نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

الکافی

al-kāfī
1,630 نسخه ثبت‌شده از قرن 6 تا 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/52408
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #52408
پدیدآور / مؤلف: کلینی، محمد بن یعقوب
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 25، ص 672 تا 799
زبان و قالب: عربی
رده‌های موضوعی: حدیث

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

این کتاب اولین مجموعه کامل در اخبار شیعه امامیه است و شاهکار کلینی محسوب می‌شود. استاد دانش پژوه در توصیف آن آورده‌اند: به گفته نجاشی و حلی و ابن داود بیست سال در آن کار کرد و از خبرهای شیعی آنچه درست و استوار یافت در آن آورد. کافی یکی از چهار کتاب سه محمد یا چهار اصل سه ابوجعفر (اجازه داماد به سید حیدر کرکی در 1028 در بحار ص 136) است و از کتاب‌های پر ارزش شیعی است. او کافی را به درخواست برخی از شیعیان شهرهای دور نوشت (عین الغزال). کلینی در دیباچه می‌نویسد: «برادرم! اینکه از نادانی مردم و پرهیز آنها از دانش نالیده‌ای آگاه گشتم. پرسیدی که آیا تنها روی پیروی از گذشتگان می‌توان به جایی راه برد؟ من می‌گویم که نه، چنین نیست. باید با آگاهی و دانش به آنچه که خدا و پیامبر فرموده‌اند رسید. از ناسازگاری روایت‌ها یاد کرده و گفته‌ای که کسی با تو نیست تا با او گفتگوی بداری و می‌خواهی دفتری نزد تو باشد که همه هنرهای دین در آن باشد و اگر خبرهای درست راستگویان را بخواهند در آن بیابند. خداوند یاری نمود و آنچه خواسته‌ای در این دفتر آمده است. اگر هم کم و کاستی در آن باشد خودمان خواسته بودیم که کوتاه ورزیم. ما در «کتاب الحجة» تا اندازه‌ای رسا سخن رانده‌ایم اگر چه بسزا درباره آن گفتگو نکرده‌ایم امید که پس از این دفتری گسترده تر و کلان تر اگر بمانیم بنویسیم». نام «کافی» گویا از عبارت «کتاب کاف» که در دیباچه هست گرفته شده است. کلینی در این کتاب به خبرهای کلامی و فقهی شیعی ترتیب منطقی بسیار پسندیده و شاید بهتر از ترتیب مجامع سنی داده است. او در هر بابی نخست حدیث‌های درست‌تر و روشن‌تر را می‌آورد و به همین گونه پیش می‌رود تا اینکه حدیث مجمل و تاریک در پایان آن باب بیاید (عین الغزال ص 1-3؛ روضات ص 526). این کتاب که به گفته شوشتری در مجالس المؤمنین به نزدیک به هشتاد هزار بیت می‌رسد به نوشته طوسی در فهرست دارای سی کتاب می‌باشد و نخستین آنها کتاب العقل و فضل العلم و بازپسین آنها روضه است و درباره آن طوسی می‌گوید: «و کتاب الروضة آخر کتاب الکافی». ابن شهر آشوب هم آنرا سی کتاب دانسته و از برخی از آنها نام برده و از روضه هم یاد کرده ولی گویا او دواجن و رواجن، زی و تجمل، روضه را که در رجال نجاشی و فهرست طوسی از کتاب‌های کافی به شمار آمده جز کافی می‌داند. نجاشی شماره‌ای برای کتاب‌های آن یاد ننموده ولی کتاب العقل را جدا و کتاب فضل العلم را جدا و پس از اینها تا سی و یک کتاب برشمرده و کتاب روضه را در پایان آورده است. ترتیب کتاب‌ها هم در این فهرست‌ها یکی نیست و گویا در نسخه‌هایی که اکنون در دست هست تا اندازه‌ای از ترتیب شیخ پیروی شده است. چنین است کتاب‌ها در رجال نجاشی: العقل، فضل العلم، التوحید، الحجة، الایمان و الکفر، الوضوء و الحیض، الصلوة، الصیام، الزکاة و الصدقة، النکاح و العقیقة، الشهادات، الحج، الطلاق، العتق، الحدود، الدیات، الایمان و النذور و الکفارات، المعیشة، الصید و الذبائح، الجنائز، العشرة، الدعاء، الجهاد، فضل القرآن، الاطعمة، الاشربة، الزى و التجمل، الدواجن و الرواجن، الوصایا، الفرائض، الروضه.در فهرست چنین است: العقل و فضل العلم تا الایمان و الکفر، الدعاء، فضائل القرآن، الطهارة و الحیض، الصلوة، الزکوة، الصیام، الحج، النکاح، الطلاق، العتق و التدبیر و المکاتبة، الایمان و النذور و الکفارات، المعیشة، الشهادات، القضایا و الاحکام، الجنائز، الوقوف و الصدقات، الصید و الذبائح، الاطعمة و الاشربة، الدواجن و الرواجن، الزى و التجمل، الجهاد و الوصایا، الفرائض الحدود، الدیات، الروضة.چنان که می‌بینیم «کتاب العشرة» را نجاشی یاد کرد و در نسخه‌ها در پایان اصول و در گزارش قزوینی (صافی کتاب 7) و در مرآة العقول (کتاب 7) است گرچه طوسی از آن یاد ننموده است. ابن شهر آشوب از همین کتاب بدین گونه یاد می‌کند: العقل، فضل العلم تا الایمان و الکفر، فضل القرآن، الدعاء، الطهارة، الحیض، الصلوة، الزکوة الی آخر کتب الفقه. گویا او از طوسی پیروی نموده است. در نسخه‌های اخیر که در ترتیب کتاب‌ها یکسان نیستند، کافی را به سه بخش کرده‌اند اصول (از عقل تا عشرة در 7 کتاب) و فروع (از طهارت تا ایمان و نذور و کفارات در 26 کتاب) و روضه که یک کتاب است. کنتوری می‌نویسد (ص 419) که کافی سی و چهار کتاب و 326 باب می‌باشد و حدیث‌های آن به 15670 یا 15770 می‌رسد. در سه تای آن سخن خود کلینی و در دو باب سخن یونس بن عبدالرحمن و در یک باب سخن فضل بن شاذان و در برخی باب‌ها سه گفتار از کلینی و یک گفتار از زید بن ثابت می‌باشد.