شناسنامه کتابشناختی اثر
شرح نهج البلاغة
š.-u nahj-il-balāġa
149
نسخه ثبتشده
از قرن 10 تا 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/41858
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #41858
پدیدآور / مؤلف:
ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله
تاریخ و سده تألیف:
649 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 20، ص 890
تا 903
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
شرح حدیث
اهدا / به درخواست:
وزیر مؤید الدین محمد بن علقمی
اثر مرتبط / وابسته به:
نهج البلاغة؛ شریف الرضی، محمد بن حسین (359-406)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
این شرح نهج البلاغه یکی از شروح مفصله است و شارح در آن داد اطلاع و فضیلت و تحقیق را داده و چون طریقه انصاف را پیش گرفته و چنانکه شایسته است خطب وکلمات را شرح و تفسیر نموده، اهل سنت وی را شیعه دانسته ولی از خود کتاب بر میآید که سنی و معتزلی است، بسیاری از اخبار و معتقدات شیعه را هم نقل و به رد آنها پرداخته و بسیاری از مطالب بر خلاف عقائد امامیه دارد که آنها را صاحب حدائق جمع نموده است، ولی در دوستی حضرت علی و اولاد آن بزرگوار علیهم السلام بیاختیار بوده و ما ترجمه پارهای از دیباچه این شرح را که شارح از روی راستی بیکم و کاست کتاب و اسلوب آن را معرفی نموده در اینجا میآوریم: «چون امر حضرت وزیر بزرگوار محمد بن احمد بن محمد علقمی که خدایش مشمول عنایات کامله خویش دارد و او را از این مقام ارجمند بالاتر برد به نام این بنده درگاه بر شرح کتاب نهج البلاغه که بر صاحب آن بهترین صلوات و پاکیزهترین تحیات باد صادر گردیده، مانند کسی که خود پیش پیش بنا بر کاری داشته و فرمانی جازم او را از جا برانگیزاند شروع در انجام خدمت نموده و به شرحی پرداخت که در آن به ذکر غرائب لغات و اسالیب عبارات و بیان مراد قناعت نموده بود اما چون چندی بدین منوال گذشت اندیشیدم دانستم که این مختصر تشنه حقائق را سیراب نمیکند و سرگردان را جز سرگردانی نمیافزاید بنابراین آن روش را گذاشتم و به شرحی مفصل پرداختم که مشتمل بود بر غریب لغات و اسالیب و قواعد معانی و بیانی و چون کلمهای ممکن باشد از لحاظ اعراب و تصریف اشکالی پیدا کند به بیانش پرداخته و در موارد بسیار به نقل نظم و نثرهایی نظایر عبارات کتاب همت گماشتم، حکایات و مطالب تاریخی را که در الفاظ اشارتی بدانها رفته بود آورده، دقایق توحید و عدل که اشاره بدانها نموده تشریح کرده، آنچه از انساب و امثال نکتهها و مواعظ و زواجر دینی و حکم و آداب اخلاقی و مسائل فقهی بود شرح و بسط داده، مقامات عارفین را که آن حضرت در کلمات خویش به طریق رمز یاد فرموده بیان نمودم، در صورتی که همه کس توانایی بر آن ندارد و این کار را کسی نتواند جز دانشمندان و روحانیان مقرب، پرده ساتر مقاصد را از روی عباراتی که حضرت علیه السلام به طریق کنایه و اختصار و اشاره و شکایت بیان فرموده برداشته و برهان اقامه کرده که بسیاری از فصول این کتاب داخل در معجزات محمدیه (ص) است چرا که مشتمل بر اخبار به غیب میباشد و از قوه بشر خارج است که این گونه حقایق را در قوالب الفاظ درآورد. (به همین جهت است که در میان خاصه این کتاب اخ القرآن نامیده شده) و چنان که امید بود کتابی در فن خود کامل و یگانه در میان امثال گردید و هیچ شگفت نخواهد بود که به وسیله این کتاب که بهترین کتابها است کسی به سر پادشاهان تقرب جوید و به واسطه یگانه زمان به یگانه روزگار نزدیک شود چرا که همه چیز به مانند خویش بایستی متصل شود و هر چیزی نظیر خود را به خود میکشاند و تا آنجا که میدانم پیش از من کسی به شرح این کتاب نپرداخته جز سعید بن هبة الله بن حسن فقیه معروف به قطب راوندی که یکی از فقهای امامیه بوده لیک وی مرد این میدان نبوده چرا که همه عمر خویش را صرف فقه کرده و کجا فقیهی که بس عالم این یک رشته است تواند به حقایق این کتاب که دارای فنون متعدده و علوم متشعبه میباشد پی برد، بنابراین حال شرح او بر دانا مخفی نیست و من در چند جا مطالب متناقضه آن را در این کتاب نقل نموده و از بسیاری از آنها که چندان فائدهای در ذکر آن ندیده درگذشتهام، و پیش از آن که شروع به شرح کتاب نمایم اقوال اصحاب خودمان معتزله رحمهم الله را در باب امامت و تفصیل بغاة و خوارج و ذکر نسب و مختصری از فضایل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و شرح مختصری از نسب و حالات رضی ابی الحسن محمد بن حسین موسوی رحمه الله نقل پس از آن شروع به شرح خطبه کتاب که از منشات سید رضی ره است مینمایم. انتهی».
