نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

قدم و حدوث جهان

qedam va hodūs-e jahān
/w/50926
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #50926
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 24، ص 839 تا 841
زبان و قالب: عربی
رده‌های موضوعی: کلام و اعتقادات

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

در آغاز قرن دهم، خاورمیانه در میان ترکان عثمانی و ایرانیان شیعی، در مرزهای بین النهرین تقسیم شد. غیر از کشاکش‌های نظامی، این دو قوم با سلاح ایدئولوژیک برای نجات ایران از انحلال در دریای خلافت ترک سنی استفاده می‌نمودند. خلافت سنی که توانست چراغ علم و فلسفه را در بیشتر کشورها که به زیر سلطه آورده بود، خاموش کند، از این که می‌دید این چراغ در مراکز علمی ایران، همچون شیراز، اصفهان، کاشان و مشهد خاموش نمی‌شود و در پرتو عرفان و گنوسیسم اسلامی ایران روشن مانده است نگران بود. دولت عثمانی فلسفه و گنوسیسم اسلامی ایرانی را هسته الحاد و زندقت می‌نامید و سنیان قشری، مانند میرمخدوم (م 995) و نوح افندی (م 1070) را به نگاشتن کتاب‌هایی بر ضد شیعه وادار می‌کرد. تکیه سنیان ضد فلسفه در اثبات بی‌دین بودن ایرانیان بر سخنان فلیسوفان بزرگ شیعه چون ابن سینا (385-428ق) در کتاب «اضحویه» و سخنان خواجه نصیر طوسی (597-672ق) در «آغاز و انجام» بود. این کشاکش میان ایرانیان شیعی و عثمانیان سنی به داخل ایران نیز کشیده شد و دو مکتب فلسفی پدید آمد مدرسه قدیم ملا جلال دوانی (-908ق) شرح «هیاکل النور» سهروردی را به شیوه‌ای سنی‌نماتر درس می‌گفتند، غیاث الدین منصور دشتکی (-948ق) که به وزارت شاه طهماسب صفوی (930-980ق) نیز رسید شرحی دیگر بر هیاکل نگاشت و در آن دوانی را رد کرد (الذریعه ج14ص176-177) و آن را «اشراق هیاکل النور» نامید (الذریعه 2، ش404 و ج14 ص177). در کتاب‌هایی که اینان بر ضد شیعه نوشتند برخی از اشکال‌ها که بر شیعه می‌گرفتند چنین بود: 1) ایرانیان شیعه رافض خلافت سنی اند و ایجاد دو دستگی کرده‌اند، 2) تارک صلات هستند یعنی نماز جمعه را در حال غیبت معصوم نمی‌خوانند، 3) قائل به قدم عالمند یعنی خدا را فیاض علی الاطلاق می‌شمرند و جهان را فیض الهی می‌دانند، 4) معاد را روحانی می‌شمرند. شاهان صفوی بر دانشمندان فشار آوردند تا ثابت کنند که شیعه نیز قائل به حدوث عالم است. پس میرداماد «قبسات» را در این باره نگاشت که عالم حادث است، اما در دهر، نه در زمان، که جهان در زمان قدیم است. فشارهای مجدد شاه بر ملاصدرا او را بر آن داشت تا با طرح حرکت جوهری جهان را حادث زمانی بپذیرد، لیکن به طور ایجاد و اعدام پی در پی، و به صورت حرکت جوهری. داماد و صدرا فیض الهی را که همین جهان است دائم می‌شمرند. کسان زیر در قرن یازدهم در موضوع قدم و حدوث رساله‌های ویژه نگاشتند و همگی آنان نام مقاله خود را عنوان سنی پسند «حدوث العالم» یا «اثبات حدوث عالم» نهاده‌اند، لیکن همگی ایشان با تقسیم معنی «حدوث» به دو معنی حدوث ذاتی و حدوث زمانی، جهان را حادث ذاتی دانستند که همان قدیم زمانی است و بدین شیوه از یک سو از فشار سنیان عثمانی بر ایران کاستند، که ما شیعیان نیز قائل به حدوث جهان هستیم و از سوی دیگر از گنوسیسم اسلامی ایرانی گامی عقب‌نشینی