شناسنامه کتابشناختی اثر
العلم و النطق
al-‘ilm wa-n nuṭq
5
نسخه ثبتشده
از قرن 10 تا 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/46662
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #46662
پدیدآور / مؤلف:
ابن سینا، حسین بن عبدالله
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 22، ص 927
تا 928
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
فلسفه
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
بروکلمن و قنواتی آن را به ابن سینا نسبت دادهاند و ترجمهای از این کتاب به نام «منهاج المبین» به بابا افضل منسوب است و شاید عربی نیز از وی باشد. چنانکه درباره مدارج الکمال همین کار را کرده است. به چند دلیل هم میتوان این رساله را از کاشانی دانست نه از شیخ، یکی این که در بحث از قیاس خلف (فصل تألیف قیاس باب دوم پایان مرتبه 6 در تألیف از قضایاء بسیط و مرکب) دارد: «و الغرض من هذا الکلام التنبيه على حقيقة الامر فيما تركب منه قياس الخلف فان المفهوم من قول بعض العلماء المحققين غير ما ذكرنا فانه قال: ما هذا معناه، قياس الخلف قياس مركب من قياسين قياس اقترانی و قیاس استثنائي كما لو قيل ان القضية الشرطية يتركب من قضيتين حمليتين يفهم منه ان القضية الشرطية غير هما و ليس الامر في قياس الخلف كذلك فانه ليس غير الاستثنائي بل هو قياس استثنائى مقدمته الصغرى متركبة من قضيتين حمليتين مشتركتين فی حد»؛ شیخ در مختصر اوسط گفته است: «و القياس الخلف الذي سنذكره بعد فـ هو من قياسين حملی و استثنائى كما سنحققه من ذی قبل» و سپس در همین کتاب آن را بررسی نموده است. در نجات دارد: «فيكون هو بالحقيقة مركبا من قياس اقترانی و من قياس استثنائي» در فصل 3 مقاله 8 فن 4 منطق شفا دارد: «و القياس الخلف بالحقيقه هو قياس مركب من قياسين شرطيين فقط ... فاحداهما اقترانى من شرطية متصلة و مقدمة يشاركها في التالي و الثانی قياس شرطی اتصالی استثنائى و بذلك يتم الخلف وحده» (نیز فصل 14 مقاله 9 همین فن)، در اشاره 9 نهج 8 اشارات نیز دارد: «قياس الخلف مركب من قياسين احدهما اقترانی و الآخر استثنائی»؛ در دانشنامه (ص 88 چاپ 1331ش) آمده است: «و این قیاس خلف مرکب است از دو قیاس یکی قیاسی است از جمله قیاسهای اقتران غریب که من بیرون آوردهام و یکی استثنائی ... و مردمان اندر باز بردن این سخن به قیاسهای درست کاری دراز پیش گرفتهاند و خود نهادهاند و ارسطاطالیس اشارت بدین کرده است که من خواهم گفتن ولی این مقدار گفتست که خلف از شرطی است این است که من خواهم گفتن. نخستین قیاس از اقترانی متصل است و حملی...». پیداست که از عبارت گذشته سخنان شیخ خواسته شده و در آن از گفته او خردهگیری شده است، چنانکه طوسی در شرح اشارات (همانجا) میگوید: «ثم ان الشيخ افضل الدين محمد بن حسن المرقى المعروف بالقاشی رحمه الله ذهب الى ان هذاالقياس هو قياس استثنائى من متصلة ...» و آشکار است که طوسی به همین کتاب مینگریسته است. دلیل دیگر اینکه در این «العلم و النطق» مبحثهای منطقی به دو گونه بخش شده است: دانایی و گویایی، و این روش مانند روش کاشانی است در کتابهای دیگر او مانند مدارج کمال و عرض نامه و جاودان نامه و بهویژه اینکه در مبادی موجودات او (چاپ شده در ش 3 س 1 مجله جلوه تاریخ شهریور 1324ش) همانا مطلبهای مقاله نخستین همین «العلم و النطق» با عبارتهای دیگری آمده است و شیخ رئیس را چنانکه نگارشهای دیگر او گواهی میدهد چنین روشی نیست. دیگر اینکه در این نامه درباره شکل چهارم یکجا دارد: «و قد يمكن ان يكون موضوعا فى المقدمة الصغرى محمولا فی المقدمة الكبرى فيسمى الشكل الرابع» و نیز «و ههنا شكل