ابن ابی الحدید این شرح را در بیست جزء و چنان که خود در آخر تصریح کرده در مدت چهار سال و هشت ماه از غره رجب 644 تا سلخ صفر 649ق به اتمام رسانیده و در آخر هر قسمت خاتمه هر جزء را تصریح نموده و تمام اجزاء در ایران و مصر مکرر چاپ شده و پس از شرح آخرین عبارت نهج البلاغه هزار کلمه از کلمات قصار که بسیاری از آنها مسلماً از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام میباشد و برخی به احتمال چه مشابهت به کلمات آن حضرت داشته و سید رضی ذکر نکرده بدون شرح و بسط آورده است.
شارح، این کتاب را به نام وزیر مؤید الدین محمد بن علقمی تألیف نموده است. در تجارب السلف، داستان جوایز را که وزیر در باب این کتاب به شارح داده و هم نجات دادن شارح را چنین آورده: «و عزالدین عبدالحمید بن ابی الحدید نهج البلاغه را به نام او شرح کرد و چون به عرض رسانید بهغایت بپسندید و از مجلس برخاست و در خزانه کتب رفت و هزار و ده تخت جامه که لایق مردان و زنان باشد و کنیزکی ترک و خوب صورت و خادمی حبشی کوچک و فرش و زیلو و اوانی نقره کوفت حاضر گردانید و بفرمود تا بر در سرای استری زینی با آلات نیکو حاضر کردند و غلامی دیگر حبشی جامههای نو پوشیده جهت رکابداری بداشتند و چون این مجموع تمام شد عزالدین عبدالحمید را بخواند و خلعت بپوشانید و تفصیل اجناس نقد و غلام تسلیم کرد عزالدین چون این مکرمت و مروت بدید ران وزیر را بوسه داد و گفت ای خداوند بنده را این همه توقع نبود و بر گمانی که بنده داشت مبرات وزیر به اضعاف زائد است. وزیر گفت این سخن بگذار که منتی برگردن من نهاده که به شکرانه آن قیام نتوانم کرد و به خدای که تا زنده باشم این حق را رعایت کنم» تا آنجا که میگوید: «و در واقعه بغداد عزالدین مذکور و برادرش موفق الدین را بیرون آوردند تا بکشند و ابن علقمی را پادشاه نواخته بود و مهمات عراق و بغداد به او تفویض کرد و در دل پادشاه مقام تمامی داشت. چون حال عزالدین بن ابی الحدید بشنید دود به سر او درآمد. در حال به خدمت خواجه افضل العالم نصیرالدین طوسی قدس الله روحه و دامن او بگرفت و گفت دو کس را از افاضل بغداد که بر بنده حق عظیم دارند گرفتهاند و خواهند کشت و التماس دارم که خواجه به بندگی پادشاه شتابد و بنده در خدمت باشد و در باب این دو بزرگ شفاعتی کند. خواجه بی توقف روان شد و وزیر هزار دینار به موکلان مغول داد و مهلت خواست و به درگاه رفت چون پادشاه ایشان را بدید دانست که به کاری آمدهاند وزیر به رسم مغول زانو زد و گفت دو کس را از شهر بیرون آوردهاند و یرلیغ پادشاه نافذ شده است که ایشان را به یاسا رسانند، بنده کمترین را آرزو آن است که پادشاه مرا عوض ایشان بکشد و ایشان را آزاد کند خواجه این معنی را در بندگی پادشاه به عرض رسانید و گفت اگر من خواستمی ترا بکشم تا این غایت نگذاشتمی و در حال عاطفت بفرمود و هر دو را به او بخشید. وزیر به تعجیل بیرون آمد و ایشان را خلاص داد و با عزالدین بن ابی الحدید گفت به خدای که اگر در قبول شفاعت توقفی میرفت، نفس خود را فدای تو خواستم کرد تا مکافات آن لطف تو باشد که با من کردی و نام مرا به سبب شرح نهج البلاغه مخلد گردانیدی».