در عین الغزل اصول 7 کتاب و فروع باب روضه 25 کتاب، رویهم به پیروی از ذکری 32 کتاب به شمار آمده است. درباره کتاب‌های کافی چنانکه دیده‌ایم سی و سه و سی و دو نوشته‌اند و در نسخه‌ها و گزارش‌ها سی و چهار شمرده‌اند. مگر این که در اجازه سید حسین بن حیدر کرکی به محقق سبزواری که کلینی در آنهم «ثقة الاسلام» خوانده شده است کافی پنجاه کتاب به شمار آمده است (روضات ص 526). او گویا در اینجا از علامه حلی پیروی نموده، چه او در اجازه خود به سید مهنا بن سنان مدنی در 719 نوشته که کتاب کلینی که کافی نامیده می‌شود در پنجاه کتاب است و آنرا به سند خود از طوسی از مفید از ابن بابویه از ابن قولویه از کلینی روایت نموده است (اجازات بحار ص 29 و 53). به نوشته نوری در مستدرک (ص 541) و خوانساری در روضات (ص 526) شهید در ذکری باب‌های آنرا سی و دو دانسته گرچه من این را در این کتاب (ص 6) نیافته‌ام گویا در چاپی این بند را انداخته‌اند. شماره حدیث‌های کافی آن‌چنان که در عین الغزل آمده چنین است: 5272 صحیح و 1118 موثق و 322 قوی و 9487 ضعیف، رویهم 16199 حدیث می‌شود. نوری در مستدرک (ص 541) می‌نویسد که این رقم «16199» را از روی خط علامه حلی آورده‌اند. بحرانی در لؤلؤتی البحرین شماره حدیث‌ها را از گفته یکی از خواجگان روزگار او بدین گونه آورده: که همه آنها 16199 حدیث است و 5072 صحیح به روش متأخران و 144 حسن و 1118 موثق و 302 قوی و 9485 ضعیف می‌باشد. در روضه بهیه و روضات (ص 526) و فهرست سپهسالار و کنتوری هم از همین لؤلؤة همین شماره با اختلاف آمده است و همه حدیثها را رویهم 16199 دانستند با این که مجموع در هیچیک از اینها با این رقم به دست نمی‌آید و به حساب لؤلؤة باید جمع آنها 16121 باشد و گویا در نسخه‌های آن غلطی هست. چنان که شهید در ذکری (ص 6) گفته است حدیث‌های کافی در متن و اسانید بیش از حدیث‌های شش صحیح سنی می‌باشد (نیز روضات ص 526؛ مستدرک ص 541؛ عین الغزال). ملا خلیل قزوینی در آغاز گزارش فارسی خود بر روضه کافی به نام صافی به چند دلیل سست می‌خواهد روضه را از کافی نداند و می‌گوید که چون نامه‌ای که امام صادق به دوستان خود نوشته باید از «رسائل» کلینی گرفته در آغاز این روضه گذارده باشند این است که روضه را هم دیگران از کلینی پنداشتند. در اینجا او گفته شهید را که روضه از کافی نیست می‌آورد. از اینجا است که او در خیلی جاها از دو گزارش عربی (شافی) و فارسی (صافی) خود می‌گوید که اگر روضه را از کتاب‌های کافی بشمریم سی و چهار وگرنه سی و سه می‌شود. او در پایان ترجمه دیباچه کافی و آغاز گزارش عربی که همان سخن شهید را آورده است هیچ نامی از ابن ادریس نبرده که نگارنده روضه باشد. نمی‌دانم خوانساری (روضات ص 267) و نوری (مستدرک ص 546 از ریاض) از کجا می‌گویند که او چنین سخنی دارد. او در اینجاها از شماره کتاب‌های کافی گفتگو نموده و ترتیبی که خود به کتاب‌ها داده با ترتیب طوسی در فهرست سنجیده است. قزوینی در آغاز گزارش فارسی می‌نویسد که کلینی از کتاب خود آنچه می‌نوشت به سفیران امام زمان می‌داد و آنها آنرا به او نشان می‌دادند و در هر کجای از کافی که «قد قال العالم» یا «فی حدیث آخر» یا مانند اینها باشد سخن خود امام است و کلینی آشکارتر از این دیگر نمی‌توانست بگوید. برخی می‌گویند که امام زمان درباره آن فرمود: «کاف لشیعتنا» (عین الغزال؛ رجال محدث نیشابوری به نوشته خوانساری ص 526). ریشه این سخنان گویا گفتار ابن طاوس است در کشف المحجه (ص 159) که کلینی در زمان گماشتگان امام این روایت‌ها را داشته است و همین خود راهی است برای گرویدن و باور داشتن نوشته‌های او. مجلسی در مرآة العقول (1: ص 6) گرچه کسانی را که می‌گویند همه کافی را به امام نمودند و این که کلینی با رخصت امام خبرهای ناسازگار را یاد ننمود، مجازف و گزافه‌گوی می‌خواند و روی سخن او همانا با خلیل قزوینی است؛ ولی باز می‌گوید همین که امام از چنین نگارشی روی نگرداند می‌توان پنداشت که از این کار خوشنود بوده است. نوری هم در مستدرک (ص 532-546) روی سخنان خود کلینی و گفته‌های دانشمندان شیعی درباره او و قرینه‌های دیگر آنرا از کتاب‌های گرویدنی و پذیرفتنی و پرارزش شیعی به شمار می‌آورد.ریشه همه این سخنان گویا عبارت «الآثار الصحيحة عن الصادقين» و مانند آن است که در دیباچه کافی می‌بینیم ولی از نگریستن به سراسر دیباچه برمی‌آید که کلینی هم مانند دیگر دانشمندان در نگارش این دفتر آنچه توانست از بررسی و کاوش دریغ ننمود و کوشید که از خبرها آنچه که درست می‌دانست در آن بیاورد. چون در آغاز کافی دارد: «اخبرنا ابوجعفر محمد بن یعقوب» این است که ملا صالح مازندرانی می‌نویسد که این سخن از راویان است یا گفته خود کلینی است به زبان آنها یا سخن خود اوست به روش التفات از تکلم به غیبت.مجلسی در مرآة العقول (7: 1) در گزارش حدیث یکم می‌نویسد که این سخن از راویان کافی مانند نعمانی و صفوانی و جز او است یا از خود کلینی به روش گذشتگان. از دو نسخه نعمانی و صفوانی در حاشیه آغاز روضه چاپی هم یاد گردید. شاگردان کلینی که کافی را از او روایت کرده‌اند این دانشمندان هستند: 1. ابو محمد هرون بن موسی تلعکبری (-385ق)؛ 2. ابوالمفضل محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب شیبانی که گروهی از دانشمندان شیعی درباره او بد گفته‌اند؛ 3. ابوالحسن احمد بن محمد بن علی بن سعید کوفی استاد سید مرتضی؛ 4. ابوالحسن (الحسین) عبدالکریم بن عبدلاله بن نضر بزاز در تنیس و بغداد؛ 5. ابن ابی رافع ابو عبدالله احمد بن ابراهیم صیمری کوفی بغدادی استاد تلعکبری و مفید و ابن الغضائری؛ 6. ابوالحسین احمد بن احمد کاتب کوفی که نجاشی دید که گروهی کافی را در مسجد لؤلؤی (همان مسجد نفطویه) نزد او می‌خوانده‌اند؛ 7. محمد بن محمد بن عصام کلینی که ابن بابویه از او روایت دارد؛ 8. محمد بن علی ماجیلویه قمی استاد ابن بابویه (تنزیه القمین ص 42؛ مستدرک 574)؛ 9. ابوعیسی محمد بن احمد بن سنان زاهری رازی استاد ابن بابویه؛ 10. علی بن احمد بن موسی دقاق استاد ابن بابویه؛ 11. ابی القاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قولویه قمی (- 369ق) استاد مفید و