ننمودند، که خداوند فیاض علی الاطلاق است، جهان فیض الهی است، خدای بی‌جهان خدا نیست چنان‌که خورشید بی نور خورشید نباشد. نام معروف‌ترین کسانی که این‌گونه رساله در حدوث عالم نگاشتند عبارت است از: میرداماد محمد باقر (970-1041ق) (الذریعه، ج6ش1569) که در آن می‌گوید: افلاطون قائل به قدم زمانی است و ارسطو قائل به حدوث ذاتی و من (داماد) حدوث را قبول دارم. داماد صحبتی از نظر سنیان نمی‌کند که حدوث ذاتی (نظر داماد و ارسطو) را نیز کفر می‌شمرند و حدوث زمانی سنیان را به پیروی از تورات می‌خواهند؛ شمسا گیلانی که به سال 1045 رساله‌ای در این موضوع نگاشت (الذریعه ج6ش1576)؛ صدرا شیرازی (979-1050ق)، رساله وی در این موضوع چاپ شده است (الذریعه ج 6 ش1577)؛ علینقی کمره‌ای (953-1060ق) (الذریعه ج 6 ش1573)؛ عبدالرزاق لاهیجی (-1072ق) (الذریعه 6ش1571)؛ فیض کاشانی (1007-1091ق) رساله خود را در این موضوع «لب» نامیده است (الذریعه ج18 ص281 ش114)؛ علی فراهانی شاگرد، آقا حسین خوانساری (1016-1098ق) رساله او در الذریعه (ج 6 ش425) یاد شده است؛ علی حزین (1003-1180ق) رساله او در این موضوع در الذریعه (ج6 ش1572) یاد شده است؛ عبدالرحیم دماوندی در صفر 1137 رساله خویش را به پیروی از استادش ملا صادق ارجستانی نگاشت (الذریعه، ج26 ش1365). از همه آنها مهم‌تر قبسات میر داماد است که شاید از ترس و تقیه چنان آن را دشوار و پیچیده نگاشت که کمتر قابل استفاده همگان است. زبان حال همه این نویسندگان این چند بیت است که شمسا گیلانی آورده است: «اسرار یقین مگوی اهل شک را ×× معنی بزرگ مشنوان کوچک را / باهل مجاز بین حقیقت بگذار ×× خود جوز ز مغز به بود کودک را / منمای به این خلق مجازی خود را ×× مشهور مکن به نکته سازی خود را / چون می‌بینی که اهل مجلس کورند ×× ای شمع چه هرزه می‌گدازی خود را» (الذریعه ج11ص171). نسخه جای گفتگوی ما یکی از این رساله‌ها است که در همان قرن و با همان هدف نگاشته شده است و چون آغاز و انجام آن افتاده است شناخته نمی‌شود. مؤلف کتاب از حدوث زمانی جهان که مورد ادعای سنیان است هیچ نمی‌گوید، او می‌گوید: افلاطون و یارانش قائل به حدوث ذاتی بودند و ارسطو بر خلاف استاد به قدم ذاتی قائل شد و میرداماد در «قبسات» به راه افلاطون رفته، می‌گوید: قول به قدم عالم (از نظر ارسطو) نوعی شرک باشد. مؤلف از این‌که قشریان، حدوث ذاتی را مساوی قدم زمانی می‌دانند، پس گفته داماد را نیز کفر می‌شمرند، سخن نمی‌گوید. او در مقصد دوم اقوال علما چون صدوق و مرتضی و داماد را می‌آورد و از علامه حلی نقل می‌آورد که قول به قدم باطل است لیکن موجب تکفیر نیست. او در مقصد سوم به استدلال می‌پردازد و در مقصد چهارم دنبال استدلال را با چهار مطلب می‌آورد. مقصد پنجم در دفع برخی شبهات فلاسفه (یعنی مشائیان) و در آن چند مرصد است، با شش طریق: مرصد 1. علت تامه با شش طریق، مرصد 2 و 3. دفع شبهه است، باب عوالم، باب عرش و کرسی، باب الحجب و الاستار، باب سدرة المنتهی، باب السماوات. از کتابهای مروج الذهب مسعودی، مجمع البیان طبرسی، کتاب النجوم للسید ابن طاوس (گویا مقصود فرج المهموم فی علماء النجوم است)، المختصر للحسن بن سلیمان و شرح تجرید و الدر المنثور و تفسیر علی بن ابراهیم نقل می‌کند. (علینقی منزوی)