سید هاشم بحرانی (- 1107ق) آنچه از فضایل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و سائر ائمه هدی در شرح ابن ابی الحدید بوده جمعآوری نموده و آن را «سلاسل الحدید» نامیده است. صاحب حدائق (- 1188ق) ردی بر شرح مذکور نگاشته و نام آن را «سلاسل الحدید فی تقیید ابن ابی الحدید» گذاشته و در آخر «لؤلؤتی البحرین» ذیل مؤلفات خود در معرفی این کتاب می گوید: «این کتاب رد بر شارح نهج البلاغه است که به خیال خویش آن را بر رأی معتزله و اصول مذهب ایشان نگاشته و در ابتدای آن مقدمه مفصلی در معنی امامت نوشتهام که او خود شایسته است کتابی مستقل باشد پس از آن آنچه راجع به امامت و احوال خلفاء و مطالب مناسب به این مبحث بود از شرح مذکور نقل و خلل و مفاسد هر یک را کاملا تشریح نمودهام و مجلد اول آن خاتمه یافته و در حدود یک ثلث از مجلد دوم را نیز تألیف نموده ولی اشتغال به تألیف کتاب حدائق مرا از به پایان رسانیدن آن بازداشته است. انتهی».
این کتاب توسط دکتر محمود مهدوی دامغانی به فارسی ترجمه شده است.
آغاز اثر
« بسمله، الحمدلله الذی تفرد بالکمال فکل کامل سواه منقوص ... »
سوابق و چاپهای اثر
مکرر چاپ شده؛ بیروت، مكتبة الحياة، منقولة عن طبعة ابی الفضل ابراهیم القاهرية، مع تعلیقات، نشره حسن تميم، فی خمس مجلدات کبار، 1965م؛ (ج1-2، جزء 1-20)، دارالخلافه طهران، سنگی، 1270-1271ق، رحلی
شروح، حواشی و منظومهها (در فنخا)
شرح نهج البلاغة (ترجمه)؛ شمس بن محمد بن مراد (-11)
سلاسل الحديد لتقييد ابن ابی الحدید؛ بحرانی، یوسف بن احمد (1186-1107)
تعليقة على شرح خطبة الشقشقية؛ لابن ابی الحدید عاملی، زین العابدین (-12)
شرح نهج البلاغة = منتخب شرح نهج البلاغة؛ حدیدی طبسی، محمود بن غلام علی (-12)
شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید؛ استرآبادی، محمد جعفر بن سیف الدین (1198-1263)
شرح نهج البلاغة (منتخب)؛ كرهرودی، محمدعلی بن محمدابراهیم (-13)
مظهر البينات و مظهر الدلالات؛ شاكر دزفولی، نصر الله بن ملا لطفعلی (-1311)
العقد النضيد المستخرج من شرح ابن ابی الحدید؛ فخرالدین عبدالله بن هادی بن یحیی
شرح نهج البلاغة (ترجمه)
كيفية شرح نهج البلاغة من ابن ابی الحدید
شرح نهج البلاغة (مختصر)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
الذریعة 158/14
کشف الظنون 1991/2
معجم المؤلفين 106/5
هدية العارفين 507/5
ريحانة الادب 333/7
لغت نامه دهخدا 56/3
دنا 1136/6- 1141 (151 نسخه)
متن فنخا
● شرح نهج البلاغة / شرح حدیث / عربی
š.-u nahj-il-balāġa
ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، 586-655 قمری
ebn-e abe-l-hadīd, ‘abd-ol-hamīd ebn-e hebat-ol-lāh (1191 - 1258)
وابسته به: نهج البلاغة؛ شریف الرضی، محمد بن حسین (359-406)
اهداء به: وزیر مؤید الدین محمد بن علقمی
تاریخ تألیف: سلخ صفر 649ق