تلعکبری و ابن الغضائری و ابن عبدون. سه دانشمند دیگر هم از شاگردان ویژه کلینی بودند که کافی را نسخه برداشتند و یادی از آنها در نسخه‌های گوناگون کافی مانده است (مستدرک ص 533)، این است نام آنها: 1. ابوعبدالله محمد بن احمد بن عبدالله بن قضاعة بن صفوان بن مهران جمال صفوانی شاگرد کلینی و علی بن ابراهیم قمی و استاد تلعکبری و مفید که در نسخه‌های کافی در خیلی جاها (مانند نص بر حسن بن علی و سجاد و رضا) از نسخه صفوانی یاد گشت (اردبیلی گ 328 الف، قهپائی، استرابادی و بهبهانی ص 280، روضات ص 528) این دانشمند را می‌گویند که نویسنده و خواننده نبود و کتاب‌ها را برای شاگردان از بر می‌خوانده است، ابن ندیم او را در 346ق دیده است و درباره امی بودن او می‌گوید: «قال لی عنه الثقة انه کان ینمس بذلک» (ص 278)، او شاگرد ویژه کلینی بوده و کافی را می‌نوشته است (عین الغزال ص 11)؛ 2. ابن ابی زینب ابی عبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانی بغدادی شامی (زنده در 333) (استرابادی ص 373؛ اردبیلی گ 320 الف؛ قهپائی؛ روضات ص 529؛ مستدرک 525)؛ 3. ابوغالب احمد بن محمد بن محمد بن سلیمان بن الحسن بن الجهم بن بکیر بن اعین بن سنسن زراری بکری بغدادی (285- 368ق)، خواجه و استاد و رهبر و فقیه زمان خود که در 340ق از تلعکبری روایت نموده (استرابادی و بهبهانی ص 54 و 45)، او در رساله‌ای که در سرگذشت خاندان «اعین» در 356ق برای پسر پسر خود ابی طاهر محمد بن عبدالله نوشته در فهرست کتاب‌هایی که نزد او بوده و از نگارندگان آنها روایت می‌کرده است کافی را به شمار آورده و می‌نویسد که همه آنرا از کلینی روایت دارم و پاره‌ای را بر او خوانده‌ام و پاره‌ای را از او اجازه گرفته‌ام و صلاة و صوم آن را در یک نسخه و حج آن را در نسخه دیگر و طهارة و حیض را در یک جزء نوشته‌ام و همه اینها مجلد است و می‌خواهم دیگر بخش‌های آنرا هم در یک جزء از «ورق طلحی» بنویسم (لؤلؤتی البحرین، اردبیلی 29ب، قهپائی، مامقانی 1: 86). در فهرست ابن ندیم (ص 308) نام نیای او «سنبس» آمده و دارد که او در روم راهب بوده و پسرش اعین برده مردی از شیبان گشته بود. شیخ طوسی همه نوشته‌ها و روایت‌های کلینی را از مفید از ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه از کلینی روایت می‌کرده است. بیشتر کتاب‌های کافی را هم نزد ابی عبدالله حسین بن عبیدالله بن ابراهیم غضائری (-411ق) (استرآبادی ص 114) خوانده و او از زراری و تلعکبری و ابن قولویه و صیمری و شیبانی از کلینی آن را روایت می‌کرد. باز طوسی آن را از سید مرتضی از ابی الحسن احمد بن محمد بن علی بن سعید کوفی (مامقانی 1: 71؛ استرآبادی ص 46) از کلینی روایت کرده است. نیز از ابن عبدون ابن الحاشر ابی عبدالله احمد بن عبدالواحد بن احمد بزاز ادیب محدث (- 423ق) از صیمری و تنیسی از کلینی روایت کرده است. این تنیسی و صیمری همه نوشته‌ها و روایت‌های کلینی را از او در باب الکوفه در درب السلسله بغداد به سال 327ق شنیده یا اجازه گرفته بودند (فهرست طوسی، مشیخه تهذیب و استبصار همو). علامه حلی کافی را از پدرش و از محقق و از احمد بن طاوس هر سه از فخار بن معد موسوی از شاذان بن جبرئیل قمی از عماد طبری از مفید طوسی از پدرش طوسی از مفید از ابن بابویه از ابن قولویه از کلینی روایت می‌کند. نیز با همین سند از شاذان قمی از ابی عبدالله دوریستی از مفید ابن المعلم. همچنین از همان سه تن از یحیی بن محمد سوراوی از حسن بن هبة الله بن رطبه از مفید پسر طوسی تا کلینی (اجازات بحار ص 29 و 53 و 84، پایان خلاصه ص 140 و 141، سندهای دیگری هم حلی در اینجاها برای خود یاد کرد). شهید دوم در اجازه خود به تاج الدین بن شیخ هلال جزائری در 964ق با سند خود کافی را از میسی از جزینی از ضیاءالدین علی پسر شهید یکم از شهید از عمیدی از فخرالمحققین از پدرش علامه از پدر خود و از محقق حلی هر دو از نجیب الدین بن نما از ابی علی حسن پسر طوسی از طوسی از مفید از ابن بابویه از ابن قولویه از کلینی روایت نموده است (اجازات بحار ص 29 و 53 و 84). (دانش پژوه)
آغاز اثر
« بسمله، الحمدلله المحمود لنعمته المعبود لقدرته المطاع فی سلطانه ... »
انجام اثر
« (روضه) حتی یبعث الله عزوجل رجلا منا اهل البیت یعمل بکتاب الله لا یری منكرا الا انکره »
سوابق و چاپ‌های اثر
مشار عربی، صص722-723؛ چندین بار در ایران و غیر ایران چاپ شده و اخیرا از طرف دار الحدیث با تحقیق کامل به چاپ رسیده است؛ ایران، سنگی، 1322ق، رحلی، 16+543ص(در هامش)؛ تهران، 1303ق، 143ص (صص132-274)؛ (ج1): دارالخلافه طهران، 1312ق، 422ص؛ «القسم الاول»: [تهران]، سنگی، 1321، رحلی، 17+449+12ص؛ تهران، سنگی، 1325، رحلی، 37+437ص؛ ایران، سنگی، 1322، رحلی، 49+541ص
شروح، حواشی و منظومه‌ها (در فنخا)
