نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

عالم محسوس و معقول

‘ālam-e mahsūs va ma‘qūl
/w/45121
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #45121
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 22، ص 396
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: فلسفه

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

(1201 - 1274) متنی است فلسفی عرفانی که بر مشرب تعلیمیان نگاشته شده و درباره نسبت معقول و محسوس و ظاهر و باطن سخن گفته است تعابیر اهل تعلیم در آن روشن و مکرر به کار رفته است. این رساله که می‌بایست در هنگام حضور او در دربار اسماعیلیه نگاشته شده باشد همین یک نسخه آن در ایران شناخته شده و نسبت آن به خواجه همانند دیگر تألیفات اوست که بر این مشی نگاشته شده جز آن که چنین رساله‌ای در جایی به او نسبت داده نشده است. در ادامه آن چند فائده دیگر بر مشی تعلیمیان آمده که کاتب از خواجه دانسته که با این عبارات آغاز شده: «ظاهر و مشهور نزد جمهور اهل نظر و خرد آن است که میان معلول اول و علت اولی واسطه نیست و مذهب تعلیمیان است که صدور موجودات از باری تعالی که مبدأ اول است به توسط چیزی است که آن را در عبارت متاخران اینجماعت امرا و یا کلمه ...» و انجام آن: «پس اثبات این اعتبار را نیز که اهل تعلیم به دعوی ثبوت آن می‌فرمودند هم از حکمت و هم از شریعت شواهد یافت می‌شود»؛ و پس از آن فائده دیگری است که با علامت از فائده قبل جدا شده گرچه با متن قبلی بی ارتباط نیست و سرآغازی این‌گونه دارد: «بدان که اطلاق لفظ علت اولی در عبارات حکماء بر حق تعالی خطاست و بر امرا و معالی که مصدر موجودات است صواب بل هر وصف و تنزیه که افاضل حکماء و اهل معرفت از عقلاء حواله بر علت اولی کرده‌اند اشاره به امر او سبحانه است که رویی با عالم وحدت محض لایزالی دارد و رویی با عالم کثرت و امکان و او از آنجا که اوست از هر دو روی منزه و متعالی است چنان‌که در عبارت محققان لذاکرهم السلام آمده ما جاء فی الله فهو فینا اما مرد می‌ماند که در غلو یا تقصیر نیفتد چه مزال اقدام بسیارست و صراط مستقیم دین الله بین المقصر و الغالی از موی باریکتر و از شمشیر تیزتر است و الله یهدی الی طریق الصواب». در دنباله نیز در چند خط به نظر فائده دیگری است که تمامت آن این است: «در علم حکمت در کتاب نفس مقرر شده است که واضح‌ترین معارف و درست‌ترین تعقلات معرفت مجردات است به خود خود را که در این باب استدلال و اکتساب را مدخلی نیست و در علم منطق در کتاب برهان مقرر شده است که علم یقینی مكتسب آن است که از علت معلول را بشناسد و هر چه نه به طریق استدلال از علت بر معلول معلوم کنند یقین مطلق نباشد و در این مقام چون سخن در معرفت علت اولی می‌رود و او را علت نیست پس به اعتراف حکیم معرفت علت اولی یقینی نباشد و نیز آنجا که حکیم در مراتب موجودات سخن می‌گوید نزدیکترین موجود به علت اولی، عقل اول را می‌نهد که معلول اول است و لامحاله معرفت او علت اولی را از آنجا تواند بود که او معلول علت اولی است پس یقینی نباشد دیگری را طمع یقین در این باب از کجا تواند بود پس اینجا حکیم در معرفت خدای تعالی به کلی بر خود بسته است و الحق جای حیرت و دهشت هست. و این از جمله مسایلی است که بنده را دل بر قواعد حکماء در معرفت حق قرار نمی‌گرفت». لازم به توضیح است که تعابیر و نثر کاملاً همخوان با دیگر تألیفات خواجه نیست و نثر جدیدتر از زمان خواجه است و شاید تألیفی از یکی از تعلیمان است که به جهت سابقه و نام خواجه نصیر برای اعتبار بیشتر به او نسبت داده‌اند.
آغاز اثر
« در علوم حقیقی روشن شده است که وراء عالم محسوس عالمی دیگر هست معقول که نسبت آن عالم باین عالم چون نسبت جان با تن باشد و از ینجاست که آنرا عالم روحانی می‌گویند و این عالم را عالم عالم جسمانی. و بازاء هر محسوس در این عالم، معقولی در آن عالمست ... »
انجام اثر
« این قوم را اهل شمال و اهل یمین و سابقان میخوانند و در عبارت عوام اهل دنیا و اهل آخرت و اهل خدا و در عرف خواص اهل شریعت و اهل قیامت و اهل وحدت. تمت كلمة ربك صدقا و عدلا لا مبدل لكلماته و هو السميع العليم. »