متن فنخا

● قدم و حدوث جهان / کلام و اعتقادات / عربی qedam va hodūs-e jahān در آغاز قرن دهم، خاورمیانه در میان ترکان عثمانی و ایرانیان شیعی، در مرزهای بین النهرین تقسیم شد. غیر از کشاکش‌های نظامی، این دو قوم با سلاح ایدئولوژیک برای نجات ایران از انحلال در دریای خلافت ترک سنی استفاده می‌نمودند. خلافت سنی که توانست چراغ علم و فلسفه را در بیشتر کشورها که به زیر سلطه آورده بود، خاموش کند، از این که می‌دید این چراغ در مراکز علمی ایران، همچون شیراز، اصفهان، کاشان و مشهد خاموش نمی‌شود و در پرتو عرفان و گنوسیسم اسلامی ایران روشن مانده است نگران بود. دولت عثمانی فلسفه و گنوسیسم اسلامی ایرانی را هسته الحاد و زندقت می‌نامید و سنیان قشری، مانند میرمخدوم (م 995) و نوح افندی (م 1070) را به نگاشتن کتاب‌هایی بر ضد شیعه وادار می‌کرد. تکیه سنیان ضد فلسفه در اثبات بی‌دین بودن ایرانیان بر سخنان فلیسوفان بزرگ شیعه چون ابن سینا (385-428ق) در کتاب «اضحویه» و سخنان خواجه نصیر طوسی (597-672ق) در «آغاز و انجام» بود. این کشاکش میان ایرانیان شیعی و عثمانیان سنی به داخل ایران نیز کشیده شد و دو مکتب فلسفی پدید آمد مدرسه قدیم ملا جلال دوانی (-908ق) شرح «هیاکل النور» سهروردی را به شیوه‌ای سنی‌نماتر درس می‌گفتند، غیاث الدین منصور دشتکی (-948ق) که به وزارت شاه طهماسب صفوی (930-980ق) نیز رسید شرحی دیگر بر هیاکل نگاشت و در آن دوانی را رد کرد (الذریعه ج14ص176-177) و آن را «اشراق هیاکل النور» نامید (الذریعه 2، ش404 و ج14 ص177). در کتاب‌هایی که اینان بر ضد شیعه نوشتند برخی از اشکال‌ها که بر شیعه می‌گرفتند چنین بود: 1) ایرانیان شیعه رافض خلافت سنی اند و ایجاد دو دستگی کرده‌اند، 2) تارک صلات هستند یعنی نماز جمعه را در حال غیبت معصوم نمی‌خوانند، 3) قائل به قدم عالمند یعنی خدا را فیاض علی الاطلاق می‌شمرند و جهان را فیض الهی می‌دانند، 4) معاد را روحانی می‌شمرند. شاهان صفوی بر دانشمندان فشار آوردند تا ثابت کنند که شیعه نیز قائل به حدوث عالم است. پس میرداماد «قبسات» را در این باره نگاشت که عالم حادث است، اما در دهر، نه در زمان، که جهان در زمان قدیم است. فشارهای مجدد شاه بر ملاصدرا او را بر آن داشت تا با طرح حرکت جوهری جهان را حادث زمانی بپذیرد، لیکن به طور ایجاد و اعدام پی در پی، و به صورت حرکت جوهری. داماد و صدرا فیض الهی را که همین جهان است دائم می‌شمرند. کسان زیر در قرن یازدهم در موضوع قدم و حدوث رساله‌های ویژه نگاشتند و همگی آنان نام مقاله خود را عنوان سنی پسند «حدوث العالم» یا «اثبات حدوث عالم» نهاده‌اند، لیکن همگی ایشان با تقسیم معنی «حدوث» به دو معنی حدوث ذاتی و حدوث زمانی، جهان را حادث ذاتی دانستند که همان قدیم زمانی است و بدین شیوه از یک سو از فشار سنیان عثمانی بر ایران کاستند، که ما شیعیان نیز قائل به حدوث جهان هستیم و از سوی دیگر از گنوسیسم اسلامی ایرانی گامی عقب‌نشینی ننمودند، که خداوند فیاض علی الاطلاق است، جهان فیض الهی است، خدای بی‌جهان خدا نیست چنان‌که خورشید بی نور خورشید نباشد. نام معروف‌ترین کسانی که این‌گونه رساله