ریاض المؤمنین = ترجمة الکافی؛ اردبیلی، حسین بن موسی (-11) حاشیة الکافی؛ انصاری، بدرالدین بن احمد (-11) الکشف الوافی فی حل أحادیث الکافی؛ دستغیب، محمد صالح بن مسعود (-11) الکشف الوافی؛ شیرازی، محمد هادی بن معین الدین (-11) حاشیة الکافی؛ شیخ بهائی، محمد بن حسین (953-1030) حاشیة الکافی؛ استرآبادی، محمد امین بن محمد شریف (-1033) حاشیة الکافی = شرح الکافی؛ میرداماد، محمد باقر بن محمد (-1041) الرواشح السماویة فی شرح احادیث الامامیة؛ میرداماد، محمد باقر بن محمد (-1041) شرح الکافی = شرح اصول الکافی؛ صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (979-1050) حاشیة الکافی؛ علوی عاملی، احمد بن زین العابدین (-1054) شرح الکافی؛ مجلسی، محمد تقی بن مقصود علی (1003-1070) کشاف حقائق الاحادیث = شرح اصول الکافی؛ کاشف یزدی، قاضی بن کاشف الدین محمد (-1075) حاشیة الکافی = شرح اصول الکافی؛ رفیعا، محمد بن حیدر (997-1080) شرح الکافی رفیعا، محمد بن حیدر (997-1080) شرح الکافی = شرح اصول الکافی؛ مازندرانی، محمد صالح بن احمد (-1081) فهرست الکافی؛ قزوینی، خلیل بن غازی (1001-1089) الصافی فی شرح الکافی = شرح کافی قزوینی، خلیل بن غازی (1001-1089) حاشیة الکافی؛ قزوینی، خلیل بن غازی (1001-1089) الشافی فی شرح الکافی = شرح اصول الکافی؛ قزوینی، خلیل بن غازی (1001-1089) الهدايا لشيعة ائمة الهدى = شرح الکافی = الهدایا و سر من رأى؛ مجذوب تبریزی، محمد بن محمد رضا (-1093) شرح الکافی = حدیث الحر و البرد؛ حسینی عاملی، محمد شفیع بن محمد (-12) منتخب شرح اصول الکافی؛ تبریزی، محمد زمان بن کلبعلی (-12) توضیح الکافی؛ شریف، محمد قاسم بن محمد رضا (-12) فتح الباب لمغلقات الکافی؛ للکلینی عرفان یزدی، مطیع بن محمود (-12) شرح الکافی = التعلیقات؛ نوری، محمد حسین بن یحیی (-12) شرح الکافی؛ احمد شریف بن مولی کمال شیرازی (-12) الدر المنظوم من كلام المعصوم؛ عاملی، علی بن محمد (1013-1104) مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول = شرح کافی؛ مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی (1037-1110) شرح اصول الکافی؛ خاتون آبادی، اسماعیل بن محمد باقر (1031-1116) شرح الکافی = شرح فروع الکافی؛ مازندرانی، محمد هادی بن محمد صالح (-1120) شرح الکافی؛ قزوینی، محمد مهدی بن علی اصغر (-1129) كشف الکافی = شرح الکافی؛ دارابی، شاه محمد بن محمد (1027-1147) شرح الکافی؛ بختیاری حویزی، یعقوب بن ابراهیم (-1150) شرح حدیث فی العلل و الامراض؛ خواجوئی، محمد اسماعیل بن حسین (-1173) تحفة الاولیاء = ترجمه کافی = شرح اصول کافی؛ اردکانی، محمد علی بن محمد حسن (-13) شرح الکافی؛ لنکرانی، عبدالعزیز (-13) حاشیة شرح الکافی؛ مقدس شیروانی، عبد العزیز بن احمد (-13) شرح اصول الکافی؛ اردبیلی، عبدالحمید بن عبدالله(-13) مشارع الاسلام فی شرح الکافی؛ ثقة الاسلام نصیر بن احمد (-13) ذخر المعاد؛ آخوند ملا مهدی (-13) منتخب اصول الکافی = منتخب الکافی؛ آملی مازندرانی، محمد کاظم بن محمد (-13) فهرست الکافی؛ آقامحمد علی کرمانشاهی (1144-1216) شرح الکافی؛ گیلانی، نظر علی بن محسن (-1217) حاشیة شرح الکافی؛ نوری، علی بن جمشید (-1246) شرح حدیث حدوث الاسماء؛ رشتی، کاظم بن قاسم (1212-1259) هدی العقول لبیان (الی) احادیث الاصول؛ آل عبدالجبار خطی، محمد بن عبد علی (-1259) شرح دعاء الغیبة المروی فی الکافی؛ باب، علی محمد بن محمد رضا (1236-1266) فهرست الکافی = شرح اصول کافی؛ آباده ای، محمد جعفر بن محمد صفی (-1280) حاشیة الکافی؛ حسینی شهشهانی، محمد بن عبدالصمد (-1287) الفوائد الکاشفة = شرح عدة الکافی = اصحاب العدة؛ طباطبائی، محمد حسین بن علی اصغر (-1293) مکارم الایمان؛ بنابی، علی اصغر محی الدین (-14) الشافی؛ طامه ای، علی اکبر بن علی اصغر (-14) اختیار الکافی؛ کابلی، غلامحسین (-14) اصول کافی (ترجمه)؛ خوانساری، عباس بن احمد(-14) المراشح؛ شریف نائینی، محمد بن محمد هادی (-1305) مجمع السعادات؛ سلطانعلیشاه، سلطانمحمد بن حیدر (1251-1327) ترتیب اسانید الکافی؛ طباطبائی بروجردی، محمد حسین (1253-1340) شرح کافی؛ تقوی بهبهانی، ضیاء الدین (1320-1388) بیان حال الکافی (رسالة فی)؛ آقابزرگ طهرانی، محمد محسن (1293-1389) فهرست الأعلام من الرواشح؛ مامقانی، محیی الدین (1922-) الحجة علی تلک المحجة؛ طبرسی، محمد صالح شرح الکافی؛ نجفی، هاشم ارث = ترجمه و شرح میراث کافی اساس الدین لتحصیل الیقین تعلیقات اصول کافی حاشیة اصول الکافی حاشية الشافی فی شرح الکافی حاشیة الکافی (7 عنوان) حاشیة روضة الکافی الرواشح و القبسات شرح اصول الکافی (3عنوان) شرح الکافی (12 عنوان) شرح الکافی = شرح فروع الکافی شرح الکافی «مقالة من ... » شرح حدیث الجبر و الاختیار من الکافی الصافی فی شرح الکافی (منتخب) الکافی (منتخب) (2عنوان) المختار من المختار من الکافی
مآخذ و منابع کتاب‌شناسی اثر
فهرست مشار 222/1 ریحانه الادب 81/3 - 379 الذریعة 245/17 کشف الحجب 418 دنا 375/8- 432 (1590 نسخه)

متن فنخا

● الکافی / حدیث / عربی al-kāfī کلینی، محمد بن یعقوب، - 329 قمری koleynī, mohammad ebn-e yaʻqūb(- 942) این کتاب اولین مجموعه کامل در اخبار شیعه امامیه است و شاهکار کلینی محسوب می‌شود. استاد دانش پژوه در توصیف آن آورده‌اند: به گفته نجاشی و حلی و ابن داود بیست سال در آن کار کرد و از خبرهای شیعی آنچه درست و استوار یافت در آن آورد. کافی یکی از چهار کتاب سه محمد یا چهار اصل سه ابوجعفر (اجازه داماد به سید حیدر کرکی در 1028 در بحار ص 136) است و از کتاب‌های پر ارزش شیعی است. او کافی را به درخواست برخی از شیعیان شهرهای دور نوشت (عین الغزال). کلینی در دیباچه می‌نویسد: «برادرم! اینکه از نادانی مردم و پرهیز آنها از دانش نالیده‌ای آگاه گشتم. پرسیدی که آیا تنها روی پیروی از گذشتگان می‌توان به جایی راه برد؟ من می‌گویم که نه، چنین نیست. باید با آگاهی و دانش به آنچه که خدا و پیامبر فرموده‌اند رسید. از ناسازگاری روایت‌ها یاد کرده و گفته‌ای که کسی با تو نیست تا با او گفتگوی بداری و می‌خواهی دفتری نزد تو باشد که همه هنرهای دین در آن باشد و اگر خبرهای درست راستگویان را بخواهند در آن بیابند. خداوند یاری نمود و آنچه خواسته‌ای در این دفتر آمده است. اگر هم کم و کاستی در آن باشد خودمان خواسته بودیم که کوتاه ورزیم. ما در «کتاب الحجة» تا اندازه‌ای رسا سخن رانده‌ایم اگر چه بسزا درباره آن گفتگو نکرده‌ایم امید که پس از این دفتری گسترده تر و کلان تر اگر بمانیم بنویسیم». نام «کافی» گویا از عبارت «کتاب کاف» که در دیباچه هست گرفته شده است. کلینی در این کتاب به خبرهای کلامی و فقهی شیعی ترتیب منطقی بسیار پسندیده و شاید بهتر از ترتیب مجامع سنی داده است. او در هر بابی نخست حدیث‌های درست‌تر و روشن‌تر را می‌آورد و به همین گونه پیش می‌رود تا اینکه حدیث مجمل و تاریک در پایان آن باب بیاید (عین الغزال ص 1-3؛ روضات ص 526). این کتاب که به گفته شوشتری در مجالس المؤمنین به نزدیک به هشتاد هزار بیت می‌رسد به نوشته طوسی در فهرست دارای سی کتاب می‌باشد و نخستین آنها کتاب العقل و فضل العلم و بازپسین آنها روضه است و درباره آن طوسی می‌گوید: «و کتاب الروضة آخر کتاب الکافی». ابن شهر آشوب هم آنرا سی کتاب دانسته و از برخی از آنها نام برده و از روضه هم یاد کرده ولی گویا او دواجن و رواجن، زی و تجمل، روضه را که در رجال نجاشی و فهرست طوسی از کتاب‌های کافی به شمار آمده جز کافی می‌داند. نجاشی شماره‌ای برای کتاب‌های آن یاد ننموده ولی کتاب العقل را جدا و کتاب فضل العلم را جدا و پس از اینها تا سی و یک کتاب برشمرده و کتاب روضه را در پایان آورده است. ترتیب کتاب‌ها هم در این فهرست‌ها یکی نیست و گویا در نسخه‌هایی که اکنون در دست هست تا اندازه‌ای از ترتیب شیخ پیروی شده است. چنین است کتاب‌ها در رجال نجاشی: العقل، فضل العلم، التوحید، الحجة، الایمان و الکفر، الوضوء و الحیض، الصلوة، الصیام، الزکاة و الصدقة، النکاح و العقیقة، الشهادات، الحج، الطلاق، العتق، الحدود، الدیات، الایمان و النذور و الکفارات، المعیشة، الصید و الذبائح، الجنائز، العشرة، الدعاء، الجهاد، فضل القرآن، الاطعمة، الاشربة، الزى و التجمل، الدواجن و الرواجن، الوصایا، الفرائض، الروضه.در فهرست چنین است: العقل و فضل العلم تا الایمان و الکفر، الدعاء، فضائل القرآن، الطهارة و الحیض، الصلوة، الزکوة، الصیام، الحج، النکاح، الطلاق، العتق و التدبیر و المکاتبة، الایمان و النذور و الکفارات، المعیشة، الشهادات، القضایا و الاحکام، الجنائز، الوقوف و الصدقات، الصید و الذبائح، الاطعمة و الاشربة، الدواجن و الرواجن، الزى و التجمل، الجهاد و الوصایا، الفرائض الحدود، الدیات، الروضة.چنان که می‌بینیم «کتاب العشرة» را نجاشی یاد کرد و در نسخه‌ها در پایان اصول و در گزارش قزوینی (صافی کتاب 7) و در مرآة العقول (کتاب 7) است گرچه طوسی از آن یاد ننموده است. ابن شهر آشوب از همین کتاب بدین گونه یاد می‌کند: العقل، فضل العلم تا الایمان و الکفر، فضل القرآن، الدعاء، الطهارة، الحیض، الصلوة، الزکوة الی آخر کتب الفقه. گویا او از طوسی پیروی نموده است. در نسخه‌های اخیر که در ترتیب کتاب‌ها یکسان نیستند، کافی را به سه بخش کرده‌اند اصول (از عقل تا عشرة در 7 کتاب) و فروع (از طهارت تا ایمان و نذور و کفارات در 26 کتاب) و روضه که یک کتاب است. کنتوری می‌نویسد (ص 419) که کافی سی و چهار کتاب و 326 باب می‌باشد و حدیث‌های آن به 15670 یا 15770 می‌رسد. در سه تای آن سخن خود کلینی و در دو باب سخن یونس بن عبدالرحمن و در یک باب سخن فضل بن شاذان و در برخی باب‌ها سه گفتار از کلینی و یک گفتار از زید بن ثابت می‌باشد.در عین الغزل اصول 7 کتاب و فروع باب روضه 25 کتاب، رویهم به پیروی از ذکری 32 کتاب به شمار آمده است. درباره کتاب‌های کافی چنانکه دیده‌ایم سی و سه و سی و دو نوشته‌اند و در نسخه‌ها و گزارش‌ها سی و چهار شمرده‌اند. مگر این که در اجازه سید حسین بن حیدر کرکی به محقق سبزواری که کلینی در آنهم «ثقة الاسلام» خوانده شده است کافی پنجاه کتاب به شمار آمده است (روضات ص 526). او گویا در اینجا از علامه حلی پیروی نموده، چه او در اجازه خود به سید مهنا بن سنان مدنی در 719 نوشته که کتاب کلینی که کافی نامیده می‌شود در پنجاه کتاب است و آنرا به سند خود از طوسی از مفید از ابن بابویه از ابن قولویه از کلینی روایت نموده است (اجازات بحار ص 29 و 53). به نوشته نوری در مستدرک (ص 541) و خوانساری در روضات (ص 526) شهید در ذکری باب‌های آنرا سی و دو دانسته گرچه من این را در این کتاب (ص 6) نیافته‌ام گویا در چاپی این بند را انداخته‌اند. شماره حدیث‌های کافی آن‌چنان که در عین الغزل آمده چنین است: 5272 صحیح و 1118 موثق و 322 قوی و 9487 ضعیف، رویهم 16199 حدیث می‌شود. نوری در مستدرک (ص 541) می‌نویسد که این رقم «16199» را از روی خط علامه حلی آورده‌اند. بحرانی در لؤلؤتی البحرین شماره حدیث‌ها را از گفته یکی از خواجگان روزگار او بدین گونه آورده: که همه آنها 16199 حدیث است و 5072 صحیح به روش متأخران و 144 حسن و 1118 موثق و 302 قوی و 9485 ضعیف می‌باشد. در روضه بهیه و روضات (ص 526) و فهرست سپهسالار و کنتوری هم از همین لؤلؤة همین شماره با اختلاف آمده است و همه حدیثها را رویهم 16199 دانستند با این که مجموع در هیچیک از اینها با این رقم به دست نمی‌آید و به حساب لؤلؤة باید جمع آنها 16121 باشد و گویا در نسخه‌های آن غلطی هست. چنان که شهید در ذکری (ص 6) گفته است حدیث‌های کافی در متن و اسانید بیش از حدیث‌های شش صحیح سنی می‌باشد (نیز روضات ص 526؛ مستدرک ص 541؛ عین الغزال). ملا خلیل قزوینی در آغاز گزارش فارسی خود بر روضه کافی به نام صافی به چند دلیل سست می‌خواهد روضه را از کافی نداند و می‌گوید که چون نامه‌ای که امام صادق به دوستان خود نوشته باید از «رسائل» کلینی گرفته در آغاز این روضه گذارده باشند این است که روضه را هم دیگران از کلینی پنداشتند. در اینجا او گفته شهید را که روضه