این شرح نهج البلاغه یکی از شروح مفصله است و شارح در آن داد اطلاع و فضیلت و تحقیق را داده و چون طریقه انصاف را پیش گرفته و چنانکه شایسته است خطب وکلمات را شرح و تفسیر نموده، اهل سنت وی را شیعه دانسته ولی از خود کتاب بر میآید که سنی و معتزلی است، بسیاری از اخبار و معتقدات شیعه را هم نقل و به رد آنها پرداخته و بسیاری از مطالب بر خلاف عقائد امامیه دارد که آنها را صاحب حدائق جمع نموده است، ولی در دوستی حضرت علی و اولاد آن بزرگوار علیهم السلام بیاختیار بوده و ما ترجمه پارهای از دیباچه این شرح را که شارح از روی راستی بیکم و کاست کتاب و اسلوب آن را معرفی نموده در اینجا میآوریم: «چون امر حضرت وزیر بزرگوار محمد بن احمد بن محمد علقمی که خدایش مشمول عنایات کامله خویش دارد و او را از این مقام ارجمند بالاتر برد به نام این بنده درگاه بر شرح کتاب نهج البلاغه که بر صاحب آن بهترین صلوات و پاکیزهترین تحیات باد صادر گردیده، مانند کسی که خود پیش پیش بنا بر کاری داشته و فرمانی جازم او را از جا برانگیزاند شروع در انجام خدمت نموده و به شرحی پرداخت که در آن به ذکر غرائب لغات و اسالیب عبارات و بیان مراد قناعت نموده بود اما چون چندی بدین منوال گذشت اندیشیدم دانستم که این مختصر تشنه حقائق را سیراب نمیکند و سرگردان را جز سرگردانی نمیافزاید بنابراین آن روش را گذاشتم و به شرحی مفصل پرداختم که مشتمل بود بر غریب لغات و اسالیب و قواعد معانی و بیانی و چون کلمهای ممکن باشد از لحاظ اعراب و تصریف اشکالی پیدا کند به بیانش پرداخته و در موارد بسیار به نقل نظم و نثرهایی نظایر عبارات کتاب همت گماشتم، حکایات و مطالب تاریخی را که در الفاظ اشارتی بدانها رفته بود آورده، دقایق توحید و عدل که اشاره بدانها نموده تشریح کرده، آنچه از انساب و امثال نکتهها و مواعظ و زواجر دینی و حکم و آداب اخلاقی و مسائل فقهی بود شرح و بسط داده، مقامات عارفین را که آن حضرت در کلمات خویش به طریق رمز یاد فرموده بیان نمودم، در صورتی که همه کس توانایی بر آن ندارد و این کار را کسی نتواند جز دانشمندان و روحانیان مقرب، پرده ساتر مقاصد را از روی عباراتی که حضرت علیه السلام به طریق کنایه و اختصار و اشاره و شکایت بیان فرموده برداشته و برهان اقامه کرده که بسیاری از فصول این کتاب داخل در معجزات محمدیه (ص) است چرا که مشتمل بر اخبار به غیب میباشد و از قوه بشر خارج است که این گونه حقایق را در قوالب الفاظ درآورد. (به همین جهت است که در میان خاصه این کتاب اخ القرآن نامیده شده) و چنان که امید بود کتابی در فن خود کامل و یگانه در میان امثال گردید و هیچ شگفت نخواهد بود که به وسیله این کتاب که بهترین کتابها است کسی به سر پادشاهان تقرب جوید و به واسطه یگانه زمان به یگانه روزگار نزدیک شود چرا که همه چیز به مانند خویش بایستی متصل شود و هر چیزی نظیر خود را به خود میکشاند و تا آنجا که میدانم پیش از من کسی به شرح این کتاب نپرداخته جز سعید بن هبة الله بن حسن فقیه معروف به قطب راوندی که یکی از فقهای امامیه بوده لیک وی مرد این میدان نبوده چرا که همه عمر خویش را صرف فقه کرده و کجا فقیهی که بس عالم این یک رشته است تواند به حقایق این کتاب که دارای فنون متعدده و علوم متشعبه میباشد پی برد، بنابراین حال شرح او بر دانا مخفی نیست و من در چند جا مطالب متناقضه آن را در این کتاب نقل نموده و از بسیاری از آنها که چندان فائدهای در ذکر آن ندیده درگذشتهام، و پیش از آن که شروع به شرح کتاب نمایم اقوال اصحاب خودمان معتزله رحمهم الله را در باب امامت و تفصیل بغاة و خوارج و ذکر نسب و مختصری از فضایل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و شرح مختصری از نسب و حالات رضی ابی الحسن محمد بن حسین موسوی رحمه الله نقل پس از آن شروع به شرح خطبه کتاب که از منشات سید رضی ره است مینمایم. انتهی».
