شناسنامه کتابشناختی اثر
فرهاد و شیرین
farhād va šīrīn
1
نسخه ثبتشده
قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/48699
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #48699
پدیدآور / مؤلف:
صابر شیرازی، مهدی بن محمد
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 23، ص 899
تا 900
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
شعر
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
صابر تخلص آقا مهدی (محمد مهدی) شیرازی است که از شعرای نیمه دوم قرن سیزدهم هجری بوده است. در پایان این مثنوی این عبارت نگارش یافته است: «حرره فی شهر محرم الحرام سنة سبعه (کذا) و سبعین و ماتین بعد الف (کذا) راقمه قائله صابر غفرله». بنابراین جای شک نمیماند که این داستان و مثنوی از صابر تخلصی است که در نیمه دوم قرن سیزدهم زندگانی مینموده و در تذکرهها جز آقا مهدی یا محمد مهدی شیرازی بدین تخلص شاعری را نیافتم. در آغاز و انجام این کتاب تذکر داده که وحشی این داستان را ناتمام گذارده و به سرای دیگر شتافت، وصال به اتمام آن پرداخت، وی نیز موفق به اتمام داستان نشد، من بر آن شدم که آن را به پایان آورم. چند بیت که داستان بدان آغاز و انجام یافته و در این معنی سروده شده برای نشان دادن نمونهای از زادگان طبع این شاعر میآوریم: «بنام خالق پیدا و پنهان ×× که پیدا و نهان داند بیکسان / در گنج سخن را میکنم باز ×× جهان پر سازم از درهای ممتاز / حدیثی را که وحشی کرده عنوان ×× وصالش نیز ناورده به پایان / به توفیق خداوند یگانه ×× بپایان آرم آن شیرین فسانه / که کس انجام آن نشنید از کس ×× که در ضمن سخن گفتند شان بس / خمش کن صابرا زین گفت پرپیچ ×× که دنیا نیست غیر از هیچ در هیچ / زبان زین گفتگو بربند یکچند ×× که طوطی از زبان ماند است در بند / وصال و وحشی این افسانه گفتی ×× که اندر خواب دیدی یا شنفتی / جهان گوئی همه خواب و خیال است ×× خیال و خواب اگر نبود چه حال است / دلم از معنی این قال خونست ×× که در آخر ندانم حال چونست / بود خواب و خیال این خواری ما ×× پس از مردن بود بیداری ما».
متن فنخا
● فرهاد و شیرین / شعر / فارسی
farhād va šīrīn
صابر شیرازی، مهدی بن محمد، - 1280 ؟ قمری
sāber-e šīrāzī, mahdī ebn-e mohammad (- 1864)
صابر تخلص آقا مهدی (محمد مهدی) شیرازی است که از شعرای نیمه دوم قرن سیزدهم هجری بوده است. در پایان این مثنوی این عبارت نگارش یافته است: «حرره فی شهر محرم الحرام سنة سبعه (کذا) و سبعین و ماتین بعد الف (کذا) راقمه قائله صابر غفرله». بنابراین جای شک نمیماند که این داستان و مثنوی از صابر تخلصی است که در نیمه دوم قرن سیزدهم زندگانی مینموده و در تذکرهها جز آقا مهدی یا محمد مهدی شیرازی بدین تخلص شاعری را نیافتم. در آغاز و انجام این کتاب تذکر داده که وحشی این داستان را ناتمام گذارده و به سرای دیگر شتافت، وصال به اتمام آن پرداخت، وی نیز موفق به اتمام داستان نشد، من بر آن شدم که آن را به پایان آورم. چند بیت که داستان بدان آغاز و انجام یافته و در این معنی سروده شده برای نشان دادن نمونهای از زادگان طبع این شاعر میآوریم: «بنام خالق پیدا و پنهان ×× که پیدا و نهان داند بیکسان / در گنج سخن را میکنم باز ×× جهان پر سازم از درهای ممتاز / حدیثی را که وحشی کرده عنوان ×× وصالش نیز ناورده به پایان / به توفیق خداوند یگانه ×× بپایان آرم آن شیرین فسانه / که کس انجام آن نشنید از کس ×× که در ضمن سخن گفتند شان بس / خمش کن صابرا زین گفت پرپیچ ×× که دنیا نیست غیر از هیچ در هیچ / زبان زین گفتگو بربند یکچند ×× که طوطی از زبان ماند است در بند / وصال و وحشی این افسانه گفتی ×× که اندر خواب دیدی یا شنفتی / جهان گوئی همه خواب و خیال است ×× خیال و خواب اگر نبود چه حال است / دلم از معنی این قال خونست ×× که در آخر ندانم حال چونست / بود خواب و خیال این خواری ما ×× پس از مردن بود بیداری ما».
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مجلس
تهران
|
1126 | بیکاتب | 1277ق | نستعلیق | 18 | شناسنامه ← |