از کافی نیست می‌آورد. از اینجا است که او در خیلی جاها از دو گزارش عربی (شافی) و فارسی (صافی) خود می‌گوید که اگر روضه را از کتاب‌های کافی بشمریم سی و چهار وگرنه سی و سه می‌شود. او در پایان ترجمه دیباچه کافی و آغاز گزارش عربی که همان سخن شهید را آورده است هیچ نامی از ابن ادریس نبرده که نگارنده روضه باشد. نمی‌دانم خوانساری (روضات ص 267) و نوری (مستدرک ص 546 از ریاض) از کجا می‌گویند که او چنین سخنی دارد. او در اینجاها از شماره کتاب‌های کافی گفتگو نموده و ترتیبی که خود به کتاب‌ها داده با ترتیب طوسی در فهرست سنجیده است. قزوینی در آغاز گزارش فارسی می‌نویسد که کلینی از کتاب خود آنچه می‌نوشت به سفیران امام زمان می‌داد و آنها آنرا به او نشان می‌دادند و در هر کجای از کافی که «قد قال العالم» یا «فی حدیث آخر» یا مانند اینها باشد سخن خود امام است و کلینی آشکارتر از این دیگر نمی‌توانست بگوید. برخی می‌گویند که امام زمان درباره آن فرمود: «کاف لشیعتنا» (عین الغزال؛ رجال محدث نیشابوری به نوشته خوانساری ص 526). ریشه این سخنان گویا گفتار ابن طاوس است در کشف المحجه (ص 159) که کلینی در زمان گماشتگان امام این روایت‌ها را داشته است و همین خود راهی است برای گرویدن و باور داشتن نوشته‌های او. مجلسی در مرآة العقول (1: ص 6) گرچه کسانی را که می‌گویند همه کافی را به امام نمودند و این که کلینی با رخصت امام خبرهای ناسازگار را یاد ننمود، مجازف و گزافه‌گوی می‌خواند و روی سخن او همانا با خلیل قزوینی است؛ ولی باز می‌گوید همین که امام از چنین نگارشی روی نگرداند می‌توان پنداشت که از این کار خوشنود بوده است. نوری هم در مستدرک (ص 532-546) روی سخنان خود کلینی و گفته‌های دانشمندان شیعی درباره او و قرینه‌های دیگر آنرا از کتاب‌های گرویدنی و پذیرفتنی و پرارزش شیعی به شمار می‌آورد.ریشه همه این سخنان گویا عبارت «الآثار الصحيحة عن الصادقين» و مانند آن است که در دیباچه کافی می‌بینیم ولی از نگریستن به سراسر دیباچه برمی‌آید که کلینی هم مانند دیگر دانشمندان در نگارش این دفتر آنچه توانست از بررسی و کاوش دریغ ننمود و کوشید که از خبرها آنچه که درست می‌دانست در آن بیاورد. چون در آغاز کافی دارد: «اخبرنا ابوجعفر محمد بن یعقوب» این است که ملا صالح مازندرانی می‌نویسد که این سخن از راویان است یا گفته خود کلینی است به زبان آنها یا سخن خود اوست به روش التفات از تکلم به غیبت.مجلسی در مرآة العقول (7: 1) در گزارش حدیث یکم می‌نویسد که این سخن از راویان کافی مانند نعمانی و صفوانی و جز او است یا از خود کلینی به روش گذشتگان. از دو نسخه نعمانی و صفوانی در حاشیه آغاز روضه چاپی هم یاد گردید. شاگردان کلینی که کافی را از او روایت کرده‌اند این دانشمندان هستند: 1. ابو محمد هرون بن موسی تلعکبری (-385ق)؛ 2. ابوالمفضل محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب شیبانی که گروهی از دانشمندان شیعی درباره او بد گفته‌اند؛ 3. ابوالحسن احمد بن محمد بن علی بن سعید کوفی استاد سید مرتضی؛ 4. ابوالحسن (الحسین) عبدالکریم بن عبدلاله بن نضر بزاز در تنیس و بغداد؛ 5. ابن ابی رافع ابو عبدالله احمد بن ابراهیم صیمری کوفی بغدادی استاد تلعکبری و مفید و ابن الغضائری؛ 6. ابوالحسین احمد بن احمد کاتب کوفی که نجاشی دید که گروهی کافی را در مسجد لؤلؤی (همان مسجد نفطویه) نزد او می‌خوانده‌اند؛ 7. محمد بن محمد بن عصام کلینی که ابن بابویه از او روایت دارد؛ 8. محمد بن علی ماجیلویه قمی استاد ابن بابویه (تنزیه القمین ص 42؛ مستدرک 574)؛ 9. ابوعیسی محمد بن احمد بن سنان زاهری رازی استاد ابن بابویه؛ 10. علی بن احمد بن موسی دقاق استاد ابن بابویه؛ 11. ابی القاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قولویه قمی (- 369ق) استاد مفید و تلعکبری و ابن الغضائری و ابن عبدون. سه دانشمند دیگر هم از شاگردان ویژه کلینی بودند که کافی را نسخه برداشتند و یادی از آنها در نسخه‌های گوناگون کافی مانده است (مستدرک ص 533)، این است نام آنها: 1. ابوعبدالله محمد بن احمد بن عبدالله بن قضاعة بن صفوان بن مهران جمال صفوانی شاگرد کلینی و علی بن ابراهیم قمی و استاد تلعکبری و مفید که در نسخه‌های کافی در خیلی جاها (مانند نص بر حسن بن علی و سجاد و رضا) از نسخه صفوانی یاد گشت (اردبیلی گ 328 الف، قهپائی، استرابادی و بهبهانی ص 280، روضات ص 528) این دانشمند را می‌گویند که نویسنده و خواننده نبود و کتاب‌ها را برای شاگردان از بر می‌خوانده است، ابن ندیم او را در 346ق دیده است و درباره امی بودن او می‌گوید: «قال لی عنه الثقة انه کان ینمس بذلک» (ص 278)، او شاگرد ویژه کلینی بوده و کافی را می‌نوشته است (عین الغزال ص 11)؛ 2. ابن ابی زینب ابی عبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانی بغدادی شامی (زنده در 333) (استرابادی ص 373؛ اردبیلی گ 320 الف؛ قهپائی؛ روضات ص 529؛ مستدرک 525)؛ 3. ابوغالب احمد بن محمد بن محمد بن سلیمان بن الحسن بن الجهم بن بکیر بن اعین بن سنسن زراری بکری بغدادی (285- 368ق)، خواجه و استاد و رهبر و فقیه زمان خود که در 340ق از تلعکبری روایت نموده (استرابادی و بهبهانی ص 54 و 45)، او در رساله‌ای که در سرگذشت خاندان «اعین» در 356ق برای پسر پسر خود ابی طاهر محمد بن عبدالله نوشته در فهرست کتاب‌هایی که نزد او بوده و از نگارندگان آنها روایت می‌کرده است کافی را به شمار آورده و می‌نویسد که همه آنرا از کلینی روایت دارم و پاره‌ای را بر او خوانده‌ام و پاره‌ای را از او اجازه گرفته‌ام و صلاة و صوم آن را در یک نسخه و حج آن