متن فنخا

● عالم محسوس و معقول / فلسفه / فارسی ‘ālam-e mahsūs va ma‘qūl نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، 597 - 672 قمری nasīr-od-dīn-e tūsī, mohammad ebn-e mohammad (1201 - 1274) متنی است فلسفی عرفانی که بر مشرب تعلیمیان نگاشته شده و درباره نسبت معقول و محسوس و ظاهر و باطن سخن گفته است تعابیر اهل تعلیم در آن روشن و مکرر به کار رفته است. این رساله که می‌بایست در هنگام حضور او در دربار اسماعیلیه نگاشته شده باشد همین یک نسخه آن در ایران شناخته شده و نسبت آن به خواجه همانند دیگر تألیفات اوست که بر این مشی نگاشته شده جز آن که چنین رساله‌ای در جایی به او نسبت داده نشده است. در ادامه آن چند فائده دیگر بر مشی تعلیمیان آمده که کاتب از خواجه دانسته که با این عبارات آغاز شده: «ظاهر و مشهور نزد جمهور اهل نظر و خرد آن است که میان معلول اول و علت اولی واسطه نیست و مذهب تعلیمیان است که صدور موجودات از باری تعالی که مبدأ اول است به توسط چیزی است که آن را در عبارت متاخران اینجماعت امرا و یا کلمه ...» و انجام آن: «پس اثبات این اعتبار را نیز که اهل تعلیم به دعوی ثبوت آن می‌فرمودند هم از حکمت و هم از شریعت شواهد یافت می‌شود»؛ و پس از آن فائده دیگری است که با علامت از فائده قبل جدا شده گرچه با متن قبلی بی ارتباط نیست و سرآغازی این‌گونه دارد: «بدان که اطلاق لفظ علت اولی در عبارات حکماء بر حق تعالی خطاست و بر امرا و معالی که مصدر موجودات است صواب بل هر وصف و تنزیه که افاضل حکماء و اهل معرفت از عقلاء حواله بر علت اولی کرده‌اند اشاره به امر او سبحانه است که رویی با عالم وحدت محض لایزالی دارد و رویی با عالم کثرت و امکان و او از آنجا که اوست از هر دو روی منزه و متعالی است چنان‌که در عبارت محققان لذاکرهم السلام آمده ما جاء فی الله فهو فینا اما مرد می‌ماند که در غلو یا تقصیر نیفتد چه مزال اقدام بسیارست و صراط مستقیم دین الله بین المقصر و الغالی از موی باریکتر و از شمشیر تیزتر است و الله یهدی الی طریق الصواب». در دنباله نیز در چند خط به نظر فائده دیگری است که تمامت آن این است: «در علم حکمت در کتاب نفس مقرر شده است که واضح‌ترین معارف و درست‌ترین تعقلات معرفت مجردات است به خود خود را که در این باب استدلال و اکتساب را مدخلی نیست و در علم منطق در کتاب برهان مقرر شده است که علم یقینی مكتسب آن است که از علت معلول را بشناسد و هر چه نه به طریق استدلال از علت بر معلول معلوم کنند یقین مطلق نباشد و در این مقام چون سخن در معرفت علت اولی می‌رود و او را علت نیست پس به اعتراف حکیم معرفت علت اولی یقینی نباشد و نیز آنجا که حکیم در مراتب موجودات سخن می‌گوید نزدیکترین موجود به علت اولی، عقل اول را می‌نهد که معلول اول است و لامحاله معرفت او علت اولی را از آنجا تواند بود که او معلول علت اولی است پس یقینی نباشد دیگری را طمع یقین در این باب از کجا تواند بود پس اینجا حکیم در معرفت خدای تعالی به کلی بر خود بسته است و الحق جای حیرت و دهشت هست. و این از جمله مسایلی است که بنده را دل بر قواعد حکماء در معرفت حق قرار نمی‌گرفت». لازم به توضیح است که تعابیر و نثر کاملاً همخوان با دیگر تألیفات خواجه نیست و نثر جدیدتر از زمان خواجه است و شاید تألیفی از یکی از تعلیمان است که به جهت سابقه و نام خواجه نصیر برای اعتبار بیشتر به او نسبت داده‌اند. آغاز: در علوم حقیقی روشن شده است که وراء عالم محسوس عالمی دیگر هست معقول که نسبت آن عالم باین عالم چون نسبت جان با تن باشد و از ینجاست که آنرا عالم روحانی می‌گویند و این عالم را عالم عالم جسمانی. و بازاء هر محسوس در این عالم، معقولی در آن عالمست ... انجام: این قوم را اهل شمال و اهل یمین و سابقان میخوانند و در عبارت عوام اهل دنیا و اهل آخرت و اهل خدا و در عرف خواص اهل شریعت و اهل قیامت و اهل وحدت. تمت كلمة ربك صدقا و عدلا لا مبدل لكلماته و هو السميع العليم.

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
مجلس
تهران
1149/6 بی‌کاتب بی‌تاریخ نستعلیق 4 شناسنامه ←