ابن ابی الحدید این شرح را در بیست جزء و چنان که خود در آخر تصریح کرده در مدت چهار سال و هشت ماه از غره رجب 644 تا سلخ صفر 649ق به اتمام رسانیده و در آخر هر قسمت خاتمه هر جزء را تصریح نموده و تمام اجزاء در ایران و مصر مکرر چاپ شده و پس از شرح آخرین عبارت نهج البلاغه هزار کلمه از کلمات قصار که بسیاری از آنها مسلماً از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام میباشد و برخی به احتمال چه مشابهت به کلمات آن حضرت داشته و سید رضی ذکر نکرده بدون شرح و بسط آورده است.
شارح، این کتاب را به نام وزیر مؤید الدین محمد بن علقمی تألیف نموده است. در تجارب السلف، داستان جوایز را که وزیر در باب این کتاب به شارح داده و هم نجات دادن شارح را چنین آورده: «و عزالدین عبدالحمید بن ابی الحدید نهج البلاغه را به نام او شرح کرد و چون به عرض رسانید بهغایت بپسندید و از مجلس برخاست و در خزانه کتب رفت و هزار و ده تخت جامه که لایق مردان و زنان باشد و کنیزکی ترک و خوب صورت و خادمی حبشی کوچک و فرش و زیلو و اوانی نقره کوفت حاضر گردانید و بفرمود تا بر در سرای استری زینی با آلات نیکو حاضر کردند و غلامی دیگر حبشی جامههای نو پوشیده جهت رکابداری بداشتند و چون این مجموع تمام شد عزالدین عبدالحمید را بخواند و خلعت بپوشانید و تفصیل اجناس نقد و غلام تسلیم کرد عزالدین چون این مکرمت و مروت بدید ران وزیر را بوسه داد و گفت ای خداوند بنده را این همه توقع نبود و بر گمانی که بنده داشت مبرات وزیر به اضعاف زائد است. وزیر گفت این سخن بگذار که منتی برگردن من نهاده که به شکرانه آن قیام نتوانم کرد و به خدای که تا زنده باشم این حق را رعایت کنم» تا آنجا که میگوید: «و در واقعه بغداد عزالدین مذکور و برادرش موفق الدین را بیرون آوردند تا بکشند و ابن علقمی را پادشاه نواخته بود و مهمات عراق و بغداد به او تفویض کرد و در دل پادشاه مقام تمامی داشت. چون حال عزالدین بن ابی الحدید بشنید دود به سر او درآمد. در حال به خدمت خواجه افضل العالم نصیرالدین طوسی قدس الله روحه و دامن او بگرفت و گفت دو کس را از افاضل بغداد که بر بنده حق عظیم دارند گرفتهاند و خواهند کشت و التماس دارم که خواجه به بندگی پادشاه شتابد و بنده در خدمت باشد و در باب این دو بزرگ شفاعتی کند. خواجه بی توقف روان شد و وزیر هزار دینار به موکلان مغول داد و مهلت خواست و به درگاه رفت چون پادشاه ایشان را بدید دانست که به کاری آمدهاند وزیر به رسم مغول زانو زد و گفت دو کس را از شهر بیرون آوردهاند و یرلیغ پادشاه نافذ شده است که ایشان را به یاسا رسانند، بنده کمترین را آرزو آن است که پادشاه مرا عوض ایشان بکشد و ایشان را آزاد کند خواجه این معنی را در بندگی پادشاه به عرض رسانید و گفت اگر من خواستمی ترا بکشم تا این غایت نگذاشتمی و در حال عاطفت بفرمود و هر دو را به او بخشید. وزیر به تعجیل بیرون آمد و ایشان را خلاص داد و با عزالدین بن ابی الحدید گفت به خدای که اگر در قبول شفاعت توقفی میرفت، نفس خود را فدای تو خواستم کرد تا مکافات آن لطف تو باشد که با من کردی و نام مرا به سبب شرح نهج البلاغه مخلد گردانیدی».
