شناسنامه کتابشناختی اثر
شبستان اندرز
šabestān-e andarz
پیوند کوتاه:
/w/37514
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #37514
پدیدآور / مؤلف:
سپهر کاشانی، عباسقلی بن محمد تقی
تاریخ و سده تألیف:
1291 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 18، ص 764
تا 768
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
داستان
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
داستانی است خیالی شبیه «انوار سهیلی» که مؤلف آن را برای بیان فضایل اخلاقی با نثری شیوا و جذاب، جهت ناصرالدین شاه قاجار تألیف نموده است. این داستان درباره پادشاهان چین و ایران ساخته شده و شخصیتهای فرضی آن عبارتند از: عبدالمالک، عبدالشکور، عبدالحمید، بهروز، همایون، خجسته، فرخنده، عبدالجان و شهباز. مؤلف کتابش را در دو جلد قرار داده که تألیف جلد اول، شنبه 16 رجب 1291 پایان یافته و معلوم میشود که جلد اول آن 500 صفحه بوده که نسخه آن تا به حال شناسایی نشده است. مؤلف در آغاز جلد دوم در بیان اوصاف کتابش چنین میگوید: «این نامه نامی و صحیفه گرامی مشتمل است بر فواید درستی و راستی و شداید کمی و کاستی و اجتناب از مکر و فریب این سرای پر آسیب و شناختن گوناگون رنگهای سرای دو رنگ و باز داشتن انواع حیل و اقسام خلل مردمان جهان و وخامت عاقبت دوراندیشان و مکر مکاران و جبر جابران و قهر قهاران و نیایش بخشایش گران و ستایش هنروران ...». (صدرائی خوئی)
مؤلف غرض از تدوین این داستان را چنین معرفی کرده است: «این بنده ستاینده که به فرمان شهریار جهان دار بنگارندگی و داروغگی وزارت خارجه کشور ایران سرافراز است در آغاز کار و نخست روزگار اندیشه بدان آراست که داستانی چند که زاده دانش خویش باشد در هم پیوندد که بیشتر به سخن پارسی رفته و از داستان و اندرز بزرگان باستان برگ و بوئی داشته باشد تا بدین آهنگ بخواندنش گرایند و اندیک راه به فرهنگ و بینش نیز نزدیک کنند. چه جهانیان را به افسانه دانایان گذشته روزگاران گرائیدن و گردیدن دیگر است.» همچنین در ادامه از وزیر ایران با عباراتی چون «یگانه دستور جهان پناه ... درخشنده اختر خجسته دانش، درخشنده گوهر همایون آفرینش» یاد میکند و مقدمه را به نام ایشان به پایان میبرد. نام این وزیر در حاشیه کتاب [نسخه 8040] و به قلم مؤلف نوشته شده بوده که آن را پاک کردهاند و نام دیگری به صورت «میرزا سعد خان مؤتمن الملک» به جایش نوشته شده است. داستان از آنجا شروع میشود که «ایران»، فرزند نوح نبی پس از ماجرای طوفان، شاه و حاکم کشور ایران میشود و به آبادانی کشور کمر میبندد. هر پادشاهی که میآید راه او را ادامه میدهد و بر سرزمین آن میافزاید تا اینکه نوبت به «ترخان» که رشته پیوندش به خسروان باستان پیوسته میگشت افتاد. پس از او جهانگیر بن ترخان درفش گیتیستانی میافرازد و سپس نوبت به «گیتی شاه» میرسد و پس از او به «فیروزشاه» که مملکت در عهد او بسیار آبادان میشود و مردمان به عهدش کامکار و شادند. از او یک فرزند میماند به نام «افریدون» که در چهارده سالگی زمام مملکت به دست میگیرد. در این زمان «دانج دانگ» پادشاه چین به ملک ایران طمع میکند و قصد تصرف زمین توران که ضمیمه مملکت ایران و پیوسته به خاک چین است میکند. این داستان شرح جنگهای ایران و چین در عصر «افریدون» است. چند عنوان نخست داستان چنین است: - ذکر تباهی روزگار فیروزشاه و تاختن «دانج دانگ»، خاقان چین در مملکت توران و مسخر داشتن برخی از زمین توران و ...