آخر يقتضيه القسمة التى ذكرناها فان الحد الاوسط اما ان يكون محمولا فى الصغرى و الكبرى ... او موضوعا في الصغرى محمولا في الكبرى و هو الشكل الرابع و لم يذكر في كتب المنطق المشهورة هذا القسم من الاشكال لخفاء انتاجه فانه يقابل الشكل الاول (الذى هو) ابين قياسية و اظهر انتاجا من جميع الاشكال فالشكل الرابع اخفى قياسية و اوعر تبيينا للنتيجة من جميعها و قد يرد كثيراً في الكلام الا انه يرد سريعا الى الشكل الاول بتغيير المقدمتين قولا و عن انتاجه الخاص»، همین هم میرساند که این نامه از شیخ رئیس نباید باشد چه او در شفا و نجات و اشارات و دانشنامه شکل چهارم را نپذیرفت و در مختصر اوسط هم پس از یاد کردن سه شکل نخستین و دوم و سوم گفته است: «و لاشکل الاهذه و یعم الاشكال الثلثة شرائط ...»، مگر اینکه عبارت یاد شده در بالا از این «رسالة في العلم و النطق» با آنچه که در ترجمه آن به نام «منهاج المبين لاصابة اليقين» در همین زمینه آمده چندان سازگار نمینماید و شاید بتوان گفت که کاشانی در این دو نامه دو گونه اندیشیده است. (دانش پژوه)
آغاز اثر
« لله الحمد و به التوفيق و منه الهداية و اليه ينتهى الطريق ... فان عزيمتنا فى هذه الرسالة مقصورة على ذكر حال الخلقين الخاصين بنوع الانسان و هما العلم و النطق و تفصيل ما عرض لهما من الاحوال ... و اذ كان العلم اقدم بالطبع فصار اشتغالنا به اهم فصارت رسالتنا هذه مقالتين مقالة في العلم و مقالة في النطق »
انجام اثر
« مثل الكسوف الذى يستدل به على توسط الارض بين الشمس و القمر و اذا اتينا بما اردنا ايراده و وفينا بما وعدنا فلنختم المقالة و الله ولی الهداية و الحمد له كما هو اهله و على نبينا خاتم الانبياء محمد و آله و الصلوة و السلام. »
متن فنخا
● العلم و النطق / فلسفه / عربی
al-‘ilm wa-n nuṭq
ابن سینا، حسین بن عبدالله، 370؟ - 428 قمری
ebn-e sīnā, ḥoseyn ebn-e ‘abd-ol-lāh (981 - 1038)
بروکلمن و قنواتی آن را به ابن سینا نسبت دادهاند و ترجمهای از این کتاب به نام «منهاج المبین» به بابا افضل منسوب است و شاید عربی نیز از وی باشد. چنانکه درباره مدارج الکمال همین کار را کرده است. به چند دلیل هم میتوان این رساله را از کاشانی دانست نه از شیخ، یکی این که در بحث از قیاس خلف (فصل تألیف قیاس باب دوم پایان مرتبه 6 در تألیف از قضایاء بسیط و مرکب) دارد: «و الغرض من هذا الکلام التنبيه على حقيقة الامر فيما تركب منه قياس الخلف فان المفهوم من قول بعض العلماء المحققين غير ما ذكرنا فانه قال: ما هذا معناه، قياس الخلف قياس مركب من قياسين قياس اقترانی و قیاس استثنائي كما لو قيل ان القضية الشرطية يتركب من قضيتين حمليتين يفهم منه ان القضية الشرطية غير هما و ليس الامر في قياس الخلف كذلك فانه ليس غير الاستثنائي بل هو قياس استثنائى مقدمته الصغرى متركبة من قضيتين حمليتين مشتركتين فی حد»؛ شیخ در مختصر اوسط گفته است: «و القياس الخلف الذي سنذكره بعد فـ هو من قياسين حملی و استثنائى كما سنحققه من ذی قبل» و سپس در همین کتاب آن را بررسی نموده است. در نجات دارد: «فيكون هو بالحقيقة مركبا من قياس اقترانی و من قياس استثنائي» در فصل 3 مقاله 8 فن 4 منطق شفا دارد: «و القياس الخلف بالحقيقه هو قياس مركب من قياسين شرطيين فقط ... فاحداهما اقترانى من شرطية متصلة و مقدمة يشاركها في التالي و الثانی قياس شرطی اتصالی استثنائى و بذلك يتم الخلف وحده» (نیز فصل 14 مقاله 9 همین فن)، در اشاره 9 نهج 8 اشارات نیز دارد: «قياس الخلف مركب من قياسين احدهما اقترانی و الآخر استثنائی»؛ در دانشنامه (ص 88 چاپ 1331ش) آمده است: «و این قیاس خلف مرکب است از دو قیاس یکی قیاسی