شناسنامه کتابشناختی اثر
اسرار النجوم (ترجمه)
عنوان پیراسته: اسرار النجوم
asrār-on nojūm (t.)
پیوند کوتاه:
/w/5335
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #5335
پدیدآور / مؤلف:
افشار، محمد اکبر بن نصر الله
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 3، ص 442
تا 443
زبان و قالب:
فارسی
(translation)
ردههای موضوعی:
هیئت
عناوین دیگر و همتراز:
صد باب اسکندری
(sad bāb-e eskandarī)
اثر مرتبط / وابسته به:
اسرار النجوم = احکام النجوم = کتاب اسرار؛ ارسطو (322-384)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
کتابی است در نجوم متن آن را که در صدبند است از ارسطو پنداشتهاند که برای اسکندر ساخته و چند تحریر از آن در دست هست که «مقالة فی احکام النجوم» و «صد باب اسکندری» خوانده میشود. مترجم تولد خود را در سال 1198 یاد میکند و می گوید که کتاب را بهدستور محمد شاه ترجمه نموده است.
آغاز اثر
« شرح اسرار النجوم ارسطاطالیس الحکیم. و به نستعین. سپاس و منت و جودی را که واجب الوجود است و هر چه جزوی ممکن الوجود. و هر چه ممکن الوجود است کرده او است و همه چیز را جداگانه از اجناس و انواع را علتی پدید کرده و هیچ چیز را بی علت نیافریده ... اما بعد چنین گوید محمد اکبر ابن نصرالله میرزا بن شاهرخ شاه بن رضاقلی میرزا بن نادرشاه افشار ... که مدتی بود ... که جمعی کثیر از دوستان و محبان خواهش از این حقیر نمودند که اسرار النجوم معلم اول ارسطاطالیس را ترجمه بزبان فارسی نموده شرح و بسطی لایق داده شود ... در این زمان ... که بملازمت ... اردشیر میرزا ... سرافراز گردید حسب الامر ... بترجمه این کتاب مستطاب صد باب اسکندری مفتخر و سرافراز گردید ... و این کتاب مشتمل است بر صد باب هذا دیباچه کتاب اسرار النجوم لارسطاطالیس فیلسوف. وضع هذاالکتاب لاسکندر الملک و رسم هذا الفصول بالقضایا و هی مائة فصل. ترجمه: این کتاب مستطاب اسرار النجوم ارسطاطالیس حکیم است ... قال ارسطاطالیسی انت ایها الملک بعزه موقعه منی و جلالک فی نفسک و استکمالک فضائل الانسانیة و استمالک علی احد الصفات الملکوتیة حقیق بان تکون و ارثاً للعلوم الحکمیة التی اودعها الملک الخبیر هرمس الکبیر حین علم بما یکون من الطوفان و لم یقدر علی استخراجه بعده الاالحکیم الفاضل بلیناس و انا اخذته منه و استقدمته »
انجام اثر
« فصل صدم: قال ارسطاطالیس الحکیم القمر اذا افسدی فساد کان و کان صاحب الطالع صالح الحال دال علی البلوی بعدها نعمة المشکورة. ترجمه: چون قمر فاسد الحال باشد و هر فسادی که باشد صاحب طالع صالح الحال بود دلالت کند برآنکه اولادمولود ببلیه و بلائی وعارضه گرفتار شود و بعد ازآن نعمت و مالی و ثروتی بمولود برسد که از آن نعمت ودولت شکر خدای کند. والله اعلم بالصواب »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
نسخههای منزوی 257/1
فهرستواره منزوی 2851/4
متن فنخا
● اسرار النجوم (ترجمه) = صد باب اسکندری / هیئت / فارسی
asrār-on nojūm (t.) = sad bāb-e eskandarī
افشار، محمد اکبر بن نصر الله، ق13 قمری
afšār, mohammad akbar ebn-e nasr-ol-lāh (- 19c)
وابسته به: اسرار النجوم = احکام النجوم = کتاب اسرار؛ ارسطو (322-384)
کتابی است در نجوم متن آن را که در صدبند است از ارسطو پنداشتهاند که برای اسکندر ساخته و چند تحریر از آن در دست هست که «مقالة فی احکام النجوم» و «صد باب اسکندری» خوانده میشود. مترجم تولد خود را در سال 1198 یاد میکند و می گوید که کتاب را بهدستور محمد شاه ترجمه نموده است.
آغاز: شرح اسرار النجوم ارسطاطالیس الحکیم. و به نستعین. سپاس و منت و جودی را که واجب الوجود است و هر چه جزوی ممکن الوجود. و هر چه ممکن الوجود است کرده او است و همه چیز را جداگانه از اجناس و انواع را علتی پدید کرده و هیچ چیز را بی علت نیافریده ... اما بعد چنین گوید محمد اکبر ابن نصرالله میرزا بن شاهرخ شاه بن رضاقلی میرزا بن نادرشاه افشار ... که مدتی بود ... که جمعی کثیر از دوستان و محبان خواهش از این حقیر نمودند که اسرار النجوم معلم اول ارسطاطالیس را ترجمه بزبان فارسی نموده شرح و بسطی لایق داده شود ... در این زمان ... که بملازمت ... اردشیر میرزا ... سرافراز گردید حسب الامر ... بترجمه این کتاب مستطاب صد باب اسکندری مفتخر و سرافراز گردید ... و این کتاب مشتمل است بر صد باب هذا دیباچه کتاب اسرار النجوم لارسطاطالیس فیلسوف. وضع هذاالکتاب لاسکندر الملک و رسم هذا الفصول بالقضایا و هی مائة فصل. ترجمه: این کتاب مستطاب اسرار النجوم ارسطاطالیس حکیم است ... قال ارسطاطالیسی انت ایها الملک بعزه موقعه منی و جلالک فی نفسک و استکمالک فضائل الانسانیة و استمالک علی احد الصفات الملکوتیة حقیق بان تکون و ارثاً للعلوم الحکمیة التی اودعها الملک الخبیر هرمس الکبیر حین علم بما یکون من الطوفان و لم یقدر علی استخراجه بعده الاالحکیم الفاضل بلیناس و انا اخذته منه و استقدمته
انجام: فصل صدم: قال ارسطاطالیس الحکیم القمر اذا افسدی فساد کان و کان صاحب الطالع صالح الحال دال علی البلوی بعدها نعمة المشکورة. ترجمه: چون قمر فاسد الحال باشد و هر فسادی که باشد صاحب طالع صالح الحال بود دلالت کند برآنکه اولادمولود ببلیه و بلائی وعارضه گرفتار شود و بعد ازآن نعمت و مالی و ثروتی بمولود برسد که از آن نعمت ودولت شکر خدای کند. والله اعلم بالصواب
[نسخههای منزوی 257/1؛ فهرستواره منزوی 2851/4]
نسخههای خطی این اثر
4 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
3386/1 | افشار، محمد اکبر بن نصر الله (مؤلف) | بیتاریخ | نسخ | 203 | شناسنامه ← |
| 2 |
دانشگاه
تهران
|
1185 | هاشم موسوی هروی | یکشنبه غره صفر 1269ق، حسب خواهش شاهزاده آزاده محمد رضا | نستعلیق | 103 | شناسنامه ← |
| 3 |
طبسی
قم
|
97/2 | ابراهیم بن میرزا | پنجشنبه 20 شوال 1287ق | نستعلیق، شکسته | 97 | شناسنامه ← |
| 4 |
لغتنامه دهخدا
تهران
|
289 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | - | شناسنامه ← |