؛ -داستان فرمان دادن شاهنشاه ایران، ملک افریدون به فراهم آمدن لشکر و فرستادن به کشور چین؛ -داستان نبرد آزمودن «شوک وانگ» سپهدار لشکر چین با «فرهنگ» و گرفتار شدن او به پالنگ فرهنگ؛ - داستان شکسته شدن لشکر چین و فرستادن خاقان، «سین دانگ» فرزند خویش را با لشکر به جانب «جوانشیر»؛ - داستان رسیدن سین دانگ فرزند ملک چین با لشکر بیپایان به جنگ جوانشیر و تلاقی فریقین و دیگر وقایع. قسمت زیادی از داستان حاضر در این مجلد نخست، اختصاص دارد به ماجرای رفتن «شملیا» با رفقای خویش به جزیره حمراء. وی در راه برگشت با رفقا و همسفران خود قرار میگذارد که برای کمتر شدن مسیر برگشت، هر شب داستانی را برای هم بیان کنند. چند عنوان پایانی این مجلد نیز چنین است: - ذکر ورود ملک ایران، ملک افریدون و دیگر پسران او به لشکرگاه ایران و پذیرایی جوانشیر و دیگران قدوم او را؛ - آغاز مجادله و مقاتله لشکر ایران و چین در کرت و نگارش نامه از طرف ملک ایران بخاقان؛ - ذکر مسلمانی [کذا] باشک فرزند مهین خاقان و آمدن او در اردوی ملک ایران؛ - رهایی اسرای ایران و باشک و مین وانگ، پسران ملک چین به دستیاری اسحق و یاوری دیگران؛ - سوختن خاقان چین پسر خود جی وانگ را به گمان اینکه او «فرهنگ» است. تنها کسی که از این تألیف عباسقلی سپهر یاد کرده آقا بزرگ است که آن را بر اساس نوشته خود مؤلف در آخر مجلد ثانی از ربیع اول کتاب «مشکوة الادب الناصری» (ترجمه وفیات الاعیان) به توصیف آن پرداخته و نوشته است: «و هو نظیر انور [=انوار] سهیلی ... و انه فی ثلاثة آلاف بیت» (جواد بشری)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
دنا 340/6
الذریعة 23/13
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● شبستان اندرز / داستان / فارسی
šabestān-e andarz
سپهر کاشانی، عباسقلی بن محمد تقی، 1268 - 1342 قمری
sepehr-e kāšānī, ‘abbās-qolī ebn-e mohammad taqī (1852 - 1924)
تاریخ تألیف: جلد اول شنبه 16 رجب 1291ق
داستانی است خیالی شبیه «انوار سهیلی» که مؤلف آن را برای بیان فضایل اخلاقی با نثری شیوا و جذاب، جهت ناصرالدین شاه قاجار تألیف نموده است. این داستان درباره پادشاهان چین و ایران ساخته شده و شخصیتهای فرضی آن عبارتند از: عبدالمالک، عبدالشکور، عبدالحمید، بهروز، همایون، خجسته، فرخنده، عبدالجان و شهباز. مؤلف کتابش را در دو جلد قرار داده که تألیف جلد اول، شنبه 16 رجب 1291 پایان یافته و معلوم میشود که جلد اول آن 500 صفحه بوده که نسخه آن تا به حال شناسایی نشده است. مؤلف در آغاز جلد دوم در بیان اوصاف کتابش چنین میگوید: «این نامه نامی و صحیفه گرامی مشتمل است بر فواید درستی و راستی و شداید کمی و کاستی و اجتناب از مکر و فریب این سرای پر آسیب و شناختن گوناگون رنگهای سرای دو رنگ و باز داشتن انواع حیل و اقسام خلل مردمان جهان و وخامت عاقبت دوراندیشان و مکر مکاران و جبر جابران و قهر قهاران و نیایش بخشایش گران و ستایش هنروران ...». (صدرائی خوئی)
مؤلف غرض از تدوین این داستان را چنین معرفی کرده است: «این بنده ستاینده که به فرمان شهریار جهان دار بنگارندگی و داروغگی وزارت خارجه کشور ایران سرافراز است در آغاز کار و نخست روزگار اندیشه بدان آراست که داستانی چند که زاده دانش خویش باشد در هم پیوندد که بیشتر به سخن پارسی رفته و از داستان و اندرز بزرگان باستان برگ و بوئی داشته باشد تا بدین آهنگ بخواندنش گرایند و اندیک راه به فرهنگ و بینش نیز نزدیک کنند. چه جهانیان را به افسانه دانایان گذشته روزگاران گرائیدن و گردیدن دیگر است.» همچنین در ادامه از وزیر ایران با عباراتی چون «یگانه دستور جهان پناه ... درخشنده اختر خجسته دانش، درخشنده گوهر همایون آفرینش» یاد میکند و مقدمه را به نام ایشان به پایان میبرد. نام این وزیر در حاشیه کتاب [نسخه 8040] و