سید هاشم بحرانی (- 1107ق) آنچه از فضایل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و سائر ائمه هدی در شرح ابن ابی الحدید بوده جمعآوری نموده و آن را «سلاسل الحدید» نامیده است. صاحب حدائق (- 1188ق) ردی بر شرح مذکور نگاشته و نام آن را «سلاسل الحدید فی تقیید ابن ابی الحدید» گذاشته و در آخر «لؤلؤتی البحرین» ذیل مؤلفات خود در معرفی این کتاب می گوید: «این کتاب رد بر شارح نهج البلاغه است که به خیال خویش آن را بر رأی معتزله و اصول مذهب ایشان نگاشته و در ابتدای آن مقدمه مفصلی در معنی امامت نوشتهام که او خود شایسته است کتابی مستقل باشد پس از آن آنچه راجع به امامت و احوال خلفاء و مطالب مناسب به این مبحث بود از شرح مذکور نقل و خلل و مفاسد هر یک را کاملا تشریح نمودهام و مجلد اول آن خاتمه یافته و در حدود یک ثلث از مجلد دوم را نیز تألیف نموده ولی اشتغال به تألیف کتاب حدائق مرا از به پایان رسانیدن آن بازداشته است. انتهی».
این کتاب توسط دکتر محمود مهدوی دامغانی به فارسی ترجمه شده است.
آغاز: بسمله، الحمدلله الذی تفرد بالکمال فکل کامل سواه منقوص ...
چاپ: مکرر چاپ شده؛ بیروت، مكتبة الحياة، منقولة عن طبعة ابی الفضل ابراهیم القاهرية، مع تعلیقات، نشره حسن تميم، فی خمس مجلدات کبار، 1965م؛ (ج1-2، جزء 1-20)، دارالخلافه طهران، سنگی، 1270-1271ق، رحلی
[الذریعة 158/14؛ کشف الظنون 1991/2؛ معجم المؤلفين 106/5؛ هدية العارفين 507/5؛ ريحانة الادب 333/7؛ لغت نامه دهخدا 56/3؛ دنا 1136/6- 1141 (151 نسخه)]
شرح و حواشی:
1- شرح نهج البلاغة (ترجمه)؛ شمس بن محمد بن مراد (-11)
2- سلاسل الحديد لتقييد ابن ابی الحدید؛ بحرانی، یوسف بن احمد (1186-1107)
3- تعليقة على شرح خطبة الشقشقية؛ لابن ابی الحدید عاملی، زین العابدین (-12)
4- شرح نهج البلاغة = منتخب شرح نهج البلاغة؛ حدیدی طبسی، محمود بن غلام علی (-12)
5- شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید؛ استرآبادی، محمد جعفر بن سیف الدین (1198-1263)
6- شرح نهج البلاغة (منتخب)؛ كرهرودی، محمدعلی بن محمدابراهیم (-13)
7- مظهر البينات و مظهر الدلالات؛ شاكر دزفولی، نصر الله بن ملا لطفعلی (-1311)
8- العقد النضيد المستخرج من شرح ابن ابی الحدید؛ فخرالدین عبدالله بن هادی بن یحیی
9- شرح نهج البلاغة (ترجمه)
10- كيفية شرح نهج البلاغة من ابن ابی الحدید
11- شرح نهج البلاغة (مختصر)
نسخههای خطی این اثر
149 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
رضوی
مشهد
|
2057 | بیکاتب | قرن 7 | ریحان، نسخ | 330 | شناسنامه ← |
| 2 |
مرعشی
قم
|
11212 | بیکاتب | بخشی در قرن 7 و بخشی دیگر در قرن 11 | نسخ | 297 | شناسنامه ← |
| 3 |
رضوی
مشهد
|
13820 | بیکاتب | قرن 8 | نسخ | 121 | شناسنامه ← |
| 4 |
دانشگاه
تهران
|
2136-ف | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 5 |
رضوی
مشهد
|
13814 | بیکاتب | قرن 8 | نسخ | 112 | شناسنامه ← |
