نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

عشق و محبت (ب)

عنوان پیراسته: عشق و محبت
‘ešq va mohabbat
5 نسخه ثبت‌شده از قرن 11 تا 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/45785
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #45785
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 22، ص 669 تا 670
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: عرفان و تصوف

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

وجیزه‌ای است در بیان عشق و محبت و شرایط عاشق و معشوق با شواهد منظوم و تمثیلات بی اصل و مجهول المؤلف است. دارای نوزده شرط از شروط عشق به نثری ادبی و آراسته به ابیات فارسی بدون ذکر نام شاعر. در این رساله نه حکایت در لابه‌لای بخش‌های نوزده‌گانه آمده که خلاصه آنها از این قرار است: حکایت فقیری که عاشق دختر پادشاه شد و به پیشنهاد وزیر، برای خواستن وصال دختر در زاویه‌ای خارج شهر به عبادت پرداخت، اما در این احوال به درجه استجابت دعا رسید، شاه و وزیر به دیدنش آمدند و شاه پیشنهاد دامادی به وی داد، اما فقیر که از آرزوی دیرینه اش رو گردان شده به عشق حقیقی رسیده بود نپذیرفت؛ حکایت التفات نکردن اوحد الدین کرمانی به شمس الدین تبریزی و توجه به جوانی زیباروی؛ حکایت بی‌تابی لیلی از نشنیدن آواز مجنون و عرض این حال به دایه‌اش؛ حکایت عاشق بغدادی که برای دیدن معشوق همیشه از دجله عبور می‌کرد، اما وقتی به عیب معشوق التفات کرد و عشقش کم شد معشوق به او توصیه کرد دیگر از دجله مگذر، گذشت و درگذشت؛ حکایت جوان عاشق دختر عمویش که برای دیدن او بر بام خانه عمو رفت، اما از روزن به میان سرا افتاد، عمو او را گرفته نزد سلطان برد، جوان برای حفظ آبروی دختر اظهار کرد که برای دزدی آمده بود، سلطان به قطع دستانش فرمان داد، اما شخصی که ماجرا را می‌دانست، نکته اصلی را برای سلطان نوشت، سلطان فداکاری جوان را پسندید و او را به عقد معشوقش درآورد؛ دو حکایت از محمود و ایاز؛ حکایت به حقارت نگاه کردن خلیفه بغداد در لیلی و پاسخ لیلی به او؛ حکایت وزیر مورد اعتمادی که در روز شکار، عاشق دست یکی از اهل حرمسرای پادشاه که برای گرفتن و حفظ خیمه از تندباد، دستش را از زیر خیمه بیرون آورده بود و گوشه خیمه را گرفته بود، می‌شود و ناچار برای خیانت نکردن به شاه تمام سمی را که خود شاه آن را نزد وی به امانت گذارده می‌خورد، در وی اثر نمی کند و زنده می‌ماند، شاه به نیت هلاک کردن خائنی سم را از او طلب می‌کند، وزیر مطلب عشق و خودکشی را برای شاه می‌گوید، شاه که متعجب است ماجرا را از حکیمی حاذق می‌پرسد، حکیم پاسخ می‌دهد این خاصیت عشق است، شاه تصمیم می‌گیرد صاحب آن دست را که معشوق وزیر است به عقد وزیر در آورد، اهالی حرمسرا را به نشان دادن دست‌های خود از پشت پرده امر می‌کند، وزیر با دیدن دست معشوق آتشی از دهان شعله ور می‌کند و می‌میرد.
آغاز اثر
« حمد و سپاس بی قیاس صانعی را که شمع جمال خوبان دلربا را نور حسن ملاحت بر افروخته. »
انجام اثر
« از صحبت حریفان هوسناک محافظت نماید و رحمی به عاشقان بی قرار نماید. خوش دعایی می‌کنم ای عاشقان آمین کنید. »
مآخذ و منابع کتاب‌شناسی اثر
فهرستواره منزوی 656/7

متن فنخا

● عشق و محبت (ب) / عرفان و تصوف / فارسی ‘ešq va mohabbat وجیزه‌ای است در بیان عشق و محبت و شرایط عاشق و معشوق با شواهد منظوم و تمثیلات بی اصل و مجهول المؤلف است. دارای نوزده شرط از شروط عشق به نثری ادبی و آراسته به ابیات فارسی بدون ذکر نام شاعر. در این رساله نه حکایت در لابه‌لای بخش‌های نوزده‌گانه آمده که خلاصه آنها از این قرار است: حکایت فقیری که عاشق دختر پادشاه شد و به پیشنهاد وزیر، برای خواستن وصال دختر در زاویه‌ای خارج شهر به عبادت پرداخت، اما در این احوال به درجه استجابت دعا رسید، شاه و وزیر به دیدنش آمدند و شاه پیشنهاد دامادی به وی داد، اما فقیر که از آرزوی دیرینه اش رو گردان شده به عشق حقیقی رسیده بود نپذیرفت؛ حکایت التفات نکردن اوحد الدین کرمانی به شمس الدین تبریزی و توجه به جوانی زیباروی؛ حکایت بی‌تابی لیلی از نشنیدن آواز مجنون و عرض این حال به دایه‌اش؛ حکایت عاشق بغدادی که برای دیدن معشوق همیشه از دجله عبور می‌کرد، اما وقتی به عیب معشوق التفات کرد و عشقش کم شد معشوق به او توصیه کرد دیگر از دجله مگذر، گذشت و درگذشت؛ حکایت جوان عاشق دختر عمویش که برای دیدن او بر بام خانه عمو رفت، اما از روزن به میان سرا افتاد، عمو او را گرفته نزد سلطان برد، جوان برای حفظ آبروی دختر اظهار کرد که برای دزدی آمده بود، سلطان به قطع دستانش فرمان داد، اما شخصی که ماجرا را می‌دانست، نکته اصلی را برای سلطان نوشت، سلطان فداکاری جوان را پسندید و او را به عقد معشوقش درآورد؛ دو حکایت از محمود و ایاز؛ حکایت به حقارت نگاه کردن خلیفه بغداد در لیلی و پاسخ لیلی به او؛ حکایت وزیر مورد اعتمادی که در روز شکار، عاشق دست یکی از اهل حرمسرای پادشاه که برای گرفتن و حفظ خیمه از تندباد، دستش را از زیر خیمه بیرون آورده بود و گوشه خیمه را گرفته بود، می‌شود و ناچار برای خیانت نکردن به شاه تمام سمی را که خود شاه آن را نزد وی به امانت گذارده می‌خورد، در وی اثر نمی کند و زنده می‌ماند، شاه به نیت هلاک کردن خائنی سم را از او طلب می‌کند، وزیر مطلب عشق و خودکشی را برای شاه می‌گوید، شاه که متعجب است ماجرا را از حکیمی حاذق می‌پرسد، حکیم پاسخ می‌دهد این خاصیت عشق است، شاه تصمیم می‌گیرد صاحب آن دست را که معشوق وزیر است به عقد وزیر در آورد، اهالی حرمسرا را به نشان دادن دست‌های خود از پشت پرده امر می‌کند، وزیر با دیدن دست معشوق آتشی از دهان شعله ور می‌کند و می‌میرد. آغاز: حمد و سپاس بی قیاس صانعی را که شمع جمال خوبان دلربا را نور حسن ملاحت بر افروخته. انجام: از صحبت حریفان هوسناک محافظت نماید و رحمی به عاشقان بی قرار نماید. خوش دعایی می‌کنم ای عاشقان آمین کنید. [فهرستواره منزوی 656/7]

نسخه‌های خطی این اثر

5 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
مجلس
تهران
8852/16 بی‌کاتب شعبان 1097ق نستعلیق، شکسته 7 شناسنامه ←
2
سپهسالار
تهران
577/9 بی‌کاتب قرن 13 - 22 شناسنامه ←
3
رضوی
مشهد
5656 بی‌کاتب 1234ق نستعلیق 8 شناسنامه ←
4
مرعشی
قم
7521/1 حبیبه دختر آزادخان چاپارچی باشی 16 ذیحجه 1302ق، به دستور سرکار نوابه جمال خانم بانوی حرم ناصرالدین شاه قاجار در کاخ عشرت آباد نستعلیق 15 شناسنامه ←
5
مجلس
تهران
8005/1 بی‌کاتب 23 ربیع الثانی 1302ق شکسته نستعلیق 12 شناسنامه ←