به قلم مؤلف نوشته شده بوده که آن را پاک کردهاند و نام دیگری به صورت «میرزا سعد خان مؤتمن الملک» به جایش نوشته شده است. داستان از آنجا شروع میشود که «ایران»، فرزند نوح نبی پس از ماجرای طوفان، شاه و حاکم کشور ایران میشود و به آبادانی کشور کمر میبندد. هر پادشاهی که میآید راه او را ادامه میدهد و بر سرزمین آن میافزاید تا اینکه نوبت به «ترخان» که رشته پیوندش به خسروان باستان پیوسته میگشت افتاد. پس از او جهانگیر بن ترخان درفش گیتیستانی میافرازد و سپس نوبت به «گیتی شاه» میرسد و پس از او به «فیروزشاه» که مملکت در عهد او بسیار آبادان میشود و مردمان به عهدش کامکار و شادند. از او یک فرزند میماند به نام «افریدون» که در چهارده سالگی زمام مملکت به دست میگیرد. در این زمان «دانج دانگ» پادشاه چین به ملک ایران طمع میکند و قصد تصرف زمین توران که ضمیمه مملکت ایران و پیوسته به خاک چین است میکند. این داستان شرح جنگهای ایران و چین در عصر «افریدون» است. چند عنوان نخست داستان چنین است: - ذکر تباهی روزگار فیروزشاه و تاختن «دانج دانگ»، خاقان چین در مملکت توران و مسخر داشتن برخی از زمین توران و ...؛ -داستان فرمان دادن شاهنشاه ایران، ملک افریدون به فراهم آمدن لشکر و فرستادن به کشور چین؛ -داستان نبرد آزمودن «شوک وانگ» سپهدار لشکر چین با «فرهنگ» و گرفتار شدن او به پالنگ فرهنگ؛ - داستان شکسته شدن لشکر چین و فرستادن خاقان، «سین دانگ» فرزند خویش را با لشکر به جانب «جوانشیر»؛ - داستان رسیدن سین دانگ فرزند ملک چین با لشکر بیپایان به جنگ جوانشیر و تلاقی فریقین و دیگر وقایع. قسمت زیادی از داستان حاضر در این مجلد نخست، اختصاص دارد به ماجرای رفتن «شملیا» با رفقای خویش به جزیره حمراء. وی در راه برگشت با رفقا و همسفران خود قرار میگذارد که برای کمتر شدن مسیر برگشت، هر شب داستانی را برای هم بیان کنند. چند عنوان پایانی این مجلد نیز چنین است: - ذکر ورود ملک ایران، ملک افریدون و دیگر پسران او به لشکرگاه ایران و پذیرایی جوانشیر و دیگران قدوم او را؛ - آغاز مجادله و مقاتله لشکر ایران و چین در کرت و نگارش نامه از طرف ملک ایران بخاقان؛ - ذکر مسلمانی [کذا] باشک فرزند مهین خاقان و آمدن او در اردوی ملک ایران؛ - رهایی اسرای ایران و باشک و مین وانگ، پسران ملک چین به دستیاری اسحق و یاوری دیگران؛ - سوختن خاقان چین پسر خود جی وانگ را به گمان اینکه او «فرهنگ» است. تنها کسی که از این تألیف عباسقلی سپهر یاد کرده آقا بزرگ است که آن را بر اساس نوشته خود مؤلف در آخر مجلد ثانی از ربیع اول کتاب «مشکوة الادب الناصری» (ترجمه وفیات الاعیان) به توصیف آن پرداخته و نوشته است: «و هو نظیر انور [=انوار] سهیلی ... و انه فی ثلاثة آلاف بیت» (جواد بشری)
[دنا 340/6؛ الذریعة 23/13]
نسخههای خطی این اثر
37 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 31 |
مجلس
تهران
|
16977 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | 52 | شناسنامه ← |
| 32 |
ملی
تهران
|
15831 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | 58 | شناسنامه ← |
| 33 |
ملک
تهران
|
4586/4 | بیکاتب | بیتاریخ | - | - | شناسنامه ← |
| 34 |
ملک
تهران
|
710/2 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | 46 | شناسنامه ← |
| 35 |
ادبیات
مشهد
|
226 فرخ | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | 117 | شناسنامه ← |
| 36 |
الهیات
مشهد
|
765/3 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | 29 | شناسنامه ← |
| 37 |
رضوی
مشهد
|
23749 | بیکاتب | قرن 9 | نستعلیق | - | شناسنامه ← |