را در نسخه دیگر و طهارة و حیض را در یک جزء نوشته‌ام و همه اینها مجلد است و می‌خواهم دیگر بخش‌های آنرا هم در یک جزء از «ورق طلحی» بنویسم (لؤلؤتی البحرین، اردبیلی 29ب، قهپائی، مامقانی 1: 86). در فهرست ابن ندیم (ص 308) نام نیای او «سنبس» آمده و دارد که او در روم راهب بوده و پسرش اعین برده مردی از شیبان گشته بود. شیخ طوسی همه نوشته‌ها و روایت‌های کلینی را از مفید از ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه از کلینی روایت می‌کرده است. بیشتر کتاب‌های کافی را هم نزد ابی عبدالله حسین بن عبیدالله بن ابراهیم غضائری (-411ق) (استرآبادی ص 114) خوانده و او از زراری و تلعکبری و ابن قولویه و صیمری و شیبانی از کلینی آن را روایت می‌کرد. باز طوسی آن را از سید مرتضی از ابی الحسن احمد بن محمد بن علی بن سعید کوفی (مامقانی 1: 71؛ استرآبادی ص 46) از کلینی روایت کرده است. نیز از ابن عبدون ابن الحاشر ابی عبدالله احمد بن عبدالواحد بن احمد بزاز ادیب محدث (- 423ق) از صیمری و تنیسی از کلینی روایت کرده است. این تنیسی و صیمری همه نوشته‌ها و روایت‌های کلینی را از او در باب الکوفه در درب السلسله بغداد به سال 327ق شنیده یا اجازه گرفته بودند (فهرست طوسی، مشیخه تهذیب و استبصار همو). علامه حلی کافی را از پدرش و از محقق و از احمد بن طاوس هر سه از فخار بن معد موسوی از شاذان بن جبرئیل قمی از عماد طبری از مفید طوسی از پدرش طوسی از مفید از ابن بابویه از ابن قولویه از کلینی روایت می‌کند. نیز با همین سند از شاذان قمی از ابی عبدالله دوریستی از مفید ابن المعلم. همچنین از همان سه تن از یحیی بن محمد سوراوی از حسن بن هبة الله بن رطبه از مفید پسر طوسی تا کلینی (اجازات بحار ص 29 و 53 و 84، پایان خلاصه ص 140 و 141، سندهای دیگری هم حلی در اینجاها برای خود یاد کرد). شهید دوم در اجازه خود به تاج الدین بن شیخ هلال جزائری در 964ق با سند خود کافی را از میسی از جزینی از ضیاءالدین علی پسر شهید یکم از شهید از عمیدی از فخرالمحققین از پدرش علامه از پدر خود و از محقق حلی هر دو از نجیب الدین بن نما از ابی علی حسن پسر طوسی از طوسی از مفید از ابن بابویه از ابن قولویه از کلینی روایت نموده است (اجازات بحار ص 29 و 53 و 84). (دانش پژوه) آغاز: بسمله، الحمدلله المحمود لنعمته المعبود لقدرته المطاع فی سلطانه ... انجام: (روضه) حتی یبعث الله عزوجل رجلا منا اهل البیت یعمل بکتاب الله لا یری منكرا الا انکره چاپ: مشار عربی، صص722-723؛ چندین بار در ایران و غیر ایران چاپ شده و اخیرا از طرف دار الحدیث با تحقیق کامل به چاپ رسیده است؛ ایران، سنگی، 1322ق، رحلی، 16+543ص(در هامش)؛ تهران، 1303ق، 143ص (صص132-274)؛ (ج1): دارالخلافه طهران، 1312ق، 422ص؛ «القسم الاول»: [تهران]، سنگی، 1321، رحلی، 17+449+12ص؛ تهران، سنگی، 1325، رحلی، 37+437ص؛ ایران، سنگی، 1322، رحلی، 49+541ص [فهرست مشار 222/1؛ ریحانه الادب 81/3 - 379؛ الذریعة 245/17؛ کشف الحجب 418؛ دنا 375/8- 432 (1590 نسخه)] شرح و حواشی: 1- ریاض المؤمنین = ترجمة الکافی؛ اردبیلی، حسین بن موسی (-11) 2- حاشیة الکافی؛ انصاری، بدرالدین بن احمد (-11) 3- الکشف الوافی فی حل أحادیث الکافی؛ دستغیب، محمد صالح بن مسعود (-11) 4- الکشف الوافی؛ شیرازی، محمد هادی بن معین الدین (-11) 5- حاشیة الکافی؛ شیخ بهائی، محمد بن حسین (953-1030) 6- حاشیة الکافی؛ استرآبادی، محمد امین بن محمد شریف (-1033) 7- حاشیة الکافی = شرح الکافی؛ میرداماد، محمد باقر بن محمد (-1041) 8- الرواشح السماویة فی شرح احادیث الامامیة؛ میرداماد، محمد باقر بن محمد (-1041) 9- شرح الکافی = شرح اصول الکافی؛ صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (979-1050) 10- حاشیة الکافی؛ علوی عاملی، احمد بن زین العابدین (-1054) 11- شرح الکافی؛ مجلسی، محمد تقی بن مقصود علی (1003-1070) 12- کشاف حقائق الاحادیث = شرح اصول الکافی؛ کاشف یزدی، قاضی بن کاشف الدین محمد (-1075) 13- حاشیة الکافی = شرح اصول الکافی؛ رفیعا، محمد بن حیدر (997-1080) 14- شرح الکافی رفیعا، محمد بن حیدر (997-1080) 15- شرح الکافی = شرح اصول الکافی؛ مازندرانی، محمد صالح بن احمد (-1081) 16- فهرست الکافی؛ قزوینی، خلیل بن غازی (1001-1089) 17- الصافی فی شرح الکافی = شرح کافی قزوینی، خلیل بن غازی (1001-1089) 18- حاشیة الکافی؛ قزوینی، خلیل بن غازی (1001-1089) 19- الشافی فی شرح الکافی = شرح اصول الکافی؛ قزوینی، خلیل بن غازی (1001-1089) 20- الهدايا لشيعة ائمة الهدى = شرح الکافی = الهدایا و سر من رأى؛ مجذوب تبریزی، محمد بن محمد رضا (-1093) 21- شرح الکافی = حدیث الحر و البرد؛ حسینی عاملی، محمد شفیع بن محمد (-12) 22- منتخب شرح اصول الکافی؛ تبریزی، محمد زمان بن کلبعلی (-12) 23- توضیح الکافی؛ شریف، محمد قاسم بن محمد رضا (-12) 24- فتح الباب لمغلقات الکافی؛ للکلینی عرفان یزدی، مطیع بن محمود (-12) 25- شرح الکافی = التعلیقات؛ نوری، محمد حسین بن یحیی (-12) 26- شرح الکافی؛ احمد شریف بن مولی کمال شیرازی (-12) 27- الدر المنظوم من كلام المعصوم؛ عاملی، علی بن محمد (1013-1104) 28- مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول = شرح کافی؛ مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی (1037-1110) 29- شرح اصول الکافی؛ خاتون آبادی، اسماعیل بن محمد باقر (1031-1116) 30- شرح الکافی = شرح فروع الکافی؛ مازندرانی، محمد هادی بن محمد صالح (-1120) 31- شرح الکافی؛ قزوینی، محمد مهدی بن علی اصغر (-1129) 32- كشف الکافی = شرح الکافی؛ دارابی، شاه