در حدوث عالم نگاشتند عبارت است از: میرداماد محمد باقر (970-1041ق) (الذریعه، ج6ش1569) که در آن می‌گوید: افلاطون قائل به قدم زمانی است و ارسطو قائل به حدوث ذاتی و من (داماد) حدوث را قبول دارم. داماد صحبتی از نظر سنیان نمی‌کند که حدوث ذاتی (نظر داماد و ارسطو) را نیز کفر می‌شمرند و حدوث زمانی سنیان را به پیروی از تورات می‌خواهند؛ شمسا گیلانی که به سال 1045 رساله‌ای در این موضوع نگاشت (الذریعه ج6ش1576)؛ صدرا شیرازی (979-1050ق)، رساله وی در این موضوع چاپ شده است (الذریعه ج 6 ش1577)؛ علینقی کمره‌ای (953-1060ق) (الذریعه ج 6 ش1573)؛ عبدالرزاق لاهیجی (-1072ق) (الذریعه 6ش1571)؛ فیض کاشانی (1007-1091ق) رساله خود را در این موضوع «لب» نامیده است (الذریعه ج18 ص281 ش114)؛ علی فراهانی شاگرد، آقا حسین خوانساری (1016-1098ق) رساله او در الذریعه (ج 6 ش425) یاد شده است؛ علی حزین (1003-1180ق) رساله او در این موضوع در الذریعه (ج6 ش1572) یاد شده است؛ عبدالرحیم دماوندی در صفر 1137 رساله خویش را به پیروی از استادش ملا صادق ارجستانی نگاشت (الذریعه، ج26 ش1365). از همه آنها مهم‌تر قبسات میر داماد است که شاید از ترس و تقیه چنان آن را دشوار و پیچیده نگاشت که کمتر قابل استفاده همگان است. زبان حال همه این نویسندگان این چند بیت است که شمسا گیلانی آورده است: «اسرار یقین مگوی اهل شک را ×× معنی بزرگ مشنوان کوچک را / باهل مجاز بین حقیقت بگذار ×× خود جوز ز مغز به بود کودک را / منمای به این خلق مجازی خود را ×× مشهور مکن به نکته سازی خود را / چون می‌بینی که اهل مجلس کورند ×× ای شمع چه هرزه می‌گدازی خود را» (الذریعه ج11ص171). نسخه جای گفتگوی ما یکی از این رساله‌ها است که در همان قرن و با همان هدف نگاشته شده است و چون آغاز و انجام آن افتاده است شناخته نمی‌شود. مؤلف کتاب از حدوث زمانی جهان که مورد ادعای سنیان است هیچ نمی‌گوید، او می‌گوید: افلاطون و یارانش قائل به حدوث ذاتی بودند و ارسطو بر خلاف استاد به قدم ذاتی قائل شد و میرداماد در «قبسات» به راه افلاطون رفته، می‌گوید: قول به قدم عالم (از نظر ارسطو) نوعی شرک باشد. مؤلف از این‌که قشریان، حدوث ذاتی را مساوی قدم زمانی می‌دانند، پس گفته داماد را نیز کفر می‌شمرند، سخن نمی‌گوید. او در مقصد دوم اقوال علما چون صدوق و مرتضی و داماد را می‌آورد و از علامه حلی نقل می‌آورد که قول به قدم باطل است لیکن موجب تکفیر نیست. او در مقصد سوم به استدلال می‌پردازد و در مقصد چهارم دنبال استدلال را با چهار مطلب می‌آورد. مقصد پنجم در دفع برخی شبهات فلاسفه (یعنی مشائیان) و در آن چند مرصد است، با شش طریق: مرصد 1. علت تامه با شش طریق، مرصد 2 و 3. دفع شبهه است، باب عوالم، باب عرش و کرسی، باب الحجب و الاستار، باب سدرة المنتهی، باب السماوات. از کتابهای مروج الذهب مسعودی، مجمع البیان طبرسی، کتاب النجوم للسید ابن طاوس (گویا مقصود فرج المهموم فی علماء النجوم است)، المختصر للحسن بن سلیمان و شرح تجرید و الدر المنثور و تفسیر علی بن ابراهیم نقل می‌کند. (علینقی منزوی)

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه