بر احباب او/ بر روانشان باد تا روز قیام - از همه عالم تحیت و السلام/ چنین گوید منتظم این کتاب ... محمد بن عبدالله النیسابوری المعروف بكاتبی ... در توحید باری عز اسمه: ای شده از قدرت تو ما و طین - لوحه دیباچه دنیا و دین/ دیده جان روشن از انوار تست - مخزن دل گلشن از اسرار تست ... انجام: بیت وی از نام تو معمور باد - نامش از انعام تو مشهور باد. چاپ: ضمن گنجینه بهارستان، ادبیات فارسی-2 (شعر)، مسلسل 9، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، بهار 1384ش، با تصحیح بهروز ایمانی

نسخه‌های خطی این اثر

12 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
بیانی، مهدی (دکتر)
تهران
49/3 بی‌کاتب 890ق نستعلیق - شناسنامه ←
2
مجلس
تهران
174667 بی‌کاتب قرن 9 - - شناسنامه ←
3
مجلس
تهران
2615/2 بی‌کاتب قرن 9 نستعلیق 79 شناسنامه ←
4
مجلس
تهران
9267 بی‌کاتب قرن 10 نستعلیق 26 شناسنامه ←
5
ملک
تهران
5003/1 بی‌کاتب قرن 10 نستعلیق - شناسنامه ←
6
مجلس
تهران
304/1 بی‌کاتب - نستعلیق 45 شناسنامه ←
7
مینوی
تهران
227 بخش 3 بی‌کاتب بی‌تاریخ نستعلیق 35 شناسنامه ←
8
مینوی
تهران
209 بخش 3 بی‌کاتب بی‌تاریخ - - شناسنامه ←
9
مینوی
تهران
210 بخش 3 بی‌کاتب بی‌تاریخ - 31 شناسنامه ←
10
مینوی
تهران
211 بخش 3 بی‌کاتب بی‌تاریخ نستعلیق 28 شناسنامه ←
11
مینوی
تهران
212 بخش 3 بی‌کاتب بی‌تاریخ - 42 شناسنامه ←
12
مینوی
تهران
213 بخش 3 بی‌کاتب بی‌تاریخ - 46 شناسنامه ←