است از جمله قیاسهای اقتران غریب که من بیرون آوردهام و یکی استثنائی ... و مردمان اندر باز بردن این سخن به قیاسهای درست کاری دراز پیش گرفتهاند و خود نهادهاند و ارسطاطالیس اشارت بدین کرده است که من خواهم گفتن ولی این مقدار گفتست که خلف از شرطی است این است که من خواهم گفتن. نخستین قیاس از اقترانی متصل است و حملی...». پیداست که از عبارت گذشته سخنان شیخ خواسته شده و در آن از گفته او خردهگیری شده است، چنانکه طوسی در شرح اشارات (همانجا) میگوید: «ثم ان الشيخ افضل الدين محمد بن حسن المرقى المعروف بالقاشی رحمه الله ذهب الى ان هذاالقياس هو قياس استثنائى من متصلة ...» و آشکار است که طوسی به همین کتاب مینگریسته است. دلیل دیگر اینکه در این «العلم و النطق» مبحثهای منطقی به دو گونه بخش شده است: دانایی و گویایی، و این روش مانند روش کاشانی است در کتابهای دیگر او مانند مدارج کمال و عرض نامه و جاودان نامه و بهویژه اینکه در مبادی موجودات او (چاپ شده در ش 3 س 1 مجله جلوه تاریخ شهریور 1324ش) همانا مطلبهای مقاله نخستین همین «العلم و النطق» با عبارتهای دیگری آمده است و شیخ رئیس را چنانکه نگارشهای دیگر او گواهی میدهد چنین روشی نیست. دیگر اینکه در این نامه درباره شکل چهارم یکجا دارد: «و قد يمكن ان يكون موضوعا فى المقدمة الصغرى محمولا فی المقدمة الكبرى فيسمى الشكل الرابع» و نیز «و ههنا شكل آخر يقتضيه القسمة التى ذكرناها فان الحد الاوسط اما ان يكون محمولا فى الصغرى و الكبرى ... او موضوعا في الصغرى محمولا في الكبرى و هو الشكل الرابع و لم يذكر في كتب المنطق المشهورة هذا القسم من الاشكال لخفاء انتاجه فانه يقابل الشكل الاول (الذى هو) ابين قياسية و اظهر انتاجا من جميع الاشكال فالشكل الرابع اخفى قياسية و اوعر تبيينا للنتيجة من جميعها و قد يرد كثيراً في الكلام الا انه يرد سريعا الى الشكل الاول بتغيير المقدمتين قولا و عن انتاجه الخاص»، همین هم میرساند که این نامه از شیخ رئیس نباید باشد چه او در شفا و نجات و اشارات و دانشنامه شکل چهارم را نپذیرفت و در مختصر اوسط هم پس از یاد کردن سه شکل نخستین و دوم و سوم گفته است: «و لاشکل الاهذه و یعم الاشكال الثلثة شرائط ...»، مگر اینکه عبارت یاد شده در بالا از این «رسالة في العلم و النطق» با آنچه که در ترجمه آن به نام «منهاج المبين لاصابة اليقين» در همین زمینه آمده چندان سازگار نمینماید و شاید بتوان گفت که کاشانی در این دو نامه دو گونه اندیشیده است. (دانش پژوه)
آغاز: لله الحمد و به التوفيق و منه الهداية و اليه ينتهى الطريق ... فان عزيمتنا فى هذه الرسالة مقصورة على ذكر حال الخلقين الخاصين بنوع الانسان و هما العلم و النطق و تفصيل ما عرض لهما من الاحوال ... و اذ كان العلم اقدم بالطبع فصار اشتغالنا به اهم فصارت رسالتنا هذه مقالتين مقالة في العلم و مقالة في النطق
انجام: مثل الكسوف الذى يستدل به على توسط الارض بين الشمس و القمر و اذا اتينا بما اردنا ايراده و وفينا بما وعدنا فلنختم المقالة و الله ولی الهداية و الحمد له كما هو اهله و على نبينا خاتم الانبياء محمد و آله و الصلوة و السلام.
نسخههای خطی این اثر
5 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
1149/24 | بیکاتب | با تاریخ 962ق | تعلیق | 18 | شناسنامه ← |
| 2 |
مجلس
تهران
|
14473/10 | بیکاتب | قرن 12 | نستعلیق | 1 | شناسنامه ← |
| 3 |
مجلس
تهران
|
14473/40 | بیکاتب | قرن 12 | نستعلیق | 1 | شناسنامه ← |
| 4 |
سپهسالار
تهران
|
2912/99 | بیکاتب | 1266ق | - | - | شناسنامه ← |
| 5 |
سپهسالار
تهران
|
107/3 صدر | بیکاتب | بیتاریخ | - | 43 | شناسنامه ← |