محمد بن محمد (1027-1147) 33- شرح الکافی؛ بختیاری حویزی، یعقوب بن ابراهیم (-1150) 34- شرح حدیث فی العلل و الامراض؛ خواجوئی، محمد اسماعیل بن حسین (-1173) 35- تحفة الاولیاء = ترجمه کافی = شرح اصول کافی؛ اردکانی، محمد علی بن محمد حسن (-13) 36- شرح الکافی؛ لنکرانی، عبدالعزیز (-13) 37- حاشیة شرح الکافی؛ مقدس شیروانی، عبد العزیز بن احمد (-13) 38- شرح اصول الکافی؛ اردبیلی، عبدالحمید بن عبدالله(-13) 39- مشارع الاسلام فی شرح الکافی؛ ثقة الاسلام نصیر بن احمد (-13) 40- ذخر المعاد؛ آخوند ملا مهدی (-13) 41- منتخب اصول الکافی = منتخب الکافی؛ آملی مازندرانی، محمد کاظم بن محمد (-13) 42- فهرست الکافی؛ آقامحمد علی کرمانشاهی (1144-1216) 43- شرح الکافی؛ گیلانی، نظر علی بن محسن (-1217) 44- حاشیة شرح الکافی؛ نوری، علی بن جمشید (-1246) 45- شرح حدیث حدوث الاسماء؛ رشتی، کاظم بن قاسم (1212-1259) 46- هدی العقول لبیان (الی) احادیث الاصول؛ آل عبدالجبار خطی، محمد بن عبد علی (-1259) 47- شرح دعاء الغیبة المروی فی الکافی؛ باب، علی محمد بن محمد رضا (1236-1266) 48- فهرست الکافی = شرح اصول کافی؛ آباده ای، محمد جعفر بن محمد صفی (-1280) 49- حاشیة الکافی؛ حسینی شهشهانی، محمد بن عبدالصمد (-1287) 50- الفوائد الکاشفة = شرح عدة الکافی = اصحاب العدة؛ طباطبائی، محمد حسین بن علی اصغر (-1293) 51- مکارم الایمان؛ بنابی، علی اصغر محی الدین (-14) 52- الشافی؛ طامه ای، علی اکبر بن علی اصغر (-14) 53- اختیار الکافی؛ کابلی، غلامحسین (-14) 54- اصول کافی (ترجمه)؛ خوانساری، عباس بن احمد(-14) 55- المراشح؛ شریف نائینی، محمد بن محمد هادی (-1305) 56- مجمع السعادات؛ سلطانعلیشاه، سلطانمحمد بن حیدر (1251-1327) 57- ترتیب اسانید الکافی؛ طباطبائی بروجردی، محمد حسین (1253-1340) 58- شرح کافی؛ تقوی بهبهانی، ضیاء الدین (1320-1388) 59- بیان حال الکافی (رسالة فی)؛ آقابزرگ طهرانی، محمد محسن (1293-1389) 60- فهرست الأعلام من الرواشح؛ مامقانی، محیی الدین (1922-) 61- الحجة علی تلک المحجة؛ طبرسی، محمد صالح 62- شرح الکافی؛ نجفی، هاشم 63- ارث = ترجمه و شرح میراث کافی 64- اساس الدین لتحصیل الیقین 65- تعلیقات اصول کافی 66- حاشیة اصول الکافی 67- حاشية الشافی فی شرح الکافی 68- حاشیة الکافی (7 عنوان) 69- حاشیة روضة الکافی 70- الرواشح و القبسات 71- شرح اصول الکافی (3عنوان) 72- شرح الکافی (12 عنوان) 73- شرح الکافی = شرح فروع الکافی 74- شرح الکافی «مقالة من ... » 75- شرح حدیث الجبر و الاختیار من الکافی 76- الصافی فی شرح الکافی (منتخب) 77- الکافی (منتخب) (2عنوان) 78- المختار من المختار من الکافی

نسخه‌های خطی این اثر

1,630 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
عمومی اصفهان (فرهنگ سابق)
اصفهان
2871 محمد صادق بن محمد علی اصفهانی 597ق، این تاریخ در حاشیه احادیث کتاب الروضه نوشته شده نسخ 375 شناسنامه ←
2
مجلس
تهران
14419 بی‌کاتب اوایل قرن7 نسخ 234 شناسنامه ←
3
مرعشی
قم
1927 نامشخص - - - شناسنامه ←
4
رضوی
مشهد
13800 علی بن ابی المیامین علی بن احمد بن امینا ربیع الاول 675ق نسخ 185 شناسنامه ←
5
ملی
تهران
561 بی‌کاتب محتملاً قرن8 نستعلیق 162 شناسنامه ←
6
مرعشی
قم
103عکسی نامشخص - - - شناسنامه ←
7
رضوی
مشهد
15077 بی‌کاتب محرم710ق نسخ 322 شناسنامه ←
8
دانشگاه
تهران
2133-ف نامشخص - - - شناسنامه ←
9
وزیری
یزد
420 بی‌کاتب قرن 9 نسخ 429 شناسنامه ←
10
مرعشی
قم
564 احمد بن محمد شریف دیلمی قرن 9 نسخ 148 شناسنامه ←
11
وزیری
یزد
421 بی‌کاتب قرن 9 نسخ 226 شناسنامه ←
12
الهیات
تهران
177 بی‌کاتب 854ق، این تاریخ در میانه نسخه آمده و گویا درست نباشد نسخ 289 شناسنامه ←
13
رضوی
مشهد
11294 حسین بن حاجی علی استرآبادی سه‌شنبه3 جمادی الاول891ق نسخ 117 شناسنامه ←
14
کتابخانه حجة الاسلام گلپایگانی
گلپایگان
55 بی‌کاتب قرن9 یا 10 نسخ 247 شناسنامه ←
15
مدرسه باقریه
مشهد
246 بی‌کاتب قرن 9 و 10 نستعلیق - شناسنامه ←
16
مرعشی
قم
1858 عبدالرضا بن محمد بن عزالدین بن زین الدین کفرحونی قرن 10 نسخ 192 شناسنامه ←
17
مرکز احیاء
قم
55 نامشخص - - - شناسنامه ←
18
وزیری
یزد
414 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 378 شناسنامه ←
19
وزیری
یزد
1601 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 398 شناسنامه ←
20
وزیری
یزد
1526 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 337 شناسنامه ←
21
معصومیه
قم
64/2-6420 بی‌کاتب قرن9 و 10 نسخ 340 شناسنامه ←
22
مرکز احیاء
قم
1680 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 224 شناسنامه ←
23
جلیلی
کرمانشاه
404 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 315 شناسنامه ←
24
مرعشی
قم
10488 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 107 شناسنامه ←
25
مرعشی
قم
9159 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 404 شناسنامه ←
26
مرعشی
قم
7087 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 562 شناسنامه ←
27
مرعشی
قم
7088 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 683 شناسنامه ←
28
مرعشی
قم
5302 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 246 شناسنامه ←
29
مرعشی
قم
832 بی‌کاتب قرن 10 نسخ 209 شناسنامه ←
30
فرهنگ و هنر
مشهد
ز-2 بی‌کاتب قرن 10، تاریخ کتابت کتاب طهارت در 909ق، کتاب صلوة در 991ق، بخط محمد بنسعد الطریحی و کتاب حج در 990ق و کتاب عقیقه و معیشه در سال 993ق تحریر یافته نسخ 538 شناسنامه ←