| 6 |
رضوی
مشهد
|
14070 | بیکاتب | قرن 8 | نسخ | 202 | شناسنامه ← |
| 7 |
دانشگاه
تهران
|
2131-ف | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 8 |
رضوی
مشهد
|
13819 | بیکاتب | قرن 8 | نسخ | 101 | شناسنامه ← |
| 9 |
رضوی
مشهد
|
13823 | بیکاتب | قرن 8 | نسخ | 115 | شناسنامه ← |
| 10 |
دانشگاه
تهران
|
2121-ف | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 11 |
مجلس
تهران
|
17436 | بیکاتب | قرن 9 | - | - | شناسنامه ← |
| 12 |
جلیلی
کرمانشاه
|
426 | بیکاتب | قرن 10 | نسخ | 492 | شناسنامه ← |
| 13 |
دانشگاه
تهران
|
2137-ف | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 14 |
امام صادق
اردکان یزد
|
34 | بیکاتب | قرن 10 | نسخ | 409 | شناسنامه ← |
| 15 |
وزیری
یزد
|
1928 | احمد بن حسن صالح | ذیقعده 965ق و محمد بن ناصر بن سلیمان بن یحیی در جمادی الاول 967ق | نسخ | 13 | شناسنامه ← |
| 16 |
فاضل
خوانسار
|
8 | محمد بن ناصر بن سلیمان بن یحیی بن علی نجفی | پنجشنبه 14 رجب 967ق | نسخ | 84 | شناسنامه ← |
| 17 |
مرکز احیاء
قم
|
1564 | جزء 5 تا هشتم: علی بن صالح بن عطاء الله صیمری بصری (جزء 5 تا 8) | شنبه 18 جمادی الاول 1092ق، و حسن بن جعفر بن یوسف اوالی سیفی در چهارشنبه 13 محرم 983ق | نسخ | 418 | شناسنامه ← |
| 18 |
هاشمی، نورالدین (خاندان)
شیراز
|
10 | حسن بن جعفر بن یوسف اوالی نیفی | چهارشنبه 13 محرم 983ق | - | - | شناسنامه ← |
| 19 |
رضوی
مشهد
|
13822 | داود بن شمس بن داود بن احمد بن حسن بن ابی احمد فقیه شیبانی بحرانی | چهارشنبه 17 محرم 989ق | نسخ | 240 | شناسنامه ← |
| 20 |
رضوی
مشهد
|
13821 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 243 | شناسنامه ← |
| 21 |
رضوی
مشهد
|
11267 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 381 | شناسنامه ← |
| 22 |
ملک
تهران
|
1390 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 315 | شناسنامه ← |
| 23 |
سپهسالار
تهران
|
7052 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 317 | شناسنامه ← |
| 24 |
سپهسالار
تهران
|
3078 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 400 | شناسنامه ← |
| 25 |
سپهسالار
تهران
|
3077 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 253 | شناسنامه ← |
| 26 |
ملی
تهران
|
676 | بیکاتب | محتملاً قرن 11 | نسخ | 297 | شناسنامه ← |
| 27 |
ملی
تهران
|
588 | محمد بن عبدالرضا | محتملاً قرن 11 | نسخ | 358 | شناسنامه ← |
| 28 |
مرعشی
قم
|
4286 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 305 | شناسنامه ← |
| 29 |
علامه طباطبائی
شیراز
|
1076 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 30 |
مجلس
تهران
|
3027 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 1029 | شناسنامه ← |